شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲۶ تير ۱۳۹۷ - ۱۷ ژوئیه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

منافع و مضرات «اعتراض» خودجوش – بخش 5

علی ناظر

 
لینک به بخش 1، 2، 3، 4،
 
ندانم کجا دیده‌‌ام در کتاب
که ابلیس را دید شخصی به خواب
به بالا صنوبر به دیدن چو حور
چو خورشیدش از چهره می‌تافت نور
فرا رفت و گفت: «ای عجب! این تویی؟!
فرشته نباشد بدین نیکویی!
تو کاین روی داری به حسن قمر
چرا در جهانی به زشتی سَمَر؟
چرا نقش‌بندت در ایوان شاه
دژم روی کرده‌ست و زشت و تباه؟»
شنید این سخن بخت‌برگشته دیو
به زاری برآورد بانگ و غریو
که: ای نیک‌بخت، این نه روی من است
ولیکن قلم در کف دشمن است
مرا همچنین نام نیک است لیک
ز علت نگوید بداندیش نیک
 (سعدی)
 
پس از آنچه در دو هفته اخیر روی داد، موضعگیری از سوی سرنگونی طلبان شایان توجه است:
 
  • رضا پهلوی: «ما می‌دانیم که فرمول نهایی، تغییر نظام است. اما این چیزی است که مردم ایران آن را می‌خواهند، و (چنین چیزی) چون آمریکا گفته، چون بریتانیا گفته، چون سعودی‌ها گفته‌اند یا اسرائیلی‌ها، روی نمی‌دهد. تنها دلیل روی دادن آن این است که مردم ایران آن را می‌خواهند»؛
  • مسعود رجوی: «وقتی که رژیمی دارد واژگون می شود، موضوع (و صورت مساله) آلترناتیو  رهبری است. خیلی هم جدیست. این صورت مساله قیام است و نه چپ روی و راست روی...» (پیام چهارم به نقل از 1388)؛
  • سازمان چریکهای فدایی خلق: «ما قیام همگانی و استفاده از تمامی اشکال مبارزه را حق مسلم مردم ایران می شماریم. سازمان ما ایجاد هسته های مخفی مقاومت، تشکیل هسته های کوچک رسانه ای و خبر رسانی، ایجاد کمیته های مخفی عمل و شوراهای هماهنگی، سازمانیابی برای نافرمانی مدنی و ... را راهکارهای ایجاد بی شمار کانونهای شورشی می داند. این راهکارها اشکال مناسب و عملی برای هماهنگی مبارزه کارگران، معلمان، کارمندان، مزدبگیران، پرستاران، دانش آموزان، دانشجویان و جوانان، زنان، روشنفکران، فرهنگیان و هنرمندان است و ما به سهم و توانایی خود در این مسیر تلاش می کنیم.» (بیانیه توضیحی سازمان چریکهای فدایی خلق ایران پیرامون قیام سرنوشت ساز کارگران، تهیدستان و مردم آزادیخواه،  به نقل از گزارش سیاسی، مصوب نهمین شورای عالی سازمان، سه شنبه 19 بهمن 1395/ 7 فوریه 2017)
 
این نکات را می توان از دو منظر متفاوت ارزیابی کرد:
1-    منافع «سازمانی»، و آسیب پذیری های «سازمان/حزب/تشکیلات»
2-    منافع «ملی»، و آسیب پذیری های «خواست های ملی»
 
نخست به منافع ملی اشاره ای کوتاه داشته و به این سوال جانبی بپردازیم که آیا «وجود نظام اسلامی» در راستای «منافع ملی» است یا نه. ظاهرا، پاسخ به این سوال آسان است؛ منافع ملی یعنی تبلور خواست های «مردم». ساده اینکه، سزنگونی نظام یعنی حرکت در راستای «منافع ملی».

جمهوری اسلامی از بدو موجودیتش بجز قتل و فساد و ویرانی و انحطاط فرهنگی ارمغان دیگری برای «ملت» نداشته است. جمهوری اسلامی با سرکوب خلق کُرد، و ترکمن، و سپس در سطحی گسترده تر، با سرکوب مخالفان سیاسی و عقیدتی خود در سطح ایران، و عزل رئیس جمهوری منتخب مردم، کشتار در سال 1360 و متعاقبا در تابستان 1367، مکررا ثابت کرد که «منافع ملی» را مد نظر ندارد. برای نظام اسلامی دو چیز ارزش داشته و خواهد داشت: «اسلام عزیز»، و «بقا». برای «بقاء» از «اسلام عزیز» بهره جسته و آنجا که لازم است «حسین» را شهید می کند و روزی که مجبور شود به «تقیه» تن می دهد. «اسلام عزیز» ابزاری برای «بقا» است؛ و می خواهد در قدرت بماند تا از «اسلام عزیز» حفاظت کند. این دو، دو روی یک سکه هستند، و «منافع ملی» در آن «نقش آفرینی» نمی کند. برای درک بهتر از آنچه در خیابان ها صحبت می شود، به سه نمونه که مورد بحث در میان «مردم» شده و صدا و سیما به آن دامن می زند، اشاره می کنم.
 
