شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲ تير ۱۳۹۶ - ۲۳ ژوئن ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

وحشت رژیم از حرکت گسترده کارگران در اول ماه مه و برپایی تشکلهای کارگری

بهرام رحماني

کارگران ایران، با وجود خفقان سیاسی از هر فرصتی برای اعتراض به سرمایه¬داران و رژیم حامی سرمایه استفاده می¬کنند. رژیم جمهوری اسلامی، از این که در فاصله اول ماه مه 1383 تا 1384، کارگران با عزمی استوار بر علیه هرگونه ستم و نابرابری و استثمار به پا خاسته و قدرت طبقاتی خود را به عناوین مختلف به خصوص در اول ماه مه، به نمایش گذاشته¬اند و مهم¬تر از همه قصد دارند تشکل¬های مستقل خود را علیه سرمایه به وجود آوردند، سخت به وحشت و تکاپو افتاده¬اند. رژیم جمهوری اسلامی، به عنوان یک رژیم سرمایه¬داری ضدکارگر، به ستم و استثمار و سرکوب وحشیانه نیروی کار ارزان ادامه می¬دهد. دست¬مزدهای کارگران ایران، هیچ تناسبی با تورم و گرانی ندارد و بیش از 30 میلیون مزدبگیر و خانواده آن¬ها با مشقت و فلاکت زندگی خود را سپری می¬کنند. امنیت شغلی در این کشور وجود ندارد و اکثریت کارگران با انعقاد قراردادهای موقت به کار گمارده می¬شوند. فقر و فلاکت اقتصادی و سرکوب¬های سیاسی سبب شده است که بیکاری، گرسنگی، کار کودکان، تن¬فروشی، خودکشی، اعتیاد و حتا فروش ارگان¬های بدن رو به افزایش باشد و خانواده¬های¬های زیادی را دچار انواع و اقسام آسیب¬های اجتماعی و درد و رنج سازد. بنا به اقرار یکی از مسئولان جمهوری اسلامی، «تاکنون 31 نوع حادثه از 49 حادثه شناخته شده در جهان در ایران به وقوع پیوسته است...» مدیرکل زندان¬های ایران گفته است: «در هر 47 ثانیه یک نفر به زندان¬های کشور وارد و در هر 46 ثانیه یک نفر خارج می¬شود. تا پایان سال 83 حدود 130 هزار نفر در زندان¬های کشور نگهداری می¬شدند. در سال گذشته، تعداد زندانیان کشور بین 150 تا 160 هزار نفر بود.» دست¬مزد کارگران، هم¬چنان در زیر خط فقر قرار دارد. شورای عالی کار، دست¬مزد کارگران را برای سال 84، ماهیانه 122 هزار و 592 تومان تعیین نموده است. ایلنا، از قول یکی از سردمداران خانه کارگر، درباره افزایش دست¬مزدها نوشت: «با دست¬مزد تعیین شده از سوی شورای عالی کار در سال 84، یک خانواده متوسط کارگری ماهیانه تنها می¬تواند یک حلب روغن، 10 کیلو سیب¬زمینی و 10 کیلو پیاز بخرد.» نامبرده افزود: «با ماهی 122 هزار تومان می¬توان روزانه 4 عدد نان و یک گرم پنیر و یک گرم سبزی خرید.» این وضعیت فلاکت¬بار مزدبگیران جامعه ایران است. البته علاوه بر این¬ها، بنا به آمارهای رسمی نیز گفته شده است که بیش از 12 میلیون نفر از خانواده¬های ایرانی هیچ¬گونه درآمدی ندارند. بنابراین، کارد به استخوان اکثریت مردم ایران رسیده و تحمل این شرایط دردناک را ندارند. کارگران در روز اول ماه مه، با به هم ریختن کنگره خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار در ورزشگاه 12 هزار نفری آزادی تهران، دو پیام مهم خود را به گوش حاکمیت رساندند: 1_ هاشمی رفسنجانی، این «یار و یاور امام» و «مرد شماره دوی» رژیم، قرار بود که در این ورزشگاه به عنوان مهمان کنگره خانه کارگر و روز جهانی کارگر سخن¬رانی کند، هنگامی که با اعتراض گسترده کارگران رو¬به¬رو ¬شد جرات نکرد در این مراسم شرکت کند. 2_ کارگران با این اعتراض خود یک