شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۱ مهر ۱۳۹۷ - ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مردم ایران
علی ناظر

علی ناظر

هموطنی لطف کرده و سوال زیر را ایمیل فرموده اند:

«با سلام خدمت اقای ناظر، لطف کنید مطلب تحلیلی در مورد انتخابات ایران که در واقع شکست اپوزیسیون سرنگونی طلب و یا تحریمی جمهوری اسلامی بود را شرح دهید. واقعا چه عواملی باعث شد که بعد از ۳۹ سال از عمر جمهوری اسلامی مردم ایران چه در داخل و چه در خارج اینگونه با هیجان و امید در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند و به دعوت اپوزیسیون رژیم مبتنی بر تحریم انتخابات دست رد بزنند؟؟!! »- (در این نوشتار واژه انتخابات را برای سهولت و پیشبرد مبحث استفاده می کنم)

هموطن گرامی، با سلام

پاسخ به سوال شما بسیار سخت است. به چند دلیل. نخست اینکه، از اطلاعات و داده های کامل و تعیین کننده که نتایج انتخابات را رقم زد برخوردار نیستم. دوم، جامعه شناس نیستم. من فقط یک فعال سیاسی سرنگونی طلبم. سوم اینکه، پاسخ به این سوال پیچیده محتاج زمان، صفحات بیشمار و حوصله ای بی اندازه است.

«مردم ایران»

از «مردم ایران» نوشته اید. حتما منظورتان مردمی است که جانباختن فرزندان خود در کردستان را دید. کشتار تابستان و پائیز و زمستان 1360 را دید. قتل عام تابستان 1367 را دید، و فاجعه کهریزک را دید؟ «مردم ایران» همان مردمی است که از اعدام سعید سلطانپور با خبر شد و صدای نشستن گلوله بر سینه فرزندان سلحشور ایران زمین در «فروغ جاویدان» را شنید. حتما منظورتان از «مردم ایران»، ملتی شاه دیده و خمینی گزیده است. ملتی که نزدیک به 40 سال تحت هژمونی نظامی فریبکار بوده و 40 سال تخلیه ذهنی شده، اما زنانش توانسته اند علیه «یا روسری یا توسری» بایستند و «تار مو»، «تار مو»  علیه «حجاب»ی که قرار بود «اجباری» نباشد، قیام کنند، و تمامیت نظام زن ستیز را به عقب برانند.

من نمی دانم چرا «مردم ایران» صف کشیدند، چرا رآی دادند، چرا مُهر تأیید به نظام اسلامی زدند، اما می دانم، که در این مصاف، یک «نه» بزرگ به خامنه ای گفتند. با یک «نه» بزرگ، جلاد را بی آبرو کردند. نمی دانم چرا با تحریم انتخابات رژیم را چندین گام به عقب نراندند، اما توانستند خامنه ای را مجبور کنند تا نظر و رأی «مردم ایران» را به رسمیت بشناسد.

بدون شک، آدم هایی مثل من، که 40 سال پیش از ایران فرار کردند، نمی توانند «مردم ایران» را بخاطر این تصمیم و اقدام «سرزنش» کنند. می توانم بگویم با آنها مخالفم، و این اقدام را غلط می دانم. می توانم بگویم رأی به ظالم یعنی قبول ظلم. می توانم خیلی حرف بزنم، اما همه حرف های من از این طرف «آب» است. رأی بدهم در «ساحل امن» هستم، ندهم هم در «ساحل امن» هستم، طبیعتا برای من، بهترین راهکار یعنی تحریم انتخاب. اما با فجایعی که «مردم ایران» روزمره با آن دست به گریبانند، و یا سایه جنگی که عربستان سعودی و اسرائیل و آمریکا در حال زمینه سازی آن هستند را بر سر خود حس می کنند، و باید بین «شیاد» یا «جلاد» یک گزینه را انتخاب کنند، و بدانم که اگر انتخاب نکنم، حتما و مطمئنا، «جلاد» از کیسه «انتخابات» در می آید، در چنین جوّی که دشمن برایم می سازد، در چنین تناقضی که دشمن برای «مردم ایران» تهیه می بیند، وقتی باید زیر آسمان ایران زندگی کرد، می بینیم که «مردم ایران» تا ساعت 4 بعد از ظهر کمتر از 45% رأی داده اند ، اما وقتی حس می کنند که «جلاد» پیشی گرفته، شایعه می شود که در صورت پیروزی، «جلاد» «رهبر» می شود، «مردم ایران» به خیابان می ریزد تا از «سونامی» جلاد جلوگیری کند.

