شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ - ۲۵ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ابراهیم رئيسي قاتل جوانان ايران و سوداي رياست جمهوري !
عباس رحمتی

عباس رحمتی

در هر كشوري افرادي كانديد رياست جمهوري ميشوند كه سابقه درخشانتري نسبت به ديگران دارد و خدمات ارزنده اي براي مردم انجام داده باشند . در ايران اسلامي و مطلق زده ولایی  قضيه برعكس  كشورهاي دموكراتيك است كساني كه بيشتر مردم را تخت فشار قرار داده باشند و بيشتر سانسور كرده باشند. بيشتر شكنجه و يا اعدام كرده باشند ،صلاحيت رئيس جمهور شدن  و حتا رهبري كشور را دارد. كساني كه در دستگاههاي امنيتي خدمت كرده باشند و يا در دستگاه های قضائي حكم اعدام صادر كرده باشند صلاحيت كانديد شدن براي رياست شدن و  باز حتا رهبري را دارد. يكي از اين افراد ابراهيم رئيسي است كه در سال ١٣٦٧ جزء هيّئت  مرگ بوده است و حداقل حكم ٣٨٠٠ نَفَر را صادر كرده است . هيّئت مرگ در سال ٦٧ بعد از حمله مجاهدين ( فروغ جاویدان) به ايران كه در غرب ايران صورت گرفت تشكيل شد و پس از عقب راندن مجاهدين وشكست سنگين بر آنها تشكيل ميشود و رژيم به تلافي آن حمله ، زندانيان سياسي از مجاهدين و ماركسيتها و ديگر گروه هايي كه در زندانها بودن حكمهاي اعدام را براحتی آب خوردن می کند! جنايتكاران هيّئت مرگ به كساني كه حتا حكم زندان داشتند و تعداد زيادي از آنها حتا  مدت محكوميتشان به پايان رسيده بود را روانه جوخه هاي اعدام  كردند. هنوز در  زندانها تعداد زيادي اعدام نكرده بودند، حسينعلي منتظري پس از اطلاع یافتن از این اعدام‌ها كه در آن زمان هنوز جانشين و وليعهد خميني بود دو نامه به خميني ، رهبر وقت جمهوری اسلامی نوشت و سپس در دیداری به تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۶۷ با حضور حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت)، مرتضی اشراقی (دادستان وقت)، ابراهیم رئیسی (معاون وقت دادستان) و مصطفی پورمحمدی (نماینده وقت وزارت اطلاعات در زندان اوین) به آنها در مورد قضاوت تاریخ در مورد این اعدام ها و خلاف شرع بودن عملکرد آنها هشدار داد که اکنون فایل صوتی مربوط به این جلسه منتشر شده است.فايل صوتي حاكي از جلسه اي است با منتظري ، در این جلسه او  اعدام های سال ۱۳۶۷ را "جنایت" می داند و به حاضران هشدار می دهد: "بزرگترین جنایتی که در جمهوری اسلامی شده و تاریخ ما را محکوم می کند به دست شما انجام شده و [نام] شما را در آینده جزو جنایتکاران در تاریخ می نویسند". 
منتظری در این جلسه، مقام هایی در حکومت را متهم می کند که از مدت ها پیش به دنبال اعدام زندانیان بوده اند و می گوید "این چیزی است که اطلاعات رویش نظر داشت و سرمایه گذاری کرد". وی می افزاید که احمد خمینی فرزند رهبر وقت جمهوری اسلامی هم "از سه - چهار سال قبل" از انجام چنین اعدام هایی در مورد اعضای سازمان مجاهدین خلق هواداری می کرده است. او تاکید می کند که مدافعان اعدام ها "فرصت را مغتم شمردند در این جریانی که منافقین آمدند به ما حمله کردند [و] این را جا انداختند پیش امام." البته فرزند خميني ميخواهد براي خميني شريك جرم بسازد.اشاره آقای منتظری، به مشارکت سازمان مجاهدین در حمله به خاک ایران بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در عملیات موسوم به "فروغ جاویدان" است که پس از آن،  خمینی با صدور دستوری از مسئولان قضایی و امنیتی خواست که تمام زندانیان "سرِموضع" این سازمان اعدام شوند. منتظري هم ياد آورميشود كه زندانيان دادگاهي شده را حكم اعدام دادند.