بار دیگر و با صدای رسا سوت پایان عمر خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار را به عنوان ارگان¬های سرکوب حاکمیت در درون جنبش کارگری به صدا درآوردند. بطوری که نصراالله دریابیگی، دبیر اجرایی خانه کارگر مازندران، درباره واقعه تاریخی اعتراض کارگران در به هم ریختن بساط خانه کارگر و رفسنجانی در مراسم اول ماه مه خانه کارگر در تهران، به خبرنگار «ایلنا» گفته است: «باید پیش از برگزاری تجمع، نیروهای ورزیده و زبده خانه¬های کارگر کشور در محل حاضر می¬شدند.» وی اعلام نکرد که این «نیروهای ورزیده و زبده خانه¬های کارگر کشور» چه نیروهایی هستند که باید از سراسر کشور در ورزشگاه آزادی تهران حاضر می¬شدند و کارگران مخالف را سرکوب می¬کردند؟! وی تاکید کرده است: «خانه کارگر تشکیلاتی نیست که به سادگی به دست آمده باشد، از این¬رو نباید اجازه دهیم که به راحتی آبروی ما را برده و صداقت ما را زیر سئوال ببرند.» وی در پایان گفت¬و¬گوی خود با ایلنا، تاکید کرد: «کنگره خانه کارگر به عنوان عالی¬ترین رکن این تشکیلات، باید نسبت به برگزاری یک مراسم با شکوه و دعوت از هاشمی رفسنجانی هر چه سریع¬تر اقدام کند.» البته ناگفته نماند عناصر حزب¬الهی در راس خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار، بیش از دو دهه است که رفسنجانی را «پدر خوانده» خود می¬دانند و رهنمودهای اقتصادی و سیاسی او را به کار می¬گیرند. خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار، در پاک¬سازی و دستگیری فعالین کارگری و به انقیاد کشیدن جنبش کارگری نقش مهمی در بقای حاکمیت جمهوری اسلامی ایفا کرده¬اند. حرکت قهرمانائه کارگران در بر هم زدن مراسم فرمایشی اول ماه مه خانه کارگر در تهران و گرامی¬داشت اول ماه مه در شهرهای ایران با سرود انترناسیونال و تصویب قطعنامه¬های رادیکال و ضدسرمایه¬داری، رژیم را آن¬چنان به وحشت انداخته¬اند که به اقدامات ضدکارگری دست می¬زند. پس از اول ماه مه، رژیم به طرق گوناگون حرکت¬هایی را برای زهر چشم گرفتن از طبقه کارگر به مرحله اجرا گذاشته است. یکی از آن¬ها، حمله سازمان¬دهی شده به جلسه سندیکای شرکت واحد در تهران است. روز یک¬شنبه 18_2_1384، هیات موسس سندیکای شرکت واحد مطلع می¬شوند که قرار است روز بعد، یعنی دوشنبه، عوامل خانه کارگر به همراه اعضای شورای اسلامی کار شرکت واحد، به جلسه آموزشی این هیات¬(دفتر سندیکای نانوایان)، تهران یورش برند. مسئولین سندیکا، پس از اطلاع از این خبر، ماموران انتظامی را در جریان قرار می¬دهند. صبح دوشنبه، دو تن از افسران نیروی انتظامی برای حفظ امنیت و کنترل اوضاع در جلسه آموزشی نوبت صبح حضور می¬یابند که اتفاقی رخ نمی¬دهد و نیروی انتظامی به درخواست اعضای سندیکا مبنی بر حفاظت از جلسه بعد از ظهر هم قول مساعد می¬دهد. اما حوالی ساعت 2 بعد از ظهر، اعضای هیات موسس در حین صرف نهار، متوجه حضور تعدادی از افراد نیروی انتظامی در جلوی درب سندیکا می¬شوند. پس از چند دقیقه حدود 300 نفر از عوامل خانه کارگر و شورای اسلامی کار، که با بیش از 12 دستگاه اتوبوس شرکت واحد، به آن¬جا آمده و با شکستن درب سندیکا، خرد کردن شیشه¬ها و پاره کردن اسناد و کتاب¬های موجود در کتابخانه سندیکا به حدود 10 تن از اعضای هیات موسس سندیکای شرکت واحد یورش می¬برند و به ضرب و شتم آن¬ها می¬پردازند. مهاجمین را پرویز