شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷ - ۱۶ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

من لاسانا باتیلی هستم

علی ناظر

هفته نامه شارلی ابدو کاریکاتوری از محمدبن عبدالله پیامبر مسلمانان را منتشر می کند، و دو فرد مسلح به دفتر آن نشریه حمله کرده و 5 نفر را به قتل می رسانند. در اعتراض به این کشتار، جمعیت کثیری از شهروندان فرانسه و ده ها نفر ار سران دولت ها راهپیمایی می کنند. نتانیاهو که چند ماه پیش از آن، دستور قتل و لت و پار کردن کودک و زن فلسطینی را صادر کرده بود، در صف اول شروع می کند به میوه چینی. حسن روحانی هم از راه دور، این کشتار را محکوم می کند.

لابی های وابسته به میدیای جهانخوار، به دفاع از آزادی بیان و مطبوعات، نوشتند و گفتند و مصاحبه کردند که انتشار هر تصویری از هر رهبر زنده و مرده ای، یک حق رسانه ای است؛ اما هیچکدام برای دفاع از حق و حرمت مسلمانان سخنی نگفتند، بجز خود مسلمانان. کسی نگفت آزادی بیان و مطبوعات آری، اما آزادی های فردی و شهروندی و در نتیجه احترام به باورهای ساده نزدیک به یک میلیارد مسلمانی که نه تروریستند و نه از تروریسم دفاع می کنند، نادیده گرفته شده است. بسیاری خود را به فراموشی زدند که آنچه این قبیل کشتارها را کلید می زند کاریکاتوری از محمد نیست، بلکه تاراج ثروت مردم ستمدیده خاورمیانه و آفریقا توسط زورمداران است. آنچه بمبگذاران انتحاری را ترغیب به ترور کور می کند، نفرتی است که از بدو کودکی در آنها نهادینه شده، به هنگامیکه فقر را با پوست و گوشت خود حس کرده، و استثمار پدران خود را مشاهده می کردند. کشتار شارلی ابدو عکس العملی است ارتجاعی و وحشیانه به یک خواست بحق.

جان پرسکات معاون گوردن براون، و پاپ رهبر مسیحیان، در موضعگیری های جداگانه، بر یک نکته مشترک تأکید داشته اند. آزادی بیان آری، اما نه به قیمت اهانت به دیگری. اما دیوید کامرون، نخست وزیر محافظه کار بریتانیا، می گوید توهین حتی به دین و اعتقادات افراد هم باید آزاد باشد.
البته که کشتار کاریکاتوریست ها و همکارانشان محکوم است؛ البته که شکسته شدن تابوهایی مانند انتشار کاریکاتور پیامبران و رهبران می تواند به رشد یک جامعه، و برونرفت آن از خرافات و افکار ارتجاعی، کمک برساند. اما به شرطی که در این پروسه عدالت رعایت شود. به شرطی که بشود ستاره داوود و یا هولوکاست را هم به سخره گرفت و انتقاد از کارکرد صهیونیست ها در فلسطین، بمثابه همبستری با نازیسم و یهود ستیزی ترجمه نشود. البته که اشغال کویت توسط ارتش صدام حسین باید با عکس العملی قاطع روبرو شود، به شرطی که اشغال خانه و کاشانه ساکنین فلسطین هم به همان شدت محکوم شود. البته که می توان و باید در پاریس تظاهراتی میلیونی با حضور رهبران جهان تدارک دید و فکر و عمل تروریسم را تقبیح و کشتار را محکوم کرد، به شرطی که همین رهبران، به هنگام کشتار مردم غزه، در جلوی جمعیت تظاهرات کنندگان راهپیمایی کنند. کجا بودند این رهبران در آنروزی که میلیونها نفر در اعتراض به شروع جنگ علیه عراق راهپیمایی کردند؟ البته که خفقان مطبوعات راه به فاشیسم می برد، و باید همیشه به یاری ژورنالیست ها شتافت، به شرطی که قتل و کشتار مردم عراق و افغانستان توسط آمریکا و شرکاء به همین شدت محکوم شود، و ژورنالیسم و رسانه ها تبدیل به ابزار تبلیغاتی جنگ افروزان هژمونی طلب و یا مرتجعین منطقه نشود.

