شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

شب روی فلسطین!- بحران رهبری؟

علي فياض

alifayyaz1@yahoo.se "با تمام این احوال خلق ما جنبش انقلابی نوینی را بارور خواهد کرد. جنبشی بسیار قوی تر از جنبش ما، رهبرانی خردمند تر و آگاه تر از ما و در نتیجه خطرناک تر از ما برای صهیونیسم، عرضه خواهد کرد." (1) در بحبوحه بحرانی که در راس هرم رهبری جنبش مردم فلسطین به وجود آمده است، همه نظرها به بازگشت سلامتی و یا مرگ یاسرعرفات معطوف شده است. اینکه آیا او سلامتی خویش را باز خواهد یافت تا همچنان به ایفای نقش بپردازد و یا به رهبران بزرگی همچون ابوایاد و ابوجهاد خواهد پیوست. این پرسش، پرسشی است جدی، مهم و قابل توجه، که با سرنوشت و آینده خلق فلسطین پیوندی ناگسستنی دارد. با این همه، به نظر نگارنده، این پرسش، در عین حال که بسیار مهم است، به همان اندازه نیز اهمیت خویش را موضوعا از دست داده است. بدین مفهوم که نه مرگ و نه بازگشت ابوعمار به زندگی، مشکلی از رهبری فلسطینی ها حل خواهد نمود. چرا که عرفات حتی اگر به زندگی نیز بازگردد، هرگز قادر نخواهد بود به وظایف و مسئولیت های خویش، به درستی عمل نماید. واقعیت این است که اگر کمی عمیق تر به موضوع بنگریم، متوجه خواهیم شد که عرفات از حدود سه سال پیش که در محاصره جنگ طلبان اسراییلی و دار و دسته قصاب معروف صبرا و شتیلا، آریل شارون، قرار گرفت و اجازه خروج از دفتر خویش را نیافت – اگر نگوییم بی اثر – کم اثر مانده بود. چه، هنگامی که یک رهبر در محاصره دشمن خویش قرار گرفت، و حق رفت و آمد از وی گرفته شد، و بدین ترتیب مورد انواع اهانت ها قرار گرفت، و در نتیجه از قاطعیت و استقلال در موضعگیری هایش کاسته شد، عملا در اجرای وظایف خویش ناتوان خواهد شد. با توجه به این موارد، به درستی می توان مدعی شد که "اغما"ی یاسر عرفات، نه این چند روز حضور در بیمارستانی در فرانسه، که طی آن چند سال محاصره آغاز شده بود. و البته این مهم را هرگز نباید به فراموشی سپرد که او آنچه را که می بایست برای فلسطین انجام می داد، سال ها پیش انجام داده بود. او سال ها پیش با کمک دیگر رهبران جنبش فلسطین، و در سایه اتحادی نسبی، با به دست گرفتن سکان هدایت کشتی فلسطین، خود را و ملت آواره خویش را به جهان بی تفاوت و نظاره گر، در اوج حاکمیت ارتجاع و استعمار امپریالیستی تحمیل کرد. او و دیگر همانندانش نه تنها سازمان ملل متحد، که قلب های بسیاری از مردم جهان را نیز تسخیر کردند. او و دوستانش در سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) که طیف های گوناگونی را در بر می گرفت، درست در هنگامی که ارتجاع عرب با نیروهای استعماری نرد عشق می باخت، به ملت فلسطین هویت بخشیدند؛ آرمان ها، انگیزه ها و آرزوهای آنان را چنان برجسته نمودند که کمتر کسی یارای چشم بستن بر آنها را یافت. آنان مانع از آن شدند که نام فلسطین به واژه ای "تاریخی" تبدیل شود که تنها در کتاب های درسی بازخوانده شود. آنها به فلسطین چهره ای جغرافیایی بخشیدند که باید از نو ترسیم شود. آنها تحقیر شدند، آنها همانند یک توپ فوتبال بین بسیاری از بازیگران سرزمین های طراحی شده توسط امپریالیسم – به ویژه پس از سقوط امپراتوری عثمانی و تقسیم شدن مستعمرات آن – مورد پاسکاری قرار گرفتند. آنها بارها پشت درهای بسته، منتظر شرفیابی توسط موجوداتی شدند که تنها منبع قدرت، شعور، و اقتدار آنان زور و میراث خواری بود. آنان بارها مجبور شدند، در مواضع خویش تعدیل به عمل آورند؛ چرا که آنها همه چیزهایی را که نیاز داشتند، خود نداشتند. آنها اصلا هیچ نداشتند؛ نه پول، نه امکانات، نه اسلحه و نه ... آنها باید از صفر شروع می کردند، و کردند. چند دانشجوی دانشگاه و چند جوان پر شوری که به میهن خویش عشق می ورزیدند، حدود چهل و پنج سال پیش سازمان الفتح را بنیاد گزاردند. سازمانی که بعدها الهام بخش بسیاری از احزاب و سازمان های سیاسی جهان شد. آنها فداکاری های غیر قابل انکاری برای فلسطین و مردم آواره خویش انجام دادند. در این میان اگر چه عرفات زنده ماند، اما درد و رنج بسیاری را تحمل