شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۲ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۳ مه ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

«مبارزه با تروريسم» ادعايى كاذب است!

بهرام رحماني

bamdadpress@telia.com پس‏ از حملات يازده سپتامبر 2001 به مركز تجارت جهانى و ساختمان وزارت دفاع آمريكا‌ (پنتاگون)، دولت بوش‏ رييس‏ جمهور آمريكا، «جنگ با تروريسم» را اعلام نمود. اكنون نيز بعد از گذشت چهار سال از اين وافعه هولناك و تكان‌دهنده، با اتكا به واقعيت‌هاى اقتصادى، سياسى، اجتماعى و نظامى به آسانى مى‌توان حدث زد كه جنگ با تروريسم، تاكنون جز راه انداختن لشكركشى و جنگ و اشغال نظامى افغانستان و عراق و تهديد «دولت‌هاى سركش» و هر چه بيش‏تر ناامن كردن جهان، دستاورد ديگرى نداشته است. داستان غريبى‌ست؛ چرا كه دولت ايالات متحده آمريكا، در حالى كه سردمدار تروريسم دولتى در سطح جهان است و پليس‏ مخفى آن، يعنى «سازمان سيا»، مستقم و غيرمستقيم در سازمان‌دهى بسيارى از كودتاهاى خونين در كشورهاى آمريكاى لاتين و قاره آفريقا و آسيا نفش‏ داشته است؛ سلاح‌هاى مرگ‌بار در اختيار دولت‌هاى طرفدار خود قرار مى‌دهد؛ نظاميان و پليس‏ مخفى‌هاى اكثريت دولت‌هاى ديكتاتورى جهان را آموزش‏ مى‌دهد؛ بيش‏ از پنج دهه است به دولت اسراييل كمك مى‌كند تا به طور شبانه روز به سركوب و كشتار و ترور مردم حق‌طلب فلسطين و اشغال نظامى اين كشور ادامه دهد و بسيارى از جريانات تروريستى اسلامى را از جمله »القاعده« را سازمان‌دهى و مسلح كرده است. علاوه بر اين‌ها دولت آمريكا، حتى قوانين بين‌المللى بورژوازى در سطح جهان را نيز رعايت نمى‌كند. ايالات متحده آمريكا، در سال 1986 به خاطر استفاده غيرقانونى از زور در دادگاه جهانى محكوم شد و متعاقب آن، قطع‌نامه شوراى امنيت را كه طى آن از ايالات متحده درخواست شده بود از قوانين بين‌المللى تبعيت كند، وتو كرد، چگونه چنين دولتى پرچم‌دار مبارزه با تروريسم است؟ آيا چنين دولتى مى‌تواند واقعا مدعى رهبرى مبارزه با تروريسم باشد؟! واقعيت‌ها و عملكردهاى سياسى‌_‌نظامى تاكنونى ايالات متحده نشان داده است كه به دنبال اهداف اقتصادى، سياسى و نظامى امپرياليستى خودش‏ است نه برانداختن تروريسم. در هفته‌هاى اخير مردم جهان، با حيرت و نگرانى از طريق راديو و تلويزيون‌ها در جريان بمب‌گذارى‌هاى هولناك و كشتن انسان‌هاى بى‌گناه از بريتانيا تا مصر قرار گرفتند. ديدن تصوير اجساد تكه‌تكه شده انسان‌ها در ميان لاشه اتوبوس‏ها و قطارها و هتل‌ها و اماكن توريستى، هولناك است. انفجارهاى نخست در بامداد پنج‌شنبه 7 ژوئيه 2005، شهر لندن را لرزاند. سه بمب در قطارهاى مترو لندن و بمب ديگرى در يك اتوبوس‏ دو طبقه مسافربرى شهرى منفجر شد كه در اثر آن، بيش‏ از 56 تن كشته و حدود 700 نفر زخمى شدند. همچنين 25 نفر ديگر نيز مفقودالاثر اعلام شدند. بمب‌گذارى در ايستگاه‌هاى متروى ليورپول استريت، كينگزكراس‏، اجور رود و اتوبوس‏ خط 30 كه در ميدان تاويستاك منفجر