شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۱۹ تير ۱۳۹۹ -  ۹ ژوئیه ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

درک مخطط از خط

علی ناظر

نمی دانم روی سخنم باید شورای ملی مقاومت باشد یا مجاهدین خلق.

میخواهم یکی دو نکته که آزارم می دهد را برجسته و روشن و شفاف (از آنجا که در عصر شفافیت هستیم!؟) بیان کنم. شایان توجه اینکه، این نوشتار بوی و رنگ انتقاد دارد مگر اینکه مغرضین و جاهلین آن را تحریف کنند تا دشمن و نادانان بتوانند از آن آتو گرفته و رنگ و بویی به آن بدهند که مقصود نبوده است.

و اما...

در زمانیکه کرونا جهان را به خود مشغول داشته، و می رود تا کوبنده ترین ضربات را بر بدن نحیف کارگر و تهیدست فرود آورد، و بی شک در ایران خمینی زده این ضربات دو چندان آسیب رسان خواهند بود.
در زمانیکه جمهوری اسلامی توان نظامی خود را روزانه افزایش می دهد.
در زمانیکه توان فروش نفت جمهوری اسلامی به 8% رسیده است.
در زمانیکه جمهوری اسلامی ماهواره در مدار قرار می دهد.
در زمانیکه کشتی های باری با پرچم جمهوری اسلامی اقیانوس پیمایی می کنند.
در زمانیکه قاسم سلیمانی کشته می شود.
در زمانیکه نرخ جنگ جناحین آنقدر بالا گرفته که نظام توان پرداخت هزینه آن را ندارد.
در زمانیکه راسیسم شکل رسمی به خود گرفته و زمانه گویی به صدها سال پیش برگشته.
در زمانیکه ....
در زمانیکه...
در چنین دورانی که هم و غم یک اپوزیسیون سرنگونی طلب («محوری») باید رصد گام به گام حرکات، دستاوردها، و شکست های دشمن باشد و آنها را ارزیابی و روزانه تحلیل و به پایگاه اجتماعی خود ارائه کند، در چنین دورانی، دو سایت (از میان ده ها سایت مشابه) معتبر همبستگی ملی و مجاهدین خلق ایران، اخیرا بر روی یک نکته متمرکز شده و از عضو تا هوادار به همین یک مبحث بسنده کرده و مطلب پشت مطلب پشت مطلب، روز بعد از روز، می نویسند. گویی که تمام دنیا به همین یک مبحث گره خورده است. گویی تمام سرنگونی به همین یک مبحث گره خورده است. گویی تمام استراتژی و رویدادهای اتفاق افتاده و در حال وقوع به همین یک مبحث گره خورده است.
و .... در این دوران ... صحبتی از استراتژی، تاکتیک، تضادهای متعدد و متغیر، و... نمی شود.

نمی گویم ننویسید. نمی گویم روی اینگونه مسائل تمرکز نداشته باشید. نمی گویم رویدادهایی که فکر می کنید ساخته و پرداخته دشمن است را نادیده بگیرید. بلکه می گویم، هرچیز به حد خویش نیکوست. چشم را از روی مسائل اصلی برداشتن و فقط به یک چیز توجه داشتن خواست دشمن است.

سالگرد 30 خرداد و تأسیس شورای ملی مقاومت نزدیک است.  با اجازه می خواهم یک موضوع انشاء بدهم ببینم چند نفر از ردیه نویسان می توانند مساله را باز کرده و به جوابی معقول و منطقی برسند.
موضوع انشاء: چرا جمهوری اسلامی پس از 41، و با وجود خیزش در ترکمن صحرا و کردستان، با وجود جنگی 8 ساله، با وجود 41 سال تحریم، با وجود خیزش 30 خرداد 60، با وجود ده ها هزار اسیر و جانباخته خلق، با وجود عملیات فروغ جاویدان، با وجود کشتار تابستان 67، با وجود مرگ خمینی، با وجود خیزش دانشجویی 78، و خیزش به رهبری سبز سیدی در 88، و سپس خیزش های متعدد از 91 تا 96، با وجود تشدید تحریم ها، با وجود زلزله در استانهای مختلف، و سیل مخرب در شمال و جنوب، شرق و غرب، و تنش های درون نظام بر سر جانشینی، و بالاخره با وجود شیوع کرونا، جمهوری اسلامی هنوز بر مسند قدرت است؟ چرا؟

