شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۸ مه ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ایران بردگی مدرن و وظایف ما ؟!
عباس رحمتی

عباس رحمتی

در ایران روشها و رفتار نظامی که سرکوب را بر بقایش برگزیده با زندگی در ایران  و مردمی که میخواهند مدرن زندگی کنندکاملا فرق دارد  قوانین را برای مردم نوشته و  تصویب کرده اند که  بدر زندگی امروز نمی خورد گویی در زمان برده داری و برده فروشی نوشته شده است هنوز جرم را با شتر و اسب و قاطر محاسبه میکنند ولی سرانش مرسدس بنز و پرشه    های آخرین مدل را سوار میشوند  جامعه ای که قوانین ش بیش از هزار سال عقبتر  است و سرانش میحواهند  با تفکراتشان  جامعه را به همان زمان بکشانند. نام نظام را جمهوری اسلامی  گذاشته اند اما چیزی از جمهوری نمی دانند و شاید خوب میدانند و عملشان چنین است بدین صورت  مردم هر روز  بیشتر از گذشته  سرکوب میشوند و حتا خبری از آن مدینه فاضله ای که خاتمی وعده اش  داده بود  نیست  ،  می خواهند جامعه را  کاملا به جامعه ولایی بکشانند ولی مردم تن به این خفت نمی دهند  ایران را با قوانین اسلامی  عقب   نگه داشته اند و  آتشی که  زیر خاکستر  نهان شده را با بودجه هنگفت نظامی  کشور کنترل می کنند هر از چندی این آتش شعله میکشد ولی  ولایت فقیه با سپاه و نظامیانش  همچنان  با سرکوب و اختناق حکم میرانند ، سر میبرند ، اعدام می کنند تا حکومت  اسلامی را در جنایت جهانی  کنند  و کردند  ، زندگی که   هر لحظه اش همراه با   وحشت باشد یعنی بیهوده زیستن  یعنی بردگی  مدرن  را به جای جمهور یه خور مردم میدهند ! گسترش آسیب های  و سرکوب بعنوان بهترین روش برای مهار اعتراضات  در ایران رو به رشد  بودن اختناق را نشان میدهد ا   ، نظامی که همیشه  با ابزار ترور و تروریست بدنبال قدرت و قدرت نمایی جهانی برای کسب امتیاز  بوده است  نمیتواند با دنیای گلوبال پیش برود این گونه نظامها  همچنان  بی ثبات و ناپایدار خواهند ماند تا سقوط آزاد کنند ، این گونه نظامها جز اسلحه و سر نیزه و طناب دار چیز دیگری  را نمی شناسند ، طناب داری که سی و هشت  سال است از کار نیفتاده است و  همچنان وحشت می آفریند و این نظام جنایتکار از آن کمال استفاده را کرده است  بطوری که به قول رهبرش  همیشه در حال رکورد زدن است  این  رکود در  پرتاب وزنه در میدانهای مسابقه نیست ، در بالا بردن باتوم و شوک دستی و وزنه ... و  زدن آن بروی سر  مردم است ، این رکورد   دراعدام و خونریزی است ! موتور آدم کشی یک لحظه در طول این سی و  چند سال از کار نیفتاده و مرتب کار کرده است و این نه در یک دوره خاص که در تمامی دوران چه دردوران سازندگی و چه اصلاحات و چه  در دوران ریاست جمهوری برگزیده ولایت فقیه و چه در حاضر در دوران دولت اعتدال ( تدبیر و امید ) جمهوری اسلامی در تمامی دوران  رکورد دار کشتار و جنایت بوده است و نه تنها  هیچگونه تغییری در روشهای سرکوبگرانه خود نداده است که در هر مرحله و سر فضلی بر این سرکویها افزوده است . در جریان جنبش سبز که آمادگی کامل برای سرکوب میلیونی مردم را نداشت  با کمک روسیه و قرض گیری چماقداران عرب و آفریقایی و افغانی و پاکستانی و ... از یک طرف و از طرف دیگر  با رهنمودهای مماشاتگرانه رهبران جنبش سبز، و هدایت کردن مردم به سمت خانه هایشان ، رژیم توانست خود را باز یابد و با وارد کردن بیگانگان ، سیاه و سفید از اوباما تا پوتین  و سلاحهای خارجی برای سرکوب داخلی آمادگی کامل را بدست آورد  !