شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۷ - ۲۱ ژوئن ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آِیا قرآن مجید وحی خداوند است یا گفته خود پیامبر اسلام؟! بخش 4

گلمراد مرادي

من تصمیم گرفتم نخست این کتاب را که نوشته ام، قبل از چاپ، بخش به بخشدر روزنامه وزین و پرخواننده اینترنتی به دید عزیزان خواننده برسانم. تقاضا دارم نظرات خودتان را بدون ملاحظه به آدرس زیر، برای نگارنده بنویسید که اولا؛ کمال سپاس  گذاری را دارم. دوما؛ بدون تردید بر معلومات نگارنده افزوده می شود. سوما؛ برای غنی کردن کتاب درچاپ هم آورده می شود. پس می پردازیم به بخش اول مقدمه.
تقاضا دارم، بدون هیچگونه پیشداوری این بخش از تاریخ پیدایش مذاهب را بخوانید.
مقدمه:
 
آنگونه که در اوایل اشاره شد، تا کنون بسیاری کتب و مطالب متعدد در مورد اسلام و پیدایش آن و قرآن مجید کتاب مقدس همه مسلمانان که حدوداً بیش از 1300 سال است، مدام برایش تبلیغ می شود که آن وحی الهی است و توسط یکی از ملایک افسانه ای بنام جبرئیل به محمد پیامبر اسلام دیکته شده، نگارش یافته است و اخیرا فرخنده یک دختر آگاه افغانی را گویا بخاطر سوزاندن این کتاب در ملاء عام کشتند، البته من موافق سوزاندن آن نیستم، بلکه موافق خواندن آنم و رد یا قبول آن با منطق نه با خشم و کور کورانه. جالب اینجاست که گویا فرخنده اصلا قرآن را نسوزانده، بلکه به یک ملائی که دعا نویسی می کرده تذکر داده است که از پاک دلی مردم سوء استفاده نکند و کلاه سر مردم نگذارد. این ملا برای انتقام گرفتن از فرخنده، مردم نا آگاه را وا دار کرده که او توهین به کتاب مقدس کرده است و حتا آن را سوزانده است! تبلیغات برای قرآن به آن اندازه وسیع و با ترس و وحشت بوده و هست که انسان با شنیدن نام آن لرزه به اندامش می نشیند و تنها چیزی که به خاطر می آورد، بوسیدن آنست نه موضوع دیگر. درصورتیکه این کتابی عادی است وهیچ نباید ترسی از آن داشت و هیچ معجزه ای هم درکار نیست. هر هجوی در باره معجزه بودن آن گفته شود، نوعی کلاهبرداری شرعی است و نوعی ترس و وحشت به میان مردم بردن است. من که خود هیچ اعجازی ازاین کتاب نمی بینم. حدود 58 سال پیش من باگوش خود می شنیدم که پیش نماز شهر ما، علنا وعظ می کرد، "هر کسی لای قرآن مجید را بدون غسل جنابت بازکند، دنیا زیر و رو می شود". البته به همین خاطر من و هم شاگرد خیاطی دوران نوجوانیم که هفته ای هرکدام 15 ریال دست مزد می گرفتیم. حقوق یک هفته را روی هم گذاشتیم و این قرآن را خریدیم. هیچ کدام ازما غسل جنابت اسلامی را نمی دانستیم و همیشه جنوب بودیم و هفته ای یک بار حمام  می رفتیم. من به دوستم پیشنهاد کردم توی حیاط پاساژ یونسی او آن دور بایستد و من انگشت لای صفحات قرآن به قصد باز کردن بگذارم، اگر زمین لرزید تا من زود انگشتم را از لای قرآن در بیاورم! من این کاررا کردم و هیچ زمین نلرزید و دنیا سرجایش ماند!! از جانبی در تعجب بودیم که چرا این آخوند پیشنماز، اینطو علنا دروغ می گوید؟ از جانب دیگر بنا به معلومات فیزیک و جغرافی عمومی می دیدیم، به یقین این پیش نماز نا خود آگاه درست می گفت، دنیا بطور خودکار در 24 ساعت یکبار زیر رو می شود، اما ما آن را حس نمی کنیم. اگر انسان بدون یا با غسل جنابت لای قرآن را باز کند یا نکند، جهان دور خودش می چرخد. حالا چرا این ملا یا آخوند پیش نماز این مسایل را مطرح می کرد و ترس و وحشت توی دل مردم و بوِیژه مؤمنان می انداخت؟ بنظر من، او بدین وسیله می خواست جلو خواندن این کتاب "مقدس" گرفته شود. اولا مؤمنان جوان و پیر حتا آنها که غسل هم می کردند، نمی خواستند به این ریسک دست بزنند و فقط به بوسیدن آن اکتفا می کردند. دوما بقیه مردم دو دل می بودند و نزدخود می گفتند، خواندن یا نخواندن چه تأثیری می تواند در زندگی من داشته باشد؟ آنها هم این ریسک را نمی کردند. بدین ترتیب خواندن این کتاب "مقدس" به حداقل می رسید. زیرا مردم و بویژه جوانان حوصله غسل کردن را ندارند و آنگونه که ذکرش رفت نمی خواهند ریسک هم بکنند! اگر ازجانب یک مؤمن قرآن خوان نیز پرسشی درباره آن مطرح می شد و یا می شود حتما ملاهای مفت خوار، یک توجیه دست اول را برایش دارند و پرسشگر را مؤدبانه به سکوت وا می دارند. لذا فقط اکثر مردم خیلی ساده قرآن را می بوسند و طاقچه می گذارند. شاید اگر اغراق نباشد، هنوز بعد از 1300 سال، این 35 سال اخیر را استثنا می گیریم، دوسوم از باور مندان از پنجاه ببالا کتاب "مقدس قرآن" را نه این که نخوانده اند، بلکه حتی ورق نزده اند. به یقین می توان گفت: تعداد زیادی ازجوانان در ایران بیشتر دختران از بعد از انقلاب 1357، به اندازه قدمت نشر قرآن مجید، آن را خوانده و زیرو رو کرده اند. اما آنطور که ذکر شد، هنوز بیشترین مسلمانان از محتوای آن بی اطلاع اند و اصلا نمی دانند چه نکات خوب یا بدی در آن نگاشته شده است. اگر می بینیم حتا کسانی با درجه تحصیلات عالیه امروزه در سطح جهان به اسلام باور دارند یا موقعیت و شغل خود را در نظر می گیرند و یا اصلا قرآن مجید را نفهمیده اند. نگارنده جسارت می کند و ازطرفی می گوید: این وحی خدا و جبرئیل افسانه است و ازجانب دیگر مدعی است که این کتاب به اصطلاح مقدس دقیق خوانده نشده است. چون هر کسی بی طرفانه و بدون منافع فردی آن را بخواند، هرگز مقدس اش نمی داند و آن را نمی بوسد و زود پی خواهد برد، این کتاب برای 1400 سال پیش نگاشته شده و بهمان دوره تعلق دارد نه به دنیای متمدن امروزی. نگارنده صراحتا باور دارد و تا آن حد به آگاهی دست یافته است که حافظ را خوب درک کند و بفهمد که گفته است: جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه ++ چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند. منظور حافظ ازهفتاد و دو ملت احتمالا هفتادو دو دین باشد. چون در اسلام ملت و دین تقریبا یکی است یعنی آئین. در هر حال نگارنده پیرو منطق عمر خیام نیشابوری، است. که در چاپ سوم، صادق هدایت، سال 1339 برابر با 61/1960میلادی، صفحات 76 و 77 به درستی گفته است:
   "ای آنکه نتیجه چهار و هفتی،      وز هفت و چهار دایم اندر تفتی،
می خور که هزار باره بیشت گفتم:      باز آمدنت نیست، چو رفتی رفتی.
پس بهشت و دوزخی در کار نیست، چو رفتی رفتی و ترس از جهنم و امید واهی به بهشت، وعده های سر خرمن اند و بس. بهمین دلیل داعش با سوزاندن انسانهای اسیر می خواهد دوزخ را در این دنیا نشان دهد و این تعریف را مجسم کند. البته خودشان اند و احمق تر ازآنند که بفهمند جهنمی و بهشتی وجود ندارد. در ادامه همین عمر خیام بزرگ، می گوید:
 ای دوست بیا تا غم فردا نخوریم،     وین یکدم عمر را غنیمت شمریم؛
فردا که از این دیر کهن در گذریم؛     با هفت هزار سالگان سر بسریم.
در ادامه صفحه 98 خیام گوید:
من هیچ ندانم که مرا آنکه سرشت      از اهل بهشت کرد، یا دوزخ زشت؛  .
جامی و بتی و بربطی بر لب کشت.      این هر سه مرا نقد و ترا نسیه بهشت
لذا همان طور که گفته شد، تمام وعده و وعید ها، همه پوچ هستند و منافع ویژه ای را به دنبال دارند. حالا بگذریم از آن پاکدلان و پاک روانان که هیچ منافعی را دنبال نمی کنند، اما باید بدانند که این ترس از دوزخ و امید به بهشت را مفت خواران درست کرده اند، چون در زمانهای گذشته خیلی ازعوامل طبیعی برای مردم کشف نشده بود ومردم درخرافات غرق بودند و بحث بر سر شق- القمر بود که پیامبر اسلام انجام داده و ماه را دونیم کرده است. سوره قمر آیات 1 و 2. با رفتن انسان به کره ماه، این شق القمر دروغ از آب در آمد. فضا نوردان باعکسبرداری های فراوان هیچ خطی یا پارگی برروی کره ماه ندیدند پس سرا پای این قرآن یک کتاب عادی رمان مانند است که فقط برای ترساندن مردم ازآتش سوزان دوزخ ووعده های پوچ بهشتی، متعلق به 1400 سال پیش است وبس. ماباید این عادت نخواندن و نفهمیدن را ترک گوئیم. ملاها می گفتند که رعد و برق و زلزله خشم خدایان است، زیرا مردم را نا آگاه می دانستند. اما امروزه یک بچه 12 تا 14 ساله می داند که رعد و برق از بهم خوردن ابرها بوجود می آید و زلزله نیز درنتیجه فعل وانفعالات کره زمین است. پس نه خشم خدایان است و نه باعریان بودن زنان ارتباط دارد آنطورکه برخی ازآیت الله هابا نادانی مطلق یا تزویر می گویند!! اگر برمبنای خرافات این آیت الله ها حرکت کنیم، بایستی در کشورهای اروپائی و بویژه فرانسه هر ساعت زلزله بیاید!! زیرا درهمه تابستانها دختران در شهر توولو لخت مادر زاد در ملاء عام به دریا می روند و آزادانه دوش می گیرند و هیچ زل زله ای هم نمی آید!! (ادامه دارد)
هایدلبرگ، آلمان فدرال 5.4. 2017                                     دکتر گلمراد مرادی
(4)
 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
گلمراد مرادي:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.