شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۳۰ تير ۱۳۹۷ - ۲۱ ژوئیه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

زندانیان سیاسی، اکبر گنجی، ابراهیم نبوی و دیگر شرکاء!

علي فياض

alifayyaz1@yahoo.se گویی همه چیز به هم ریخته است. "حق" و "باطل"، شرک و توحید، راست و دروغ، حقیقت و واقعیت و ... تاریخ چنان دست خوش آشفته گی و به هم ریخته گی شده است که گویی توفانی ویرانگر تر از توفان نوح آن را زیر و رو کرده است. جلاد "شهید" شده است و "شهید" جلاد! دیگر نمی توان قاتل را از مقتول باز شناخت. دجله و فرات آنچنان در هم آمیخته اند و آن چنان "شط العربی" ساخته اند که آن سرش ناپیداست. و البته این تاریخ و جغرافیای آشفته، گویی تنها دامن ما ایرانیان را گرفته است. همانطور که می بینید و می بینیم، به خاطر زندانی شدن اکبر گنجی، چنان نهضتی به راه افتاده است که واقعا آن سرش ناپیداست. چنان شور و هیجانی برای آزادی وی و تحصن وی به راه افتاده است که گویی در این مملکت تا کنون نه زندانی سیاسی داشته ایم و نه کسی تحصن کرده است. این هنگامه را حتی برای ناصر زرافشان نیز – که صرفا به خاطر وکالت و دفاع از حقوق قربانیان رژیم زندانی شد - به راه نینداختند؛ که خود بزرگ ترین مصداق قانون شکنی در جهان به شمار می رود. (1) سال های سال است که زندانیان سیاسی ما اعتصاب می کنند. سال های سال است که زندانیان سیاسی ما شکنجه می شوند. سال های سال است که زندانیان سیاسی ما بی هیچ دادگاه عادلانه ای محاکمه و اعدام می شوند. سال های سال است که دختران و زنان زندانی ما مورد انواع و اقسام تحقیرها و شکنجه ها قرار می گیرند. سال های سال است که مردم ما از نفس کشیدن در هوایی آزاد محروم هستند. سال های سال است که آخوندیسم افسار گسیخته همه چیز مردم ما را به یغما برده و بازیچه قرار داده است. سال های سال است که ... چه بگویم؟ در این میان "اپوزیسیون" ما ناتوان از چهره سازی از پاک ترین و بی نام و نشان ترین فرزندان صادق این مرز و بوم که در زندان ها به سر می برند، چنان نگاهش به قدرت و حاشیه نشینان قدرت معطوف شده است که یک روز برای روزنامه سلام و موسوی خوئینی ها، و روزی دیگر برای عبدالله نوری ها و روزی دیگر به خاطر اکبر گنجی ها، از تمامی سرمایه ها و امکانات خویش مایه گذاری می کند. اشتباه برداشت نشود، من نیز همانند همه مخالفان رژیم خواهان آزادی اکبر گنجی و همانندانش می باشم. من نیز در آرزوی آن روزی هستم که هیچ انسانی صرفا به خاطر نظرات و دیدگاه هایش روانه زندان نشود. من نیز دلم می خواهد که اکبر گنجی و همانندان وی در کنار خانواده های شان به سر برند و اگر قرار است پاسخ گوی اعمال خویش باشند، در یک دادگاه عادلانه مبتنی بر ارزش های حقوقی به رسمیت شناخته شده بین المللی و بشری، محاکمه شوند تا بدون ترس از گزمه و پاسبان و پاسدار، و بی دغدغه شلاق و شکنجه اعمال خویش را توجیه و تفسیر کنند. اما این که اکبر گنجی ها، عبدالله نوری ها و امثال آنان، ناگهان به چهره های برجسته "اپوزیسیون" تبدیل شوند، و تمامی