شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۱ آبان ۱۳۹۷ - ۱۲ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تقابل دو متضاد - بخش چهارم - اپوزيسيون در تضاد با خود
بخش چهارم - اپوزيسيون در تضاد با خود

علی ناظر

نياز مبرم براي سرنگوني

معتقدم که نهادهاي راديکال و سرنگون طلب مي دانند که سرنگوني بدون همبستگي امکان پذير نخواهد بود. براي تفهيم اين مقوله هم نه بحثي لازم است و نه تحليلي. اما براي همبستگي بايد چند پارامتر فعال شود. اول خواستن، دوم شهامت بيان خواسته، سوم شهامت برداشتن گام اول. بيش از اين نمي گويم، چرا که پشکسوتان مبارزه عليه ديکتاتوري شاه و شيخ بيشتر از من به معنا و مفهوم چند جمله فوق اشراف دارند.

سردرگمي

براي عملي شدن امر سرنگوني بايد از شرايط حاضر درکي واقعي داشته باشيم. از آنجايي که نمي خواهم به درجه فهم خواننده توهين کرده باشم، خلاصه مي نويسم.
معتقدم که در 27 خرداد اکثر قريب به اتفاق امر «انتخابات» را تحريم کردند. اما معتقد نيستم که در 3 تير «تحريم» از همان استحکام برخوردار بود. مي خواهم تن به اين واقعيت بدهم که در 3 تير درصدي بالاتر از 10% به پاي صندوق هاي رأي رفتند. اما نمي خواهم وارد کميّات بشوم. مي خواهم به اين امر انگشت بگذارم که چرا زحمتکشان که ضعيف ترين بخش از جامعه هستند و طبيعتا آسيب ديده ترين بخش جامعه هستند، به قاتلين مختاري و پوينده رأي دادند؟ مي توان بحث کرد که طبقه ناآگاه فکر مسائل روزمره است و به قتل مختاري و پوينده که دهه اي پيش اتفاق افتاده توجه نمي کند. مي گويم حتما يکي از دلايلش اين است که گفته شد، اما دليل اصلي «سردرگمي» مردم است. مردم در خلأ نيروي رهبري کننده، در کمبود تحليل درست از شرايط موجود، براي فرار از تحليل هاي کليشه اي و کلاسيک که از کتابها برگرفته شده و بر کاغذ نوشته مي شود، و مهمتر از همه بخاطر مشاهده «سردرگمي» اپوزيسيون برانداز، هر چند سال يکبار رهبران سياسي را انگشت به دهان حيران مي کند. 8 سال پيش تحليل داده مي شد که ناطق نوري از صندوق بيرون مي آيد، خاتمي سرزده از راه رسيد. اينبار روي رفسنجاني شرط بندي مي شد، احمدي نژاد سرزده سر رسيد.
ميخواهم خاطر نشان کنم که هيچکدام از نهادهاي تشکيل دهنده ي اپوزيسيون برانداز تحليلي درست از نتيجه احتمالي اين نمايش ارائه نداد. فراتر اينکه هيچکدام طرحي ارائه نداه است که اگر احمدي نژاد منتخب نظام بشود چه بايد کرد.

چه بايد کرد؟

من مي دانم چه بايد کرد، ولي آيا نهادي در ميان اپوزيسيون برانداز هست که راه حلي داشته باشد به جز آنچه در زير خواهد آمد؟ اگر راه حلي هست – بدون شعار هاي توخالي و قول دادن هاي سياسي، اين سايت را از خود دانسته و براي اشاعه آن از کليه امکانات آن بهره بجوييد. اما مي دانم، و مي دانند که راه حلي نيست به جز «همبستگي ملي».

مي خواهم پيش از ادامه، از همه، براي آنچه که در سطور بعدي خواهد آمد، پوزش بخواهم. مي خواهم از همه ي پيش کسوتان پوزش بخواهم اگر قلم ام به کجراه رفته و باعث رنجش آنها بشوم. منظوري ندارم، قصد بي احترامي ندارم. شمايي که ساليان بسيار شانه به زير تمام مصائب داده ايد، راهگشا بوده ايد، رهبري کرده ايد، شاه را به زير کشانده ايد، و در مقابل شيخ شجاعانه ايستاده ايد؛ از شما، اگر به خطا کلامي آزرده تان کرد پوزش مي طلبم.

آشتي کنيد

قهر کرده ايد. پشت به هم کرده ايد – بايد پشت به هم بدهيد اما نمي کنيد. خود بزرگ بين شده ايد – بايد خدمتگزار مردم بشويد. روي سخن من با رهبران است. از اشرف دهقاني، از مهدي سامع، از فريبرز سنجري، از محمد رضا شالگوني، از بني صدر، از هدايت متين دفتري، از شما که در دلها جا داشته و داريد مي پرسم که چه چيزي شما را تا به اين حد از هم جدا کرده است؟ چه چيزي اينقدر سهمگين و غير قابل حل است که ديواري از يخ بين شما کشانده است؟ مي دانم که در حد روابط شخصي با يکديگر هيچ مساله اي نداريد. مي دانم که در سطح رفاقت شخصي، رفيق هستيد. پس چرا يخ ها را نمي شکنيد؟ چرا با گرماي قلب هايتان يخ جدايي را ذوب نمي کنيد؟ از اشرف دهقاني مي پرسم که چه سدي شما را از مهدي سامع جدا مي کند؟ از شالگوني مي پرسم که اين دو چه خطاي عظيمي کرده اند که نمي توانيد با آنها در يک پلاتفورم مشترک بنشينيد؟ مگر نه اينکه شما «رفيق» هستيد؟  چرا به مردم توضيح نمي دهيد؟ چرا تکليف همه را روشن نمي کنيد؟ مگر نه اين است که شما قلبتان براي خلق مي تپد؟ من معتقدم که چنين است. چرا فروتني نمي کنيد؟ چرا دست به سوي يکديگر دراز نمي کنيد؟ چرا همديگر را در آغوش نمي گيريد؟
ديديد که چگونه همه ي نهادهاي وابسته به نظام اسلامي، براي بقاي خود و رژيم به حمايت از رفسنجاني تن دادند؟ ديديد که وقتي بقاي شان به خطر افتاد هم پيمان شدند؟ چرا از دشمن نمي آموزيد؟ چرا آشتي نمي کنيد؟
مي خواهم تيز تر بگويم. مجاهدين خلق مملو از عيب و ايرادند. مگر بني صدر نيست؟ مهدي سامع و سازمان چريکهاي فدايي خلق چه کمکاري ها که نکرده اند، مگر راه کارگر پُرکار تر از آنهايند. نمي خواهم توهين کنم، اما مي پرسم: کدام يک از نهادهاي برانداز گل بي خارند؟ کدام يک مي تواند ادعا کند که به خطا نرفته است؟ کدام يک مي تواند شناسنامه 30 ساله اخير خود را ارائه دهد بدون هيچ لکه اي؟ فراتر اينکه مي پرسم: کدام يک از شما خائن به خلق و ايرانيد؟ معنقدم که هيچکدام. پاک نيستيد، بي عيب ابدا، اما خائن نبوده ايد. پس چه شده است که حاضريد احمدي نژاد بر خلق قهرمان ايران حکمراني کند، اما اتحاد بين نيرو هاي برانداز انجام نپذيرد؟ آشتي کنيد، پيش از آنکه خلق با شما قهر کند.

بار ديگر از همه پوزش مي طلبم.

تقابل دو متضاد
در ادامه اين نوشتار به بحران سرنگوني خواهم پرداخت

علي ناظر – 4 تير 1384 - ديدگاه

.

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.