پنجکی، رییس هیات مدیره کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان، حسن صادقی، رییس هیات مدیره کانون عالی هماهنگی و شوراهای اسلامی کار، اکبر عیوضی، از مسئولین خانه کارگر، حسن بهرامی، اسکندر نصیری، مهدوی¬خواه، علیرضا احمدی، سروندی و جلال سعیدمنش از شورای اسلامی کار شرکت واحد، امانی، مامور حراست شرکت واحد، نادر عزیزی، راننده، حسن فرجی، معروف به حسن خره و ... را رهبری می¬کردند. گفته شده است که حسن صادقی، رییس هیات مدیره کانون عالی هماهنگی شوراهای اسلامی کار، دست¬های منصور اسانلو، یکی از اعضای هیات موسس سندیکا را از پشت گرفته و جلال سعیدمنش، یکی دیگر از مهاجمین قصد داشته که با چاقو، زبان و گردن اسانلو را ببرد. پس از پایان هجوم حزب¬الهی¬های خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار، اعضای سندیکای شرکت واحد، برای شکایت به کلانتری محل می¬روند و منصور اسانلو نیز، به بیمارستان انتقال می¬یابد و پس از بخیه زبان و گردن به پزشک قانونی و مقر اطلاعات نیروی انتظامی برده می¬شود. ماموران انتظامی حاضر در محل در طول درگیری¬ها نظاره¬گر بوده و پس از پایان آن_ بلافاصله به تعویض شیشه¬های شکسته و پاک¬سازی سندیکا می¬پردازند تا آثار تخریب آن، در معرض دید افکار عمومی قرار نگیرد. این واقعه نشان می¬دهد که حمله وحشیانه به سندیکای شرکت واحد و نظاره¬گر بودن نیروی انتظامی، توسط مقامات بالای رژیم برای زهر چشم گرفتن از جنبش کارگری و برای جلوگیری از اقدام گرایشات مختلف درون طبقه در برپایی تشکل¬های دلخواه¬شان سازمان¬دهی شده بود. حسن صادقی، پس از این واقعه در مورد این که روز گذشته در تهران نبودم، در عین حال تاکید کرد: «براساس اعلام وزارت کار، سندیکاها جایگاه قانونی ندارند و تنها از طریق برخی رسانه¬ها مورد استقبال قرار گرفته¬اند. چنان¬چه کارگران درگیر در حادثه روز گذشته از اعضای شوراهای اسلامی کار بوده باشند، حق آن¬ها بوده و از کیان خود دفاع کرده¬اند.» رسانه¬های جمهوری اسلامی، بی¬شرمانه این واقعه را وارونه گزارش کرده و نوشته¬اند: «خبرنگار بازتاب گزارش داد: عصر روز گذشته، عوامل خانه کارگر با اعضای سندیکای رانندگان شرکت واحد درگیر شدند. بنا براین گزارش، درگیری مذکور، پس از اعلام غیرقانونی بودن این سندیکا از سوی وزارت کار، در محل سندیکای رانندگان شرکت واحد در حسینیه «خبازان»، واقع در خیابان امام خمینی و با اعزام حدود سیصد نفر از عوامل خانه کارگر رخ داد. این درگیری با دخالت ماموران نیروی انتظامی پایان یافته و یکی از رانندگان شرکت واحد نیز در اعتراض به اقدام خانه کارگر، اقدام به خودزنی کرد.»(سایت بازتاب، 20 اردیبهشت 84) خبرگزاری کار ایران، ایلنا نیز نوشت: «... براساس شاهدان عینی که در محل حضور داشتند، یکی از گردانندگان اصلی این «سندیکا» به نام «منصور اسانلو»، با کوبیدن سر خود به پنجره ساختمان اقدام به خودزنی و درگیر شدن با حضار کرد. براساس این گزارش، نیروهای انتطامی فرد مزبور را را از محل حادثه دور کردند... به دنبال این موضوع سایت¬های وابسته به احزاب و جریانات «کمونیستی» که از روزهای قبل با درج عناوینی چون با «حمایت گسترده از سندیکای کارگران شرکت واحد، توطئه رژیم را عقیم بگذاریم» به بزرگ¬نمایی این موضوع پرداختند.»