شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ - ۲۵ نوامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

جنبش دانشجویی و ادامه مبارزه

عباس رحمتی

١٦ آذر سال ١٣٣٢ بعد از كودتاي ٢٨ مرداد ، همزمان با شكل گيري دوباره رابطه ايران و بريتانيا و ورود "ريچارد نيكسون "  معاون رياست جمهوري آمريكا ، دانشجويان با اعتراضات خود، رژيم پهلوي  را وادار به عقب نشيني ميكنند در درگيري ها سه تن از دانشجويان  بنامهاي، مصطفا بزرگ نيا و احمد قندچي هواداران حزب توده و مهدي شريعت رضوي از جبهه ملي ايران در دانشگاه تهران كشته ميشوند، از آن زمان اين روز را روز دانشجو ناميدند و روز ١٨ تير ١٣٧٨  دانشجويان بعد از سالها اختناق و سكوت در دانشگاهها ، بخاطر بسته شدن روزنامه سلام ( متعلق به موسوي خوئينيها )دوباره استارت اعتراضات را روش كردند ولي اين بار  پاسداران و اطلاعاتي ها بدستور شوراي امنيت  خامنه اي به كوي دانشگاه حمله كردند و دانشجويان را از پنجره خوابگاه به پايين پرتاب كردند و از آن زمان  سركوب دانشجويان عريانتر از گذشته شد و جنبش دانشجويي شكل سياسي تري به خود گرفت رژيم فاشيستي مذهبي هم بهتر مي داند كه مرکز مبارزات در دانشگاه و كارخانه ها است  لذا بيشترين نيروهاي سركوب را بنامهاي مختلف در اين مكانها مستقر كرده است كه پيچيدگي خاص خود را مي طلبد. در مقابله اين چنين رژيمي بايد روش مبارزاتي را عوض كرد، به ياد داشته باشيم ، با وجود چنین رژیمی ،امروز نحوه مبارزه پيچيده تَر از گذشته است .

