شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲۶ آبان ۱۳۹۷ - ۱۷ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تقابل دو متضاد - بخش اول - يک تصوير کلّي
بخش اول - يک تصوير کلّي

علی ناظر

اگر بخواهم خلاصه بنويسم : چه بخواهيم و چه نخواهيم احمدي نژاد رييس جمهور اسلامي خواهد شد، مگر اينکه رفسنجاني از مسند قدرتمداري پايين آمده و بپذيرد که بايستي نقش تدارکاتچي نظام جمهوري اسلامي را ايفا کند؛ به هر صورت جناح راست افراطي کليه مشاغل و موقعيت هاي کليدي را به انحصار خود در خواهد آورد.

 

نگارنده هميشه بر اين باور بوده که رژيم به دلايل مختلف به راست متمايل مي شود. از جمله پيش از اين (1 شهريور 1381 - مجاهدين خلق - امر به وظيفه يا امر به نتيجه؟ قسمت -1) نوشته ام:

«به نظر نگارنده، نظام جمهوري اسلامي به سوي يک پايه شدن در حرکت است. اين يک پايه شدن با تصفيه نيروهاي غير خودي شروع و تا بالاترين ارکان و منصب ها پيش خواهد رفت. جناح هار به سرکردگي رفسنجاني و در زير چتر خامنه اي وعده ي برآورده کردن خواسته هاي آمريکا و اروپا را خواهند داد. تحليل گراني که فکر مي کنند اين نظام اصلاح پذير بوده، و ليبراليسم اسلامي (به هر درجه اي) امکان پذير هست، نه تنها دچار ذهنيت و خوش باوري هستند، بلکه ماهيت نظام ولايت مطلقه فقيه را به خوبي درک نکرده اند. نظام جمهوري اسلامي بر اين پايه استوار است. هر گونه تغيير اساسي در اين اصل، نظام را فرو خواهد ريخت، و به همين خاطر، آيت الله ها چاره اي ندارند به جز متمايل شدن هر چه بيشتر به راست و تاکيد بر اصل ولايت فقيه، و اجراي احکام اسلامي سنگسار، اعدام، و ديگر مواردي که هر انساني آن را نقض حقوق بشر مي داند.  تصفيه نيروهاي چپ سنتي از حکومت، و روانه کردن سران آنها به اوين، باعث خواهد شد که بسياري از هواداران آنها به دنبال آلترناتيو راديکال تر بگردند. »

در اين نوشتار به اين ديدگاه بيشتر مي پردازم.

علائم فروپاشي يک نظام

بارز ترين مشخصه ي فروپاشي نظام (مخصوصا نظامي ايدئولوژيک) تشديد اختلافات دروني که منجر از فشارهاي بيروني است، مي باشد. در چنين مقطعي رژيم حاکم چاره اي ندارد به جز هر چه پولادين تر و صيقل داده تر کردن عناصر حامي اش. غربال عناصر و سياهي لشگري که تا بدان لحظه فقط براي ارضاي خواست هاي شخصي خود به دور حکام گرد آمده اند؛ و تحکيم صفوف آنهايي که به نداي هل من ناصر ينصرني ولي فقيه پاسخ داده و با تمام وجود براي بقاي نظام اسلامي تلاش خواهند کرد. بي شک، و با توجه به ماهيت بسي ارتجاعي نظام اسلامي، اين حاميان نظام قشري ترين و مرتجع ترين و طبعا شنيع ترين و شقي ترين افراد را تشکيل مي دهند.
مشخصه ديگر فشار هاي خارج از نظام که بر سيستم حکومتي وارد مي شود. قاعدتا، اين فشار بايستي از سوي گروه هاي اپوزيسيون، که از پشتيباني جامعه بين المللي برخوردار است، تحميل شود.
مشخصه مهم ديگر نافرماني مدني و گسترش مبارزات مردمي که مي تواند همراه با خشونت بروز کند.