قائم مقام وقت خمینی، با اشاره به اینکه افرادی که در تابستان ۱۳۶۷ اعدام شدند، همگی در گذشته در خود قوه قضاییه محاکمه شده و احکام زندان گرفته بودند، اعدام آنها را بدون توجیه می داند و می گوید: "اینکه ما بیاییم بدون اینکه فعالیت تازه ای [از جانب زندانیان] باشد اینها را اعدام بکنیم معنیش این است که... همه دستگاه قضایی‌مان غلط کرده."
این مرجع تقلید شیعه، در بخش هایی از صحبت های خود می گوید: "من از اول این جریان تا حالا باور کنید شبی نیست که ۲-۳ ساعت فکرم را ناراحت نکند و خوابم نمی برد... جواب خانواده ها را چه می خواهید بدهید؟ ... چقدر شاه اعدام کرد؟ اعدام های خودمان را با اعدام های آنها حساب [مقایسه] بکنیم."
 حال جواب خانواده ها را جمهوري اسلامي با كانديد كردن ريئسي يكي از جانيان همان هيّئت مرگ چنين ميدهد و حتا شايعات، نشان از رهبر كردن او را توسط خامنه اي را بعد از مرگ خودش دارد!
زندگينامه  كوتاه رئيسي
 ابراهيم ريئسي او كه حكم دهها هزارنفر از دانشگاهيان و نخبه هاي كشور را صادر كرد كيست ؟ رئيسي دست‌پرورده محمد حسين بهشتی،[١] معتمد روح‌الله خمینی و شاگرد علی خامنه‌ای است كه در اين دوره (دوازدهم) از رياست جمهوري بدستور خامنه اي كانديد شده است و رهبرش كه نظرش به او نزديك است خيلي ميل دارد كه همچون احمدي نژاد حتمن رئيس جمهور شود. در دوران اوج تحرکات انقلابیون علیه نظام شاهنشاهی در دهه ۱۳۵۰ فعالیت چندانی جز حضور در برخی تجمع‌ها نداشت و تنها در شهرهای مشهد و قم که هسته اصلی فعالیت روحانیون علیه محمدرضا پهلوی به شمار می‌رفتند، با انقلابیون نشست و برخاست داشت.
سیدابراهیم رییس‌السادات (معروف به رییسی) سال ۱۳۳۹ خورشیدی در محله نوغان مشهد متولد شد. پدرش را که آخوند بود در پنج سالگی از دست داد. در پانزده سالگی به طلبگی روی آورد و ابتدا در مدرسه نواب و سپس تا سال ۱۳۵۴ در حوزه علمیه آیت‌الله موسوی‌نژاد در مشهد به تحصیل حوزوی پرداخت. پس از آن، عازم حوزه علمیه آیت‌الله بروجردی در قم شد و در آنجا با شماری از روحانیون انقلابی و رادیکال همنشین گردید. در طی سال‌های طلبگی، او شاگرد روحانیون شناخته‌شده‌ای همچون مرتضی مطهری، سیدعلی محقق داماد، علی مشکینی، حسین نوری همدانی و ابوالقاسم خزعلی بود. رئيسي هرگز رنگ دبيرستان را نديد و همچون رهبرش حتا به ديپلم ناپلئوني هم دست نيافت!
آغاز آدم‌کُشی پیش از بیست سالگی؛ تداعی‌گر اعدام و سرکوب:
سیدمحمد بهشتی، كه از قبل از انقلاب مخالفين خود را تحمل نمي كرد ، بلافاصله بعد از انقلاب سال ۱۳۵۷ با هدف کادرسازی برای مدیریت نظام و حذف مخالفين یک دوره آموزشی برای حدود ۷۰ نفر از طلاب قم در “مدرسه عالی شهید مطهری” بر پا کرد. این ۷۰ نفر، کسانی بودند که به نظر بهشتی، از ویژگی‌های لازم برای تصدی مسوولیت در حکومت برخوردار بودند و ابراهیم رییسی  كم سن وسال نیز یکی از این افراد بود. حسن آیت، عبدالکریم موسوی اردبیلی و علی خامنه‌ای از جمله مدرسان این دوره به شمار می‌رفتند. محمد بهشتی که ابراهیم رییسی را پسندیده بود در تاسیس دفتر “حزب جمهوری اسلامی” در استان خراسان نیز از این طلبه جوان کمک گرفت.در نخستین روزهای استقرار نظام جمهوری اسلامی با دعوت شیخ هادی مروی، نماینده خمینی در شهر مسجدسلیمان، عازم این شهر شد و «کلید ارتباط وی با مجموعه دادسرای انقلاب هم از همان‌جا زده شد». مسجدسلیمان در آن روزها یکی از پایگاه‌های نیروهای چپ‌گرا به شمار می‌رفت که با حضور امثال رییسی و هادی مروی، این گروه‌ها به شدت سرکوب و بسیاری از آنها اعدام شدند.
