شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۶ اوت ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

بذرهای ماندگار
اثري ديگر از اشرف دهقاني

اشرف دهقاني

تنها کسانی قادرند عمل کنند که با توجه به شناخت خود از ايجادکنندگان، حافظين و مدافعين وضع ظالمانه ی موجود، دل هاشان از کينه و خشم و نفرت نسبت به دشمنان شان فشرده و به درد آمده باشد. آن "ايثار"گران، آن جوانانی که "صداقت انقلابی" معرف وجود شان بود، مبارزين آگاه دهه ی ۵۰ ، از زمره چنين افرادی بودند. ... خشم و کینه و نفرت، جزئی از احساسات یک انسان است و اتفاقاً در جامعه ی طبقاتی غیرانسانی کنونی، بدون داشتن چنین احساساتی نسبت به دشمنان مردم، نمی توان شرافتمندانه زندگی نمود و، به معنی واقعی کلمه، انسان باقی ماند! دوست داشتن و عشق ورزیدن همانقدر برخوردی انسانی است که مملو از نفرت و خشم بودن و کینه ورزیدن." ________________ کتاب "بذرهای ماندگار" اثر رفیق اشرف دهقانی منتشر شد. این کتاب که به کارگران رزمنده ایران تقدیم شده است، بخشی از خاطرات رفیق از مبارزات چریکهای فدائی خلق را در بر دارد. در این کتاب، رفیق اشرف همچنین برخی ایده های مطرح در شرایط کنونی را به نقد کشیده است. در پیشگفتار فصل دوم این کتاب می خوانیم: پس از گذشت بیش از دو دهه از حاکمیت رژیم جمهوری اسلامی و در شرایطی که مبارزه ی مردم ما برعلیه این رژیم- از همان بدو استقرارش تا کنون- هرگز خاموش نگشته و به اشکال مختلف جریان داشته است، امروز ما با نسلی در ایران روبرو هستیم- نسلی از جوانان مبارز- که با اعتراضات و مبارزات جوشان خویش، رژیم را با معضل بزرگی مواجه ساخته اند. این معضل همانا چگونگی کنترل و جلوگیری از رشد مبارزات آنان از طرف سردمداران رژیم جمهوری اسلامی می باشد. از مشخصات برجسته ی جوانان مبارز امروز ما، توجه و برخورد پویا و جستجوگر آنان به مبارزه ی انقلابی جاری در جامعه در دهه ی 50 می باشد. آنها جهت رهائی از شرايط ظالـمانه و نکبت بار کنونی، وسيعاً و با اشتياق فراوان به گذشته و مبارزات پُرافتخار دهه ی 50 روی آورده و می کوشند تا با دستیابی به تجارب انقلابی و درس آموزی از آنان، هرچه بیشتر وظایف انقلابی خود را دریافته و به آن عمل نمایند. چنین نیازی ایجاب می کند که جوانان مبارز ما سعی در مطالعه ی کتاب ها و آثار به جا مانده از آن دوره ی انقلابی نموده و خود، مقالات و مطالبی را در پرتو تجربیات گذشته به رشته تحریر درآورند و آن ها را به صورتی- علنی و یا غیرعلنی- منتشر نمایند. در چنین شرایطی، و درست با مشاهده اشتیاق و خواست شدید جوانان مبارز برای دانستن در مورد گذشته ی مبارزاتی نه چندان دور، است که امروز بخش فرهنگی وزارت اطلاعات و امنیت به طور فعال دست بکار شده تا به هرصورت که می تواند مانع از دستیابی آنها به تجارب واقعاً انقلابی، گردد. در چنین اوضاعی است که ما شاهد انتشار مقالات و کتاب هائی در ایران هستیم که چاپ آنها در رژيم جمهوری اسلامی، با توجه به سابقه ی عملکردهای این رژیم، ظاهراً منطقی به نظر نمی رسد. در توجیه امر فوق، این ادعای سرشار از تزویر عنوان می شود که اگر جلوی سخن گفتن را بگيرند، جوانان به اسلحه روی خواهند آورد. اين را ظاهراً بخشی از هیأت حاکمه گویا برای بستن دهان مخالفينی از خود رژيم مطرح می‌کند. اما با درنظرگرفتن این واقعیت که این، همه ی جناح های رژیم هستند که با قاطعیت، جلوی سخن گفتن نیروهای