شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ - ۱۷ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«مردم ایران» – بخش دوم
علی ناظر

علی ناظر

 

لینک به بخش: 1،

پیش از آغاز، نخست پیشنهاد می کنم مطلب خواندنی از رفیق همیشگی دیدگاه بیژن نیابتی («ترامپ-ترکیه-ایران») که چند نقل قول از آن هم در زیر آمده است، مطالعه شود.

نقل قول هایی از مطلب «ترامپ-ترکیه-ایران»:

...... «طرح بستن راه مداخله جنبش سرنگونی در روند فروپاشی ، بستن دست و پای اصليترين سازمان سرنگونی طلب و دور کردن هرچه بيشترشان از صحنه تحولات داخلی قرار داشت. اين طرح البته با پايداری همزمان دو نيروی مسلط بر قدرت و بدنبال کسب قدرت يعنی نيروی ولايت فقيه در قدرت و مجاهدين خلق در بيرون ساختار قدرت به نتيجه نمی رسد و يکبار ديگر ثابت می شود که با وجود اين دو نيرو نه امکان رفرم در ايران وجود دارد و نه از درون فروپاشی نظام، راست ميانه يا همان ليبرال دمکراسی کذايی بيرون می آيد که طرح خاورميانه بزرگ بدنبال محقق کردن آن در کشورهای منطقه بوده است. خامنه ای با سرکوب راديکاليسم ساختارشکن و ايزوله کرده نيروی اصلاح طلبی ، راه اعتدال گرايی را باز می کند و رژيم را دوباره به تعادل می رساند. در سوی ديگر نيز رهبری مجاهدين با اتکاء به لابيگری قابل تحسينی درميان اليت سياسی ايالات متحده در زير پنجه های خون چکان دولت ولايت فقيه درعراق فرجه بقا می خرد و از قفس می پرد. استراتژی موازی يا سياست سنجاق شدن به نئوکانها برای مجاهدين هم همان استراتژی بقاست.»....

.......«جنگ در ايران شباهتی به هيچ کجا نخواهد داشت. نه عراق و افغانستان قابل تکرارند و نه سوريه و ليبی و نه مصر و تونس و يمن. من اين سناريو را که ارتش آمريکا در يک جنگ منظم به سبک عراق بسراغ رژيم برود را واقعی نمی دانم. جنگی اگر در راه باشد يک جنگ نامنظم خواهد بود که تلفيقی از جنگ آزاديبخش و قيامهای شهری می تواند باشد. نقش آمريکا نه در زمين که تأمين پوشش هوايی در آسمان خواهد بود. عناصرميدانی جنگ نا منظم مذکور بسته به سناريويی که انتخاب شود متفاوت است ، اين نيروها شامل ارتش آزاديبخش دوباره سازماندهی شده مجاهدين ، نيروهای بخوبی تسليح شده پژاک ، احزاب عشيرتی کردی و نيروهای منزوی و کم شمارتجزيه طلب متشکل در ملغمه ای بنام کنگره مليتهای ايران و آن بخش از مردمی که برای نجات از دست جمهوری اسلامی به استقبال شيطان نيز می روند».....

......«استقرارموفق مجاهدين در آلبانی درهيئت تشکيلاتی و پافشاری آنان بر حفظ و ادامه تئوری جنگ آزاديبخش عليرغم از دست دادن خاک و سلاح به مثابه دو ستون اصلی استراتژی جنگ آزاديبخش نوين نشان می داد که آنها پس از حل و فصل مسئله بقا بی ترديد بدنبال بدست آوردن اين دو ستون اساسی خواهند رفت ، ضمن آنکه ستون مهم ديگر اين استراتژی يعنی ساختار ارتش آزاديبخش را نيز همچنان حفظ خواهند کرد. در تحليل من تنها امکان در اين رابطه ترکيه بود»......

 

تعریف واژه «دشمن» و چند نکته

گاهی از اوقات، ما با زیر خاک کردن تعاریف، و از روی آنها گذشتن، به داده ها و ارزیابی هایی می رسیم که ظاهرا درست و معقول هستند، اما و از آنجاییکه «تعریف پایه» نادیده گرفته شده، آن ارزیابی به اندازه ی باید و شاید، «وجاهت» ندارد.