اگر پس از 41 سال نتوانیم برای این سوال ساده : دلیل بقای رژیم چیست؟ پاسخ و تحلیلی بنویسیم، شاید همین ردیه نویسی هایی که این روز ها باب طبع مدیران محترم این دو سایت وزین است، باید ادامه یابد.
نمی دانم این ردیه نویسی یک خط است که از بالا صادر شده، و یا توجه نداشتن نویسندگان به این واقعیت که ما دیگر در سالهای 60 میلادی زندگی نمی کنیم که ردیه نویسی یک «بایست» بشود.
می خواهم پیشنهاد کنم که بپذیریم پروسه سرنگونی چنانکه در این 41 سال ثابت شده، بر بستری از گل و زیبایی طی نخواهد شد. در این مسیر، هستند بسیاری که از جنبش جدا می شوند، به جنبش پشت می کنند، راه دیگری بر میگزینند، و.... تاریخ ثابت کرده که اشتباه محاسبه، و چشم برداشتن از مسائل اصلی و توجه به فرعیات نتیجه ای نداشته بجز به هرز دادن انرژی و گیج کردن بخشی از جامعه که می خواهد بپیوندد اما با دیدن این قبیل برخوردها، بازنگری می کند.
دشمن، برخلاف دوست، دائما در حال طرح راهکارها برای برونرفت از باتلاقی است که در آن دست و پا می زند. خمینی می میرد، در مدتی کوتاه رهبر بر میگزینند. آیا وقتی خامنه ای بمیرد جمهوری اسلامی (در این مقطع از زمان) دستی پر برای انتخاب رهبر دارد ؟
اگر خامنه ای بمیرد، آیا شهرها همانند مرگ سلیمانی، مملو از جمعیت عزادار می شود، و یا آنکه همه به شادی و پایکوبی به خیابان ها می ریزنند؟ از خود بپرسیم چرا؟ و بجای ردیه نویسی به این مساله بپردازیم.
گفته می شود که خامنه ای بخشی از سخنان خود را به مجاهدین و تهدید آنها اختصاص داده است. در آن به نکات مثبت و منفی «منافقین» پرداخته و هشدار داده که مواظب جذب جوانان به این سازمان باشند. چرا که نه؟ باید اینکار را بکند. حال به خود بنگریم و ببینیم که تا چه حد نکات مثبت و منفی جمهوری اسلامی را بررسی کرده ایم؟
مجاهد خلق مسعود رجوی در پیامی، ارتش آزادیبخش ملی ایران (که بارها نوشته ام مخالف آن هستم) را ارتش گرسنگان می نامد. آیا چنین است؟ آیا به راستی طبقه ستمدیده و تهیدست به کانون های شورشی که قرار است ارتش آزادیبخش ملی ایران بشود، می پیوندند ؟ آیا این خوش خیالی نیست؟ اگر نه، پایگاه ایدئولوژیکی این تهیدستان چیست؟ نمی خواهم مبحث طبقه کارگر و خواست های سوسیالیستی این طبقه را برجسته کنم، بلکه می خواهم بنویسم که این ارتش گرسنگان طبق چه موازینی یک ارتش خواهند شد؟ آیا شورش این گرسنگان خود بخودی خواهد بود؟ و قرار است ارتش آزادیبخش و یا کانون های شورشی روی آن موج سوار شده و حرکت کنند؟ چرا سخنان آقای مسعود رجوی را بحث و تحلیل نمی کنید؟ چرا تک تک جملات و ارزیابی های ایشان را زیر ذره بین نمی برید، و اگر توانستید و امکانپذیر بود، چرا آن را در تحلیلی مردم فهم عرضه نمی کنید؟

فکر کنم بسیار سوال مطرح شد.
این به عمد است. می خواهم به این لشگر ردیه نویس عرض کنم، اینهمه مساله مهم وجود دارد که می توانید در باره آن اظهار نظر کنید و اگر سواد تخصصی ندارید از بزرگتر ها در شورا و یا سازمان بخواهید که آن را باز کنند. چه اصراری دارید که از روی دست هم کپی کرده و یک مبحث را با جملات متفاوت بیان کنید؟
می خواهم روی یک نکته دیگر هم تأکید کنم. تنها جایی که می توان تحلیلی از مسائل یافت، سرسخن سایت مجاهدین است. منظورم این نیست که آن تحلیل ها لزوما درست هستند و روند زمانه ثابت کرده که تحقق می یابند، بلکه می خواهم بنویسم که آنجا تنها جایی است که می شود کمی آموخت. اینهمه کاغذ (مجازی) برای ردیه نویسی سیاه می شود، ولی باور کنید اگر یکی از آنها را بخوانی گویی همه را خوانده ای. خواهش می کنم به مسائل مهمتر پرداخته شود.