(ایلنا، 21 اردیبهشت¬84) بنا به گزارش سایت اینترنتی «آوای کار»، 28 اردیبهشت 84، اولین جلسه دادگاه مهاجمان به جلسه سندیکای شرکت واحد، در حوزه قضایی منطقه 11 در میدان منیریه برگزار گردید. متهمین اصلی این پرونده، حسن صادقی، پرویز پنجکی، رییس و عضو کانون عالی شوراهای اسلامی کار و 11 نفر دیگر از اعضای شوراهای اسلامی مناطق 10 گانه شرکت واحد و وکیل مدافع آنان، جلسه دادگاه حضور داشتند. شاکیان پرونده، ابراهیم مددی، منصور اسانلو، بهروز حسنی و عبدالله حاجی رومنان که مورد ضرب و شتم و جراحت واقع شده¬اند، علی¬زاده حسنی که موتورسیکلت ایشان در جریان حادثه به سرقت رفته، بیگلری، مسئول حفاظت و نگهداری ساختمان و ندرلو، نماینده سندیکا و انجمن اسلامی سندیکای خبازان تهران نیز به جلسه فرا خوانده شدند. برخی از مهاجمان از جمله حسن صادقی، که به رسانه¬ها گفته بودند روز حادثه در تهران نبودند، همگی حضور خود در محل واقعه را پذیرفته، ولی سایر اتهامات را رد کرده¬اند. بنا به همین گزارش، وکیل مدافع متهمان و حسن صادقی، در این دادگاه مقدماتی، به طرح اتهامات و ایرادات ناروا از قبیل وابستگی به حزب رستاخیز، بیگانگان، اسراییل، انگلیس و ساواکی بودن علیه شاکیان نمودند که به ایشان تذکر داده شد این مسائل مربوط به این پرونده نمی¬باشد. دادیار کربلایی، به متهمان و شاکیان برای ارائه مدارک و معرفی شهود خود فرصت بیش¬تری داده و جلسه بعدی دادرسی را در 5_3_84 اعلام نمود. همچنین چند نفر از اعضای هیات موسس سندیکای کارگران شرکت واحد، غروب پنج¬شنبه 29_2_84، در هتل استقلال تهران، با «خووان لوماویو»، مدیرکل سازمان جهانی کار و همچنین «واندرلان»، مدیر دفتر منطقه جنوب آسیا دیدار و درباره مسایل و مشکلات پدید آمده جهت جلوگیری از تامین این سندیکای کارگری از جمله حمله به جلسه هفتگی، ضرب و شتم افراد سندیکا و وارد کردن خسارت به محل و اموال سندیکا گفت¬و¬گو کردند. این حمله وحشیانه سردمداران خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار، به جلسه سندیکای شرکت واحد، در داخل و خارج کشور شدیدا محکوم گردیده است. از جمله «کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری»، که در مقطع اول ماه مه، با انتشار بیانیه¬ای که امضای بیش از سه هزار کارگر و فعال سیاسی داخل کشور را در پای خود دارد، اعلام موجودیت کرد. این کمیته، با صدور اطلاعیه¬ای در تاریخ 21_2_84 تحت عنوان «خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار، باید منحل گردند»، از جمله نوشت: «... یورش سبعانه و ددمنشانه «خانه کار» و «شوراهای اسلامی کار»، به هیات موسس سندیکای شرکت واحد ما را بیش از پیش مصمم می¬سازد که ضمن محکوم کردن این حرکت ضدکارگری مزدوران سرمایه، خواست¬های زیر را مطرح و شما را به مبارزه برای تحقق آن¬ها فرامی¬خوانیم: 1_ «خانه کار» و «شوراهای اسلامی کار»، به عنوان تشکل¬های دولتی و ایدئولوژیک، که حتی طبق مقاوله¬نامه 87 سازمان جهانی کار نمی¬توانند تشکل کارگری به شمار آیند، باید منحل شوند. 2_ مجامع بین¬المللی کارگری باید این حرکت ضدکارگری را به صراحت محکوم و این تشکل¬ها را طرد و اخراج کنند. 3_ آمران و عاملان حمله به هیات موسس سندیکای کارگران شرکت واحد، که همه از گردانندگان شناخته شده «خانه کارگر» و «شوراهای اسلامی کار» هستند، باید محاکمه و مجازات شوند.» این واقعه و گستاخی سردمداران خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار، با