شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۵ تير ۱۳۹۷ - ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«نازني» اگر محابا کني

علی ناظر

در خبر ها آمده که سيمين بهبهاني در کنار ديگر معترضين، همصدا آزادي زنداني سياسي را خواهان شده است. و در اين مورد شعري سروده (برگرفته از راديو فردا - باز تکثير در سايت ديدگاه) :
چگونه با دشمنت به دوستی تا کنم / تو رخت زندان تنت و من تماشا کنم؟ تو رخت زندان تنت و من بمانم خموش. قسم به زن، نازنم اگر محابا کنم. اگر چه تلخ است حق، نمی توانم نهفت / زبان از آن بایدم که آشکارا کنم. زبان سرخ مرا غم سر سبز نیست / به پای حق می روم، ز سر چه پروا کنم. ببین دل تنگ من، خدای خوبم بگو / که با کدامین دعا دست بالا کنم؟ ز نور، یک آی بد که با گل روشنی، به شام زندانیان دریچه ای وا کنم. گروه دور از خدا مدار جهل اند و ظلم / خدای من، کافرم اگر مدارا کنم هزار یوسف ببین به بند اینان اسیر / نه موجب لعنتی است که بر زلیخا کنم نه وارث تهمتی که گرگ را بسته اند / بگو که از این گناه چرا مبرا کنم؟ ببین که با بندیان، برادران زمان / چه کرده اند از ستم، چگونه حاشا کنم؟ به حکم دیوان بلخ، چه نارواها رواست / نقیض احکامشان بیار، امضا کنم
بي شک دفاع از زنداني سياسي، خواه اسمش اکبر گنجي باشد يا زرافشان يا باطبي و يا ... کاريست که بايد مورد ارج قرار بگيرد. سوالي که به ذهن من خطور کرده اين است که وقتي صدتا صدتا مجاهد و مبارز را اعدام ميکردند، «نازن» ها چه کساني بودند؟ چه کساني مي دانستند که دختران مورد تجاوز قرار مي گيرند، اما «نازني» مي کردند و سکوت؟ مگر ايران بزرگترين زندان نيست؟ چرا سکوت کردند و مي کنند؟ آيا اگر بجاي زرافشان (که بايد براي آزادي اش بي چون و چرا تلاش کرد)، مثلا اشرف دهقاني، مسعود رجوي، و يا يک مبارز معتقد به مبارزه قهرآميز بود، باز هم همين تجمع تشکيل و همين اشعار خوانده مي شد؟ آيا باز هم «نازن» بودند اگر «بادشمن به دوستي تا مي کردند»؟ چرا دفاع از حق و حقوق انساني هميشه از دريچه خودبيني و خودپسندي و منفعت طلبي گروهي مي گذرد؟ چرا دفاع از حقوق بشر فراسازماني نيست؟ چرا بايد فرهيختگان هم با «کلمه» بازي کنند؟ 22 خرداد 1384

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 23 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: نازنين]  [  ]  
يك كمى سعه صدر و تحمل داشته باشيم شعرش شعر خوبى هست وآمده از آزادى و زندانى دفاع كرده آىا كار بدى كرده؟ان هم در سن هفتاد هشتاد سالگى،خدا نگهش دارد تا بىشتر از اىن شعرها بنوىسد.   

[تاریخ ارسال: 23 Aug 2005]  [ارسال‌کننده: جواد جمشیدی]  [  ]  
آقای ناظرعزیز با درود به شما
من البته برای بعدادبی زندگی خانم بهبهانی احترام
بسیارقائلم ولی درمورداهل میدان مبارزه بودن ایشان مطلقاتوهمی ندارم به عبارت دیگرمیخواهم
به شما اطمینان بدهم که اگرمدح اکبر گنجی هم متضمن تحمل کمترین تاوانی میبوددرآنصورت چنان مدیحه ای سروده نمیشد.تصوربفرمائیداگرادیبانی دلاوردروصف قهرمانان گرانقدری مانند گوهرادب آواز یاعلی اکبر اکبری یاحبیب خبیری ویاآذر روستائی ویاهزاران هزارزنان و مردان آزاده ایکه برای آزادی همین مردم بپاخاسته اند شعر میسرودند و در مقابل زندانهادراعتراض به کشتار وقتل عام آنان باعتراض میایستادند آیابرای ملای نمک نشناس پلید نمک به حرام فرصت آنهمه ترکتازی میسر بود؟
به شاعربزرگ میهنمان هم عرض بکنم که البته درشعر هم میتوان شعاردادولی خب اشکالش اینستکه اگراین شعاربامرام شاعرخوانایی نداشته باشد کسانی هم پیدامیشوند که ملاحظهء
آدم رانمیکنند.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.