شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

يكشنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۷ - ۲۱ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

منافع و مضرات «اعتراض» خودجوش – بخش 2

علی ناظر













لینک به بخش
1،

در اینجا، منافع و مضرات را از چند منظر می توان بررسی کرد.
  • منافع «مردم»، آسیب پذیری های «مردم»
  • منافع «ملی»، آسیب پذیری های «خواست های ملی»
  • منافع «سازمانی»، آسیب پذیری های «سازمان/حزب/تشکیلات»
 
طبیعتا، و منطقا، هرچه که «منفعت» برای ملت داشته باشد، برای جمهوری اسلامی «ضرر» دارد. هرآنچه در راستای «منافع ملی» باشد، آسب رسان به «منافع نظام اسلامی» است. و ...و...
مردم - منافع و آسیب پذیری ها
از سوی دیگر، «مردم» را می توان از جوانب مختلف تعریف نمود. کارگران، زحمتکشان و طبقه تحتانی جامعه، مالباختگان (که با زحمتی فراوان ثروتی اندوخته و یا آنکه با هماهنگی با مفسدان اقتصادی ثروتی انباشته) که لزوما به طبقه تحتانی جامعه تعلق ندارند. و یا آنکه، طبقه متوسط، و فوق آن که بخاطر مسائل دیگری بجز اقتصادی، در رویارویی با نظام هستند. از جایگاه و خواستگاه های متفاوت. خواست های طبقه زحمتکش و تهیدست، که برای «معیشت» روزانه خود در تنگنا قرار دارد، از جوانب مختلف، نمی تواند با خواست های طبقه متوسط و یا «مالباخته» یکی باشد. اگر کارگر و تهیدستی «اعتراض» می کند، بدون شک، از زاویه بسیار متفاوتی جمهوری اسلامی را در کرسی اتهام قرار داده، تا اینکه «مالباخته»ای در یک تجمع عمومی اعتراض کند.
«مالباخته» پس از احقاق حق خود، و یا به زبانی دیگر، پس از دریافت تمام «ثروت چند صد میلیونی» به باد رفته خود، نه با حکومت مشکلی (مالی/اقتصادی) دارد و نه با سیستم قضایی و یا «بانکی»، چرا که «امنیت مالی» او تأمین شده است. از سوی دیگر، کارگر به ستوه آمده، و یا تهیدستانی که «نان شب»شان در گرو هزاران اما و اگر و حقوق های به تعویق افتاده و .... است، مشکلاتشان حتی با یک میلیون و یا دو میلیون؛ با ارزان شدن قیمت تخم مرغ و یا پایین آمدن نرخ بنزین، حل نشده و در نیتجه نمی تواند به راحتی «مالباخته» صحنه «اعتراضات» را ترک کرده و به خانه و کاشانه بازگردد. چرا که طبقه تهیدست، جوانان وابسته به این قشر زحمتکش، نه خانه و کاشانه و مأمن امنی دارد که بخواهد به آن بازگردد، و نه آنکه درامدی که بتواند «نان شب» را تهیّه ببیند.
در فحوای سخنان احمد خاتمی در نماز جمعه، می توان این نکات را دید « اعتراضات اصلش به‌حق بود. مالباخته‌ها بودند. می‌گفتند موسسات اعتباری اگر مجوز داشته، باید پولش را بدهید که می‌گویند ۹۸ درصد پولش را داده‌ایم. اگر هم مجوز نداشته است چرا پنج سال است که کرکره‌اش را پایین نکشیدید. این اعتراض ناحقی نیست.... روحانیت همراه با محرومین و کارگران است و همراه با کسانی است که مشکل معیشت دارند.» وی در مرحله نخست می خواهد طبقه «مالباخته» را که «خواست» هایشان تیز و مشخص است از گردونه خارج کند.  چند میلیارد تومان برای جمهوری اسلامی «مبلغی» نیست. می توان با هزینه این «مبلغ»، در میان معترضین «محق» شکاف ایجاد کند. اما و از آنجا که بسیاری از «معترضین» می توانند از طبقه تهیدست باشند، به ترفند همیشگی دست زده و «روحانیت» را همراه آنها اعلام می کند. در اینجا، برای کارگر و تهیدست «حق»ی قائل نمی شود، بلکه به آنها «وعده» سرخرمن کرده و به این بسنده می کند که «مشکل معیشت»ی این طبقه را در نظر دارد.