ابراهیم رییسی کمتر از دو سال بعد و در آستانه بیست سالگی ابتدا به عنوان “دادیار کرج” و سپس با حکم علی قدوسی “دادستان کل انقلاب“ به عنوان دادستان همین شهر منصوب شد. بعد از انقلاب اسلامی و سپس آغاز جنگ ایران و عراق، بسیاری از فعالان سیاسی به ویژه از شهرهای جنوبی به کرج در نزدیکی پایتخت مهاجرت کرده بودند و برخی تحرکات سیاسی در این شهر آغاز شده بود. از این رو حضور فردی بی‌رحم در قلع و قمع مخالفان سیاسی در کرج برای حکومت انقلابی حیاتی بود.
رییسی چندی بعد به صورت هم‌زمان و با حفظ سمت، به عنوان “دادستان همدان” نیز منصوب شد. او با توجه به نزديكي این دو شهر، نیمی از هفته را در کرج و نیم دیگر را در همدان به سر می‌برد تا این‌که بعد از چهارماه از کرج دل مي کٓند و به طور کامل در همدان مستقر شد. تا سال ۱۳۶۳ به عنوان “دادستان استان همدان” مشغول به فعالیت بود. او در سال ۱۳۶۴ در اوج سرکوب منتقدان و مخالفان سیاسی توسط حکومت به سمت “جانشین دادستان انقلاب تهران” منصوب شد و سه سال بعد در تابستان ۱۳۶۷ به عنوان عضو «هیات مرگ» منصوب آیت‌الله خمینی، و در کنار نیری، پورمحمدی و اشراقی، اعدام مخفیانه چندین هزار نفر از زندانیان سیاسی را در کارنامه‌ی خود ثبت کرد. 
حكم خميني و اعدامهاي گسترده :طبق اسناد موجود در وب‌سایت “جماران“، روز اول دی‌ ۱۳۶۷ رهبر وقت جمهوری اسلامی که چند ماه بیشتر از عمرش باقی نمانده بود، طی حکمی ضمن انتقاد از اینکه «پرونده‌‏هایی در شورای عالی قضایی راکد مانده» و «اجرای حکم خدا تأخیر افتاده است» دستور داد تا تمامی این پرونده‌ها در اختیار حجت‌الاسلام حسینعلی نیری (حاکم شرع وقت در زندان اوین) و ابراهیم رییسی قرار گیرد تا این دو «هرچه زودتر حکم خدا را اجرا نمایند» چرا که «درنگ جایز نیست».
خمینی تنها ده روز بعد نیز در حکمی دیگر، به حسینعلی نیری و ابراهیم رییسی ماموریت قضایی داد تا «به گزارش‌های شهرهای سمنان، سیرجان، اسلام‌آباد و دورود رسیدگی کنند» و «با دقت و سرعت آنچه حکم خداست» اجرا نمایند. رهبر وقت جمهوری اسلامی روز ۲۳ دی ماه نیز بار دیگر از نیری و رییسی خواست تا «حکم خدا» را به اجرا درآورند.روح‌الله خمینی  (چندماه بعد)پس از این احکام پیاپی درگذشت ،اما این تنها آغاز راه ابراهیم رییسی بود.
رئيسي و دوران خامنه اي و حاتم بخشي هاي ولايت فقيه: 
او بلافاصله بعد از آغاز رهبری علی خامنه‌ای و وقوع برخی جابجایی‌ها در سِمَت‌های مهم حکومت، با حکم شیخ محمد یزدی، رییس وقت “قوه قضاییه” در ۲۹سالگی به سمت “دادستان تهران” ارتقا یافت و برای مدت پنج سال تا سال ۱۳۷۳ در این مقام باقی ماند. پس از آن، برای ده سال (۱۳۷۳-۱۳۸۳) به ریاست “سازمان بازرسی کل کشور” منصوب شد و ده سال بعدی را نیز (۱۳۸۳-۱۳۹۳) “معاون اول قوه قضاییه” بود. وی بعد از آن با حکم صادق لاریجانی به سِمَت “دادستان کل کشور” منصوب شد و این سمت را نیز نزدیک به دو سال بر عهده داشت.پیش از این، در خردادماه ۱۳۹۱ علی خامنه‌ای در حکمی ابراهیم رییسی را با حفظ سمت، به عنوان “دادستان کل ویژه روحانیت” منصوب کرده بود که وی تاکنون این سمت مهم را در اختیار دارد.
