شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۷ تير ۱۳۹۶ - ۲۸ ژوئن ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

برپایی تشکل مستقل ضد سرمایه داری، عاجل ترین امر کارگران ایران!

بهرام رحماني

(به مناسبت اول ماه می، روز همبستگی بین المللی کارگران) bamdadpress@telia.com قبل از هر چیز روز جهانی کارگر را به همه کارگران و انسان های محروم جهان و ایران تبریک می گویم. به امید این که شعار "کارگران جهان متحد شوید!"، به معنای واقعی و با مضمون و محتوای مبارزه طبقاتی تحقق پیدا کند و با سرنگونی سیستم سرمایه داری ستم گر و استثمارگر و با لغو کار مزدی و مالکیت خصوصی، جامعه ای آزاد، برابر، مرفه، عادلانه و شاد برقرار گردد! تا آن جا که به جواب سؤال شما (سایت دیدگاه)، مبنی بر" نقش کارگران در روند سرنگونی جمهوری اسلامی، چه می تواند باشد؟ و اصولا در ایران، آیا نظامی که کارگران در آن نقش فعال و تعیین کننده ای داشته باشند قابل تصور است؟ چرا؟ نیروها و جریان های مدافع حقوق کارگران، عملا چه کرده و در راه هر چه پویا شدن این امر چه استراتژی ای دارید؟ رابطه ارگانیک این نیروها با طبقه کارگر چیست؛ و آیا این رابطه می شود بهتر تنطیم شود؟ چه شرایطی برای ارتقا این ارتباط لازم است؟ آیا تعریف برخی که مزدبگیر را در ازای کارگر استفاده می کنند نگاهی به جلو است و یا چرخشی به عقب؟ آیا سرنگونی بدون شرکت فعال کارگران امکان پذیر است، و یا آن که دلیل به تعویق افتادن یک قیام مردمی دقیقا به علت کم رنگ بودن نقش کارگران است؟" برمی گردد؛ پاسخ آن ها چندان ساده نیست. به خصوص اظهارنظر در قبال جنبش کارگری کمونیستی، قاعدتا باید نتایج عملی نیز به دنبال داشته باشد. یعنی اگر تفسیر و تحلیل در جهت تغییر نظم موجود، استنتاج عملی در بر نداشته باشد، چندان کارساز و راه گشا نمی باشد و از یک بحث صرفا روشنفکری و آکادمیک فراتر نخواهد رفت. در هر صورت با این مقدمه کوتاه جواب من به سؤالات شما، به عنوان یک فعال جنبش کارگری کمونیستی و عضو حزب کمونیست ایران عبارت است از: 1 _ نخست باید تاکید کنم که نه به لحاظ ایدئولوژیک، بلکه به لحاظ واقعی بدون پیشگامی طبقه کارگر و مردم محروم و تحت ستم، بحث از یک انقلاب اجتماعی به دور از واقعیت بوده و بی ثمر است. بنابراین تا روزی که طبقه کارگر ایران، به طور متحد و متشکل به میدان نیاید، متاسفانه رژیم جمهوری اسلامی، هم چنان به حیات انگلی و غیرانسانی خود ادامه خواهد داد. مهم تر از همه ما تجربه انقلاب 57 را داریم. در این انقلاب دیدیم که دوره ای که کارگران صنایع نفت دست به اعتصاب زدند و شیر نفت را بستد. کارگران قهرمان شرکت نفت اجازه دادند نفت در اختیار ارگان های سرکوبگر رژیم شاه قرار بگیرد و همچنین مانع صدور نقت به رژیم های فاشیستی آفریقای جنوبی که سیستم آپارتاید در آن حاکم بود و اسراییل که فلسطین را به اشغال خود داشت و مردم آزادی خواه آن کشور را وحشیانه سرکوب می کرد و هنوز هم می کند، شدند. بدنیال اعتصاب کارگران صنایع نفت، بخش های دیگر جنبش کارگری نیز به اعتصاب پیویستند، به طور کلی موضع مردم معترض و خواهان سرنگونی رژیم شاه، بیش از پیش تقویت گردید و توازن قوا به نفع مردم آزادی خواه تغییر یافت و شعارها به سرعت به شعارهای سیاسی، از جمله آزادی همه زندانیان و مطبوعات و غیره ارتقا یافت. نهایت امر کارگران و مردم محروم در این انقلاب با خواست آزادی از ستم و اختناق و استثمار و رفاه به سیستم دیکتاتوری 2500 ساله شاهنشاهی در ایران خاتمه دادند. اما به دلیل این که طبقه کارگر ایران و سازمان های چپ و کمونیست جوان بودند و آمادگی نظری و عملی برای تشکیل حکومت کارگری و یا حداقل یک حکومت سکولار را نداشتند؛ از سوی دیگر بورژوازی داخلی با حمایت گرایش ناسیونالیستی و مذهبی و جریاناتی مانند حزب توده، اکثریت، جبهه ملی، نهضت آزادی و...