البته که ژورنالیست باید آزاد باشد تا باور خود را به قلم بیاورد، اما به راستی چه کسی از انتشار کاریکاتور محمدبن عبدالله سود برد، بجز نتانیاهو، تروریست ها، بنیادگرایان و فاشیستها در سطح اروپا؟  این کاریکاتور و تظاهرات چه دردی از مردم ستمدیده و فقیر و گرسنه سومالی و پاکستان و اندونزی و نیجر و مالی و .... حل کرد؟ آیا حمله به مرکز فرهنگی فرانسه در نیجر و یا آتش زدن کلیساها به نفع آزادی مطبوعات است یا بوکوحرام ها و داعش ها؟ درگیری بین معترضین و پلیس در الجزایر ، به نفع چه کسی است، مردم الجزایر یا آنهایی که به دنبال آنارشیسم در خاورمیانه و آفریقا هستند؟ مگر نه اینکه، آزادی بیان در بحرین سرکوب می شود اما حجم واردات اسلحه در طی سه سال اخیر، از 17 میلیارد پوند تجاوز کرده است؟ مگر نه اینکه وبلاگ نویس عربستانی به شلاق محکوم می شود، اما فروش اسلحه آمریکایی به عربستان سر به آسمان می کشد؟ مگر نه اینکه آمار اعدام شدگان در ایران، در دوران حسن روحانی، غیر قابل تصور است، اما جان کری و ظریف در خیابان های ژنو رفیقانه قدم می زنند؟ با گفتن "من یک شارلی هستم" چه کسی و چیزی آزاد می شود و چه کسان و چیزهایی سرکوب خواهند شد؟ کار بجایی رسیده که رسانه های وابسته به رژیم هم علمدار آزادی مطبوعات شده اند.

آیا پرداختن به اینگونه مسائل با دیدگاهی تک بُعدی، باعث نمی شود تا مسائل اصلی دیده نشود؟
پیش از این، و به بهانه حمله به برجهای دوقلو در نیویورک، عراق و افغانستان به خاک و خون کشانده شد؛ اینبار و به بهانه داعش و کشتار شارلی ابدو، بزرگترین ناوگان فرانسه عازم خلیج فارس شده است، چه کسی از حضور نظامی آمریکا و فرانسه و انگلستان در محدوده بسیار حاد تنگه هرمز بهره می جوید؟ چرا باید اجازه داد تا احساسات ضد مذهبی، و یا باور به سکولاریسم و لائیتیسه، به ابزاری برای سرکوب مردم ستمدیده خاورمیانه تبدیل، و یا به تمسخر عقاید آنها منجر شود؟ به راستی وظیفه یک رسانه چپ، آگاهی رسانی است یا تمسخر و مضحکه ناآگاهان؟ سالهاست که کشتار مردم خاورمیانه تمامی نداشته و حتما ادامه خواهد داشت؛ اما نظاره کنیم و ببینیم که در آینده چند تظاهرات در اعتراض به کشتارهای سبعانه در خاورمیانه شکل می گیرد و چند نفر از آنهایی که امروز گفتند "من شارلی هستم"، فریاد خواهند زد "من عراقی هستم"، "من فلسطینی هستم"، "من قربانی توسعه طلبی صهیونیسم هستم"؟ در این مدت، چه کسی در خیابانها تجمع کرد و فریاد زد"من لاسانا باتیلی هستم" – جوان مسلمانی که توانست 15 یهودی را از مرگ حتمی نجات دهد؟

آیا مفهوم لائیتسیه بجز اینست که آزادی اندیشه، بیان و مطبوعات حتما و به هر قیمتی، تنها به شرطی که آزادی های فردی، شهروندی و عقیدتی دیگران نادیده گرفته نشود؟ مگر نه اینکه در ماده 2 قانون اساسی فرانسه 4 اكتبر 1958 آمده: فرانسه يك جمهوری تجزيه ناپذير، لائيك، دمكراتيك و اجتماعی است كه برابری همه‌ی شهروندان را در برابر قانون و قطع نظر از اختلاف در منشأ، نژاد يا مذهب آنان تضمين می‌كند و به همه‌ی اعتقادات احترام می‌گذارد.

