شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۷ - ۱۵ نوامبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

انقلاب فرهنگي

علی ناظر

ويژه حقوق بشر و کشتار 1367 - شهريور مطلبي در نشريه آزادي در سال 98 نوشته بودم که در اينجا مستقيم به آن لينک مي شود. بنام آزادي آن مطلب پيرامون دهمين سالگشت کشتار 67 بود. از سال 67 تا به حال خيلي چيزها فرق کرده است. آنموقع نماد مبارزه عليه نقض حقوق بشر، کاظم رجوي، هدايت متين دفتري، حاج سيد جوادي و امثالهم بودند. هرکدام در حيطه کاري خود حل کننده ي بسياري از مسائل، و به راستي مدافع حقوق بشر. اما امروز شيرين عبادي سخنگوي مدافعان حقوق بشر شده (بهتر است بگويم خودش را جا زده) است. آنموقع مبارزه با رژيم ددمنش بر سه پايه استوار بود – جنگ چريک شهري، ارتش خلق و تنظيم رابطه ي ديپلماتيک. امروز نگارنده نمي داند که به کدام اشاره کند. از طرفي بانگ رفراندوم - اينست شعار مردم سر داده مي شود، و از طرف ديگر از مسلح شدن دوباره ارتش خلق صحبت است. آنموقع لاجوردي ها به سزاي جنايات خود مي رسيدند، امروز شريعتمداري راست راست راه مي رود و ککش هم نمي گزد. آنموقع وضعيت اقتصادي رژيم رو به ورشکستگي گذاشته بود و هشت اش گروي نُه اش بود، امروز آنقدر جمع کرده که ميليارد ها صرف ساختن سلاح هاي کشتار جمعي مي کند – بدون در نظر گرفتن دزدي گرگي هايش. آنموقع نمايندگان نهاد هاي انقلابي را در هر کنفرانس و کنگره بين المللي حلوا حلوا ميکردند، امروز نام مجاهدين خلق را بايستي در ليست مخصوص تروريست ها جست. آنموقع مرز بين اپوزيسيون و رژيم مشخص و تيز بود. امروز خاتمي و گنجي و نوري و باقي هم اپوزيسيون شده اند – فرداست که عسگراولادي هم پرچم اپوزيسيون راديکال را بلند کند. آنموقع مردم با تمام وجود از اين رژيم ددمنش متنفر بودند. امروز مردم همچنان از اين رژيم وطن فروش متنفر است، و همين نقطه جوشش و اميد است. تا زماني که يک رژيم پايگاه مردمي نداشته باشد، و تا زماني که مردم خواهان سرنگوني اين رژيم باشند، چپ و راست زدن هاي اپوزيسيون مي تواند کُند کننده پروسه سرنگوني باشد، اما بازدارنده نخواهد بود. نقطه رشد دوباره اپوزيسيون برانداز هم در باور به اين اصل است که بايستي مردم را شريک دانست و پُلي ارتباطي و دائم با مردم ساخت. به اصول پايه اي حقوق بشر – آزادي بيان و انديشه معتقد بود و از انتقاد نهراسيد. نقطه ي ضعف رژيم هم درست در همين مورد است که نمي تواند – حتي اگر بخواهد، تن به اصول پايه اي حقوق بشر بدهد. زمان هرچه بيشتر مي گذرد، رژيم ضعيف تر شده و براي بقا، مجبور است دست به سرکوب بيشتر بزند. به همين خاطر است که اپوزيسيون سرنگوني طلب چاره اي ندارد به جز مسلح شدن تا بتواند نقش چتر حفاظتي براي مبارزات اجتماعي را ايفا کند. هر گويش ديگري از مبارزه خطاست. اما براندازي رژيم تنها شروع کار خواهد بود. ما با موارد مختلف نقض حقوق بشر رژيم سلطنتي پهلوي آشنا هستيم. شايد بتوان گفت که مهمترين دليل براي براندازي شاه، دستيافتن به حقوق انساني و احترام دولت به حقوق بشر بود. اما چه مي خواستيم و چه شد! ؟ حقوق بشر تبديل شد به حقوق بشر اسلامي. شيرين عبادي هم تأييد کرد که اسلام مغايرتي با مفاد بيانيه حقوق بشر ندارد – مثلا چشم درآوردن، دست بريدن، سنگسار، و...... به شکلي در بيانيه جهاني حقوق بشر نهفته است. البته بسياري از مسلمانان راديکال و متمدن معتقد هستند که اين قوانين ارتجاعي کاري به اسلام ندارد، و دين مبين اسلام پيام آور رحمت است. آنچه که مهم است فرهنگ حکمراني بعد از سرنگوني است. اگر نيروي غالب و برانداز نتواند با آزادي بيان و انديشه هماهنگ شود، و اگر بخواهد به هر بهانه اي لب بدوزد، و مطبوعات و رسانه را سانسور کند، طولي نخواهد کشيد که دوباره به همين جايي که همين الان هستيم برمي گرديم. امروز بايد همسو شويم تا رژيم سرنگون شود، اما سد بزرگ در پشت اين سرنگوني پنهان است. ميليون ها معتاد، تن فروش و کودک خياباني، ارثيه اي است که از اين رژيم بجاي خواهد ماند. با آنها چه مي کنيم؟ زندگي آنها را که مبتذل شده است چگونه ترميم مي کنيم؟ حقوق اجتماعي آنها چه خواهد بود؟ با صدها شکنجه گر و زندانبان و آخوند و پاسدار که بايد محاکمه شوند – اما نه محاکمه صحرايي و چند دقيقه اي، چه رفتاري خواهيم داشت؟ دوباره خلخالي اي ديگر؟ دوباره چوبه داري ديگر؟ حسين شريعتمداري ديگر؟ رهبري ديگر؟ شوراي نگهباني ديگر؟ آيا باز هم مطبوعات سرانجامي چون آيندگان خواهند داشت؟ به راستي کداميک از ما به حد کافي رشد کرده و به درجه بلوغ رسيده ايم تا حقوق انسانها را بر سليقه شخصي-سياسي مان ترجيح دهيم؟ آري، فردا فرهنگ حکومت و حکمراني بايد تغيير کند. بايد حکم اعدام صادر نشود. بايد متهم، متهم بماند تا مجرم شناخته شود. زنداني سياسي بي معني شود. زندان سياسي خراب شود. بايد رسانه ها آزاد باشند تا از حقوق بشر دفاع کنند – بي آنکه بلند گوي دشمن و ستون پنجم ناميده شوند. فردا و سدهاي پيش رو، بسي سهمگين تر از براندازي رژيم است. امروز بايد انقلاب کرد تا رژيم سرنگون شود، ولي براي فردا، بايد انقلابي دروني کرد تا فرهنگ استبدادي از درون مان زدوده شود. تنها آنموقع است که مي توان مطمئن شدايران نجات يافته وديگر در حق هيچ انساني اجحاف نخواهد شد، و قانون مبتني بر بيانيه جهاني حقوق بشر از او دفاع خواهد کرد. ولي آيا رفتار و گفتار و کردار امروز ما مژده ي چنين فردايي را مي دهد؟ بايد به درون خود نظاره کنيم و زنگارهاي خودپسندي و خود محوري و استبداد را بزداييم. ما اين حداقل را به جانباختگان راه آزادي، و به ملت ايران مديونيم. علي ناظر – 18 اوت 2004 - ديدگاه

منبع: ماهنامه شهريور ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.