ابراهیم رییسی همچنین از سال ۱۳۸۵ تاکنون در “مجلس خبرگان رهبری” عضویت دارد و در حال حاضر یکی از ۱۱ عضو کمیسیون “تحقیق موضوع اصل صد و یازده قانون اساسی” این مجلس است. این اصل از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به انتخاب رهبر جدید در صورت فوت یا عزل رهبر فعلی مربوط است.
سیدعلی خامنه‌ای ولايت مطلقه  رژيم آدم كش دست مزد اين همه جنايات را به رئيسي ميدهد او در آخرین حکم خود برای ابراهیم رییسی، در روز ۱۷ اسفند ۱۳۹۴ وی را به سمت “تولیت آستان قدس رضوی” منصوب کرد تا  جانشین عباس واعظ طبسی شود که چند روز قبل از آن در سن ۸۰سالگی از دنیا رفته بود. رییسی البته با اداره نهادهای اقتصادی بزرگ بیگانه نیست آن‌چنان‌که سال‌ها قبل نیز به مدت ده سال از سوی علی خامنه‌ای به عضویت در هیات امنای “ستاد اجرایی فرمان امام” درآمده بود.دبیری نخستین دوره “ستاد اجرای امر به معروف و نهی از منکر“، عضویت در “هیات عالی گزینش کشور“، تولیت “امام‌زاده صالح” تهران و ریاست “شورای نظارت بر صداوسیما” از دیگر سمت‌های ریز و درشت این روحانی تندرو در این سال‌ها بوده که اکثرا به نوعی با سرکوب و خفقان مربوط هستند.او كه ١٤ سال شاگردي خامنه اي را مي كرد ، بدستور او بخوبي عمل كرد و اگر جنايات خود تكميل نكرده بود در اين مدت تكميل شد و در سال ۱۳۷۶ نیز به پیشنهاد محمدرضا مهدوی کنی و محمد یزدی، به عضویت “جامعه روحانیت مبارز تهران” درآمد و هم‌اکنون عضو شورای مرکزی آن است.
رئيسي زماني به هئيت مرگ آمد كه معاون دادستان كل تهران بود . هيئت مرگ در واقع مي خواست يك نسل كشي براه بياندازد و كمر به براندازي تمامي زندانيان بسته بود ، آیت‌الله منتظری در خاطرات خود می‌نویسد: «اول محرم شد؛ من آقای نیری، آقای اشراقی، آقای رییسی و آقای پورمحمدی را خواستم و گفتم “الان محرم است حداقل در محرم از اعدام‌ها دست نگه دارید“؛ آقای نیری گفت: ما تا الان ۷۵۰ نفر را در تهران اعدام کرده‌ایم، دویست نفر را هم به عنوان سر موضع از بقیه جدا کرده‌ایم، کلک اینها را هم بکنیم بعد هر چه بفرمایید.»
ابراهیم رییسی اما در کنار سایر همکاران جنایتکار خود، گوش به فرمان رهبر وقت جمهوری اسلامی بود که در فرمان خود ضمن تاکید بر اینکه «رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است» از هیات مرگ خواسته بود تا با «خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام» در نهایت بتوانند “رضایت خداوند متعال” را جلب کنند.به این ترتیب، رییسی در ۲۸سالگی آستین‌ها را بالا زد و به عنوان یکی از چهار عضو “هیات مرگ“، یکی از اصلی‌ترین نقش‌ها را در حمام خون «نظام مقدس» جمهوری اسلامی بر عهده گرفت. برخی جان‌به‌در‌بردگان از آن اعدام‌ها روایت کرده‌اند که رییسی را در راهروها و شکنجه‌گاه‌های زندان دیده‌اند که بدون عبا و عمامه، با لباس راحتی، به کارهای مربوط به اعدام‌ها می‌پرداخت. با اين حال بازهم خميني راضي نبود تا اينكه قبل از مرگش ، رسيدگي پرونده ها را به اعضاي شوراي مجمع تشخيص مصلحت سپارد «به جلسه مجمع تشخیص مصلحت رفتم. در مورد مجازات ضد انقلاب مذاکره شد. امام تصمیم را به مجمع محوّل کرده‌اند. قرار شد مطابق معمول، قبل از حوادث اخیر عمل شود. وزارت اطلاعات چنین نظری داشت و قضات اوین، نظر تندتری داشتند.» (کارنامه و خاطرات هاشمی رفسنجانی سال ۱۳۶۷، “پایان دفاع و آغاز بازسازی“، ص ۳۲۸)
عضو ثابت کمیته‌های تحقیق؛ از انفجار دفتر نخست‌وزیری تا حوادث ۱۳۸۸
یکی از عجیب‌ترین نکات در سابقه ابراهیم رییسی، عضویت وی در شمار قابل توجهی از کمیته‌های تحقیق و تفحص است به طوری که پس از اغلب اتفاق‌های بحث‌برانگیز در جمهوری اسلامی، نام این فرد تندرو در چنین کمیته‌هایی قرار می‌گرفته است.