بطور مثال، به نظر من هر عنصری که بازدارنده رسیدن به هدف باشد، دشمن است.

حال از خود بپرسیم: آیا مجاهدین عنصر بازدارنده «امپریالیسم» از رسیدن به اهداف جهانخورانه است یا نه؟ اگر پاسخ به این سوال سخت است، همین سوال را از زاویه متفاوتی مطرح می کنم: آیا هدف غایی مجاهدین و آمریکا یکیست؟ و اگر پاسخ به این سوال هم کمی سخت است، همین سوال را از زاویه دیگری می پرسم: در رابطه با منافع ملی ملت ایران، آیا مجاهدین و آمریکا نقطه مشترک دارند یا نه؟ و بالاخره اگر پاسخ به این سوال هم سخت است، همین سوال را در ساده ترین شکل مطرح می کنم: آیا مجاهدین، مانند آمریکا خواهان نابودی و ویرانی ایران است یا نه؟

اگر پاسخ به هریک از سوالات بالا منفی باشد، سوال دوم اینست که چرا باید آمریکا به مجاهدین یاری برساند تا ایران آزاد شود؟

ولی اگر پاسخ به سوال نخست مثبت است، یعنی اینکه برای آمریکا منافع ملی ملت ایران (همچون مجاهدین) از الویت برخوردار است، آیا جنگ کلاسیک می تواند «منافع ملی ملت ایران» را تضمین کند؟ اگر نه، مجبوریم دوباره به همان سوال اول برگردیم که آیا مردم ایران (خواست ها و اهداف آزادیخواهانه ملت ایران) بمثابه عنصر بازدارنده رسیدن آمریکا به اهدافش است یا نه؟ اگر آری، چاره ای نیست به جز اینکه نتیجه بگیریم «آمریکا دشمن ملت ایران است»، و هر نهاد سیاسی که با این «دشمن» همسویی کند، دشمن ملت ایران است. آیا این نتیجه گیری در مورد مجاهدین صدق می کند؟ اگر آری، که ما را با مجاهدین کاری نیست. اما اگر پاسخ «نه» است، چاره ای نیست بجز رسیدن به این نتیجه گیری که پوشش هوایی آمریکا، به هنگام ورود «ارتش آزادیبخش» (مجاهدین) به داخل خاک ایران (اینبار از مرز ترکیه)، یک فرضیه غیر ایدئولوژیکی است. مگر اینکه، این رفیق مشفق، چیزی می داند و می فهمد که خارج از ذهن و سواد منست.

حال، همین معضل را از زاویه متفاوت با بازیگران متفاوت بررسی می کنیم، و می پرسم، آیا برای  آمریکا و جمهوری اسلامی «منافع ملی ملت ایران» الویت دارد؟ به زبانی دیگر، آیا اگر جمهوری اسلامی و آمریکا وارد جنگی خانمان سوز شوند، جمهوری اسلامی (روحانی، خامنه ای و....) ککشان می گزد؟ ساده تر بنویسم، آیا «بقا» برای جمهوری اسلامی در الویت دوم بر منافع ملی ملت ایران است؟ اگر آری، چاره ای نیست بجز اینکه جمهوری اسلامی را نظامی ملی و مردمی ارزیابی کنیم. اما اگر پاسخ منفی است، باید به این نتیجه برسیم که جمهوری اسلامی عنصر بازدارنده آمریکا برای رسیدن به اهدافش نیست. در نتیجه، ماهیت رابطه بین جمهوری اسلامی و آمریکا نمی تواند «آنتاگونیستی» باشد.

این بدان منظور نیست که جنگی بین «ارتجاع» و «جهانخوار» غیر ممکن است. دو جنگ جهانی که بین جهان سرمایه رخ داد، نمونه ایست بارز از امکان وقوع «جنگ» بین دو قطب همسو و همجنس. اما همانطور که آن دو جنگ باعث نابودی سرزمین ها شد و میلیون ها نفر را به کشتن داد، «جنگ» بین ارتجاع و آمریکا هم به ویرانی خاورمیانه و قتل میلیون ها نفر می انجامد. هم جمهوری اسلامی و هم آمریکا به این نکته واقفند و دائما در تلاشند که از زدن جرقه خودداری کنند.

