شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۵ آبان ۱۳۹۷ - ۱۶ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«نه جنگ» یا «جنگ نه»

علی ناظر

اخیرا آقای پرویز خزایی، یکی از اعضای قدیمی شورای ملی مقاومت، در دو مقاله نوشته اند که «ما طرفدار و مبارز جدی برای راه حل سوم هستیم» و «نه به حمله خارجی و اشغال نظامی میهن مان».

این دو مقاله از جهاتی شایان تأمل هستند، اما می خواهم فقط به همین دو نکته بپردازم.

نخست، از ایشان تشکر می کنم که موضع شخصی خود پیرامون حمله نظامی بیگانه به خاک وطن را با صدای بلند جار زده اند. می توانم به جرآت بگویم که به اعتقاد من، بسیاری از اعضای دیگر شورای ملی مقاومت، با ایشان هم رأی هستند حتی اگر مثل ایشان «داد» نزده باشند. مهمتر اینکه خانم مریم رجوی، بارها بر سیاست «نه جنگ، نه مماشات» تأیید داشته اند.

اما تعیین موضع یک سخن است، و در عمل «آن کار دیگر کردن» سخنی دیگر.

می خواهم با بیان چند فاکت، منظورم را به زبانی ساده و روشن بیان کنم.

سایت های رسمی وابسته به سازمان مجاهدین از خط «رزمندگان» در سوریه حمایت می کنند. بیاییم «خط» مبارزه علیه بشار اسد را بصورتی تیتروار بررسی کنیم:

  • بشار اسد باید برود؛
  • برای سرنگونی باید از توانمندی نظامی بهره جست؛
  • برای مقابه نظامی با اسد، باید به عملیات کلاسیک (ارتش آزادی، سلاح زرهی و ....) تکیه کرد؛
  • برای این عملیات، می شود به بیگانه وابسته شد؛
  • برای پیروزی های تاکتیکی نظامی، می شود زیر پوشش ارتش و جت های جنگنده بیگانه بود؛
  • برای پیروزی نظامی، می شود وابسته به حمایت نظامی از بیگانه شد،
  • برای پیروزی، می شود در کنار مرتجعین مذهبی (داعش و نصرت و....) همسنگر و هم پیمان شد. و.....

حال، آقای خزایی می گویند «نه به حمله نظامی بیگانه و نه به مماشات و البته سرنگونی» (این موضع برای من قابل احترام و مورد حمایت من است)، اما نهاد مورد قبول ایشان – شورای ملی مقاومت (و مجاهدین)، از «خط»ی حمایت می کند که آن «خط» بر روی «جنگ»، «حمایت بیگانه از آن جنگ»، و «حمله نظامی بیگانه به خاک وطن (سوریه)» تأکید دارد. نمی شود گفت، کمک آمریکا به ارتش آزاد سوریه آری، اما کمک بیگانه به ارتش آزادیبخش ملی ایران نه. نمی توان گفت کمک مالی و تسلیحاتی به ارتش آزادی آری، اما به ما نه (چون میهنی نیست). یا یک «خط» درست است که برای هر نیروی رادیکال و میهنی درست است، و یا غلط است که برای همه غلط است. بطور حتم منظور نمی تواند تحمیق باشد، چرا که در قرن بیست و یکم، نمی توان آن راه را پیمود.

چنانکه ملاحظه می شود، سخنان آقای خزایی و حتی خانم رجوی دارای یک تناقض در استراتژی است.

شخصا با این شعار، «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» بصورت سمبلیک، موافقم؛ و در نتیجه با این سخنان خانم مریم رجوی که روزی «اشرف» را سمبل مقاومت می نامیدند، و امروز می گویند «حلب سمبل جاودان ایستادگی و مقاومت است و الهام بخش همه مردم منطقه و آزادیخواهان برای رهایی از فاشیسم دینی حاکم بر ایران و مزدورانش می باشد»؛ موافق نیستم.
شخصا موافق نیستم که مردم ایران حاضرند کرمانشاه و اصفهان و شیراز به حال و روز «حلب» بیفتد. شخصا موافق نیستم که ملت شریف ایران برای سرنگونی جمهوری اسلامی، به همسنگر شدن مجاهد خلق، با عناصری همسنخ داعش و نصرت، روی خوش نشان می دهند.
با این نکته بسیار موافقم که ملت شریف ایران به دنبال راهکاریست که بتواند تمامیت این نظام را سرنگونی کند، اما موافق نیستم که با استراتژی «ارتش آزادیبخش» موافق باشد (شایان توجه اینکه آماری در دست ندارم و این نکته فقط یک نظر شخصی است.)

اما و حتی اگر تمام ملت ایران موافق سرنگونی نظام از طریق ویرانی کامل ایران – شیراز و اصفهان و کرمان و سقز و تربت و زاهدان و تبریز و رشت و ساری و گرگان، و... باشد، و مانند رفراندوم 1358 که به جمهوری اسلامی آری گفت، اینبار هم به جنگی ویرانگر و آدمکش، و حمله نظامی راسیست های آمریکایی و سعودی های مرتجع، آری بگوید، من همان «نیم درصدی» که بودم باقی می مانم و چنین جنگی را ضد میهنی، و حامیان چنین جنگی(هر کسی)، که ایران را به نابودی بکشاند، «خائن» می شناسم. سرنگونی آری، اما و تنها از طریق خیزش اجتماعی و زیر چتر حفاظتی نیروی رادیکال مسلح، و در راستای نظامی سکولار، دموکرات، و متکی بر مفاد بیانیه حقوق بشر.

خلاصه بنویسم. در رابطه با حمله نظامی و ویرانی ایران، مخالف لفاظی و تناقض در «خط» هستم، و موضعم کاملا صریح و روشن است. من با حمله نظامی، با جنگ کلاسیک برای سرنگونی، و با مماشات جهانخواران با جمهوری اسلامی مخالفم. من به دیدگاه سوم، راه حل سوم، و همبستگی ملی باور دارم. بر این باورم که بدون همبستگی بین نیروهای رادیکال و سکولار و آزادیخواه، این نظام سرنگون نمی شود.

آقای پرویز خزایی به درستی خاطر نشان می کنند که باید همپیمان شد و از جنگی خانمان سوز پیشگیری کرد. درست می گویند که باید پیرامون «نه جنگ، نه مماشات» برنامه ریزی کرد، اما و با توجه به عدم اقدام جدی از سوی مجاهدین و شورای ملی مقاومت در زمینه سازی برای تشکیل جبهه وسیع آزادیخواهان، با کمال تأسف، چندان امیدی به تشکیل چنین جبهه ای ندارم، هرچند بر آن مصرانه پافشاری می کنم.

شاد باشید
علی ناظر
6 دی 1395
26 دسامبر 2016

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.