آیا خطا کردند؟ باید در زیر آسمان ایران بود، بوی خاک آنجا را حس کرد، تا فهمید چرا «مردم ایران» به پیشنهاد «اپوزیسیون سرنگونی طلب» توجه نکرد.

بدون شک، می شود از خود انتقاد کرد. از مجاهد، بخاطر تمام خطاهای استراتژیک و رفتاری. از کومه له بخاطر ضعف در انتخاب خط. از حزب دموکرات کردستان، از حکمتیست ها و از چریک های فدایی خلق. هر کدام بخاطر کمکاری و بی توجهی به آنچه در ایران رخ می دهد. اما این «انتقاد» ها دوای درد نیستند. «مردم ایران» از این انتقادها زیاد شنیده است. «مردم ایران» به دنبال حرفی تازه، راهی تازه، اپوزیسیونی تازه است. «رأی» می دهد چون صدای اپوزیسیون را نمی شنود. نه اینکه «کر» است، بلکه صدای اپوزیسیون ضعیف است.

به نظر من، ما در حال ورود به دوران «1340» هستیم. دوباره سازمانی بنام «چریک های فدایی خلق» باید «سیاهکل»ی دوباره بیافریند. دوباره محمد حنیف نژاد دیگری واژه «استثمار کننده و اشتثمار شونده» را برای نسل جوان تعریف کند. اگر بپذیریم که جمهوری اسلامی در حال چرخش به سوی «وابستگی» کامل است و اگر بپذیریم که شیخ در حال شاه شدن است. در چنین حالی، «مردم ایران» را هم باید با همان مشخصه ها ارزیابی کنیم. پروسه سرنگونی را هم به همچنین. البته با یک تفاوت. امکان جنگ علیه وطن وجود دارد، و این جنگ از «جنس جنگ ایران و عراق» نخواهد بود. این جنگ از جنس جنگ ویتنام، و یا کره و در بهترین شق از جنس سوریه و لیبی و یمن و عراق است. یعنی ویرانی ایران. از هر جنسی که باشد، «اپوزیسیون» باید کاخ ریاست خود را بر تلّی از خرابه بنیاد کند.

شاید «مردم ایران» به این تحلیل رسیده اند که اپوزیسیونی که 40 سال «اپوزیسیون» باشد، اما نتواند تغییری اساسی و تعیین کننده رقم زند، دیگر «اپوزیسیون» نیست. نمی دانم! اما می دانم، اپوزیسیونی که از حمله نظامی بیگانه به ایران خوشحال شود، و در این تنور هیزم بریزد، نه تنها اپوزیسیون نیست، بلکه ستون پنجمی است که در لباس میش، برای بیگانه دُم تکان می دهد. شاید «مردم ایران» از هراس «جلاد»، و از ترس این «اپوزیسیون» به «شیاد» پناه برده است. نمی دانم!

اما می دانم که در این انتخابات، خامنه ای «مردم ایران» را به مرگ گرفت تا به تب رضایت دهد. اپوزیسیون هم نتوانست این نکته را حتی تا چند ساعت قبل از پایان رأی گیری، درست تشخیص داده و تحلیل کند.

در پایان، به یک نکته اشاره می کنم که بیشتر یک شعار است تا یک تحلیل. ستم و ظلم نمی تواند بی نهایت ادامه پیدا کند. شاید عمر من و شما کفاف ندهد، اما مطمئن هستم که «مصدق»ی دیگر از میان «مردم ایران» بر خواهد خاست. مصدقی که از حقوق مسلم «مردم ایران» دفاع خواهد کرد، و بنام سعادت ملت ایران تأکید می کند « ملت ايران به علت‌العلل بدبختي‌هاي خود پي برده و مصمم است فساد را براي هميشه ريشه‌کن کند و اجازه نمي‌دهد خارجي بر سرنوشتش تسلط يابد».

نمی دانم! شاید هم «مردم ایران» منتظر امیرپرویز پویان است تا به «استثمار» بگوید نه!

علی ناظر

3 خرداد 1396

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.