اما و چنانکه سالها پیش از این نوشتم، حساب عربستان جداست. عربستان، همچون جمهوری اسلامی، برای گسترش هژمونی در خاورمیانه، و در راستای اهداف صهیونیسم، و مهمتر از همه، برای «بقا»ی خود شاید ناچار به درگیری شود. عربستان از نفوذ جمهوری اسلامی در عراق و یمن شدیدا هراسان است و آن را تهدیدی برای «بقا»ی خود می داند. این «حس تهدید» می توان به درگیری منجر شود.

سوالی که می ماند اینست که آیا درگیری بین عربستان و جمهوری اسلامی به نفع «منافع ملی ملت ایران» است یا نه؟ اگر آری، باید به این تنوری که هنوز شعله ور نشده، هیزم «نفرت»، «فرقه گرایی»، «سوسه دواندن» و... ریخت. اما اگر درگیری بین این دو، می تواند زیرساختارها در ایران (و کشورهای جنوب خلیج فارس) را برای دهه ها نابود کند، و پای بیگانگان را به ایران باز کند، باید از آن دوری گزید و علیه آن موضع گرفت.

حال، اگر مخالف نابودی زیرساختارها، قتل صدها هزار، مجروح شدن میلیون ها، و بی خانمان شدن ده ها میلیون، و شقه شدن ساختار اجتماعی هستیم، باید با «جنگ» مخالفت کرد، و بر سرنگونی از طریق شورش های اجتماعی (و تشکیل کانون های شورشی) حمایت کرد. وجود مجاهدین در مرز های ایران-ترکیه اگر بخواهد به جنگی کلاسیک بینجامد که آمریکا به آن پوشش هوایی می دهد، نه تنها بی معنی است، بلکه حتی تبلیغ آن هم به وجاهت مجاهدین صدمه می زند. شایان توجه اینکه نباید موضع اخیر فرمانده ناجا «در منطقه‌ای که با ترکیه هم مرز بوده شاهد فعالیت گروهک‌های تروریستی با عناوین مختلف هستیم» را نادیده بگیریم.  البته همیشه مورد سرزنش قرار می گیرم که در مورد مجاهدین می گویی انشاالله گربه است و باور نداری که آنها برای «بقا» حاضرند ایران را ویران کنند. من خوانش دیگری از سخنان مجاهدین دارم. برای درک بهتر خوبست به گفتگوی سید محمد محدثین با رادیو فردا و موضعگیری ایشان پیرامون «روش سرنگونی» دقت کنیم (29 اردیبهشت 1396)؛ و اگر آن روشنگرانه نبود بر واژه «کانون های شورشی مقاومت» در نوشته حسین عابدینی تأمل کنیم.

به «مردم ایران» باز می گردم. بارها نوشته ام و کمی تکراری شده است. سرنگونی بدون شراکت «مردم ایران» ممکن نیست. حمله نظامی ارتش آزادیبخش زیر پوشش هوایی آمریکا (امری غیر ممکن)، شاید بتواند جمهوری اسلامی را تضعیف کند، اما سرنگون نمی کند، و مجاهدین را به گورستان تاریخ می سپارد. خوبست به سوریه دقت کنیم. «دولت» ها به این سادگی ساقط نمی شوند.

همچنین خوبست به آخر و عاقبت نیروهای کُرد در سوریه، تحت حمایت آمریکا، توجه کنیم که چگونه «نوکر» ارباب بی مروت شده اند، و هر روز امکان دارد ترکیه و آمریکا با هم تبانی کرده و سر کُردها را زیر آب کنند. حتی اگر چنین نشود،حتی اگر ترکیه از ناتو بیرون بیاید، بازهم موقعیت کُردها در سوریه حزن آلود است. نه به آنها می شود گفت «ملی» و مدافع منافع «کُردها» و نه به استقلال عمل آنها در آینده می شود اطمینان کرد. آیا قرار است مجاهدین به چنین سرنوشتی دچار شوند؟ من فکر نمی کنم.

شاد باشید

علی ناظر

7 خرداد 1396

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.