امکانات تبلیغی مدعیان مخالفت با رژیم هم بر وضعیت آنان متمرکز شود، از پدیده های نادری است که در کمتر اپوزیسیونی می توان مشاهده نمود! به راستی چه تعدادی از زندانیان سیاسی سال های آغازین حکومت تا کنون، انواع و اقسام شکنجه های "شرعی" در دهه 60 به دست همین "اصلاح طلبان" ، و در دهه های 70 و 80 به دست جانشینان آنان - که حالا دیگر به عنوان "تمامیت خواهان" و"اصول گرایان" از آنان یاد می شود - را تحمل کرده اند؟ و همین آقای اکبر گنجی ها، محسن سازگارا ها، ابراهیم نبوی ها – که این یکی پس از کیف کشی یکی از کثیف ترین چهره های حکومت، یعنی ناطق نوری، به فرنگ گریخته و تبدیل به چهره یی "اپوزیسیون"ی!! شده – و ... چه تلاش هایی در حفظ این حکومت سرا پا شر و جنایت داشته اند، و چه نقشی در سرکوب این زندانیان بازی کرده اند؟ آیا کسی هست که از مظلومیت آن همه شهید و زندانی نوجوان و جوان که هیچگاه جوانی خویش را تجربه نکردند، یادی کند؟ و از آنها که قهرمانان واقعی این مرز و بوم می باشند، یادی در خور و شایسته نماید؟ نگویید که اینان اینک با مقاومت خویش، بر گذشته زشت و ننگینشان خط بطلان می کشند و در نتیجه شایسته ی تقدیر و تجلیل اند. که در هیچ جای جهان قاتلی را به خاطر اینکه در مواردی دیگر فرد یا افرادی را از مرگ نجات می دهد، نمی بخشند. که هر چیز به جای خویش نیکوست. و ما به درستی می بینیم که چگونه پیرمردان نازی جنگ جهانی دوم را کشان کشان به دادگاه می کشانند. و در این میان چه بسا بسیاری از اینان، تبدیل به انسان هایی "شریف" شده باشند که خود نیز گذشته خویش را شرم آور می خوانند. بدبختی و مصیبت بزرگ ما این است که این "بریده" های رژیم، که مغضوب یاران پیشین خویش در قدرت شده اند، هنگامی که از رژیم نیز می برند همچنان در ضدیت و دشمنی با اپوزیسیون واقعی از هیچ کوششی فرو گذار نمی کنند. همین جوک نویس به اصطلاح اصلاح طلب حکومتی که همین چند روز پیش نیز همه را به رای دادن به اکبر بهرمانی تشویق می کرد، نمونه روشنش! اصلا بحث ما و من بر سر این نیست که از حقوق اکبر گنجی دفاع نشود! بحث بر سر این است که نباید از اکبر گنجی سمبلی برای زندانیان سیاسی ساخت. چگونه است که رضا علیجانی و تقی رحمانی و هزاران تن همچون آنان، از سال های آغازین دهه 60 تا کنون بیش از 15 سال را در زندان های رژیم به سر برده اند و هیچ نقشی نیز در حکومت و قدرت نداشته اند، و همچنان در زندان به سر می برند و هیچ "نهضت" گسترده ای – به همان سان که برای اکبر گنجی - نیز برای آزادی آنان راه نمی افتد، اما ناگهان اکبر گنجی که در همان دهه 60 خود به نوعی زندانبان بوده است، تبدیل به سمبل آزادی و دگراندیشی می شود؟ فراموش نکنیم که اکبر گنجی ها، عماد باقی ها، شمس الواعظین ها و ابراهیم نبوی ها و ... تنها بر اثر توهمات خویش نبود که در دهه 60 چماق در دست به سرکوب مجاهدین و مبارزین می پرداختند و مدافع سیستمی بودند که تمامی دست آوردهای مدرن بشری و انسانی را نفی می کرد. آنها منافع و امکاناتی را که زیر عنوان تشویق و پاداش دریافت می داشتند را نیز مزه می کردند. آنچه که باعث شد هزاران پاسدار و بسیجی سر از فرنگ در آورند و یا در همان داخل کشور به عنوان خانواده شهید و جانباز، صدها "دکترا" و مدرک و ... دریافت دارند، پاداش همان سرکوب هایی بود که آنان به نام "امام خمینی" و دفاع از "حریت" وی انجام می دادند. متاسفانه شرایط آن چنان پیش می رود که ما به زودی شاهد تایید "معصومیت" امام خمینی و بی گناهی وی – همچنان که درباره خانواده پهلوی مشاهده می کنیم – خواهیم بود. همچنان که بسیاری از همراهان و همکاران رژِیم، سعی دارند تا از مرتضی مطهری چهره ای "دموکرات" و آزادی خواه ترسیم کنند. همین آقای اکبر گنجی تا سال 1378، روح الله خمینی را – که آزادی ستیزی اش را تنها خواجه حافظ شیرازی نمی دانست چرا که در این قرن نمی زیست - بزرگ ترین تایید کننده آزادی می دانست! (2) و آقای عبدالکریم سروش که گنجی، باقی، سازگارا و بسیاری دیگر از مهره های ریز و درشت رژیم بر اثر تعالیم وی "دگراندیش" شدند، تا سال 1373 خمینی را "آفتاب دیروز و کیمیای امروز" ، "پیام آور عزت مسلمین" و "فقیه و ادیب و عارف" ی بی نظیر می پنداشت!(3) جان کلام اینکه؛ آقای گنجی – همچنان که دیگر زندانیان - می بایست آزاد شود. آقای گنجی سمبل رهایی و آزادی و مبارزات آزادی خواهانه مردم ایران نیست. او تنها "دگراندیش"ی است که پس از سال ها همراهی و مساعدت رژیم در ماندگاری اش، متوجه اشتباهات – اگر نگوییم خیانت های خود – شده است و اکنون در تقابل با این رژیم به سر می برد. آزادی و رهایی وی حق مسلم هر انسانی است که صرفا به خاطر دیدگاه های خود رنج می کشد. اما آقای گنجی نه سمبل زندانیان سیاسی است و نه یکی از رهبران اپوزیسیون. __________________________________________ 1) صحبت از حقوق زندانیان و مخالفان نیست که رژیم ها با صدها بهانه خود را در کشتار آنان محق جلوه دهند. صحبت از حق وکالت است که در همه جای جهان شناخته شده و از مصونیت برخوردار است. اما در رژیم آخوندها، حتی وکلا نیز برای دفاع از موکلین خود از مصونیت قضایی برخوردار نیستند! 2) آقای گنجی در تایید عشق امام! خمینی به آزادی، با به کارگیری بعضی از گفته های خمینی در سال های قبل از به حکومت رسیدنش، آن هم پس از مشاهده آن همه جنایت، در کتاب تلقی فاشیستی از دین و حکومت، چاپ نشر نو 1378، ص 49 و 50، زیر عنوان "تایید آزادی" چنین می آورد که؛ " در دیدگاهی کاملا مخالف آرای گذشته، به آرای امام خمینی درباره آزادی می نگریم. اولا: از نظر ایشان "زندگانی که در آن آزادی نباشد زندگانی نیست". ثانیا: "آزادی بهترین نعمتی است که خدا برای بشر قرار داده است". و در جای دیگر می فرمایند: "الآن شما بحمدالله آزادی که بهترین نعمت های الهی است به دست آوردید"، "آزادی، بزرگ ترین موهبت الهی است که الآن ملت ما از آن برخوردار است. امروز خدای تبارک و تعالی بر ما منت گذاشت و آزادی را نصیب ما کرد". ثالثا: "دولت اسلامی، یک دولت دموکراتیک به معنای واقعی است و برای همه اقلیت های مذهبی آزادی به طور کامل است و هر کسی می تواند اظهار