چنانکه ولایتی وزیرخارجه اختصاصی ولایت فقیه گفته بود از پس این یکی هم بخوبی بر میائیم یعنی ، ما در سرکوب رکود داریم و رکود این یکی هم مال  خودمان است !تردیدی نیست که رژیم در طول این سالها تمامی نیروی خود را برای سرکوب میلیونی انسانها بکار  برده است و چیزی که برای او ارزش ندارد جان مردم است .از همان روزهای اول انقلاب گویی که مردم را چون برده خریده اند و هرچه ناکرده بود در جامعه پیاده کردند . در سالهای 60، داستان متفاوت بود. بسیاری از کودکان و نوجوانان راهی جبهه جنگ می شدند، تا در نقش مین روب، راه را برای رسیدن به قدس از طریق کربلا صاف کنند رضایی  فرمانده سپاه گفته بود ما بجای الاغ از بسیجیها برای مین روبی استفاده میکنیم  و این کار را با کمال پررویی کردند . و لی دانش آموزانی هم بودند  که در 5 مهر، با شعار "مرگ بر خمینی"، تندیس خیالی خمینی را در هم شکسته بودند و  به جوخه های اعدام و تخت های شکنجه سپرده می شدند . در ادامه ، اعدامها همچنان در حال تکرار است . و جنگ با اچ آی  وی هم در ایران شروع شد که  آنهم نا موفق بود قربانی اول این یکی هم کودکان کار بودند  ،بنا به گفته وزیر بهداشت جمهوری اسلامی، میزان شیوع ابتلا به ایدز در بین کودکان کار 45 برابر کل جامعه است، و بنا به گفته مسئولان وزارت کار، 24 درصد کودکان  کار  خیابانی هرگز مدرسه نرفته‌اند و تنها 34 درصد آنان در حال حاضر مشغول  تحصیل هستند، آمار آخری  درایران حاکی که بیش از چهار میلیون کودک به مدرسه نمی رود و  تعداد دانش آموزان ترک تحصیلی همچنان رو به افزایش است! مینو محرز در تحقیقاتی ( ابتلا کودکان به ایدز )  نتیجه می گیرد که بیشترین راه ابتلا، تجاوز به کودکان، هم بین دختران هم پسران بوده است و در میان کودکان سنین بالا‌تر هم اعتیاد و تزریق مواد  یکی دیگر از راه‌های انتقال ویروس  اچ آی وی ( ایدز ) است. 
در دوران خاتمی  آخوند علیزاده  بعنوان رئیس دادگستری کرج  تجارت سکس براه انداخته بود و دختران ایرانی را به خلیفه های امارات می فروخت و  بطور گسترده سکس صادر میکرد ، با وجود لو رفتن این مسئله ولی خاتمی با مهارت کامل این موضوع  را لاپوشی  کرد تا قضیه از تب و تاب  افتاده  و همچون قتل ها زنجیره ای مشخص نمیشود ماجرا به کجا ختم شد ، سرنوشت علیزاده با این جنایت  بزرگ به  کجا کشیده شد  آیا باز ارتقای شغل یافت ؟ باز در جریان زلزله بم  ، سپاه پاسداران ،  دختران جوان و  نوجوان را  از زیر آوار بیرون  می آورند و به امارات صادر میکنند  و کسی به این آدم فروشی و این  جنایت اعتراضی نکرد، فروش ارگانهای بدن از کلیه فروشی تا خون و... برای گذران زندگی به روش عادی در ایران تبدیل شده است .