حال اگر موضوع انشاء پیشنهادی بالا سخت است، موضوع (شاید) آسانتری پیشنهاد میکنم.
به عنوان یادآوری عرض می کنم که دو سیستم فاشیست (شیطان بزرگ و کوچک) با هم زده و بند کردند و کاظم رجوی را برای بار دوم ترور کردند.
حال به این دو سایت وزین دقت کنید. چند نفر از شما ردیه نویسان به این نکته پرداخته اید؟ شورای ملی مقاومت ایران، گویی برای خالی نبودن عریضه، یک اطلاعیه داد و دیگر به دنبالش نرفت گویی نه کاظم رجوی (و بسیاری دیگر) ترور شده، و نه وظیفه دادخواهی دارد. گویی ترور دوباره کاظم رجوی، یک عمل سیاسی است که باید آن را در کریدورهای تاریک سیاسی و دیپلماسی لابی کنند. آیا بخاطر می آورید و یا در جایی خوانده اید دورانی که مسعود رجوی حکم اعدام داشت و همین کاظم رجوی از پای ننشست تا آن را به حبس ابد تبدیل کرد (مجاهدین چنین ادعا می کنند). به راستی چه شده که می توانیم با سکوتی متمدنانه ترور دوباره کاظم رجوی (و دیگران) را به این سادگی نادیده بگیریم؟ این چه فرهنگی است که در برخی از ما نهادینه شده است؟
می خواهم موضوع انشاء را کمی بازتر پیشنهاد کنم. فرض بگیرید بجای ترور دوباره کاظم رجوی، مثلا آمده بودند و خانم مریم رجوی را دوباره دست بسته به بازداشتگاه برده بودند، آیا باز هم به ردیه نویسی ادامه می دادید و یا اینکه به این موضوع مهم می پرداختید؟ اگر شق دوم که صحیح آنهم اینست، پس چرا ساکت نشسته اید و دست به قلم نمی برید و نمی نویسید که ترور دوباره کاظم رجوی شدیدا محکوم است؟ چرا کسی به روزنامه ها و رسانه های سوئیس شکوائیه نمی نویسد و این زد و بند بین دو فاشیست را افشا نمی کند؟ چرا سایت افشاگر به این موضوع نمی پردازد و دست های خونین پشت پرده که به این سادگی توانستند تروری را نادیده بگیرند را افشا نمی کند؟

بیهوده نیست که در نبود نگاه  و دیدگاه درست به مسائل، شیطان بزرگ و کوچک از طریق سفارت سوئیس، گروگان آزاد می کنند و زندانی می بخشند. آنها شما را رصد می کنند و به خود می گویند در زمانیکه، این جماعت فعلا مشغول ردیه نویسی است و فرعیات را بر مسائل اصولی ارجح شمرده، موقعیت را برای داد و ستد باید غنیمت شمرد.
چه زمانی بهتر برای معامله قرن دو فاشیست؟
می خواهم هشدار بدهم.
امروز کاظم رجوی (و دیگران) را برای بار دوم ترور می کنند، اگر سکوت کنید، فردا کس دیگری را ترور خواهند کرد.
فریاد اعتراض در آنزمان، بسی دیرهنگام است.

شاد باشید
علی ناظر
بعدالتحریر: وقتی می نویسم کاظم رجوی (و دیگران)، منظورم تمام شخصیتهایی است که جمهوری اسلامی در خارج از کشور ترور کرده است. سکوت در قبال معامله دو فاشیست، فقط به کاظم رجوی محدود نمی شود. قرار است که این بخش از تاریخ جمهوری اسلامی را زیر انبوهی از قوانین و پرونده های خاک خورده مدفون کنند.
25 خرداد 1399
14 ژوئن 2020

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.