عقیده خودش را بکند و اسلام جواب همه عقاید را به عهده دارد و دولت اسلامی تمام منطق ها را با منطق جواب خواهد داد". رابعا: "در اسلام دموکراسی مندرج است و مردم آزادند در اسلام، هم در بیان عقاید و هم در اعمال"، "در جمهوری اسلامی هر فردی از حق آزادی عقیده و بیان برخوردار خواهد بود" ، "آزادی بیان و قلم و عقیده برای همگان آزاد می باشد"، "ما آزادی بیان و برای گفتن و برای نوشتن می دهیم". خامسا: "حدود آزادی در اسلام آزادی به طور مطلق است مگر آنچه به حال ملت و کشور ضرر داشته باشد و موجب مفسده ای باشد"، "در یک رژیم اسلامی، آزادی ها صریح و کامل خواهد بود. تنها آزادی هایی به ملت داده نخواهد شد که بر خلاف مصلحت مردم باشد و به حیثیت فرد لطمه وارد سازد". سادسا: "تشخیص حدود آزادی؛ در جمهوری اسلامی جز در مواردی نادر که اسلام و حیثیت نظام در خطر باشد، آن هم با تشخیص موضوع از طرف کارشناسان دانا، هیچ کس نمی تواند رای خود را بر دیگری تحمیل کند و خدا آن روز را هم نیاورد"، اشکال بلکه تخطئه، برای رشد انسان ها یک هدیه الهی است". مصداق این همه آزادی دوستی را همه به خوبی می دانیم! اما اینکه چرا آقای اکبر گنجی از جملات آزادی ستیز خمینی در سال های قدرت و اعمال آزادی ستیزانه اش،یادی نمی کند، به نظر نگارنده نه از ساده لوحی و یا بی اطلاعی، بلکه برای تطهیر آن "امام راحل"، انجام گرفته است. 3) عبدالکریم سروش، قصه ارباب معرفت، موسسه فرهنگی صراط ، بهار 1373، ص 359 + مجله کیان، شماره 19، خرداد 1373، صفحه 2

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علي فياض:



[تاریخ ارسال: 24 Jul 2005]  [ارسال‌کننده: ن.ک]  [  ]  
با سلام به آقای ناظر و تشکر از کارشان . آقای فیاض به نکات مهمی اشاره کرده اند و از تبیین آنها خوب بر آمده اند . به نظر من تعویض چهره چماقداران بدنامی مثل نبوی و درخشان و گنجی ازعوارض بقا ناحق رژیم خمینی و از نتایج ضعف ها و اشتباهات مبارزین ماست . مدافع اصلی این چماقداران هم کشورهای بیگانه که مخالف آزادی و استقلال کشور ما هستند میباشند . قالب کردن این افراد بدنام و مشکوک در صفوف مبارزین واقعی و صادق زیان های زیادی برای جامعه ما دارد و باعث صلب اعتماد عمومی میگردد .متشکرم   

[تاریخ ارسال: 24 Jul 2005]  [ارسال‌کننده: فروغ آزادی]  [ forough_azadi@hotmail.com ]  
با تبریک به سایت دیدگاه و علی ناظر که این بخش (نظرسنجی) را هم راه اندازی کرده اند...
ضمن اینکه موافقت خودم را با نظرات آقای فیاض اعلام می کنم، ذکر این نکته را هم لازم می دانم که در حال حاضر دولت های غربی برای سرنگون نشدن جمهوری اسلامی و برای انقلاب مخملین خط امامی هایی مثل نبوی را به عنوان طنز نویس و موتلفه ای هایی مانند حسین درخشان را به عنوان وبلاگ نویس و ... به مردم قالب می کنند ولی متاسفانه به دلیل خلاء بزرگی که در بین اپوزیسیون مردمی به خاطر سرکوب و کشتار وسیع علیه آن ها به وجود آمده مقابله ای با این توطئه ها مشاهده نمی شود.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.