شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۲ اوت ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دل برادر، برچسب نزن

علی ناظر

مطلبی نوشته بودم بعنوان «پیام سیاسی یک دیدار و زیر مجموعه های آن – بخش نخست»

در پاسخ، امروز آقای ناصر آبادانی طی ایمیلی متن زیر را برایم ارسال کردند. یکی از هموطنان هم طی ایمیل، لینک این متن که در سایت وزین آفتابکاران منتشر شده، را برایم ارسال کرده است.

 

تاریخ درج مقاله -1395:05:14

چه پيش آمده است ؟

ناصر آباداني

 

پاسخي به نوشته اخير علي ناظر ،،،

 

خوب ، حالا به اين طيف سايت نشين ، چه بايد گفت ؟ ،

چرا هر ديدار و هر رفتار مجاهدين توامأ ، هم رژيم را مي لرزاند هم اينان را!

چه پيش آمده است ؟

رژيمي بر كشور حاكم است كه از تمام عوامل منطقه اي و داخلي و جهاني براي تثبيت قدرت سركوب گر خود سود ميجويد،در منطقه آتش جنگ مي افروزد ، در كشور اعدام مي كند و شكنجه و سركوب ، و و يران كردن تمام زير ساخت هاي اقتصادي و كشاورزي و زيست محيطي شده است مشغله اش ! وهمچنان در مناقشه دائمي با جهان ! و به قول محسن رضايي سر پاسدار رژيم با كسي هم شوخي ندارند .

آقاي ناظر،،

مجاهدين فيل هوا نكردن ، مجاهدين تنها يك ديدار كردن ، تركي فيصل هم ديدار بودً، نمايدگان مجالس كشورهاي عربي هم ديدار بود ،نمايندگان مردم سوريه هم حضور داشتن ، هدف از اين ديدار ها كوتاه كردن دست رژيم از منطقه است ، به ديگر معني به هم زدن تعادل رژيم ، و فرو ريختن عمق استراتژيك رژيم ، عجيب است كه رژيم اين را فهم ميكند شما نه !!

هراس به دل راه نده !

تا شما سايت نشينان سايه نشين هستيد ، آب از آب تكان نمي خورد ،

اگر اين كارهاي مجاهدين نباشد قلم در دستانتان ،مي ماست ! ناظر جان ، مي شود بفرماييد شما كدام فلسطين را قبول داريد ؟ فلسطين حماس را يا فلسطيني كه سازمان الفتح رهبريش را دارد ؟ اينكه از خانم مريم رجوي مي خواهي توضيح دهد كه هنوز ضد صهيونيست هست يا نه يعني چه ؟ محمود عباس رژيم اسرائيل را به رسميت شناخته است ، عرفات هم شناخت ، مصر هم شناخت ، أردن هم شناخت ،تركيه كه شناخته بود ، خدا را شكر ، شما به رسميت نميشناسيد،و كما كان در حال جنگ ضد صهيونيستي و ضد امپرياليستي هستيد !! ولي خودمانيم،اين (خط ضد صيونيستي ) را خوب آمدي !! شما از اينكه محسن رضايي با اين ديدار ها بوي الرحمان رژيم را شنيده است آشفته خاطر شده ايد ؟ به محسن رضايي دلداري مي دهي يا به هم هفت خوان هاي خودت ؟ رژيم و نمايندگان خارج و داخلش ظرف يكي دو هفته گذشته ، چه به فيصل و چه به عباس اعتراض هاي رسمي و غير رسمي بسيار كردن ، اگر اين امر ، رژيم را به چنان هراسي افكنده است كه هوارش دنيا را برداشته است ، حرف حساب شما چيست ؟ نگراني شما چيست ؟ چرا؟

مجاهدين اين ديدار ها را انجام ندهد ؟ دست رژيم را از منطقه كوتاه نكند ؟ چون شما در ذهنتان ،و در ليست ذهني تان ، جنگ را در صدر ليست نوشته ايد !

ناظر جان عزيز دل برادر ، آخوند ها جنگ را با مردم ايران ٣٧ سال است كه پيش مي برند ، يعني تقريبا جاي سالمي نگذاشته اند ! تو اگر مرد رهي ، به اين ميدان بيا ! اول تلاش كن شر اين جنگ را از سر مردم ايران كوتاه كن ،

ناظر جان عزيز دل برادر ،،، حضور نظامي نيروي تروريستي قدس در سوريه و عراق و در يمن و در عربستان يعني سايه جنگ ، ، اين حده اقل را كه بايد فهم كنيد ! اگر آخوند براي خود در سوريه وعراق و بحرين و يمن ، عمق استراتژيك قائل هستند ، حتما آنها هم ( كشورهاي عربي ) حده اقل شناخت را از امنيت ملي خود دارند ، يا فكر مي كني از بيخ عرب هستند !!!! و شناختي راجع به منافع ملي خود ندارند ، شما و هم كيشانت فكر مي كنيد ،آخوند ها هر تصميمي گرفتند و هر بلايي سر منطقه آوردند بايد رفت پشتش!

تكلمه آخر :

احزاب و سازمانهاي كرد ( دمكرات ، كومله ، خبأت ... ) خواهان ادامه مبارزه با رژيم از طريق جنگ مسلحانه شده اند ،

بسياري از نيروهاي ايران دوست !!!! به وحشت افتاده اند و با خواهش التماس از آنها خواسته اند دست به اين كار نزنند و كماكان راه مذاكره و مدارا را به پيش ببرند و همه ترسشان از نزديك شدن اين احزاب و سازمانها به مجاهدين است ،

خواستم ياد آوري كنم كه عقب نيافتيد !