حمایت نیروی انتظامی در حمله به سندیکای شرکت واحد، قاعدتا باید دست¬اندرکاران «کمیته پیگیری ایجاد تشکل¬های آزاد کارگری در ایران» را که حمایت نزدیک به چهار هزار کارگر را نیز پشت سر خود دارند، به این نتیجه برساند که به جای چشم دوختن به وزارت کار و سازمان جهانی کار، به نیروی کارگران متکی باشند و در همکاری و هماهنگی با «کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری»، برای متحد کردن طبقه کارگر و برپایی تشکل¬های کارگری، سازمان¬دهی مبارزه از جمله برای افزایش دست¬مزدها و لغو قراردادهای موقت و غیره بر علیه سرمایه¬داران و رژیم حامی سرمایه گام¬های جدی بردارند. رژیم علاوه بر توطئه بر علیه سندیکای شرکت واحد، اقدامات ضدکارگری دیگری نیز به عمل آورده است. صادق امیری، یکی از فعالین کارگری و از همکاران فعال کمیته پیگیری ایجاد تشکل¬های آزاد کارگری، 15 اردیبهشت 84، در محل کارش توسط سه نفر که خود را مامور اطلاعات معرفی کرده¬اند دستگیر و به محل نامعلومی برده¬اند. سرانجام صادق امیری، پس از ده روز بازداشت، روز شنبه 24_2_84، با قرار وثیقه پنجاه میلیون تومانی آزاد شد. وی قرار است به «اتهام» واهی ارتباط با گروه¬های ضدانقلاب و اقدام بر علیه امنیت ملی کشور از طریق چاپ و نشر اوراق غیرقانونی، شب¬نامه و اعلامیه مورد محاکمه قرار گیرد. پرویز سالاروند، کارگر ایران خودرو که در روز 23 فروردین سال جاری دستگیر شده است هم¬چنان در زندان اوین، زندانی است و تلاش همکاران و خانواده¬اش برای آزادی او به جایی نرسیده است. گروهی از کارگران ایران خودرو، در تاریخ 20 اردیبهشت 84، در نامه¬ای خطاب به سازمان¬های بین¬المللی مدافع حقوق کارگران، ضمن اعتراض به وضعیت غیرانسانی کار در این واحد، خواهان آزادی پرویز سالاروند شده¬اند.- جلال حسینی و محمد عبدی¬پور، دو تن از 7 نفر دستگیر¬شده اول ماه مه 1383 سقز، مجددا به دادگاه تفتیش عقاید احضار شده¬اند. دادگاه قبلی آن¬ها که قرار بود در روز جهانی کارگر برگزار شود، به تعویق افتاد. روز دادگاه عبدی¬پور 18 خرداد و جلال حسینی 19 خرداد 1384، تعیین شده است. این¬ها فقط نمونه¬هایی از حرکت¬های ضدکارگری رژیم جمهوری اسلامی، پس از اول ماه مه، است. مسلم است که این وضعیت غیرانسانی چندان پایدار نبوده و رژیم جمهوری اسلامی، دیر یا زود با موج اعتراضات و اعتصابات سیاسی سراسری کارگران و مردم تحت ستم رو¬به¬رو خواهد شد. در چنین شرایطی جریات سیاسی از چپ تا راست خواهان براندازی این رژیم هستند. از هم اکنون باید تمایز گرایش چپ جامعه و به طور کلی جنبش کارگری کمونیستی، با گرایشات راست در سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی شفافیت بیش¬تری پیدا کند تا در فردای سرنگونی این رژیم، صف¬بندی¬های طبقاتی مخدوش نگردد. این احتمال وجود دارد که جمهوری اسلامی سرنگون شود، اما باز هم مانند انقلاب 57، فقط جانفشانی مزدبگیران و محرومان جامعه در تاریخ ماندگار شود، بدون این که تغییرات جدی در وضعیت اقتصادی و آزادی¬های سیاسی آن¬ها به وجود آید. بنابراین، بسیار مهم و حیاتی است که این بار جنبش کارگری کمونیستی بسیار با دقت و سنحیده حرکت کند تا نتیجه جانفشانی¬هایش در جیب طبقات دیگر سرازیر نشود. در این میان ما کمونیست¬ها، باید به طور روشن و شفاف برای جامعه توضیح دهیم که از سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی، چه چیزی عاید طبقه کارگر و محرومان جامعه خواهد شد؟ از سوی دیگر تاریخا طبقه کارگر نشان داده است که تنها از طریق سازمان¬دهی موج قوی سلسله اعتراضات توده¬ای و اعتصاب¬های سیاسی و سازمان¬دهی مقاومت مسلحانه برای عقب راندن یورش نیروهای مسلح رژیم سرکوبگر می¬تواند مسیر انقلاب را هموار سازد و ماشین دولتی را از هم بپاشاند. طبقه کارگر، در همین اعتصابات سیاسی آموزش طبقاتی می¬بیند و خود را برای کسب قدرت سیاسی از طریق تشکل¬هایش به ویژه شوراهایش آماده می¬کند. بنابراین، ما نیروهای چپ و کمونیست افق سرنگونی و انقلاب را باید از زاویه حضور و دخالت مستقیم طبقه کارگر متشکل در همه امور اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه و منافع آنان و مردم محروم و ستم¬دیده دنبال کنیم نه علی¬العموم از سرنگونی رژیم. اکنون این واقعیت در مقابل جامعه ما قرار دارد که عمر مفید جمهوری اسلامی، نه تنها برای طبقه کارگر و محرومان جامعه، بلکه حتا برای بخشی از بورژوازی داخلی و بین¬المللی نیز به پایان رسیده است. سال¬هاست که جنبش¬های اجتماعی با مبارزه پیگیر خود قدر قدرتی رژیم را زیر سئوال برده و در هم شکسته¬اند. اکنون بیش از هر زمان دیگری از تاریخ ایران، جنبش¬های اجتماعی نظیر جنبش زنان، جنبش جوانان و دانش¬جویان و جنبش¬های مردم تحت ستم، در صحنه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی ایران حضور چشم¬گیری دارند و در حال پیوند با طبقه اصلی جامعه، یعنی جنبش کارگری هستند. اگر این جنبش¬ها با جنبش کارگری پیوندی همه جانبه و غیرگسستنی پیدا کنند، قطعا آن وقت با قاطعیت می¬توان گفت که شمارش معکوس برای سرنگونی جمهوری اسلامی آغاز شده است. رژیمی که 26 سال همه وحشی¬گری¬های خود را به کار بسته است تا جنبش¬های اجتماعی به ویژه جنبش کارگری کمونیستی را نابود سازد، اما در سال¬¬های اخیر رشد و گسترش این جنبش¬ها، خواب خوش را از چشمان سردمداران جمهوری اسلامی ربوده است. جمهوری اسلامی 26 سال است که علاوه بر سرکوب سیستماتیک زنان و اعمال غیرانسانی¬ترین تبعیض و نابرابری¬ها بر زنان، همواره تلاش کرده است که به جامعه به ویژه به زنان بقبولاند که روز زن، روز تولد فاطمه زهرا است، در حالی که اکنون ما شاهد این هستیم که زنان در سراسر ایران و در سطح اجتماعی به دنبال برگزاری هر چه با شکوه¬تر 8 مارس روز جهانی زن هستند. جمهوری اسلامی، 26 سال است با سرکوب جنبش کارگری، به عناوین مختلف سعی کرده است که یا مانع برگزاری گرامی¬داشت روز اول ماه مه، روز جهانی کارگر شود و یا با برگزاری مراسم¬های فرمایشی توسط ارگان¬های سرکوب خود نظیر خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار، طبقه کارگر را از مسیر مبارزه طبقاتی ضدسرمایه¬داری¬اش منحرف سازد و به سازش طبقاتی بکشاند. اما درژیم در این راه شکست خورده است. در گرامی¬داشت هر چه با شکوه¬تر این روز، کارگران از یک سو مراسم¬های مستقل خود را بر پا می¬دارند و از سوی دیگر مراسم¬های فرمایشی را به مراسم¬های اعتراضی خود بر علیه سرمایه¬داران و رژیم مبدل می¬سازند. بنابراین همه این واقعیت¬های تاریخی سیاسی و اجتماعی نشان می¬دهند که تنها طبقه کارگر به معنای واقعی خواهان سرنگونی سیستم موجود و برپایی جامعه نوینی است که در آن کار مزدی لغو ¬شود و جای