، و بورژوازی جهانی دست به دست هم دادند و انقلاب 57 را به مسلخ بردند. انقلابیون را به وحشیانه ترین شکلی سرکوب کردند. بنابراین نقش کارگران در انقلاب آتی ایران، نقش پیشرو و رهبری کننده است و کارگران در صف مقدم سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی قرار دارند. 2 _ شکی نیست طبقه کارگری که رژیم جمهوری اسلامی را از طریق انقلاب سرنگون کند، اصولا باید به هیچ حزب و رهبری اجازه ندهد از بالای سرش برای او و از این طریق برای کل جامعه امر و تهی کند. طبقه کارگر، در روند مبارزه آگاهی سیاسی و اجتماعی پیدا می کند و از یک سو به دلیل نقشی که این طبقه در عرصه تولید و مهیا کردن کلیه نیازهای بشری دارد و از سوی دیگر هیچ نفعی در ستم و استثمار ندارد؛ از این رو به بهترین وجهی می تواند جامعه را از یوغ و ستم سرمایه داری رها سازد و نهایت امر با لغو کار مزدی و مالکیت خصوصی، جامعه را به سوی تثبیت جامعه اشتراکی هدایت نماید. جامعه ای که در آن، همه آخرین دستاوردهای بشری به طور یک سان و برابر در اختیار شهروندان قرار می گیرد. جامعه ای که کودکان از دنیای شاد و زیبایی برخوردارمی شوند؛ جامعه ای که زن و مرد در همه عرصه های اقتصادی؛ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوش به دوش هم در ساختن جامعه نوین تلاش می کنند؛ جامعه ای که هیچ مقام و ارگان حکومتی مجاز نیست آزادی بی قید و شرط سیاسی و اجتماعی؛ آزادی بیان و قلم و تشکل را زیر سؤال ببرد و خدشه دار سازد؛ جامعه ای که در آن تفاوت های ملی و جنسی از میان می رود و همه شهروندان بدون در نظر گرفتن ملیت، جنسیت و عقیده از حقوق و آزادی های برابری برخوردار می شوند؛ جامعه ای که در آن از تهدید، ترور، شکنجه روحی و جسمی و اعدام خبری نیست؛ جامعه ای که در آن زندان ها به موزه تبدیل می شوند و هیچ انسانی به دلیل باورهای سیاسی و مذهبی متفاوت تحت تعقیب قرار نمی گیرد؛ و نهایت امر جامعه ای که حرمت و موجودیت انسان بالاتر از هر مسله ای می باشد و هیچ انسانی، انسان دیگر را استثمار نمی کند. بنابراین نه تنها کارگران با رهایی خود، کل جامعه را رها می سازند و حکومت خود را بر پا می دارند، کاملا عملی و امکان پذیر است. 3 _ مسلما متشکل شدن و مبارزه متحد و متشکل کردن مستقیما امر خود کارگران است. بنابراین کارگران، برای رسیدن به اهداف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خود تشکل های مستقل ضد سرمایه داری خود را به وجود می آورند. آنان از طریق این تشکل های خود مثلا شوراها مبارزه طبقاتی خود را علیه سیستم سرمایه داری پیش می برند. در این میان سازمان ها و احزاب سیاسی که منافعی جدا از منافع طبقه کارگر ندارند اولویت خود را برای سازمان یابی و تقویت جنبش کارگری می گذارند. در این راستا همه سازمان ها و احزاب کمونیست و چپ نه تنها در ایران، بلکه جهان، نگرش یک سانی برای سازمان یابی طبقه کارگر ندارند. برخی از آن ها به دنبال سندیکاهایی هستند که نمونه آن را به وفور در کشورهای غرب می بینیم که در راس همه آن ها سازمان بین المللی کار قرار دارد. سازمان بین المللی کار یک نهاد بورژوازی است که واحدهای کشوری آن از