شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۸ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۹ سپتامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

راه حل سوم! - يادداشت هفته بيژن نيابتي

بيژن نيابتي

پنجشنبه اين هفته کنگره بزرگ ايرانيان در واشنگتن برگزار می شود. سازمانده اين گرد همايی " سازمان مجاهدين خلق " و اسپانسر و حمايت کننده آن موسسه " اينتر پرايز" و شخص " مايکل لدين " می باشد. سال گذشته هم کنسرتی در واشنگتن برگزار گرديد که سازماندهان و حاميان آن نيز همينها بودند . پرداختن به سير تحولات سياسی مابين اين دو گرد همايی و بررسی تغييرات تعادل قوای سياسی در رابطه با ايران ، موضوع يادداشت اين هفته است . دشمن دشمن من ، دوست من است ! در رابطه با موسسه اينترپرايز و اهداف آن ، در گذشته اشاراتی داشته ام . در مقاله ای که در 9 مرداد 1382 نوشته بودم ، آمده است : " تغيير رژيم در ايران يک مسئله تصميم گرفته شده است . مشکل در نبود آلترناتيو مناسب برای تصاحب قدرت سياسی است . " " تقابل دو تحليل .... " 9 مرداد 82 راه اندازی اين آلترناتيو مناسب يا به عبارت ديگر " آلترناتيو مطلوب " رسالت اين موسسه بوده است . در اين راستا معضلی که با آن روبرو بودند اين بود که از يکسو نيروهای مورد نظر آنها ، يعنی نيروهای سلطنت طلب و ليبرال ، نه دارای يک تشکيلات منسجم و رهبری مورد پذيرش همه بودند و نه برخوردار از " ابزار براندازی " و از سوی ديگر نيروهای مورد تنفرشان يعنی مجاهدين و هم پيمانانشان در " شورای ملی مقاومت " ، نه تنها دارای يک انسجام حيرت انگيز تشکيلاتی و يک رهبری کاريسماتيک بودند که با در اختيار داشتن يک ارتش زرهی و با تجربه و قابل کنترل ، تنها نيروی جدی خارج نظام حکومتی ايران ، بشمار می رفتند که هم پتانسيل سرنگونی رژيم حاکم بر ايران را داشتند و هم ابزار آنرا ! بدين ترتيب خط حاکم بر سياستهای يکی دوسال گذشته اين موسسه مبتنی بر نزديک کردن و نشاندن عناصر تماما وابسته سلطنت طلب در کنار نيروهای تماما مستقل مجاهدين خلق بوده است . از طرف ديگر برای مجاهدينی که زير فشار خرد کننده 9 قدرت خارجی قرار داشتند و تنها ابرقدرت دنيا نيز برنامه انهدام فيزيکی آنها را در دستور قرار داده بود ، اتخاذ سياست پراگماتيستی دشمن دشمن من دوست من است ، اوج هشياری سياسی و پختگی مبارزاتی بود . به شرطی که موفق می شدند "هژمونی" را به هيچ قيمتی واگذار نکنند ! در همان مقاله مورد اشاره ، دو سال پيش و در بحبوحه تهاجمات 17 ژوئن نوشته بودم که : " برای مجاهدين هر چه که قابل مذاکره باشد " مسئله هژمونی " قابل مذاکره نيست ! به جز اين اصلا نيازی به " انقلاب ايدئولوژيک " نبود! ايده آل مجاهدين به رسميت شناخته شدن اقتدار نظاميشان در قالب " ارتش آزاديبخش ملی ايران " و آ لترناتيو يکدست سياسيشان تحت عنوان " شورای ملی مقاومت ايران " توسط آمريکايی هاست ! اين ايده آل همانقدر واقعی ! است که ايده آل طرف مقابل مبنی بر ايفای نقش يک " اتحاد شمال " ديگر ، اينبار برای ايران و آنهم توسط مجاهدين ! به همان اندازه که ضرورت هژمونی " عنصر دمکراتيک ــ انقلابی" برای مجاهدين ، حياتی است ، به همان اندازه نيز تحميل جبری هژمونی " بورژوازی ضد انقلابی وابسته " برای آمريکايی ها معيار واقعی اعتماد به مجاهدين است و لا غير ! " " تقابل دو تحليل ... " 9 مرداد 82 رفراندوم ! راه حل مطلوب آمريکاييها برای تغيير کنترل شده رژيمهای سياسی منطقه ، براه انداختن انقلابات مخملی است . يعنی يا خود رژيمهای استبدادی اصل مراجعه به آرای عمومی را می پذيرند و جامعه را برای ترکتازی ليبرال دمکراسی باز می کنند و يا کنار گذاشته می شوند . چندی پيش جمله ای به نقل از علی عبداله صالح رئيس جمهور يمن شنيدم که مضمون آن چنين بود : يا ما خودمان سرمان را اصلاح می کنيم يا آنها موهايمان را از ته خواهند تراشيد ! در همين رابطه هم بود که حضور " ريچارد پرل " ، تئوريسين جناح بازها در هيئت حاکمه کنونی آمريکا در کنسرت سال گذشته واشنگتن اساسا به منظور طرح و