1-     ترفند هایی مانند «اگر در سوریه و عراق نمی جنگیدیم، امروز باید در تهران با داعش مقابله می کردیم» معنا و مفهوم خودش را پیدا می کند (نگارنده با این «تز» موافق است که اگر درگیری در خارج از مرز ها نشود، داعش و امثالهم به داخل رخنه می کنند. معتقدم که اگر «سپاه» در سرزمین دیگری وارد جنگ با داعش نمی شد، بدون شک داعش می توانست به راحتی وارد مرزهای ایران شده و به «اهداف تعیین شده برای داعش» جامه عمل بپوشاند). اما «دفاع» و «عملیات» سپاه در خارج از مرز ها، نه از سر دلواپسی برای «منافع ملی»، بلکه برای «بقا»ی نظام ولایی، و در نتیجه اهداف استراتژیک نظام است. بدون شک، تا به آنجا که به «ملت ایران» ارتباط پیدا می کند در جنگ بین داعش و سپاه قدس، «ز هر طرف رود به نفع ایران» است. چه از داعشی و چه از سپاه قدس در نبرد بین این دو «تفکر ارتجاعی» تلف شود، به سود «منافع ملی» است. در عین حال، جمهوری اسلامی توانسته کشته شدن پاسداران در آنسوی مرز ها را خرج «بحران فروپاشی» در داخل و به «سود» خود تفسیر کرده، و در نتیجه به «بقا»ی جمهوری اسلامی یاری رسانده است.
چنانکه ملاحظه می شود، آنچه در سوریه و عراق و هماکنون در افغانستان انجام می گیرد یک «شمشیر دولبه» است، و نمی توان بصورتی «باینری» (دو ارزشی) به آن پرداخت. «جنگ های نیابتی» از یک سو به نفع جمهوری اسلامی، و از سوی دیگر در راستای «منافع ملی» است.
2-    «برجام» را هم می توان از دو منظر ارزیابی کرد. اگر آنچه در «برجام» به توافق رسیده و اگر «تحریم» دیگری از سوی آمریکا و اروپا نتواند چرخ اقتصاد را از «گردش» بیندازد، «منافع ملی» می تواند سود ببرد. اما، اگر به واقعیات دقت کرده، و افزایش «فساد اقتصادی» پس از «برجام» را بررسی کنیم، و با توجه به اینکه دولتمردان جمهوری اسلامی توان «مدیریت بحران اقتصادی» را نداشته، و «رئیس جمهور» روحانی عُرضه مقابله با «فساد»، «قاچاق» و کارتل های اقتصادی در سپاه، بنیادها، و دیگر نهاد های سیاسی را ندارد، «برجام» نه تنها مردم را از «حق مسلم اتمی» محروم کرده، بلکه داد و ستد های پشت پرده، توانسته ایران را به کشوری «وابسته» به واردات، و «صنایع مونتاژی» تبدیل کند. به زبانی دیگر، «برجام» نتوانسته از «منافع ملی» حفاظت کند.
3-    واقعیت اینست که در جنگ 8 ساله، عراق و کشورهای حامی حکومت صدام توانستند موجودیت و تمامیت ارضی ایران را به زیر سوال ببرند. واقعیت دیگر اینکه، اکثر کشورهای تولید کننده سلاح (آمریکا، شوروی، فرانسه و انگلیس و ...) از حمایت از جمهوری اسلامی (ایران در مقابله با عراق) خودداری کرده، و در نتیجه به کشته شدن درصد بیشتری از سرباز و پاسدار و بسیجی در میدان جنگ، و فرود «موشک» بر سر مردم در داخل شهرها، منجر شد (به حمله شیمیایی نمی پردازیم). جنگ 8 ساله ایران-عراق در راستای «منافع ملی» نبود. واقعیت دیگر امروز اینست که عربستان سعودی و اسرائیل خیز برداشته تا وارد درگیری نظامی با جمهوری اسلامی (و در نتیجه ایران) بشوند. در چنین موقعیتی، پدافند نظامی «مقتدر» می تواند در نقش «عامل بازدارنده» درصد وقوع «جنگ» را پایین بیاورد. این «اقتدار نظامی» می تواند از «منافع ملی» حفاظت کند. اما و در عین حال، «اقتدار نظامی» جمهوری اسلامی، می تواند در تثبیت و «بقا»ی جمهوری اسلامی نقش آفرینی کند. به زبانی دیگر «اقتدار نظامی» جمهوری اسلامی نمی تواند از «منافع ملی» حفاظت کند.
 