مالکیت خصوصی را مالکیت اجتماعی ¬گیرد؛ هرگونه ستم، تبعیض نابرابری ظلم و ستم جنسی، ملی، عقیدتی و استثمار انسان از انسان از بین برود و جهانی شاد و انسانی برقرار ¬گردد. اساسا اولویت این دوره طبقه ما، از یک سو نه تنها مبارزه برای بیرون کشیدن دست¬مزدهای معوقه از حلقوم سرمایه¬داران، بلکه افزایش دست¬مزدها متناسب با تورم و گرانی است و از سوی دیگر، برپایی تشکل¬های مستقل کارگری با اتکا به مجامع عمومی، سراسری کردن اعتراضات جاری و سازمان¬دهی اعتصابات سیاسی برای تحمیل مطالبات اقتصادی و سیاسی و باز کردن فضای سیاسی است. تامین موقعیت اقتصادی و شغلی کارگران و باز کردن فضای سیاسی، برای برداشتن گام¬های بلند طبقاتی امری مهم و حیاتی هستند. در خارج کشور نیز ما با سازمان¬دهی کمپین¬های همبستگی و جلب حمایت و پشتیبانی از مبارزات کارگران ایران و مطالبات روزمره آن¬ها، می¬توانیم به ادامه این روند تاثیر به سزایی بگذاریم. مثلا از همه اتحادیه¬های کارگری، سازمان¬های چپ و کمونیست و همه کارگران ایرانی که در اتحادیه¬ها فعالند بخواهیم که خواهان اخراج نمایندگان جمهوری اسلامی از سازمان بین¬المللی کار شوند. در عین حال نباید کم¬ترین توهمی به سازمان جهانی کار، به عنوان یک ارگان بورژوازی جهانی داشت، بلکه ما باید از هر امکانی برای تقویت جنبش کارگری ایران و افشا و به عقب¬نشینی وادار کردن جمهوری اسلامی استفاده کنیم. اکنون که خواست انحلال خانه کارگر و شوراهای کار اسلامی رژیم و برپایی تشکل¬های مستقل کارگری در جنبش کارگری ایران جایگاه وسیعی پیدا کرده است، باید سازمان جهانی کار را تحت فشار قرار داد که به مقاوله¬های خود از جمله مقاوله¬نامه 87 خود در ایران پایبند باشد. مقاوله¬نامه 87 از دو بخش تشکیل شده است که بخش اول آن، مربوط به آزادی تشکل، شامل ده ماده است که در ماده دوم آن چنین آمده است: «کارگران و کارفرمایان، بدون هیچ تمایزی، باید این حق را داشته باشند که تشکل¬های خود را، که مقررات تشکیلاتی آن¬ها فقط توسط خود تشکل¬ها تعیین می¬شود، به انتخاب خود و بدون کسب اجازه قبلی بر پا کنند یا به چنین تشکل¬هایی بپیوندند.» بنابراین اگر ما، از طریق اتحادیه¬های کارگری بتوانیم، سازمان جهانی کار را در وادار کردن جمهوری اسلامی برای اجرای این ماده تحت فشار قرار دهیم تا کارگران ایران، فارغ از فشارهای پلیسی از این حق مسلم خود برای برپایی تشکل¬های مستقل دل¬خواه¬شان استفاده کنند، کار موثری انجام داده¬ایم. اکنون حدود دو سال از توافق سازمان بین¬ا¬لمللی کار و وزارت کار رژیم جمهوری اسلامی، برای اجرای مقاوله¬نامه¬های 87 و 97 می¬گذرد، اما هنوز کارگران ایران برای برپایی تشکل¬های مستقل خود، با هجوم سازمان یافته خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار و نیروی انتظامی مواجه می¬شوند. مسلم است که در چنین شرایطی همه محافل، جریانات، سازمان¬ها و احزاب سیاسی چپ و کمونیست و همه انسان¬های آزادی¬خواه و مدافع جنبش کارگری کمونیستی،کلیه امکانات مادی و معنوی خود را در جهت تبلیغ و ترویج و سازمان¬دهی تاسیس تشکل¬های طبقاتی کارگران، با افق و چشم¬انداز انقلاب سوسیالیستی اختصاص دهند. 24 مه 2005 بهرام رحمانی Bamdadpress@telia.com

منبع: نشریه شماره 11 اتحاد انقلابی نیروهای کمونیست و چپ ایران




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.