یک طرف طبقه کارگر را برای فروش نیروی کارش در بازار آماده می کنند و از طرف دیگر طبقه کارگر را در کنترل خود دارند. این سندیکاها به رایده احزاب رفرمیست و سوسیال دمکرات تبدیل شده اند. استراتژی سازمان ها و احزاب کارگری و کمونیستی، قاعدتا نباید جدا از استراتژی طبقه کارگر در جهت انقلاب کارگری سوسیالیستی باشد. این استراتژی، نه با هدف به قدرت رسیدن یک حزب، بلکه باید هدف به قدرت رسیدن طبقه کارگر و حکومت کارگری باشد. امروز هستند احزاب سازمان های ایرانی که به نام "کارگر و کمونیسم" فعالیت می کنند، یا به همه کار مشغولند غیر از امر طبقه کارگر و یا به طبقه کارگر از زاویه معامله گری برای رسیدن به حاکمیت حزبی می بینند. سیاستی که حدود هفتاد سال در شوروی شاهد آن بودیم. اگر در غرب سرمایه داری خصوصی حاکم بود، در شوروی سابق نیز سرمایه داری دولتی حاکم بود. از این رو هم در بلوک غرب و هم در بلوک شرق کارگر استثمار می شد، پس برای کارگر مزدبگیر فرقی ندارد که آیا مزدش را دولت به پردازد یا سرمایه دار خصوصی. در هر صورت حاکمیت، حاکمیت سرمایه داری است و کارگر را استثمار می کنند. امروز بیش از هفتاد درصد اقتصاد ایران در اختیار جمهوری اسلاسی است و این رژیم، نه تنها دستمزد بسیار ناچیری را برای مزدبگیران تعیین می کند، بلکه حتا این دستمزد ناچیز را نیز به موقع پرداخت نمی کند. به همین دلیل برخی روزنامه های ایران می نویسند که اقتصاد ایران، یک اقتصاد "سوسیالیستی" است، چرا که دولت در مورد اقتصاد کشور تصمیم می گیرد. در حالی که واقعیت امر این است که در هر جایی از جهان مناسبات سرمایه داری حاکم است و استثمار وجود دارد، بحث از سوسیالیسم و اقتصاد سوسیالیستی، جز عوام فریبی چیز دیگری نیست و کم ترین ربطی به سوسیالیسم علمی که مارکس و انگلس بنیانگزار آن هستند، ندارد. یکی از مؤلفه های مهم اقتصاد سوسیالیستی، علاوه بر آزادی و برابری، لغو کار مزدی و مالکیت خصوصی و برپایی مالکیت اجتماعی و پایان دادن به هرگونه ستم و استثمار است. استراتژی احزاب و سازمان های کارگری و کمونیستی، این است که کلیه امکانات خود را با خلوص نیت در خدمت سازمان یابی و مبارزه متحد و متشکل طبقه کارگر و بر علیه سیستم سرمایه داری با افق سرنگونی جمهوری اسلامی و برپایی حکومت کارگری قرار دهند. به طور کلی در دوره کنونی سازمان یابی ضد سرمایه داری طبقه کارگر ایران بسیار اهمیت دارد؛ بنابراین احزاب و سازمان های واقعی کارگری کمونیستی با هر نقصان و ضعفی اصولا باید اولویت خود را در تقویت و سازمان دهی طبقه کارگر قرار دهند طبیعی ست که روابط آن ها با جنبش کارگری بهتر و عمیق تر می گردد و همچنین مبارزه طبقه کارگر ارتقاء می یابد. در چنین روندی شرایط برای دست زدن به تحولات اجتماعی و طبقاتی سرنوشت ساز تاریخی به نفع طبقه کارگر و کل جامعه هموارتر می گردد. 4 _ این که آیا برخی که مزدبگیر را در ازای کارگر استفاده می کنند، نگاهی به جلو است و یا چرخشی به عقب؟ این سؤال چندان شفاف و واضح نیست. شاید بهتر است، سؤال به این شکل باشد که چه تعریفی از طبقه کارگر وجود دارد؟ به طور کلی کسی که برای امرار معاش به فروش نیروی کارش متکی است، کارگر است. کارگر امروز، فقط به کارگری که بیل و کلنگ و آچار در دست دارد اطلاق نمی شود. کارگر صنعتی و غیرصنعتی داریم؛ کارگر ماهر و غیرماهر داریم؛ کارگر روستایی داریم؛ کارگران عرصه هنری و فرهنگی داریم؛ زنان خانه دار را هم داریم که مفت و مجانی کارهای سخت و طاقت فرسای خانه را در زیر تحقیر و توهین گرایشات خرافی مذهبی و مردسالاری انجام می دهند؛ متاسفانه کودکان کارگر و نان آور خانواده داریم؛ تکنسین ها، معلمان و پرستاران و روزنامه نگاران را داریم که همه این ها اجزای مختلف طبقه کارگر محسوب می شوند و در یک جنبش عظیم طبقاتی بر علیه سرمایه داری و جمهوری اسلامی مبارزه می کنند. 5 _ همان طور که در بالا توضیح دادیم، انقلاب امر مستقیم طبقه کارگر و توده های محروم و تحت ستم است. اگر از این زاویه به انقلاب بنگریم، بنابراین طبیعی است که برای سرنگونی جمهوری اسلامی، طبقه کارگر متشکل و متحد باید در صف مقدم مبارزه طبقاتی قرار گیرد. بدون طبقه کارگر اگاه، متشکل و متحد، احتمال وقوع انقلاب در ایران و در هر کشور دیگری تخیلی و رویایی بیش نیست. بدین ترتیب رژیم جمهوری اسلامی، نه از طریق اصلاحات از بالا، نه از طریق رفرمیست ها و اصلاح طلبان، نه از طریق رفراندوم و غیره و نه دل بستن به حملات نظامی وحشیانه دول امپریالیست، از بین نخواهد رفت، بلکه سرنگونی این رژیم آدم کش و تروریست، ستم گر و استثمارگر، از طریق یک انقلاب اجتماعی که طبقه کارگر قدرتمند در صف مقدم آن قرار گیرد عملی و امکان پذیر است و راهی غیر از این نیز برای دست زدن به انقلاب و نابودی سیستم سرمایه داری و جمهوری اسلامی ضد .ن، ضد کار، ضد آزادی و رفاه و عدالت احتماعی وجود ندارد. اکنون هشتاد درصد جامعه ایران، مخالف جمهوری اسلامی است و از هر فرصتی مانند انتخابات، چهارشنبه سوری و غیره برای بیان اعتراض خود استفاده می کند. روزی نیست که کارگران به عناوین گوناگون با بستن جاده، تجمع در مقابل ادارات رژیم، اعتصاب در محوطه کارخانه و راهپیمایی در خیابان ها و میادین شهرها بر علیه سرمایه داران و رژیم مبارزه نکنند. اما با این وجود بزرگ ترین ضعف جنبش طبقاتی ما، تفرقه در صفوف جنبش کارگری کمونیستی و هم پیوسته نبودن مبارزات پراکنده و مهم تر از همه عدم وجود تشکل های ضد سرمایه داری کارگران است. از این رو در دوره حاضر فعالین و تشکل های جنبش کارگری و کمونیستی موظفند که اولویت خود را برای بر طرف کردن این ضعف جنبش کارگری قرار دهند. در داخل و خارج کشور، تلاش هایی در این راستا در جریان است. اما هنوز این تلاش ها کافی نیستند. ضروری است که با افق و چشم انداز ساختن تشکل مستقل ضد سرمایه داری کارگران و سرنگونی جمهوری اسلامی و تحقق آزادی، برابری، حکومت کارگری را با برگزاری تطاهرات های توده ای، با طرح مطالبات روز مزدبگیران، نظیر آزادی تشکل، اعتصاب، آزادی بیان و قلم، پرداخت فوری همه دستمزدهای معوقه، افزایش دستمزد متناسب با تورم و گرانی و نیازهای خانواده، برقراری بیمه بیکاری مکفی، لغو کارهای قراردادی و استخدام رسمی همه کارگران قراردادی، جلوگیری از اخراج کارگران در اثر خصوصی سازی، محکوم کردن کشتار کارگران در خاتون آباد کرمان، لغو هر گونه نابرابری زن و مرد و جداسازی جنسی در محیط کار و جامعه، فراهم کردن امکانات زیست و زندگی و تحصیل و تفریح برای کودکان خیابانی، جلوگیری از کار کودکان و تامین زندگی خانواده های کودکان کار و نان آور خانواده، فراهم کردن امکانات زندگی برای معتادان و معالجه آن ها، آزادی همه زندانیان سیاسی و لغو شکنجه و اعدام و ... دست در دست هم به استقبال روز جهانی کارگر برویم. با تشکر فراوان و به امید پیروزی و بهروزی سرنگون باد رژیم جمهوری اسلامی ایران! زنده باد آزادی، برابری، حکومت کارگری 20 آوریل 2004

منبع: ماهنامه ارديبهشت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.