تثبيت راه حل رفراندوم کذايی در ميان نيروهای مجاهدين در کادر اصل نفی خشونت ( بخوانيد انقلاب قهرآميز) بود . در اين رابطه مجاهدين با تاکتيک پذيرش رفراندوم ، بليط ورود به صحنه تعادل قوای سياسی موجود را بدست آوردند . با ورود به صحنه ، بر خلاف انتظار بسياری که تصور به زير هژمونی آوردن مجاهدين آب از لب و لوچه شان روان ساخته بود ! نه تنها مجاهدين تن به ننگ همنشينی با ضد انقلاب درخواستی اينترپرايزی ها ندادند ، بلکه با طرح راه حل سوم در پارلمان اروپا در يک مدار بالاتر وارد تضادهای جهانی بر سر مسئله ايران نيز می گردند . مجاهدين به اطلاع طرف مقابل رسانده بودند که اگر قرار بر همکاری باشد شرط آن اين است که طرفتان تنها ما باشيم و از ما نخواهيد که در کنار نيروی ديگری بنشينيم ! واکنش متقابل موسسه اينترپرايز ، طرح شتابزده و زود رس رفراندوم " محسن سازگارا " با حمايت " رضا پهلوی " و در زير چتر حمايتی " مايکل لدين " بود . هر چند که سابقه تماسهای به اصطلاح اصلاح طلبان درون رژيم با پس مانده های سلطنت مدفون از قدمتی چند ساله برخوردار بوده است . اين طرح تنها نتيجه مثبتی که داشت سوزاندن برگ رضا پهلوی توسط سازگارا بود . مجموعه رخداد های جاری ، تهاجم جديد مجاهدين را در دو جبهه جدا و در عين حال مرتبط با هم بدنبال دارد . آماده سازی فضا برای خارج کردن نام مجاهدين از ليست تروريستی و کسب حمايت جهانی در رابطه با راه حل سوم ! اگر مجاهدين موفق به پيش بردن راه حل سوم شوند ، بواقع به لحاظ مواضع در همان جايگاهی قرار خواهند گرفت که تا مقطع اشغال عراق بر آن پای می فشردند ! راه حل سوم چيست ؟ راه حل سوم آنگونه که مجاهدين تعريف می کنند يعنی تغيير دمکراتيک در ايران از طريق مردم و مقاومت ايران ! به عبارت بهتر در مقابل آلترناتيو تهاجم نظامی ( مثل مورد عراق ) و يا سياست مماشات و تلاش بيهوده برای " تغيير در رژيم " ، بهتر است که جهان ذينفع ، راه مقاومت ايران را باز کرده و از حمايت رژيم جمهوری اسلامی دست بردارد ! ترجمه اين سياست به فارسی دری می شود : تسليح دوباره ارتش آزاديبخش ملی و حرکت آن به قصد سرنگون کردن رژيم و صد البته با پوشش هوايی تعيين کننده آمريکاييها ! بی تعارف و شوخی ! اين همان چيزی است که مجاهدين قويا بر روی آن حساب باز کرده اند ! اگر اين امر صورت پذيرد به اعتقاد من پيروزی مجاهدين در يک انتخابات آزاد پس از سرنگونی نيز پيشاپيش امری است تضمين شده ! چرا که تمامی مشروعيت نيروی سرنگون کننده را در اختيار خواهند داشت . در اين رابطه تضمين برگزاری انتخابات آزاد پس از تعيين تکليف رژيم جمهوری اسلامی توسط مجاهدين به طرف مقابل کمترين پوئنی است که کوچکترين تغييری در تعادل قوای پس از سرنگونی نخواهد داد . به عبارت ديگر " شيوه تغيير" يک رابطه ديالکتيکی با نيرويی خواهد داشت که برآيند تغيير است . بدنبال " رفرم " اين نيروهای انقلابی نيستند که از يک نقش هژمونيک برخوردار خواهند بود . به همين اعتبار بديهی است که هر راه حلی به غير از اين اعم از راه حل خيالی رفراندوم و يا مداخله مستقيم نظامی آمريکا ، منجر به سر برآوردن هر نيرويی از صندوق خواهد شد الا نيروهای انقلاب ! اينکه نيروی سرنگون کننده و متعاقبا سربرآورده از صندوقهای رای ، بعدا فی المثل با بانک جهانی و صندوق بين المللی پول چه خواهد کرد و يا در " جامعه مدنی " چگونه جلوی حاکميت سرمايه فراملی را خواهد گرفت و خلاصه مکانيسم بالانس آن در کادر طرح درازمدت " خاورميانه بزرگ " چگونه خواهد بود و ........ حکايتی ديگر است ! راه حل رفراندوم جواب نداشت . انقلاب مخملی در ايران خواب و خيالی بيش نيست . با تمام قوا بايد با احتمال تهاجم نظامی آمريکا مقابله کرد . " راه حل سوم " منطقی ترين طريقه تعيين تکليف نهايی با هيولای مذهبی حاکم بر ايران و پايان کابوسی است که بيش از يک ربع قرن بدرازا کشيده است . چنين باد ! بيژن نيابتی 25 فروردين 1384

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بيژن نيابتي:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.