مردمی را گرفته اند، باید توجه کنیم که چنان ادعائی، ریاکارانه بوده و مسأله بر سر پیشبرد سیاست خاصی می باشد که بخش فرهنگی وزارت اطلاعات و امنیت رژیم، با توجه به فاکتور مهم فوق الذکر، جهت مقابله با مردم مبارز و بخصوص جوانان انقلابی در حوزه نظر و سرکوب ایدئولوژیک آنان، تعقیب می کند. در این رابطه است که باید متوجه سیاستی شد که می توان از آن به عنوان "سیاست خفه کردن با عسل"، نام برد. یعنی سیاستی که از طریق آن، دشمنان مردم می کوشند با سوءاستفاده از حُسن نظر مردم و جوانان انقلابی ما نسبت به مبارزین انقلابی ی دهه 50 ، در هر شکلی که امکان پذیر است به اشاعه ی ایده های انحرافی و درست مغایر و متضاد با ایده ها و نظرات آن انقلابیون بپردازند. آنچه مسلم است این است که دست اندرکاران جمهوری اسلامی که قادر به از بين بردن فضای جدید ایجاد شده نمی باشند، به اتخاذ تاکتیک های جدیدی مبادرت ورزیده اند. آنها در جهت ايجاد سردرگمی در بين جوانان و نفوذ اندیشه های انحرافی برای بازداشتن آنها از کسب تجربيات مثبت گذشته، به طور فعال مشوق نشر کتاب و مقالات و غیره در جهت تحقق هدف کلـی خود شده اند. (شنیدم که حتی مأموران وزارت اطلاعات به درِ خانه ی بعضی از فعالین سیاسی در دوره رژیم شاه، رفته و از آنها خواسته اند که به نوشتن خاطره یا هر مطلب دیگری در رابطه با سال های دهه ی 50 بپردازند و در مقابلِ بعضی ابراز امتناع ها گفته اند که شما دست بکار شوید و ما به شما خواهیم گفت که چگونه بنویسید و مطالب را چگونه ساخت و پرداخت کنید!) واضح است که با توجه به الزامی که دست اندرکاران رژیم جهت نشر کتاب و مقاله و غیره در رابطه با پیشبرد سیاست فوق الذکر خود می بینند، امروز امکانی برای انتشار بعضی از نوشته جاتی به وجود آمده است که پیش از این، وجود نداشت. از این روست که توهم "وجود آزادی بيان" در رژيم جمهوری اسلامی هم، به شکلـی دامن زده شده و تبليغ می گردد. اما نگاهی هشیارانه به هدف رژیم، و شرایطی که تشریح شد، و همچنین دقت در مطالبی که در خیلی از آن نوشته جات طرح و اشاعه داده می شوند، می تواند دید ما را هرچه بیشتر نسبت به این پدیده، واقعی سازد. نوشته هائی که در يکی دو سال اخير در رابطه با چريکهای فدائی خلق و ديگر مبارزين مسلح انقلابی و مترقی سال های دهه ی ۵۰ در ايران منتشر شده‌اند، گوناگون می باشند. بعضی از آنها را وزارت اطلاعات و امنيت، علناً و رسماً با نام خود به چاپ رسانده است. بعضی ديگر، با کوشش عناصر خائن و رسوایِ شناخته ‌شده در ميان مردم- نظیر "توده ای"هائی چون عموئی، مهدی پرتوی و... يا "ناکسان" ديگری که "نان آلوده"ی "طاعون" را پذيرفته‌اند- انتشار يافته اند. بعضی ها نيز، صرف نظر از اينکه ماهيت نويسنده و مولفش چيست، به اين دليل که آن نوشته ها با سياست کنونی رژيم در جهت مقابله با نظرات کمونيستی و مترقی در جامعه انطباق دارند، اجازه ی نشر يافته اند. واضح است که در چنين فضائی، ضمن رواج نظرات انحرافی در جامعه، بالاجبار حقايقی نيز در مورد مبارزين انقلابی ی دهه ی ۵۰ مطرح شوند؛ در این میان، حتی ممکن است نوشته هائی امکان چاپ يابند که نويسندگان آنها، افراد مستقل و مترقی ‌باشند که در این رابطه، بخصوص بايد از افراد متعهد و دلسوزی در ایران ياد نمود که سعی می کنند با استفاده از فضای موجود، به نگارش مطالبی بپردازند که به ارتقاء آگاهی و کسب تجربه از گذشته کمک می نمایند؛ هرچند که متأسفانه این