جمهوری اسلامی و خامنه ای در رأس آن، به این «تناقضات» و «بحث های خیابانی» آشنا هستند و حتی می شود گفت که به آن دامن می زنند تا «ملت» در برابر یک «تصمیم سخت»، یک «تصمیم ملی» و یک «تصمیم اخلاقی» قرار بگیرد. خامنه ای در اکثر سخنرانی های خود روی این «احساسات ملی» سرمایه گذاری کرده و با «عِرق ملی» (از جمله نمایش مکرر آتش زدن پرچم، در صدا و سیما) بازی می کند.
 
نقش اپوزیسیون سرنگونی طلب در حل این «تناقضات» غیرقابل انکار است. رهبران نهادهای سرنگونی طلب، با بازکردن «تناقضات» القا شده در میان «مردم»، می توانند برای «مشکل اخلاقی» راه حل عرضه کنند. بسیاری (در اپوزیسیون) با تأکید بر اینکه «مشکل اصلی»، جمهوری اسلامی است و با سرنگونی این نظام، «تناقضی» وجود نخواهد داشت، به یک نکته ظریف توجه نمی کنند که هرآنچه برای اپوزیسیون واضح و مبرهن است، لزوما برای مردم در کوی و خیابان، روستا و شهر و شهرستان، روشن و اظهر من الشمس نیست. حل این «معضل» می تواند پاسخی به «چپ روی» و یا «راست روی» در عکس العمل اپوزیسیون حین «اعتراضات 96» باشد. «مردم» بخاطر فساد مالی در تمام رده های نظام، گرانی تخم مرغ، نبود مسکن، و یا شغل، لزوما به این باور نرسیده اند که «نداشتن موشک» به نفع ایران است.
نکته شایان تأمل دیگری هم باید مد نظر گرفتن شود. آنچه آمریکا و اسرائیل در عرض ۱۰ سال اخیر تکرار کرده و به آتش (مورد علاقه خامنه ای) بنزین ریخته جمله «تمام گزینه ها روی میز است»، بوده است؛ به زبانی ساده، «حمله نظامی به ایران» از گزینه های حتمی است. این پُز سیاسی/نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل را هم اخیرا عربستان سعودی به شکلی متفاوتی بیان می کند. «جنگ را به داخل ایران می کشانیم». در اینجا مهم نیست که این سه کشور تا به چه حد در مورد استفاده از «تمام گزینه ها» جدی هستند و تا به چه حد می خواهند «ریسک پذیری» را بالا ببرند. مهم اینست که جمهوری اسلامی از این «پُز» ها سوء استفاده کرده، و دائما در گوش ملت می خواند که باید از «توانمندی موشکی» کوتاه نیاییم. دائما مصّر است که باید در منطقه نقش آفرینی کند، تا «دشمن» را در آنطرف مرزها مشغول نگاه دارد. با جمله «تمام گزینه ها روی میز است»، جنگ طلبان به جمهوری اسلامی «بهانه» برای سرکوب و برای افزایش، تثبیت و تحکیم «اقتدار نظامی» می دهند. این بهانه باید از جمهوری اسلامی گرفته شود. آیا شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» پاسخ مردم به این «تناقض» است؛ و یا در حقیقت حل کننده معضلی است که اسرائیل با آن گریبانگیر بوده، و این شعار را در دهان مردم انداخته است؟
در بخش های بعدی به این پرسش ها، روی مواضع راسیست ترامپ، از جمله «چرا این مردم از کشورهایی که چاله مستراح هستند را به اینجا راه می‌دهیم؟»، و خرسندی بیش از حد برخی از «سرنگونی طلبان» از حمایت چنین دولتی، اسرائیل و عربستان از «اعتراضات»، و موضوع مورد علاقه خودم  نبود «اتحاد»، «همبستگی ملی» و «جبهه وسیع آزادیخواهان»، متمرکز می شوم.
علی ناظر
22 دیماه 1396
12 ژانویه 2018

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.