احمد خاتمی، همچون دیگر سران جمهوری اسلامی، به خوبی می داند که حل و فصل «مشکل معیشت»ی طبقه تهیدست تنها از مسدود شدن یک کانال می گذرد - «فساد اقتصادی». انسداد این کانال نه در سطح اوست و نه در سطح دولت «بی تفنگ»، چرا که حامی و بانی «فساد»، بجز خامنه ای، «دولت با تفنگ» است. جمهوری اسلامی، چنانکه در 13 و 14 و 15 دیماه مشاهده شد، به «بسیج» و «سپاه» محتاج است و نمی تواند با مسدود کردن کانال های تجاری و مالی این دو نهاد، خود را در برابر «اغتشاشگران»، «خلع سلاح» کند.
این  رویداد را می توان هم به «نفع» مردم و هم به «ضرر» مردم ارزیابی کرد. با گسترش «اعتراضات» (به نظر من مهم نیست که این «آشوب» مردمی بود یا نه) جمهوری اسلامی در عمل، مجبور شد یک گام استراتژیک به عقب بردارد و «سنگر»ی را برای مردم خالی کند (این مردم بر می گردد که می توانند آن سنگر را پر کرده و از دست ندهند یا نه). مردم پس از این هفته، عملا به این نکته واقف شدند که می توانند «بخواهند»، و جمهوری اسلامی هم از ترس تکرار وقایع این «هفته»، به آن خواست ها، تن خواهد داد. این را مردم فهمیدند و جمهوری اسلامی هم می داند که مردم به این نکته پی برده اند.
تظاهرات حکومتی (کاملا پر جمعیت و مملو از طرفدار) مؤکد همین نکته است. آنها از ترس به خیابان ریختند تا به طبقه تهیدست بفهمانند که پیام «شورش» را گرفته اند، و به «خطر» نقش آفرینی طبقه تهیدست پی برده اند. احمد خاتمی و دیگر امامان جمعه و یا سران جمهوری اسلامی دائما همان جمله معروف شاه را تکرار می کنند که «پیام شما را گرفتم» اما با جملاتی متفاوت از جمله «اعتراضات معیشتی حق مردم است». جمهوری اسلامی، در هفته ای که گذشت، پذیرفت که اولا، مردم و بخصوص طبقه تهیدست، «خواست های بحق» دارد که اگر مورد توجه قرار نگیرد، آش همین آش و کاسه همین کاسه است. دیگر اینکه، جمهوری اسلامی با برداشتن گامی به عقب، پذیرفت که «مردم» حق اعتراض و تجمع دارند و «اصل 27» را عملا و علنا کلید زد. هرچند که نباید گول فریبکاری های جمهوری اسلامی را خورد، اما می توان با سوار شدن بر روی همین اسب لنگی که جمهوری اسلامی در اختیار گذاشته، دولت و نظام را چند گام دیگر به عقب راند. با تظاهرات، و با اعتراضات علنی و آنهم در روز روشن (نه در شب)، بدون شکستن شیشه بانکها، اما در صفوفی منظم و سازمانیافته، دولت و نظام را بر کرسی اتهام نشاند و اولویت های طبقه تهیدست را در دستور کار نظام اسلامی قرار داد.
به نظر من، جمهوری اسلامی نمی تواند، این خواست ها را برآورده کند و طولی نخواهد کشید که «اعتراضات» مسالمت جویانه در روز روشن، به «اعتراضات» ساختارشکنانه تبدیل شود. چرا که اصل 27 می گوید «تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد آزاد است». خواست طبقه تهیدست نه اسلامی است و نه ضد اسلام. تیز و مشخص می گوید «کار، نان، مسکن، عدالت اجتماعی». اپر جمهوری اسلامی طبقه تهیدست را بخاطر بیان این خواست ها «اغتشاشگر»، و یا «مخل به مبانی اسلام» معرفی کند، نه تنها خود را به زیر سوال برده، بلکه کلیت «اسلام» هم به زیر سوال رفته و «بسیجی» های سینه چاک را مساله دار می کند.
میوه منفعت «مردم» از آنچه روی داده، را نمی توان امروز چید، اما بی شک، نمی توان آن را نادیده گرفت.
ادامه دارد...
علی ناظر
15 دیماه 1396
5 ژانویه 2017

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.