با احترام ناصر آباداني

http://aftabkaran.com/maghale.php?id=5653

 پاسخی کوتاه

یک نکته

به برخی از نکاتی که ایشان نوشته اند نمی پردازم، چون فکر می کنم ایشان نوشته ام را درست نخوانده اند، و دیگر اینکه بالاخره نظرشان است. اما به یک نکته که برایم مهم است اشاره ای کوتاه می کنم. ایشان نوشته اند « شما از اينكه محسن رضايي با اين ديدار ها بوي الرحمان رژيم را شنيده است آشفته خاطر شده ايد ؟ به محسن رضايي دلداري مي دهي يا به هم هفت خوان هاي خودت؟»

به راستی این فرهنگ پلشت را درک نمی کنم. واقعا یعنی چه وقتی نوشته می شود به محسن رضایی دلداری می دهی، و یا به هم هفت خوانهای خودت؟ وقتی در مطلبم نوشته بودم محسن رضایی بوی الرحمن  شنیده، چه ربط مستقیم و یا غیر مستقیمی به «آشفته خاطر» شدن من دارد؟ این فقر فرهنگی در نقد یک نوشته بخاطر چیست؟ چرا ایشان نخست نوشته ها و مواضع بنیانگذاران مجاهدین را مطالعه نمی کنند و سپس متن مرا تجزیه و تحلیل کنند؟ ولی مهمتر از این درک غلط از نوشته ام، این سنجاق زدن ها و برچسب زدن ها کی و در چه حالتی می خواهد به پایان برسد؟

آیا این هموطن عزیز می خواهد با سنجاق کردن علی ناظر به محسن رضایی، دیدگاه سیاسی علی ناظر را به زیر سوال ببرد؟ آیا می خواهد علی ناظر بفهمد که اگر به این قبیل نوشتار ها ادامه بدهد، برچسب بعدی که به علی ناظر سنجاق می شود، «مزدور» و «عامل رژیم» و...خواهد بود؟ آنچه درک نمی کنم اینست که این فرهنگ برچسب زنی کار جدیدی نیست، و تاکنون نتیجه ای هم نداشته است، پس چرا این خط دنبال می شود؟
مگر نه اینکه، نزدیک به 20 سال است که به دیدگاه می گویند «رژیم گاه»، و علی ناظر جا خالی نکرده است؟ چند بار باید برچسب زده بشود و زمین خالی نشود، تا جا بیفتد که «دل برادر، علی ناظر از این برچسب ها نمی ترسد، یک راه دیگر بجو». شاید هدف اینست که با این برچسب ها، و سنجاق کردن ها، علی ناظر به برخورد هیستریک واداشته شود، و شروع کند به ناسزا گفتن و ریسمان پاره کردن، و به مریم رجوی و مسعود رجوی فحش و ناسزا گفتن و یقه خودش و پیراهن مجاهدین را پاره کردن، تا ثابت شود که یک کاسه ای زیر نیم کاسه است و علی ناظر از همان روز اول جاسوس و مزدور و چه و چه بوده و آخر و عاقبت چهره واقعی خودش را نشان داده است. آیا هدف اینست؟ چندبار باید این خط و راه و روش آزمایش شود تا جا بیفتد که «دل برادر، حمایت علی ناظر از مجاهدین و مبارزین نه بخاطر جیره و مواجبی است که ماهیانه به حسابش ریخته می شود، و نه بخاطر همسویی ایدئولوژیکی است». حمایت می کنم چون فرزند خلق هستند، و بعنوان یک «سایت نشین» و نه بیشتر، تا زمانیکه مبارزین همراه خلق باشند، آنها را فرزند خلق می دانم، و آنروزی هم که با رفتار و کردار سیاسی، پشت به خلق بکنند، دیگر برای این «سایت نشین» فرزند خلق نیستند. نه به آنها بدهکارم و نه از آنها طلبی ناگرفته دارم. رابطه من با این فرزندان خلق، یک رابطه سیاسی است، و در نتیجه برخورد با علی ناظر، فقط و فقط باید سیاسی باشد، در غیر اینصورت نشان از بی خردی، و یا عقب افتادگی سیاسی است.
خلاصه بنویسم. با این سنجاق کردن ها از کوره در نمی روم، ناسزا نمی گویم، و جای دوست و دشمن را قاطی نمی کنم. همین و بس.
ولی...

یکبار دیگر عرض می کنم، هر حمله نظامی توسط هر نیروی بیگانه، به هر دلیل و بهانه ای شدیدا محکوم است، و تمام نیروهای رادیکال، وظیفه ملی-میهنی دارند که پیش از وقوع جنگی ویرانگر و خانمان سوز، از آن پیشگیری کرده، و آن را شدیدا محکوم کنند. حال اگر«نه جنگ» گفتن علی ناظر، دلیل بر آشفته خاطر شدن او از «بوی الرحمن شنیدن» محسن رضایی است را می سپارم به عقل و شعور خواننده.

در پایان، من به هموطن گرامی آقای ناصر آبادانی، صمیمانه و رفیقانه پیشنهاد می کنم که مطالب مرا بیش از یکبار بخوانند تا دچار کج فهمی نشوند.

شاد و برقرار باشید

علی ناظر

14 مرداد 1395

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.