به عنوان مثال، او مسوول سومین گروهی بود که در فاصله سال‌های ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۵، پرونده انفجار ساختمان نخست‌وزیری در سال ۱۳۶۰ را مورد بررسی قرار دادند. رییسی که در آن زمان “معاونت سیاسی دادسرای انقلاب تهران” بود، در جریان این مسوولیت و به ویژه بازجویی از متهمان پرونده، همکاری‌های نزدیکی با اسدالله لاجوردی (دادستان انقلاب وقت) داشت. سرانجام بعد از پنج سال بررسی بی‌نتیجه، آیت‌الله خمینی شخصا و به دلایلی که تاکنون آشکار نشده، دستور مختومه شدن این پرونده را صادر کرد.
خاتمي و رئيسي:
ابراهيم رییسی همچنین عضو “کمیته ویژه بررسی وقایع کوی دانشگاه تهران” در سال ۱۳۷۸ زیر نظر “شورای عالی امنیت ملی” بود. عباسعلی فراتی (دادستان وقت دادسرای نظامی استان تهران)، مرتضی رضایی (فرمانده وقت حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران)، مصطفی تاج‌زاده (معاون سیاسی وقت وزیر کشور) و علی ربیعی (عضو وقت شورای عالی امنیت ملی) برخی دیگر از اعضای این کمیته بودند. ابراهیم رییسی و دیگر اعضای کمیته مزبور به شدت از سوی محمدخاتمی، رییس وقت جمهوری اسلامی مورد حمایت قرار گرفتند به گونه‌ای که خاتمی، گزارش این کمیته را “توأم با انصاف و دقت” توصیف کرد و گفت: «کمیته تحقیق، مصوب شورای عالی امنیت ملی است و لطمه خوردن این رکن به معنای لطمه خوردن اساس نظام است.»
ساير شغلهاي رئيسي:
- درسال ٨٨ با حكم صادق لاريجاني رئیس “قوه قضاییه” برای بررسی اظهارات کروبی ایجاد شد که طبق معمول، نام ابراهیم رییسی نیز در میان اعضای آن به چشم می‌خورد.
-۱۷ آذرماه امسال نیز اسامی هفت عضو «هیأت نظارت بر صحت انتخابات ریاست جمهوری» سال ۱۳۹۶ از سوی “شورای نگهبان” اعلام شد. نام ابراهیم رییسی در حالی به عنوان یکی از اعضای این هیات دیده می‌شود که شش عضو دیگر، همگی از اعضای کنونی و یا سابق “شورای نگهبان” هستند.
-ابراهیم رییسی، اینک به عنوان “تولیت آستان قدس رضوی” بر ده‌ها شرکت ریز و درشت و صنایع و بخش‌های اقتصادی گسترده‌ای تسلط دارد به طوری که حجم دقیق دارایی‌ها و ثروتی که تحت کنترل وی قرار دارد، قابل تخمین نیست.
نظرات و دیدگاههای كوتاه رئيسي
اين نظرات را بخوانيد تا تفكرات قاتل مورد نظر ما را دريابيد از اين نظرات به تفكرات استادانش  چون خميني و خامنه اي بخوبي پي مي بريد.