به تعويق انداختن فروپاشي

هيچ رژيمي نمي خواهد سرنگون شود. به همين منظور با مشاهده اولين علائم فروپاشي از درون، سعي مي کند که انجام اين واقعه را به تأخير بيندازد. سريعترين واکنش تطميع نهاد هاي مختلف درون نظام است. به تقسيم قدرت تن مي دهد. مناصب کليدي را به ذوب شدگان در نظام اختصاص داده و ديگر بخش هاي قدرت را در حد معقول بدون آنکه پايه هاي نظام به خطر بيفتد به مزايده مي گذارد. هر نهادي که به ذوب شدگي نزديک تر باشد در اين مزايده سهم بيشتري خواهد برد. اين روند تا مدت ها ادامه خواهد داشت و بازده آن توهم آفريني در ميان اقشار مختلف جامعه و کنترل نهاد هاي دور از مرکز، اما خودي است. نظام حاکم مي داند که دير يا زود اين نهاد هايي که در مزايده قدرت مشارکت داشته اند، سهم بيشتري خواسته و به دنبال ارتقاء قدرت خواهند بود. به همين منظور در پنهان، به تجديد قوا، بازسازي و ساماندهي نهادهاي مورد اعتماد خود مي پردازد. در عين حال، و با توجه به اينکه کليه نهاد هاي درون نظام در حکمراني مشارکت دارند و فشار از درون به حد اقل رسيده است، دست به قلع و قمع مخالفان خارج از نظام زده و در حد امکان تعداد آنها را به حداقل مي رساند و يا آنها را دائما در موضعي دفاعي نگاه ميدارد. اپوزيسيون بخاطر اين موقعيت تدافعي از حد اقل امکان براي ضربه زدن به نظام برخوردار است. اپوزيسيون عقيم به همان اندازه کاربرد دارد که اگر نمي بود. به موارد فوق در اين بخش، بعدا مي پردازم.

بديل سازي


هيچ نظامي به ابدي بودن خود معتقد نيست. اما مي توان باور داشت که نظام هوشيار هميشه از ترفند هايي استفاده مي کند که به بقاي خود در اشکال مختلف ادامه دهد. رفورم تا سر حد مخدوش نشدن پايه هاي نظام قابل تصور و بررسي مي شود. اما براي ادامه حيات در قالب و پوستي جديد، بايستي از چهره هاي جديد بهره جست. بدين منظور با مشاهده اولين علائم فروپاشي، شروع مي کند به بديل سازي. عناصري از درون نظام يکشبه به صف مخالفان نظام مي پيوندند. شعار هاي آتشين مي دهند. زندان مي کشند، و گاها مورد ضرب و جرح قرار مي گيرند. آنها عناصر فرهيخته ي نظام هستند، چرا که بايستي بتوانند نقش رهبري کننده جامعه ي گريزان از نظام را ايفا کنند. از قدرت رهبري، از توانمندي تحليل و بررسي مسائل، و مهمتر از همه، در پي زندان و ضرب و شتم، به چهره اي وجيه المله مبدل شده و گذشت زمان ماهيت واقعي اين عناصر را به فراموشي مي سپارد. اينها جانشين حاکمان امروز خواهند شد. اينها حاملان پرچمي خواهند بود که به زودي از دست حاکمان امروزي به زمين خواهد افتاد. اينها پيامبراني هستند که پيام نظام حاکم را در ملحفه اي از واژگان زيبا به جامعه تحويل خواهند داد. اينها تضمين کننده ي آينده ي نظام حاکم اند.

آخرين گام پيش از فروپاشي

با توجه به مطالب فوق، نگارنده معتقد است که رژيم در وحله اول با انتخاب خاتمي توانست براي بازسازي و ساماندهي خود وقت خريده و به اين مورد مهم بپردازد. در عين حال توانست فشار اپوزيسيون و خارجي را به حداقل برساند. در تمام اين مدت به بديل سازي پرداخته است. عناصري مثل حجاريان، سازگارا، عبدي، شمس الواعظين، و حال کروبي، و ... به مخالفين تبديل شده و هرکدام نغمه سراي آزادي شده اند. گويي تاريخ فراموش کرده که اينها همان هايي هستند که آزادي ستيز بودند. به هر روي، نظام پذيرفته است که زمان مصرف توهم آفريني به پايان رسيده است. زمان آن رسيده که رژيم شمشير را از رو ببندد و با خودي و غير خودي تعيين تکليف کند. به پايان خط رسيده است؛ و با دانش به اين امر است که پاسداران نظام اسلامي مناصب کليدي را اشغال کرده اند. دقيقا به همين منظور است که غير خودي هاي درون نظام از «نظامي گري» صحبت مي کنند. جمهوري اسلامي صفوف پولادين خود را براي حفظ و بقاي نظام اش پولادين تر خواهد کرد. احمدي نژاد اصلح ترين فرد براي انجام اين فريضه است؛ مگر اينکه رفسنجاني بپذيرد که در آخرين لحظه بايد تمام بدهي هايش به نظام اسلامي را يکجا بپردازد. بهايي گران است، مخصوصا که رفسنجاني مي داند اسلام ولي فقيه به فردي پر صلابت تر از او در اين دوران بحراني احتياج دارد.

تقابل دو متضاد

اپوزيسيون، از اين پس، در تقابل با پديده اي مؤمن به آرمان خود قرار گرفته است.

در نوشتار بعدي به اين مورد خواهم پرداخت.

علي ناظر – 1 تير 1384 - ديدگاه

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.