شانزده آذر و هيجده تير ، روز دانشجو ، نام گرفتند با شانزده آذر شاید مشکلی  نداشتهیاشند ولي در رابطه با دومي ، هر ساله با فشارها و سركوب عرياني كه رژيم فاشيستي مذهبي ايران به دانشجويان مياورد ،  اجازه برگزاري اين روز و روزهاي تاريخي ديگر را به دانشجويان نمي دهد ، اما نمی دانند  جنبش دانشجويي همچون آتشي است كه بالقوه زير خاكستر وجود دارد و هر لحظه با تًٓرك بر داشتن اختناق به حركتي بالفعل تبديل خواهد شد در واقع اين ، دانشجويان هستند كه بايد ارتباط مستمر  خود را با جامعه برقرار كنند. امروز دانشجويان وظيفه بسيار مهمي  بر دوش دارند تا مردم را از جناياتي كه در ايران صورت مي گيرد آگاه كنند. رژيم با فشارهاي اقتصادي كه بر جامعه آورده است قصد دارد كه باسياستهاي ضد مردمي ( مغولي ) چنگيزوار مردم را بدنبال أمرار و معاش روزانه بكشاند كه تا كنون هم موفق بوده است ، از طرفي با ميدان دادن به رانتخواران اقتصادي از صدر تا ذيل  اجازه هر گونه فسادي را داده است تا جايي كه مي توانند از سرمايه و منابع ايران  هم ببرند و  هم بخورند، از سوي ديگر در صورت اعتراض مردم را تحت فشار قرار ميدهد ولی  دست سركوبگرانش را تا بينهايت باز گذاشتهاست  ، نمونه بارز آن ، اعتراض مالباختگاني است كه اين روزها چنگ در چنگ با رژيمند و ميخواهند پولهاي خود را از بانكها (مثل  كاسپين )بيرون بياورند كه با سركوب پاسداران  مواجه ميشوند و خامنه اي هم لام تا كام  سخني نمي گويد، كه خود نشان از شراكت با بانكها دارد. جنبش  دانشجويي ، امروز وظيفه دارد اين حركتهاي اجتماعي را سياسي كرده و مردم مالباخته  را سازماندهي كند ، همين حركتهاست كه به يك جنبش بزرگ سياسي تبديل میشود.   جنبش دانشجويي ايران بايد ريشه اي تر از گذشته  فكر و عمل كنند تا با برنامه ريزي هاي مدون حركتهاي دانشجويي  را به ميان مردم بكشاند، براي مقابله با سركوب رژيم تا بن دندان مسلح  سازماندهي لازم است، متاسفانه بايد اعتراف كرد در طول اين سالها دانشجويان نه تنها به سازماندهي نپرداخته اند كه جنبش از حركت بازنايستد بلکه گاهی به مدت طولانی هم جنبش ،متوقف شده  و بر اثر شدت سركوب رژيم نتوانسته اند حركتهاي چشمگيري  داشته باشند. دانشجویان می توانستند از همرزمان  و دانشجوياني كه در سالهاي ١٣٧٨ و ٨٨   كه بعد از دستگیری ، سالها  مفقودالاثر شده اند خبري گيرند، ولی این کار را هم انجام ندادند  با خانواده هاي اين عزيزان همكاري هاي لازم را نكرده اند ، براي مثال ، سپاه پاسداران ، سعيد زينالي و دهها دانشجوي ديگر را سالهاست كه ربوده است و كسي خبري از آنها در دست ندارد . دانشجوياني كه مي بايد از" تز "دكتراي خود دفاع ميكردند، در حال حاضر معلوم نيست اين دانشجويان  كجا هستند آيا در زندانهاي رژيم ولايي اند و يااينكه اعدام شده اند ؟  هیچ سازمان بین المللی هم  قضیه را دنبال نمی کند ،درحاليكه خميني قبل از به قدرت رسيدنش مي گفت دانشگاه مركز فعاليت هاي دانشجويي است بعد از به قدرت رسيدن او با انديشه هاي ضد دانشگاهي اش ، با شتاب و با كمك افرادي مانند "لاجوردي جلاد( اسدالله) ،دهها  هزار نَفَر از دانشجويان را به جوخه هاي اعدام سپردند. يكي از وظايف كنوني ِجنبش دانشجويي پيگيري و كمك به خانواده  اين دانشجويان است، بيش از شصت سال است كه   جنبش دانشجويي ، نسل به نسل  به مسئوليت خطير خود عمل كرده  و در مقاطع مختلف  و در سرفصلهاي گذشته خ این  وظايف سنگین را بر زمین نگداشته است ،  در طول دوران حاكميت فَقِيه اين وظيفه سنگين تر و چندين برابر شده است ، چرا كه رهبري كاريسماتيك نظام ولايي به طرز هيستريكي با دانشگاه و دانشجو مخالف بوده و هست . خميني مي گفت ؛ "دانشگاه از يك بمب براي ما خطرناكتر است!" ،بخاطر همين بود كه درهاي دانشگاهها را بيش از چهار سال بنام انقلاب فرهنگی( آفتضاء) به روي دانشجو و استادان بست و هزاران دانشجو و استاد را از مركز علم و  مبارزه و اقتصاد و سياست اخراج و يا پاكسازي كرد، با همين پاكسازي ها بود كه خميني و اعوان و انصارش توانستند بر جامعه حاكم شوند و سركوب را در ايران نهادينه كنند. پس از آن  رفسنجاني ادامه اين راه رابه يارو قار خود خامنه اي سپرد . ولي دانشجو، و جنبش دانشجويي راه خود را طَي كرد،ولی امروز، بايد شيوه هاي ديگري اتخاذ كرد تا در مقابل هيولاي ولايت فَقِيه ايستاد.  اگر دانشجويان و كارگران و معلمان كه پرچمدار مبارزه در ايران هستند به موقع عمل نكنند ، هيولاي ولايت مطلقه فَقِيه خاك ايران را هم توبره خواهد كرد.امروز خوشبختانه اين جنبش دانشجويي است كه در طبقات مختلف فكري (دانشجويان ) ريشه دوانيده است و با وجود فشارها توسط بسیج و حراست ( گاردی های دانشگاه ) بازهم مبارزات ادامه دارد. اما امروز  برای مباره با اصل ولایت فقیه روشهای دیگری را باید اتخاد کرد!  