شد رعب و وحشت زيادى در جامعه بريتانيا به وجود آورد. اين انفجارها به حدى شديد و غيرمترقبه بود كه زندگى عادى را در پايتخت بريتانيا مختل كرد و فقط يكى از مراكز اورژانس‏ لندن، پاسخ‌گوى بيش‏ از 120 هزار تماس‏ در ارتباط با اين انفجارها بود. انفجار دوم در جزيره «قوش‏ آداسى» تركيه واقع در درياى اژه رخ داد. در انفجار روز شنبه 17 جولاى در يك مينى بوس‏، دست‌كم پنج كشته و 13 مجروح بر جاى گذاشت. شش‏ روز قبل نيز بمبى در شهر «چشمه»، منفجر شد كه در اثر آن حدود 20 نفر مجروح شدند. انفجارهاى سوم لندن را مى‌توان هشدار عاملان اين اعمال تروريستى تلقى كرد. به دنبال اين واقعه، اغلب خطوط متروى لندن، از فعاليت باز ايستاد. منابع پليس‏ اعلام كردند بمب‌هايى كه پنج‌شنبه 21 جولاى در لندن به صورت ناقص‏ منفجر شد از قدرت انفجارى مشابه بمب‌هايى برخوردار بودند كه 7 جولاى در شبكه مترو و اتوبوسرانى اين شهر منفجر شده بود. نيروهاى پليس‏ با شليك پنج گلوله به سوى يك فرد مظنون در ايستگاه «استاك ول» در جنوب شهر لندن او را از پا درآوردند كه بعد معلوم شد متوفى تروريست نبوده است. انفجارهاى چهارم در مصر، جان ده‌ها انسان‌ها را گرفت و ويرانى‌هايى در مراكز توريستى به بار آورد. بدنبال انفجارهاى پى‌در‌پى در شهر ساحلى شرم‌الشيخ مصر، 88 نفر جان خود را از دست دادند و صدها نفر ديگر نيز زخمى شدند. بنا به گزارش‏ آسوشيتدپرس‏ اين حملات كه يكى از شديدترين حملات تروريستى در مصر است، دو خودروى بمب‌گذارى شده كه به نظر مى‌رسيد عاملان حملات انتحارى آن‌ها را مى‌راندند درست سر ساعت 1.15 دقيقه صبح 24 جولاى، در حالى كه تنها 3 كيلومتر از يكديگر فاصله داشتند منفجر شدند. بمب سومى كه گفته مى‌شود داخل يك ساك جاسازى شده بود، كنار ساحل، جايى كه تروريست‌ها پياده‌روى مى‌كردند منفجر شد. براساس‏ همين گزارش‏، لابى هتل 176 اتاق خوابه باغ‌هاى غزال به ويرانه‌اى پوشيده از سيمان تبديل شد. بمب‌گذارى‌هاى سال قبل مادريد، اندونزى، پاكستان و غيره نيز همگى نشان‌دهنده اين واقعيت است كه تروريسم دولتى از يك‌سو و تروريسم شبكه‌هاى اسلامى و غيراسلامى از سوى ديگر امنيت مردم جهان را در معرض‏ خطر دايمى قرار داده‌اند. حقيقتا از روزى كه پاى نيروهاى اشغالگر و سركوبگر ايالات متحده آمريكا و متحدانش‏ به عراق رسيده، نه تنها حتى يك روز هم مردم اين كشور آب خوش‏ از گلويشان پايين نرفته است، بلكه تروريسم دستجات اسلامى در سطح جهانى نيز گستاخ‌تر و وحشى‌تر شده است. روزى نيست كه تروريسم دولتى و غيردولتى جان ده‌ها انسان بى‌گناه در اين كشور را نگيرد. تحقيقات در عراق نشان مى‌دهد كه وضعيت مردم نه تنها بهبود نيافته، بلكه روز‌به‌روز هم بدتر و ناامن‌تر مى‌گردد. براى مثال بنا به گزارش‏ يك نهاد بشردوست با نام «عراقيون»، از آغاز جنگ آمريكا در عراق در مارس‏ 2003 تاكنون، 128 هزار عراقى جانشان را از دست داده‌اند. اين گزارش‏ در سايت «ورلد پيس‏ هرالد» منتشر شده است و اين آمار شامل تمامى عراقى‌ها مى‌باشد كه در جريان جنگ دو سال