نوشته ها هم به دلیل شرایط دیکتاتوری، پیشاپیش مُهر محدودیت های "ممیزی" و خودسانسوری های اجباری را روی خود دارند. اما ضمن تصديق چنان کوشش هائی باید دانست که امروز، در شرايط فقدان مطلق آزادی بيان برای نیروهای واقعاً مترقی و پیشرو جامعه، در فضای بگیر و ببندی که تنها افراد محدود و معینی، امکان سخن گفتن دارند، دور با کسانی است که در حوزه ی ایدئولوژی به کمک بخش فرهنگی وزارت اطلاعات و امنیت رژیم شتافته و در راستای سیاست های "فرهنگی" آن، به کار تبلیغ و ترویج مشغولند. کسانی که با هر خاستگاه طبقاتی و با هر سابقه ی مبارزاتی، در حال حاضر از منافع و مصالح مرتجع ترین طبقات استثمارگر دفاع نموده و مروج و مبلغ ایده های راست می باشند. بخشی از افراد فوق الذکر را کسانی از میان "اکثریتی"ها و "توده ای"های سابق و کنونی تشکیل می دهند. همانطور که می دانیم در شرایط مبارزاتی خاصی که در سال های دهه ی 60 در ایران حاکم بود، رژیم جمهوری اسلامی حتی وجود خدمتکاران سینه چاکی چون "اکثریتی"ها و "توده ای"ها را نیز تحمل نکرد. دیدیم که چگونه پس از سرکوب نیروهای مردمی با کمک آن خائنین، از سال 62 به بعد، به سراغ خود این نیروهای به اصطلاح "اپوزیسیون" نیز رفت و عده ای از آنها را دستگیر نمود و بقیه نیز مجبور شدند که به شوروی سابق پناهنده شوند. طبیعتاً، عملکرد ضدخلقی توده ای- اکثریتی ها، از ایده ها و تفکرات آنان ناشی می شد که همانطور که می دانیم در اواخر سال های دهه ی 50 ضربات جبران ناپذیری به جنبش انقلابی مردم ما وارد نمود. امروز در شرایط جدید، در راستای سياست بخش فرهنگی وزارت اطلاعات و امنيت جمهوری اسلامی که لازم می‌بيند جوانان مبارز جامعه را با رواج انديشه های ارتجاعی و نظرات منحط ضدانقلابی بمباران ايدئولوژيک نموده و از رشد مبارزات ثمربخش آنان جلوگیری کند، فضائی برای خودنمائی مجدد چنان نیروهائی به وجود آمده است. در این رابطه، بخصوص باید توجه داشت که برای رژیم بسیار مناسب است که سیاست های خود را از طریق کسانی پیش ببرد که به هر حال در گذشته در مقطعی به جنبش چپ تعلق داشتند.(1) امروز، این افراد به همراه دیگر نیروهای راست، مجدداً به صحنه آمده اند تا با قلم و زبان خود، نام و ياد انقلابيون گذشته را ملوث سازند و جوانان تشنه ی آگاهی و تشنه ی فهم و درک واقعيت ها و تجارب گذشته را با ايده‌ها و انديشه هائی که از آن طبقات استثمارگر و ارتجاعی می‌باشد، به اصطلاح "سيراب" و خفه کنند. خدشه دارکردن باورهای مبارزاتی مردم و قلب حقايق مربوط به مبارزين و مبارزات پُرارج سال های دهه ی ۵۰ ، کوششی است که از طریق آنها در جهت در هم شکستن روحيه ی مبارزاتی و غالب کردن روحيه ی يأس و دلسردی از مبارزه در ميان توده‌های رنجديده ی ايران، دنبال می شود. به طور کلـی، بازداشتن جوانان از مبارزه و "حفظ وضع موجود" (امری که اساس سياست های رژيم مرتجع جمهوری اسلامی بر آن مبنا قرار گرفته است) هدف بلاواسطه ی همه ی نیروهای راست در جامعه ی کنونی ایران است. برخورد به این واقعیت و نقد بعضی از ایده های انحرافی راست، کوششِ این فصل از کتابِ حاضر خواهد بود. عجالتاً، باید دو موضوع را به طور مشخص مطرح نمایم ……. برای تهیه این کتاب می توانید با آدرس زیر تماس بگیرید: BM BOX 5051 LONDON WC 1N 3XX ENGLAND

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
اشرف دهقاني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.