شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۷ تير ۱۳۹۶ - ۲۸ ژوئن ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

هنوز هم دولت تركيه از اشعار ناظم حكمت وحشت دارد!

بهرام رحماني

هفته گذشته¬* در شهر «آقلا»، در دبیرستان آناطولى، شب شعرى توسط يكى از دبيرستان‌هان برگزار شده بود كه شاگردان رشته ادبيات، اشعارى را كه از قبل مديريت دبيرستان تعيين كرده بود، ديكلمه مى‌كردند. يكى از شاگردان به نام «چ‌.‌ج»، پس‏ از ديكلمه شعرى، گفت: «اشعار ما فقط همين‌ها نيستند، ما را سانسور كرده‌اند، از اين‌رو من مى‌خواهم شعر ديگرى براى شما ديكلمه كنم. نام اين شعر «خائن به وطن»، از ناظم حكمت، شاعر سرشناس‏مان است.» هنگامى كه او، اين شعر را ديكلمه كرد، اكثريت حضار به پا خواستند و به مدت طولانى دست زدند. اما دورماز، مدير مدرسه، با اين بهانه كه اين شعر جزو برنامه نبود عكس‏العمل نشان داد. بخشدار موقلا هم كه در اين مراسم حضور داشت، به محافظين خود دستور داد، دانش‏آموز ياد شده را به اداره امنيت ببرند. سپس‏ «ج» را در مقابل چشمان حضار دستگير و به اداره امنيت بردند. سه وكيل به نام‌هاى لونت آنيل، محمد توكات و شاكر اوزدمير، به اداره امنيت رفتند و داوطلبانه وكالت «ج» را عهده‌دار شدند. مامورين امنيتى، پس‏ از سه ساعت بازجويى، به دليل اين كه شعر ياد شده ممنوع نيست، اجبارا «ج» را آزاد كردند. اما حلوسى اردوغان، بخشدار موقلا، گفته است كه اين شعر سياسى است و ممنوع مى‌باشد، بنابراين اقدامات قانونى در اين مورد ادامه دارد. اين فقط نمونه است از سانسور و اخنتاق و سركوب دولت‌هايى نظير تركيه است كه دهه‌هاى طولانى ناسيوناليست‌ها و ژنرال‌ها و اكنون نيز حزب اسلامى در حاكميت است، به اين زودى‌ها ريشه‌كن نخواهد شد. ناظم حكمت، در سال 1902 متولد شد و تا هنگام مرگش‏ به مبارزه انقلابى و كمونيستى و آزادى‌خواهانه و رهايى‌بخش‏ خود ادامه داد و تمام عمر خود را در زندان و تبعيد و مخفى‌گاه‌ها گذراند اما هر گز در مقابل سركوبگران و استثمارگران سر فرود نياورد. در واقع به صراحت مى‌توان گفت كه ناظم حكمت، فرياد همه ستم‌ديدگان و استثمارشدگان جهان بود ناظم، با شاعران و نويسندگان و هنرمندان سرشناس‏ و مبارز جهان چون «آراگون»، «پابلو نرودا»، «نيكلاس‏ گيلين» و «سارتر» آشنا و هم‌صحبت بود. آثار او، به بيش‏ از سى زبان مختلف ترجمه و منتشر شده است. اما تا روزى كه ناظم زنده بود دولت‌هاى فاشيستى و نظامى و ناسيوناليستى تركيه اجازه ندادند آثار او در اين كشور چاپ و انتشار پيدا كند. ناظم حكمت، در سحرگاه روز سوم ژوئيه 1963 در مسكو، براى هميشه چشم از جهان فرو بست. مرگ او همه كسانى كه او را از نزديك مى‌شناختند و يا با آثارش‏ آشنا بودند، بسى اندوهگين ساخت. در سوگ مرگ ناظم، شاعران و نويسندگان زيادى در چهار گوشه جهان شعرهايى سروده‌اند و يا به ياد او مطالبى را نگاشته‌اند. از جمله نديم گورسل، شاعر و منقعد معروف تركيه، در سال 1974 در ويژه‌نامه مجله «اروپ» كه به مناسبت دهمين سالگرد مرگ ناظم حكمت منتشر شد، چنين نوشت: «به رغم همه فشارها و به رغم كينه دشمنان انديشه، كه زجر دادن به مردم ترك، مردم من، و شكنجه دادن به جوانان اين سرزمين ادامه مى‌دادند، ناظم لحظه‌اى از آواز خواندن باز نايستاد. او ترانه انسان را خواند و ترانه اميد خويشتن را به روزهاى آينده و باور خود را به انقلاب و همان‌طور كه خودش‏ در سال 1949 در زندان بورسا نوشت: «مانند گلوله‌اى از خلال ده سال زندان گذشت» و همه خلق‌هايى كه در اطراف و اكناف دنيا براى نان، براى آزادى و براى سوسياليسم مى‌جنگيدند، صداى او را از خلال ديوارهاى سلول‌هايشان و در خلوت تبعيدگاه‌شان شنيدند...» خائن به وطن «نظم حكمت هنوز خيانت به وطن را ادامه مى‌دهد. حكمت مى‌گويد، ما نيمه مستعمره امپرياليسم آمريكا هستيم. ناظم حكمت هنوز خيانت به وطن را ادامه مى‌دهد.» اين‌ها در يكى از روزنامه‌هاى آنكارا چاپ شد، در سه ستون با زمينه سياه، با حروف درشت جنجالى در يكى از روزنامه‌هاى آنكارا، در كنار عكس‏ ژنرال ويليام سون در شصت و شش‏ سانتى‌متر مربع ژنرال آمريكايى مى‌خندد، نيشش‏ تا بنا گوش‏ باز است آمريكا صد و بيست ميليون ليره به بودجه ما كمك كرد. صد و بيست ميليون ليره، «حكمت مى‌گويد، ما نيمه مستعمره امپرياليسم آمريكا هستيم. ناظم حكمت هنوز خيانت به وطن را ادامه مى‌دهد.» آرى، من خائن به وطن هستم، شما وطن پرستيد، شما ميهن دوستيد. من خائن به وطنم، من خائن به ميهنم، اگر وطن مزارع شما باشد اگر وطن آن چيزى باشد كه در گاو صندوق‌ها و دسته چك‌هاى شماست، اگر وطن مردن از گرسنگى در كنار جاده باشد، اگر وطن در زمستان مثل سگ لرزيدن و در تابستان از تب به خود پيچيدن باشد، اگر وطن مكيدن خون سرخ دست‌هاى ما در كارخانه‌هايتان باشد، اگر وطن چنگال ارباب‌هايتان باشد، اگر وطن حكومت باتون پليس‏ و چماق باشد، اگر وطن پايگاه‌هاى آمريكايى، بمب‌هاى آمريكايى و توپ‌هاى ناوكان آمريكايى باشد. اگر وطن نجات نيافتن از ظلمت گنديده شما باشد، من خائن به وطن هستم بنويسيد، در سه ستون، با , زمینه درشت سياه و جنجالى: «ناظم حكمت خيانت به وطن را هنوز ادامه مى‌دهد.» 28 ژوئيه 1962 bamdadpress@telia.com * 27 مه، ¬روزنامه ملیت

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.