«حکم قطع دست از افتخارات بزرگ ماست» عشق به رهبرانش را چنين اظهار مي كند ، ملت‌های مسلمان به انقلاب اسلامی و امام راحل عشق می‌ورزند».او در عین حال به شدت، ضد اسراییل و امریکا است: «مثلث شوم آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی منفورترین پدیده در نزد همه مردم جهان است». وی نه تنها وعده نابودی اسراییل که بشارت آزادی عربستان سعودی را نیز می‌دهد: «به‌زودی نه تنها قدس شریف بلکه حرمین شریفین نیز از لوث وجود استکبار پاک می‌شود.» يعني جنگ با عربستان در سرلوحه كارهايش است.
رییسی ضمن تاکید بر ضرورت “حمایت همه‌جانبه” از بشار اسد، صراحتا سوریه را “مرز” ایران می‌داند: «سوریه، مرز جمهوری اسلامی برای دفاع از امنیت و هویت خود به حساب می‌آید.»
رئيسي ،خواستار جایگزینی «پیشرفت» به جای «توسعه» و همچنین “بازتعریف فقه” در عرصه “فضای مجازی” می‌شود و می‌گوید که «اسلام به دولت هدایتگر معتقد است نه دولت رفاه"او در ابتداي قرن بيستم ميگويد: که «در جامعه دینی همه باید یک نظر داشته باشند» و بلافاصله اضافه می‌کند که “ولایت فقیه” همان حکومت امام اول شیعیان است.
رئيسي ،پنج روز بعد از عاشورای خونین ۱۳۸۸ نیز در روز ۱۱ دی‌ماه به عنوان سخنران پیش از خطبه‌های “نماز جمعه” تهران، معترضان را “محارب” خوانده و گفته بود: «با کسانی که امنیت را از بین ببرند، به عنوان “محارب” برخورد می‌کنیم.» با توجه به این‌که حکم “محاربه” در جمهوری اسلامی، “اعدام“ است، رییسی با این اظهارات عملا زمینه را برای اعدام معترضان فراهم کرد. در مورد دستگير شدگانِ جنبش سبز گفت «با قدرت با فتنه‌جویان برخورد کنند» تا «دیگر کسی جرأت ایجاد نا‌امنی نداشته باشد
شغل ايراهيم رئيسي  هرچه كه مي خواهد باشد ، ثروت او هر چقدر كه باشد او سنگدلي است كه همچون خميني و خامنه اي همگی تشنه به خون ايراني هستند اينها با اين تفكرات  عقب افتاده و واپسگرا آمده اند تا مي توانند بخورند و بكشند و بفريبند و ببرند و اين وظيفه هر ايراني است كه در هر گوشه ايران  زمين به مردم آگاهي دهند تا اين جنايتكاران را بهتر بشناسند،  فراموش نكنید آگاهي  نوري در تاريکي است كه انگيزه مبارزه  با دژخيمان را بوجود مياورد به اين اصل باور داشته باشيد آينده ايران از آن آگاهان است و مردم ايران در راه قدم گذاشته اند.   
_______________________________________________
 
[١]دقت داشته باشيد ، نقش محمد حسين بهشتي در اين قانون سازي اسلامي مهم است تا جاييكه مخالفان قوانين اسلامي و قانون قصاص را مرتد مي ناميد و بدنبال مخالفت اوست كه خميني نظرات بهشتي را تائيد ميكند .شوراي قوانين سازي زير نظر خميني  تشكيل ميشود و قوانين قصاص را تحت يك "لايحه قصاص"به هيّئت دولت   داده وپس از تائيد آنها   بنام" لايحه قصاص" آنرا به مجلس  شوراي اسلامي ، مي فرستند و آنرا به تصويب ميرسانند.زماني كه حسن نزيه با قانون ارتجاعي قصاص مخالفت مي كند بعد از مخالفت نزيه ، بهشتي، او را «بیگانه» و «روشنفکرنما» خواند و خواستار محاکمه وی شد.  بهشتی در واکنش گفت: «من فعلاً نمی‌خواهم بگویم این‌ها خائن‌اند یا نه، باید این‌ها محاکمه شوند تا معلوم شود با چه انگیزه‌ای می‌گویند اسلام نمی‌تواند راه‌حل باشد.»در واقع بهشتي يكي از بنيانگذاران قوانين اسلامي است كه امروز مردم در پيچ وخم آن گرفتار آمده اند ، بهشتي در دي ماه ٥٧ در بهشت زهرا حمله به گروه اي از طرفداران مجاهدين كه آرام آن سازمان را حمل مي كردند دستور حمله صادر مي كند.
 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
عباس رحمتی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.