تبعات یهود ستیزی در دوران نازیسم به جنگی جهانی بدل شد، دور نخواهد بود که اسلام ستیزی به جنگی با ابعادی گسترده تر بدل شود. دیوید کامرون از اقلیتی مذهبی با اندیشه مسموم صحبت می کند، اما به این نکته نمی پردازد که چه عواملی باعث شده اند تا این اندیشه مسموم رشد کرده و کادرگیری کند. مغبون اینگونه ستیزه جویی ها کسی نخواهد بود بجز کودکان هراسان یهودی در شهر های بلژیک و یا شهروندان مسلمان که نه اسلام ستیزند و نه یهود ستیز. مشکل، شارلی ابدو و یا مسلمان تحمیق شده که به این کشتار کور دست زد، نیست، مشکل اصلی، استثمار و استعمار است که امروز خود را در جامه فناتیزم دینی، دیروز در لباس استالینیزم و روز پیش از آن در لباس نازیسم نشان می دهد، و به تحمیق شهروندان ساده اندیش مشغول است.
وقتی آپارتاید اجتماعی، در جوامع اروپایی که خود را بمثابه مادر دموکراسی و تولارانس معرفی کرده اند، غیرقابل کتمان باشد، و مسلمانان و اقلیتهای قومی این آپارتاید را با گوشت و پوست خود حس کنند، و در سر هر رهگذر پلیس آنها را تفتیش بدنی کند، بدون شک، بخشی از جامعه به انحراف کشانده می شود. اپورتونیستهای بنیادگرا همیشه در کمین نشسته اند تا از این آپارتاید، که به تبعیض فاحشی راه می برد، بهره جویند. افراط گرایی رو به رشد معلول این آپارتاید است. تا استعمار و استثمار هست، تا زمانی که قربانیان آپارتاید در کشورهای اروپایی، شاهد کشتار مردم بی دفاع فلسطین و عراق و ... هستند، قتل و کشتار و تروریسم و سرکوب اقلیتهای مذهبی و قومی هم ادامه خواهد داشت، و دستیابی به عدالت اجتماعی ناممکن می شود. تظاهرات میلیونی در پاریس جوانان مسلمان را متقاعد کرد که تنها راه برای برونرفت و رهایی از تبعیض و آپارتاید اجتماعی، پیوستن به داعش و اندیشه افراطی است، چرا که هیچکس و نهاد و دولتی نمی خواهد به ریشه های واقعی در جامعه بپردازد؛ و بپذیرد علت واقعی مثلث شوم سرمایه داری، بنیادگرایی و صهیونیسم است که سدی است در برابر آگاهی انسان. مذهب نیست که انسان را می آفریند، بلکه انسان ناآگاه است که مذهب را می آفریند.


به نظر من، برای برخورد با بنیادگرایی (اسلامی، یهودی، مسیحی) باید دیدگاه سومی تبیین شود. دیدگاه و راهبردی که استوار بر مقام و حرمت انسان باشد و نه هژمونی ایدئولوژی بر رفتار و پندار و گفتار شهروندان، و یا راهبردی برآمده از مصاف و تقابل ایدئولوژی ها. برخلاف خانم مریم رجوی که راه حل مقابله با بنیادگرایی را اسلام دموکراتیک معرفی می کنند، بر این باورم که راه حل در آگاه کردن انسان ها خلاصه می شود. انسان آگاه، با هر باور و گرایشی، را نمی توان تحمیق کرد و با استراتژی "شُک و وحشت" به عکس العمل واداشت. اسلام دموکراتیک، پروتستانیزم و یا هر قرائت دیگری از ایدئولوژی، نمی تواند پادزهر بنیادگرایی شود اگر نتواند انسان را با فرهنگ تولارانس مأنوس کند. اندیشه ای پادزهر بنیادگرایی است که پیامش تحمل اندیشه دگراندیش باشد، نه در شکل آیات و احادیث، بلکه در رفتار و کردار و پندار رهبران و فرهیخته گان و روشنفکران، بخصوص در دورانی که بیش از 50% از ثروت جهان در دست فقط 1% از افراد است. در چنین دورانی که فاصله طبقاتی فاحش تر از هر دورانی است،، قتل و تروریسم و جنگهای فرسایشی افزون شده، و آزادی مطبوعات بدون شک، محدودتر خواهد شد. آزادی مطبوعات را نباید در انتشار کاریکاتوری از محمد دید، بلکه در امکان انتشار عکس کودکان جنگ زده، آمار افزایش درآمد تولید کنندگان سلاح، و نقش مطبوعات در افشای مماشات جهانخواران با ناقضین حقوق بشر ارزیابی کرد. تصاویری که از جنگ ویتنام منتشر شد، به جنگ و کشتار در ویتنام خاتمه داد، و نه کاریکاتوری از هوشی مین و یا لیندون جانسون. در این دوران که مطبوعات آزاد وجود خارجی ندارد سخن از آزادی مطبوعات آب در هاون کوبیدن است. مونوپلی رسانه ها به آن حد رسیده که نقش آفرینی رسانه ها در انتشار تصاویر جنگ طلبان و قربانیان نقض حقوق بشر، به یک رؤیا تبدیل شده است.