محرومیت از تحصیل
خانواده ها با مشکلات عدیده از جمله هزینه سرسام آور تحصیل روبرو هستند.  همزمان، بسیاری از کودکان کار و خیابان، به علل بسیار مشخص و روشن از ورود به مدارس و آموزش محروم  هستند. حدود ۴ میلیون کودک و نوجوان ساکن ایران  به مدرسه نمی‌روند. وضعیت این گروه بزرگ بازمانده از تحصیل که در میان آنها کودکان کار، بچه‌های مهاجر افغان، دخترانی که در سنین کم ازدواج کرده‌اند و دیگر دختران و پسران محروم از تحصیل به چشم می‌خورد، یکی از آسیب‌های بزرگ جامعه امروز ایران است.
در کشوری با پیشینه ۱۸۰ ساله آموزش جدید و ۱۰۰ سال پس از تصویب قانون تعلیمات عمومی و اجباری و نیز درآمد نفتی کلان هنوز ۲۵ درصد افراد در سن تحصیل یا هیچگاه به مدرسه نمی‌روند یا پیش از ۱۸ سالگی و  بدون  کسب مهارت‌های لازم برای ورود به بازاز کار دنیای درس و مدرسه را‌‌ رها می‌کنند.
در زمان تصویب قانون تعلیمات اجباری  در ۱۲۹۰ سخن از   آموزش ابتدایی اجباری بود. اکنون پس از یک قرن کشور ما هنوز   نتوانسته است به این  هدف  اولیه آموزشی خود یعنی آموزش حداقلی همگانی ۸ ساله (پایان دوره اول متوسطه) دست یابد. هر چند حتی این هدف دست‌نیافته هم در شرایط کنونی پاسخگوی نیازهای اقتصاد و بازار کار در دنیای امروز نیست. 
 وظیفه مردم ایران چیست ؟ مردم بارها بشکلهای مختلف برای گرفتن حق خود به خیابانها آمده اند  ولی هیچگاه از این تلاشها نتیجه ی دلخواه عادیشان نشده است چرا ؟ بقول معروف کجای کار لنگ میزند آ ترسی است که رژیم فاشیستی در ایران ایجاد کرده است ؟ آیا باید تعداد  بیشتری به خیابانها میامدند ؟ آیا باید به تشکیلاتی وصل می بودند ؟  آیا اپوزیسیون باید متحد شود و اختلافات را کنار بگذارند تا مردم به آنها دوباره اعتماد کنند ؟ آیا این مردم  باید بیشتر در خیابانها می بمانند و مانند مصری ها کار را یک سره کنند ؟ آیا رهبری  مشخصی و کاریسماتیک باید در  راس اپوزیسیون باشد ؟ آیا ضعف ،در نداشتن یک تشکیلاتی مردمی است که عدم  حضورش در ایران اصلی ترین محسوب میشود ؟ کدامیک می تواند مردم را متحد کند تا این ریشه سرطانی از جای برکند؟
تنها راه مقاومت و مبارزه با  این هیولای ایدئولوژیک و مذهبی  آمدن به خیابانها  ست و ماندن و زهر چشم ندادن او ست ! ستار بهشتی این کار را با دادن خونش ثابت کرد، چون او شرایط کنونی را جز بردگی ، چیز دیگری نمی دانست .  
 ستار بهشتی یکی از وبلاگ نویسان، زندگی در جمهوری اسلامی را جز بردگی  چیز دیگری نمی دانست او جان خود را  در زیر شکنجه های وحشیانه   فدای آزادی مردم  کردو چه به درستی و با شجاعت کامل گفته بود:
…ترسی در دل ما نیست، دیگر جای ترسی نمانده، شلاق وشکنجه شدن، ما را از اطلاع رسانی کردن باز نمی دارد.
"تنها نگران مادرم هستم. من حتی اگر همین حالا{ماموران} بیایند و بگویند که می خواهیم طناب دار را بر گردنت بیاویزیم، میگویم مردن شرف دارد به این زندگی و به این ننگ زندگی کردن؛ چون ما زندگی نمی کنیم، بردگی می کنیم، بندگی میکنیم.”
 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
عباس رحمتی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.