شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۱ آذر ۱۳۹۷ - ۲۲ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سیاست و ایده ئولوژی حاکم بر ورزش در جمهوری اسلامی ایران!

كوروش طاهري

مروری بر ورزش از ابتدای انقلاب تاکنون

 

مردان صاحب نام ورزش ایران در زمان سلطنت پهلوی در ایام منتهی به انقلاب ایران ,ترجیح دادند یا از مناصب و مسئولیت های خود استعفا دهند و یا راهی خارج شوند و باقی عمر را در غربت سپری کنند. روزهائی که حکومت جمهوری اسلامی ایران زمام امور را در دست گرفت و جمهوری اسلامی را نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر به ایران زمین تحمیل کرد کلمه ای را از درون دفترچه لغات ولایت فقیه بیرون کشید که مدتها در باره ورزش وورزشکاران ایران به کار برده می شد و آن کلمه –طاغوت- بود که در افکار عمومی و در کلام صاحب منصبان و ملاهای حکومتی در قلمرو ورزش از آن به عنوان –ورزش طاغوتی- نام می بردند و بر کسی هم معلوم نبود که این ورزش طاغوتی چه نوع ورزشی است!

از همان ابتدا حکومت ,باورزش کشتی و کشتی گیران مهربان بود و جامعه کشتی در نزد حکومت خودی و پهلوانان  در ردیف افراد دیندار و خدا جوی قرار داشتند. وقتی محمد رضا طالقانی از کشتی گیران سابق در زمان ورود خمینی به ایران از طرف چند هئیت مذهبی استقبال از خمینی به عنوان راننده آن ماشین رنجرور معروف برگزیده شد این همزیستی حکومت اسلامی با کشتی بیشتر معنی پیدا کرد.

اما فوتبال که محبوبترین ورزش ایران شده بود و به مدت دوازده سال در آسیا برترین ها بود  بیشتر مورد غصب حکومت قرار گرفت و آن کلمه طاغوتی چون پتکی بود که در سر هر بزنگاهی بر سر فوتبالیستها و مربیان وارد می شد و با طاغوتی خطاب کردن آنان حصاری چون دیوار بندی قلمرو جذامیان ایجاد می شد و در آن فضای انقلابی چنین لقبی شرمساری و ندامت در پی داشت. زوال لیگ فوتبال و تعلق دو باشگاه بزرگ پرسپولیس و تاج(استقلال) به بنیادهای حکومتی و دولتی عملا بر هر گونه خصوصی سازی در فوتبال ایران خط بطلان کشید و از طرفی با ریزش شدید اهالی خبره فوتبال و کناره گیری آنان روبرو شد. بخصوص وقتی در سازمان تربیت بدنی تهران و شهرستانها اداره های موسوم به حراست فعال شدند و عملکرد فردی و اجتماعی ورزشکاران و کادر فنی و مدیریتی را تحت نظر قرار دادند .

این نگاه های افراطی در همه جا بود. اوایل انقلاب  بازیکنان در تیم آموزش و پرورش ، مجبور بودند  که با شلوار بازی کنند و چند سالی این کار انجام می شد. یا حتی خیلی ها می گفتند فوتبال چون ریشه ای انگلیسی دارد ، باید تعطیل شود.  در مقابل این جبهه افراطی  افرادی تلاش کردند تا این نگاه های افراطی را از فوتبال دور کنند که نگاه مکتبی به ورزش نداشتند. می گفتند بگذارید فوتبال باشد چون حداقل کارش این است که هیجانات افکار عمومی جامعه را کنترل می کند

آن زمانی که باید تکلیف فوتبال روشن می شد ، گروهی در راس کار قرار گرفتند که آدم های به شدت افراطی بودند و گروهی هم که بعد از این گروه آمدند ، سعی کردند فضا را از حالت افراطی خارج کنند اما دیدگاه خاصی نداشتند و گفتند نگاه نظام به فوتبال باید برای کنترل هیجان و سوپاپ اطمینان امنیت اجتماعی در کشور باشد و اینکه با فوتبال مردم را سرگرم کنیم.

در چنین فضائی بود که کرسی های مناصب ورزشی ایران در مجامع جهانی و آسیائی از دست رفت و مجامع بین المللی ورزش و از جمله کنفدراسیون فوتبال آسیا که قطب قدرتمند در قاره آسیا بود سمت و سوی خود را از ایران به طرف کشورهای عربی تغییر جهت داد و در اندک مدتی پروسه جابجائی قدرت در فوتبال از ایران بسوی کشورهای عربی همسایه ایران روی داد. خودداری ورزشکاران ایرانی در مقابله با ورزشکاران اسرائیلی در مقاطع مهمی موجب شد تا تلاش و حقانیت ورزشکاران ایرانی قربانی اهداف عقیده تی نظام شود . تحریم دو المپیک 1980 مسکو و 1984 لس آنجلس نیز از جمله تصمیمات سیاسی حکومت در تضیق حقوق ورزشکاران ایرانی بود که چنین فرصت های مهمی را در میادین بین المللی از دست دادند.

به طور آشکار به مدت یک دهه و غیر آشکار تاکنون ایده ئولوژی حکومتی غالب بر ورزش کشور بوده و از ورزش به عنوان وسیله ای برای هدف صدور انقلاب اسلامی استفاده می شده که در حال حاضر این موضوع کمرنگ تر دیده می شود.

ممنوع کردن چند رشته ورزشی در ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی مثل شطرنج/بوکس و ممنوع شدن فعالیتهای بنگاههای شرط بندی ورزشی نیز از جمله پی آمدهای سیاسی و عقیدتی حکومت بود که بعد ها در باره تعدادی از اینها تجدیر نظر شد.