کشتار شارلی ابدو، سانسور و ارعاب ژورنالیست ها شدیدا محکوم است، اما استفاده ابزاری از رسانه ها برای پیشبرد اهداف سیاسی جهانخواران خطرناکتر است. تظاهرات میلیونی در پاریس، برخلاف باور بسیاری، علیه بنیادگرایی و فاشیسم مذهبی نبود، وگرنه می بایست علائمی از محکومیت فاشیسم مسیحی و صهیونیسم هم مشاهده می شد. آنچه در حال شکل گیری است، زمینه سازی برای سرکوب اکثریت قانونمدار باورمند به اسلام، بخاطر رفتار ارتجاعی اقلیتی کورذهن است. این اولین گام و بهانه ایست برای دخالت و ورود ادارات امنیتی به آدرس های ایمیل و شبکه های اجتماعی، و محدود کردن حقوق شهروندی تحت عنوان مبارزه با فاشیسم و تروریسم مذهبی.

هشدار از اینکه به بهانه دفاع از آزادی مطبوعات، رکن چهارم، زیر نظر وزارت ارشاد بین المللی، تحت کنترل دائم قرار بگیرد، و سیستمی پلیسی بر مطبوعات حاکم شود.

 

تیتر اخبار مربوطه

تظاهرات تاريخي عليه ايدئولوژي بنيادگرايي و تروريسم و فاشيسم مذهبي تحت نام اسلام در پاريس

جوانان مسلمان فرانسوی، فرزندان گمشده جمهوری لائیک

بیانیه نویسندگان و هنرمندان ایرانی در پشتیبانی از "شارلی هبدو"

مخالفت آمریکا با تحقیق در مورد جنایات جنگی در اراضی فلسطینی

سناتور کورکر از تهیه طرح اعطای حق تایید یا رد توافق اتمی با ایران خبر داد

آماده‌باش اروپا در برابر تهدید تروریستی

عفو بین‌الملل: وضعیت حقوق بشر در عربستان وخیم‌تر شده است

صدها شهروند روسیه به پیکارجویان داعش پیوسته‌اند

رفتار ضد ونقیض غربی ها در آیینه شارلی ابدو

آزادی مطبوعات از دیدگاه غرب و مسوولان «شارلی ابدو»

معترضان به شارلی ابدو چند کلیسا را در نیجر به آتش کشیدند

برخی رسانه ها مواضع ایران درمورد حوادث فرانسه را وارونه جلوه می دهند

آکسفام: ثروت حدود ۸۰ نفر برابر با نیمی از کل ثروت جهان است

Poll: Nearly half of French oppose Mohammed cartoons

Richest 1 percent will own more than the rest by 2016: Oxfam

تجمع اعتراضی مردم انقلابی به اقدام هتاکانه علیه رسول‌الله

نخست‌وزیر فرانسه: کشور با آپارتاید اجتماعی و قومیتی رو‌به‌رو است

حسن روحانی: توهین، فحاشی، ترور و خشونت نه آزادی است و نه دفاع از دین

اجساد ٤ قربانی ترورهای پاریس در اورشلیم طی مراسمی به خاک سپرده شد

اهدای ملیت و نشان افتخار فرانسه به ناجی گروگانهای سوپرمارکت یهودی

 

علی ناظر

بهمن 1393

ژانویه 2015

 

 

 

منبع: ماهنامه دیدگاه سوم، شماره 13

@ كپي رايت: اين مطلب ویژه ماهنامه دیدگاه سوم تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.