شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ - ۱۷ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ما، و توافق وین

علی ناظر

بارها نوشته ام و بازهم تکرار می کنم که جمهوری اسلامی همانطور که توانست حقوق مسلم دموکراتیک مردم ایران را با وحشیانه ترین شکنجه ها، و قتل و کشتار و زندان نادیده بگیرد، حق مسلم ملت ایران به دستیابی به عالی ترین مدارج استفاده از فن آوری هسته ای را هم بدون شک نادیده گرفته و با تن دادن با "کاپیتولاسیون" تن به معاهده ای می دهد که بسا خفت آورتر از ترکمنچای  خواهد بود.

در اینجا نمی خواهم بر درستی تحلیل های خود تأکید کنم، و نمی خواهم به بسیاری که ادعا می کردند، رژیم اسلامی تن به چنین عقب نشینی فاحشی نخواهد داد، بگویم که بار دیگر تحلیل های شما غلط از آب درآمد. برخی می گفتند آمریکا و رژیم در تقابل آنتاگونیستی هستند، باز هم مشخص شد که رژیم ایران برای بقای خود وطن و ملت را که ناچیز است، مادر خود را هم به حراج می گذارد تا دو روز بیشتر به حیات خود ادامه دهد.
در این نوشتار کوتاه، می خواهم فقط به چند نکته، مختصرا اشاره کنم. نکاتی که پیش از این بارها به آن پرداخته اما بسیاری از سرنگونی طلبان، از کنار آن سهل انگارانه گذشته اند:

  • آمریکا و شرکاء، و جمهوری اسلامی در هماهنگی کامل، به دنبال چپاول هر چه بیشتر ثروت ملی ملت شریف ایران هستند؛
  • این هماهنگی و همکاری تنگاتنگ، نتیجه ای نخواهد داشت، بجز ذلت هرچه بیشتر برای مردم ایران، و بدون شک، تهدید و خطر بیشتر برای فرزندان خلق ساکن در لیبرتی؛
  • رژیم می خواهد به راست میانه بچرخد، و همان جایگاهی را اشغال کند که سلسله پهلوی کرده بود، و علائم این جایگزینی تا دو سال دیگر آشکار خواهد شد.
  •  بیش از یک دهه پیش نوشتم که ایران در بحران انقلابی به سر نمی برد، بلکه در بهترین شق، در بحران فروپاشی است. برای تبدیل بحران فروپاشی به بحران سرنگونی، امر سرنگونی رژیم اسلامی نباید از دستور کار اپوزیسیون خارج شود. همیشه تأکید داشته ام که بهترین، آرامترین، و یا اصلاح طلب ترین جناح رژیم اسلامی، هنوز هم بخشی از رژیم است، و نباید روی آن حساب باز کرد. تمامیت نظام باید سرنگونی شود.
  • هرچند فدا و ایثار اعضا و هواداران سازمان مجاهدین ایران و شورای مقاومت ایران در 35 سال اخیر را نمی توان با بهترین سرود ها تمجید کرد، و خاطره مقاومت خستگی ناپذیر آنها تزیین بخش سربرگ صفحات تاریخ ایران در چهار دهه اخیر مبارزات خلق قهرمان ایران است؛  اما راهکارها و راهبردهایی که تاکنون از سوی مجاهدین و شورای ملی مقاومت در امر سرنگونی اتخاذ شده، نتوانسته رژیم را سرنگون کند.
  • بقای رژیم بخاطر کمکاری و یا خانه نشینی و راحت طلبی فرزندان خلق نیست، بلکه درک غلط اپوزیسیون از شرایط مشخص است.
  • مهمترین دلیل این ناموفقیت، عدم مشارکت فعالین سیاسی از رنگها و باورهای مختلف با مجاهدین است. مجاهدین، اعضا و هواداران مجاهدین، و شورای ملی مقاومت ایران، این واقعیت را خواسته و ناخواسته نادیده گرفته اند.
  • در مواردی، مخالفین و منتقدین خود را با برچسب و تهمت و افترا از گود خارج کرده، و یا آنها را نسبت به خود ناامید کرده اند. مجاهدین خلق ایران، با برخوردی فله ای، و با تفکیک نکردن سره از ناسره، و یا به زبانی روشن تر، منتقد از معاند، متاسفانه هر انتقاد بخود را با ناپسندترین واژه ها بمثابه همیاری و همکاری با دشمن خلق و عناصر معلوم الحال و سربازان گمنام قلمداد کرده اند.
  • آنچه امروز در وین امضا شد، بدون توجه به تمام جوسازی های چند هفته و ماه آینده، و شاخ و شانه کشیدن های جناح های هارتر در ایران و آمریکا، اپوزیسیون، بخصوص مجاهدین خلق و مشخصا مسوول شورای ملی مقاومت ایران، مجاهد خلق، مسعود رجوی را، مستلزم می کند، تا با ارائه استراتژی و راهبردی جدید، و با دوری از شعارهای سیاسی، به کمک ملت شریف ایران شتافته، و ایران را از چنگال رژیم جهل و جنایت نجات دهند.
  • اپوزیسیون، و شورای ملی مقاومت در ساختار و فرهنگ حاضر نمی تواند کار ساز باشد. دوران جدید، محتاج به درک مشخص از شرایط امروز است. راهکار و راهبرد دیروز دیگر برای امروز و فردا کاربرد نخواهد داشت.
  • در اولین مرحله، گام های زیر می بایست از سوی شورای ملی مقاومت سریعا برداشته شود:
    • اعلان آمادگی شورای ملی مقاومت برای گسترش و پوسته شکنی کامل؛
    • تشکیل جلسه ای بزرگ، و دعوت از کلیه احزاب، سازمانها، و نهاد های سرنگونی طلب، روشنفکران چپ، میانه و راست؛ برای رایزنی و فورموله کردن نقشه راه؛
    • ورود به فاز سکولاریسم، و پرهیز از استفاده ابزاری از مذهب توسط مسوول شورای ملی مقاومت و یا خانم مریم رجوی. مذهب امریست شخصی، واستفاده از مذهب برای پیشبرد اهداف سیاسی تضعیف کننده جبهه وسیع خلق است.
    • خارج کردن مبارزه مسلحانه (صوری) از محوریت پروسه سرنگونی، و جایگزین کردن آن با مبارزات اجتماعی زیر پوشش حفاظتی مسلحانه؛
    • درک مشخص از شرایط مشخص پس از توافق وین، یعنی باور به این واقعیت که رژیم اسلامی چاره ای بجز چرخش به راست میانه نخواهد داشت. هرچند از خواستن تا توانستن راه بسیار پر خطر است؛
    • باور به این تحلیل، یعنی خواست رژیم به چرخش، تدوین استراتژی برای سرنگونی را از تئوری به واقعیت نزدیکتر می کند. رژیم جام زهر اتمی را سرکشید، اما آمریکا و شرکاء برآنند که رژیم را به هر قیمتی بر سرپا نگاه دارند؛
    • رژیم جام زهر اتمی را سرکشید، و البته که بحران فروپاشی می تواند رژیم را تضعیف کند، اما به سرنگونی رژیم نمی انجامد؛
    • اگر اپوزیسیون یکپارچه نشود، و دست از شعارهای توخالی بر ندارد، ایران و رژیم در همین بحران فروپاشی درجا خواهد زد، و بهای این امپاس را ملت شریف ایران می پردازد؛
    • وظیفه اپوزیسیون تبدیل "بحران فروپاشی" به "بحران سرنگونی" است. شاید آنچه یک دهه پیش نوشته بودم، مبحثی تئوریک و نظریه پردازانه باشد، اما مسوولین شورا، و بخصوص آقای مسعود رجوی، می بایست اینگونه نظریه ها را مورد توجه قرار داده،  و هرآنچه متین است را بکار گیرند.
    • شورای ملی مقاومت، و سازمان مجاهدین خلق ایران، باید به این واقعیت تن بدهند که رژیم اسلامی و آمریکا در مرحله آنتاگونیستی نیستند، و جنگهای پاروکسی از جمله طوفان قاطع در یمن، و یا بهار عربی، واژه های توخالی و بی محتوایی هستند که هدفی ندارند بجز خاک ریختن در چشم مردم ستمدیده خاورمیانه.
    • سرنگونی فقط و فقط در ایران ، و فقط و فقط به دست ملت شریف ایران و فرزندان خلق قهرمان ایران، ممکن است. هر گونه محاسبه و برنامه ریزی روی جهانخواران و صهیونیسم و شرکاء، نه تنها امر سرنگونی را منحرف می کند، بلکه ملت ایران و فعالین سیاسی را هرچه بیشتر از مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران دورتر می سازد.
    • آقای مسعود رجوی و یا خانم مریم رجوی، لازم است که با توجه به این واقعیات، تدوین استراتژی فراگیر برای سرنگونی را در یک سری سخنرانی های عمومی آغاز کرده و با نظرخواهی از عموم فعالین سیاسی چپ، لیبرال، و سکولار، آینده ای پیروزمندانه برای اپوزیسیون سرنگونی طلب را برنامه ریزی کنند.
  • توافق در وین، ملت ایران را از داشتن یک حق مسلم و طبیعی محروم کرد. اجازه داد تا بیگانگان بتوانند به هر پستویی در هر خانه سر بکشند. "کاپیتولاسیون" بر یک ملت زجر دیده تحمیل شد. اجازه داد تا رژیمی جنایتکارتر از سلسله پهلوی به حیات خود ادامه دهد. 36 سال پس از آنکه ملت شریف ایران به سینه شاه و سیستم وابسته پهلوی دست رد زدند؛ دوباره شاهی معمم، و سیستمی شکنجه گر، دست در دست امپریالیسم و صهیونیسم، می رود تا ثروت ملی را چپاول کند.
  • اگر اپوزیسیون اعلام همبستگی نکند، رژیم اسلامی برای یک تا دو دهه دیگر بر مردم ایران حاکم خواهد بود.

برای همه شادی و سرافرازی آرزو می کنم.

علی ناظر

23 تیر 1394

14 ژوئیه 2015

 

 

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.