گذشته كشته شده‌اند و اكثريت قربانيان را كودكان كم‌تر از 12 سال تشكيل مى‌دهند. تريبونال بين‌المللى عراق كه اخيرا در استانبول برگزار شد، «حنا ابراهيم» نويسنده و روزنامه‌نگار عراقى، در بخش‏ پايانى اين تريبونال، در مورد خشونتى كه بر زنان عراقى مى‌رود، شهادت داد. حنا ابراهيم مدير مركز فرهنگى زنان عراق بود كه اكنون در‌«Chair of Womens will» فعاليت مى‌كند و سردبير نشريه آن است. وى در ابتداى سخنانش‏ گفت: «... بوش‏ در يك سخنرانى كه در يك سازمان بين‌المللى در مورد حمله به عراق ايراد كرد گفت، آمريكا به عراق مى‌رود تا زنان عراق را آزاد كند. اما به خاطر زن بودن در فلوجه، در بغداد، و در ساير مناطق به شدت هزينه پرداخته‌ايم. نمونه‌ها هم در شهرها و هم در روستاها بسيار است. زنان قربانى بى‌دادگرى شده‌اند. زنان بسيارى تنها با يك گلوله كه به سرشان شليك شد كشته شدند. 72 زن بدين طريق طى 6 رز جنگ فلوجه به قتل رسيدند و تنها كارى كه كرده بودند اين بود كه در خانه را باز كردند و به آن‌ها شليك شد.« وى با تاكيد به فشارهاى اقتصادى، مذهبى و اجتماعى كه بر دوش‏ زنان سنگينى مى‌كند، افزود: »از همان روز كه اشغال در عراق آغاز شد، خشونت سيستماتيك عليه زنان و حقوق آنان نيز آغاز شد. زنان را ربودند، به آن‌ها تجاوز كردند و حتى آن‌ها را براى كار در شبكه‌(تن‌فروشى) به كشورهاى ديگر بردند. من با يكى از اين‌ها كه در دستجاتى است كه زنان را مى‌برند صحبت كردم. او به من گفت اگر يك زن باكره نباشد، بهاى او بيش‏ از 2000 تا 3000 دلار نيست، ولى اگر باكره باشد ارزشش‏ بسيار بيش‏تر است. اگر زنى سالم باشد و بتوان ارگان‌هاى بدن او را فروخت بهايش‏ مى‌تواند تا 10000 دلار بالا برود، در حالى كه در خود عراق اين‌ها ارزشى ندارند. آن وقت اين نوع جنايات در مورد زنان به طور روزانه توسط سازمان مافيايى و منسجم انجام مى‌شود. اين چيزها قبل از اشغال در عراق وجود نداشت... در رسوايى ابوغريب، شما شاهد بوديد شناعت صحنه‌ها از هر مرزى فراتر رفت. من مى‌خواهم اين‌جا دوباره سئوالى را مطرح كنم كه بسيارى از شما هم قبلا آن را پرسيده‌ايد: چرا زنان بازداشتى را لخت نگاه مى‌داشتند؟ چرا آن‌ها را وادار مى‌كردند در مقابل زندانيان مرد لخت راه بروند؟ و چرا مردان لخت را وادار مى‌كردند به سلول‌هايى بروند كه در آن‌ها زنان زندانى را لخت نگاه مى‌داشتند. ما همه اين‌ها را مستند كرده‌ايم. اتحاديه پزشكان اسناد را بر مبناى عكس‏هايى كه خود آمريكايى‌ها گرفته‌اند جمع‌آورى كرده است...» وى در پايان به مسئله بيكارى در عراق اشاره كرد و گفت: «امنيت اقتصادى براى خانواده‌ها صفر است. مى‌توانم ارقام بيكارى را بر مبناى گزارش‏ يك سازمان بين‌المللى بدهم. بيكارى 72 درصد است كه درمورد زنان به 90 درصد مى‌رسد. به همين ترتيب مشاركت زنان در فعاليت اجتماعى به شدت كاسته شده است. زنان تنها در كارهاى خانگى فعاليت دارند، مثل خدمت‌كار خانه، تميز كردن، كارهاى پست و براى اين كارها مزد بسيار پايينى مى‌گيرند. فحشاء افزايش‏ يافته و