شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

شرط کافی

علی ناظر

نخست به یک واقعیت اشاره می کنم. کسی نیست که خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی نباشد، از ملت ستمدیده ایران گرفته، تا آمریکا و اسرائیل و عربستان و ....
 
چند فرض
 
فرض بگیریم که مفروضات زیر به واقعیت می پیوندد:
  • طوفان قاطع باعث شود حوثی ها منحل شوند، و یمن تمام و کمال در اختیار عربستان قرار بگیرد؛
  • وزش طوفان قاطع سه جزیره تنب بزرگ و کوچک، و ابوموسی را به خطه امارات ملحق کند؛
  • بشار اسد سقوط کرده و سوریه به دست نیروهای مردمی بیفتد؛
  • داعش منحل شده و نیروهای مردمی و سنّی بر عراق مسلط شده و شیعیان غیر فعال شوند؛
  • لیبی آرام بگیرد، و نیرویی معتدل حاکم شود؛
  • السیسی در مصر، جای خالی حُسنی مبارک را پُر کند؛
  • حزب الله لبنان منحل شده و لبنان را سیستمی مردمی و دموکرات زمامداری کند؛
  • با انحلال داعش، و خروج نیروی قدس از عراق، کلیه ابزار و ادوات و تسلیحات نظامی این دو نیرو به مجاهدین داده شود و آنها به اشرف بازگردند؛
  • قیمت هر بشکه نفت، به حداقل برسد؛
  • تفاهم لوزانچای به امضا برسد، و توانمندی هسته ای رژیم به 2درصد امروز برسد؛
  • رفسنجانی رئیس جمهور شود؛
  • نوشیدن جام زهر اتمی، خامنه ای را به بستر بیماری کشانده و او را رو به قبله کند؛
 
وقوع تمام این مفروضات ما را درست می رساند به مرداد 1367؛ وقتی که رژیم جام زهر قطعنامه 598 را سر کشید، در آنسال، رژیم به لحاظ درآمد نفتی در پایین ترین نقطه بود؛ به لحاظ اقتصادی در حال ورشکستگی بود؛ و مردم تجربه 6 سال پیش، یعنی خیزش خرداد 60 را پشت سر گذاشته بودند (امروز تجربه 1388 را پشت سر گذاشته اند).
در عین حال، پس از فدا و ایثار فرزندان خلق در عملیات فروغ جاویدان در سال 1367، این واقعیت مسجل شد که شرط لازم برای سرنگونی، فدا و ایثار و تسلیحات نظامی و حمایت جهانخواران و ورشکستگی اقتصادی رژیم و تشتت در درون نظام است، اما شرط کافی برای سرنگونی نیست.
شرط کافی، یعنی شرطی که آن شرط لازم را تکمیل کند؛ به نظر من، بسیج افکار عمومی و همبستگی ملی است. بدون این، سرنگونی ممکن نبوده و نیست.

با وجود اینکه قبول ندارم تمام مفروضات فوق الذکر به واقعیت می پیوندند،  اما اگر و بر حسب اتفاق، تمام مفروضات بالا رخ دادند، آیا موقع آن نرسیده که به امر همبستگی ملی بپردازیم، تا اینبار بتوانیم رژیم را سرنگون کنیم؟ جهت یادآوری اینکه از مرداد 1367 و نوشیدن اولین جام زهر، 27 سال می گذرد. اگر قبول داریم که دومین جام زهر، رژیم را تضعیف کرده و ما را یک گام به سرنگونی نزدیکتر، آیا زمان آن نرسیده که اپوزیسیون خود را منسجم و همپیمان کند؟
چندین سال است که می نویسم، رژیم می خواهد به راست میانه بچرخد، که رژیم برای بقای خود حق مسلم را تقدیم خواهد کرد که رژیم برای بقای خود اسرائیل را به رسمیت خواهد شناخت؛ و در همان زمان می نویسم که چرخش به راست میانه، در توان رژیم نیست اگر به پارامترهای لازم و کافی تن ندهد (سلسله نوشتار از خواستن تا توانستن). پیش از آنکه رژیم خودش را جمع و جور کرده و تبعات منفی لوزانچای را هضم کند، اپوزیسیون باید تشکیل جبهه وسیع آزادیخواهان را در دستور کار خود قرار دهد، در غیر اینصورت، دیر خواهد شد.
علی ناظر
18 فروردین 1394

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.