گذشته از ناچیز بودن میزان سرانه استفاده ورزش در جمهوری اسلامی که در مقایسه با میزان مشابه در استانداردهای بین المللی در سطح پائین و ناچیزی قرار دارد در تناسب با رشد جمعیت کشور و افزایش خیل انبوه متقاضیان ورزش در دو قلمرو همگانی و قهرمانی جمهوری اسلامی در تامین امکانات نرم افزاری و سخت افزاری برای خیل عظیم متقاضیان ناتوان بوده و ساخت و سازهای تاسیسات ورزشی به علت فسادهای مالی متولیان کم و اندک بوده است.

در کنار این مطالب ,توسل جستن به تئوری توطئه و بد بینی نسبت به نهادها و مجامع ورزشی بین المللی به یک اصل و قاعده در تفکرات حکومت تبدیل شد و سالهاست که  در میادین ورزشی برای توجیه ناکامی ها استفاده می شود. هشت سال جنگ ایران و عراق موجب شد تا ورزش ایران آسیبهای فراوانی از این رویداد خانمان و جانسوز ببیند. در دهه اول انقلاب و در عرصه داخلی زندانی کردن و اعدام چند چهره ورزشی بخاطر تعلقات سیاسی شان از جمله جنایتهایئی بود که در کارنامه سراسر منفی حکومت درج شد.

یک دهه بعد از سپری شدن عمر جمهوری اسلامی ایران و پیدایش طیف های گوناگون در داخل نظام ,ورزش به عنوان خاستگاهی برای پرش سیاسی افراد حکومتی مورد توجه قرار گرفت و برای نخستین بار در سال 1372 تعدادی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از طریق  آرای ورزشی وارد مجلس شدند و از آن تاریخ تاکنون ورزش یکی از اهرمهای مهم برای پرتاب به مجلس و شوراها و سایر نهادهای رسمی حکومت تبدیل شده است.

فوتبال ایران دو بار نقش مهم سیاسی برای حکومت داشته است. یکبار صعود به جام جهانی 1998 که حکومت آن صعود را به پای خود نوشت و ریختن میلیونها نفر از مردم ایران برای شادمانی و نشان دادن ابراز احساسات ملی را به خواسته های عقیدتی نظام ولایت فقیه مرتبط دانست. دومین نقش آشکار فوتبال برای کمک به شرایط سیاسی حکومت ,صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی 2014 برزیل بود که همزمان با روی کار آمدن دولت شیخ حسن روحانی شد و صعودی کاملا سیاسی و از قبل طرح ریزی شده بود.

ورزشهای بانوان به مدت دو دهه و اندی عملا حضوری در میادین رسمی و بین المللی نداشت و رشته هائی  از ورزش بانوان مثل شنا/ژیمناستیک/دوومیدانی در کشور تا مرز نابودی بیش رفت و در سایر ورزشها که بیشتر مصرف داخلی داشت پوشیدن حجاب اسلامی اجباری شد و سایر ورزشهای دیگر رایج زنان در جهان ,مثل کشتی/وزنه برداری/دوچرخه سواری و... جائی در ورزش بانوان ایران نداشت.

بی ارزش شدن ریال ایران و افزایش تورم لجام گسیخته و ازدیاد انواع و اقسام فسادهای مالی حکومتی و دولتی و فقیر شدن بیشتر مردم به طور آشکاری قدرت خرید وسایل ورزشی را برای اکثریت  مردم ناممکن کرد و ایجاد شبکه های دلالای و فساد مالی ورزشهای پر طرفداری مثل فوتبال را در بر گرفت تا جائی که هر چند ماه پرونده ای برای بررسی این شبکه های مافیائی تشکیل و بعد از مدتی مسکوت می ماند.

ورزش در حوزه رسانه ای نیز محلی برای پرش مردان بازاری و تجارتی بسوی اهرم های قدرت شد و رشد قارچ گونه رسانه های ورزشی که فقط از بابت روابط درون حکومتی اجازه انتشار یافتند و برای سرگرم شدن مردم به فرعیات و به طور هدفمند منتشر می شدند فضائی از آنارشیسم را جایگزین فضای عقلانی و علمی در این حوزه کرد که جامعه ایران و نسل جوان آن  تاکنون از این فضای آنارشیستی آسیبهای فراوانی دیده است.

اخلاق , معرفت  و سلامت ورزشی به علت فضای حاکم بر مناسبات و روابط اجتماعی منحط و فاسد در ایران ,از ورزش  کشور رخت بر بست و فضای آلوده ,فریب ,رشوه , بداخلاقی و غیرشرافتمندانه جای آن را گرفت.

طی این سی و چند سال ورزش ایران به خاطر ناکارآئی به اصطلاح مدیران و مسئولین که بطور عمده ار عناصر امنیتی و اطلاعاتی یا سپاهی هستند نتوانسته آن ظرفیت و شایستگی خود را در مجامع بین المللی بخوبی نشان دهد و بجای علم و دانش ,فتاوی انواع و اقسام آیت الئه ها و توسل به جادو و رمالی بیش روی جوانان شایسته ایران زمین قرار گرفته است.

این مطلب برای ماهنامه دیدگاه سوم است و استفاده از آن فقط با ذکر منبع ماهنامه دیدگاه سوم مجاز است.

korosh_ims@yahoo.com

 

منبع: ماهنامه دیدگاه سوم، شماره 13

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
كوروش طاهري:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.