کرد. درد و رنج از دست دادن صمیمی ترین برادران و رفقای خود را. او چهره های همراه و تاثیرگذار با کیفیتی چون کمال عدوان، کمال ناصر، ابوعلی ایاذ، زهیر محسن، ابوجهاد (خلیل الوزیر) ابوالهول، ابوایاد (صلاح خلف) ، ابوالعباس و بسیاری دیگر از چهره های درخشان جنبش فلسطین را از دست داد. او با این انگیزه نفس می کشید که آزادی فلسطین به پایتختی قدس را نظاره گر باشد، اما... به هر روی عرفات آنچه را که به عنوان یک رهبر، بایسته بود، انجام دهد، انجام داد. او آنچه را که از یک انسان عاشق بر می آمد، به جد دنبال کرد... امروز اما دیگر از او انتظار بیشتری نمی توان داشت. آن چریک سرزنده ای که در یک دست تفنگ و در یک دست شاخه ای زیتون را با خود حمل می نمود، اینک چریک پیری شده است که نه قادر است تفنگی حمل کند و نه شاخه ای زیتون را در دست های صبور خویش نگاه دارد. او دیگر حتی توانایی انجام ابتدایی ترین احتیاجات روزانه خود را ندارد. به همین دلیل نیز می توان با قاطعیت مدعی شد که او حتی اگر به زندگی نیز لبخند زند، هرگز توانایی تصمیم گیری و اجرای وظایف یک رهبر را نخواهد داشت. پرسش اساسی اما این است که چه کسی باید وظایف عرفات را دنبال نماید؟ و این بحرانی که اینک دامنگیر جنبش فلسطین شده است، چگونه به سر منزل مقصود خواهد رسید؟ سرکوب گران اسراییلی، طی سال های متمادی بسیاری از چهره های شاخص فلسطینی را با روش های گوناگون به قتل رسانده اند. نمونه های برجسته این رهبران، ابوجهاد و ابوایاد می باشند که هر دو در مقایسه با عرفات چیزی کم نداشتند. جنبش فلسطین هرگز تا بدین حد در "فقر رهبری" به سر نمی برده است. از بین رفتن نا به هنگام ابوجهاد و ابوایاد، و تضعیف موج چپ گرایی و پیر شدن نسل رهبران چپ گرایی چون جورج حبش و نایف حواتمه، و حتی تضعیف جنبش "بنیادگرای" حماس با توجه به ترورهای پیاپی رهبران آن و ...، اینک خلق فلسطین را عملا در شرایطی قرار داده است که در فقد عرفات، فاقد یک رهبر با نفوذ و دارای صلاحیت رهبری می باشد. تنها بازمانده رهبران اصلی الفتح که همپای ابوایاد، ابوعمار و ابوجهاد به ساف چهره ای جهانی بخشیدند، ابولطف (فاروق قدومی)، مسئول دفتر سیاسی و روابط خارجی سازمان آزادی بخش فلسطین می باشد که او نیز به دلیل کهولت سن و تا حدودی رادیکالیسم سیاسی، عملا در انزوا قرار گرفته است. او که به رغم حضورش در بسیاری از مذاکرات سیاسی مربوط به فلسطین، هیچگاه در مذاکرات میان فلسطینی ها و اسراییلی ها شرکت نکرد. امروز دیگر حتی از چهره های برجسته ادبی و فرهنگی فلسطین همچون محمود درویش(2)، سمیح القاسم، و ... تا چهره های تئوری پردازی چون منیر شفیق، در صحنه اجتماعی – سیاسی فلسطین کمتر اثری مشاهده می شود. با این همه این بحران نیز بدون شک، حل خواهد شد. اما نه با شرایطی که پیش از آن همراه بوده است. تقسیم قدرت در هرم رهبری جنبش فلسطین، این معضل را حل خواهد کرد. هر چند که پس لرزه هایی را نیز به دنبال خواهد داشت. برگزیدن یک "رییس جمهور" جدید در یک انتخابات آزاد، که با توجه به محدودیت ها و سرکوبگری های دولت اسراییل تقریبا غیر ممکن می باشد، تفکیک رهبری سازمان آزادی بخش فلسطین از مقام دولتی ریاست جمهوری و تعیین رهبری جدید سازمان الفتح، که تا پیش از این همه در اختیار یاسر عرفات بود، اگر با تفکیک و تجزیه وظایف همراه شود، شاید بتواند خلاء موجود را که پس از عرفات – چه زنده و چه مرده – به وجود آمده است، پر نماید. چرا که به گفته ابوایاد جنبش فلسطین، یک نسیم است: "آیا موجودیت ما شبیه یک نسیم نیست؟ ما چیزی هستیم که به چنگ نمی آید، همه جا هستیم و هیچ جا نیستیم و در عین حال هوای اطرافمان را سالم و مطبوع می کنیم." (3) 1) ابوایاد، فلسطینی آواره، ص 376 2) البته در سال جاری میلادی محمود درویش شاعر سرشناس فلسطینی جايزه اصلی بنیاد پرنس کلاوس در هلند را که معادل 100 هزار يورو است ازآن خود ساخت. در حالی که او از سال ها پیش، سزاوار دریافت جایزه نوبل ادبی بود. 3) ابوایاد، فلسطینی آواره، ص 357

منبع:




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.