جنبش دانشجويي بايد نحوي حركت خود را تغيير دهد و دلخوش به آن نباشد كه هر از چندي به مناسبتهايي دور هم جمع شوند و مراسمي را تشكيل دهند .در نبود اپوزيسيون  قوي در داخل ،  جنبش دانشجويي  بايد همچون يك اپوزيسيون عمل كند، در شرايط كنوني  داشتن يك تشكيلات  قوي از ضروريات جنبش است تا ايران  را به ساحل نجات برساند. تشكيل هسته هاي مقاومت در كنار مطالعات و فعاليتهاي سياسي و اجتماعي و ارتباط دانشگاهها و دانشكده ها مي تواند مقاومت را به درون جامعه بكشاند . در شرايطي كه جامعه ظرفيتهاي زيادي براي حركت هاي اجتماعي را داراست جنبش دانشجويي مي تواند اين حركتهاي مردم را سازماندهي كند علاوه بر آن نارصايتي هاي مختلفي كه هر از چندي سر باز مي كند نيازمند سازماندهي است ،وظيفه  دانشجويان ومعلمان و كارگران  است كه ديگر  أقشار مختلف را به صحنه  بيآورند. در شرايطي كه رئيس جمهور ايران اعلام مي كند ما بوديم كه كليد  أنبار أسلحه  را به عراقي ها داديم ، اين وظيفه تمامي مردم است كه با حضورشان در خيابانها از روحاني  بپرسند  شما كه مي گفتيد ما فقط مستشار به  عراق مي فرستاديم ؟ بپرسند حال كه بيشتر مردم زير خط فقر زندگي مي كنند و عده زيادي از دختران  براي امرارمعاش تن فروشي مي كنند ،چرا بايد ايران به جنگهاي منطقه اي  دامن بزند؟ اينها از وظايف خطير جنبش دانشجويي است كه مردم را آگاهي بدهند و به صحنه بياورند. امروز نقش دانشجويان  در رابطه با جامعه مثل گذشته نيست ، چون ايران گرفتار هيولايي بنام ولايت فَقِيه است و با رژيمهاي گذشته  فرق مي كند در هيچ جاي دنيا شمارهبري را پيدا نمي كنيد كه به سفر كردن دانشجويان هم كار داشته باشد، در اين جهان پهناور   نظامي را پيدا نمي كنيد كه رهبري آن به  رشته هاي تحصيلي  و حتا انتخاب رشته  دانشجو كار داشته باشد از طرفي با وجود دهها فيلتر براي ورود دانشگاه مي بينيم خيلي از دانشجويان با هزاران مانع وارد دانشگاه ميشوند كه خود نشانگر اراده جوانان است كه مي توانند در مقابل   موانع سفت و سخت  مبارزه كنند و وارد دانشگاهها شود . گرچه رژيم ولايي مي خواهد دانشگاهها را به قبرستان تبديل كند ولي اگر تمامي دانشجويان با اراده قوي تَر در مقابل  رژيم بايستند رژيم عقب نشيني خواهد كرد اين را در سالهاي ١٣٧٨ و ٨٨  با حرکات و اعتراضات حود نشان دادند ودنیا نظارگر جنایات رزیم ولایی بودند.  ولی همین رژیم با تمامی سرکوب  هنوز هم از آن سالها با ترس ياد مي كند . اگر طلوع فرداي ايران را مي خواهيم بايد امروز  از حركت باز نايستاد اين وظيفه تك تك ايرانيان است اما دانشجويان كه  دبيران اين آب و خاك هستند در جايگاه اول  مبارزات قراردارند براي همين است كه رژيم ولايي از دانشگاه و دانشجو وحشت دارد.  و رهبر و بنیانگزارش، آنرا چون بمبی تصور می کرد.

 باید گفت : "هستم اگر میروم   گر نروم نیستم "

 

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
عباس رحمتی:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.