زنان و كودكان گدا زياد شده‌اند...» در افغانستان نيز هنوز امنيت برقرار نشده است. بنا به اعلام سخنگوى صندوق حمايت از كودكان سازمان ملل "يونيسف" در افغانستان، روزانه 770 كودك زير 5 سال به دليل فقر، نبودن تغذيه مناسب، كمبود آب آشاميدنى، امكانات بهداشتى و درمانى در اين كشور جان خود را از دست مى‌دهند. براساس‏ همين گزارش‏، وضعيت زنان نيز به علت فقر مالى و كمبود امكانات معيشتى و و بهداشتى بسيار وخيم است. همچنين روزانه 70 زن در حال زايمان، جان خود را از دست مى‌دهند. بدين ترتيب، پس‏ از يازده سپتامبر 2001، ادعاهاى دولت ايالات متحده آمريكا و متحدانش‏ مبنى بر «جنگ عليه تروريسم» نه تنها نتوانسته تروريسم را مهار كند، بلكه با اشغال نظامى افغانستان و عراق نيز عملا به تروريسم بين‌المللى كمك كرده است. چرا كه بسيارى از دولت‌هاى جهان مستقيم و غيرمستقيم آن‌چنان مشغول معاملات افتصادى، سياسى و نظامى با ديكتاتورترين حكومت‌ها جهان هستند كه جنايات آن‌ها عليه بشريت برايشان كم‌ترين اهميتى ندارد. براى مثال دولت نژادپرست اسرائيل اين همه جنايت در فلسطين مى‌كند و يا اين كه جمهورى اسلامى به عنوان يك رژيم تروريست كه صدها پرونده تروريستى نيز در آرشيوهاى پليس‏ مخفى جهان دارد، ده‌ها هزار انسان را اعدام كرده است كه حتى از اعدام نوجوانان نيز ابايى ندارد، با اين وجود جمهورى اسلامى، يكى از مهم‌ترين شركاى اقتصادى دولت‌هايى نظير سوئد، فرانسه، انگلستان، آلمان و غيره است. بنابراين سيستم سرمايه‌دارى جهانى و در راس‏ همه دولت آمريكا، عامل اصلى فقر و فلاكت و استثمار و سركوب و كشتار و ترور در سطح جهان است و هيچ مبارزه جدى نيز توسط دولت‌هاى به اصطلاح دمكراتيك عليه رژيم‌هاى ديكتاتور سركوبگر و دار و دسته‌هاى تروريستى اسلامى و مافيايى ضدانسان صورت نمى‌گيرد. دولت‌هاى به اصطلاح دمكراتيك جهان، به ياد جانباختگان ترورهاى لندن دقايقى سكوت كردند، بسيار خوب است، اما پرسيدنى‌ست آيا همين دولت‌ها تاكنون چرا يك بار هم براى جانباختگان ده‌ها هزار از مردم عراق و افغانستان كه بيش‏ترين آن‌ها هم زنان و كودكان و مردم عادى بيگناه هستند، يك دقيقه سكوت اعلام نكرده‌اند؟ اين تبعيض‏ آشكار از كجا و از چه سياستى نشات مى‌گيرد؟! مسلم است كه دولت‌هاى امپرياليستى و در راس‏ همه دولت ايالات متحده آمريكا، با جنگ و خشونت و استثمار وحشيانه‌اى كه در سطح جهان راه انداخته‌اند، عامل اصلى همه مصائب و بدبختى و فلاكت‌هاى اقتصادى، سياسى، اجتماعى بر عليه بشريت هستند. تروريست‌هاى وحشى اسلامى، در قطارها و اتوبوس‏ها و اماكن عمومى و توريستى بمب منفجر مى‌كنند، متاثر از همين سياست‌هاى سيستم سرمايه‌دارى‌اند. از اين‌رو، ادعاهاى دولت‌هاى سرمايه‌دارى و در راس‏ همه امپرياليسم آمريكا در «مبارزه با تروريسم» ادعايى غيرواقعى و كاذب است. چرا كه خود اين دولت‌ها مستقيم و غيرمستقيم عامل اصلى ناامنى و نابرابرى و جنگ و خشونت و رعب و وحشت و ترور در جوامع بشرى هستند. قطعا هيچ فرد و جريان آزادى‌خواه و انسان‌دوستى نمى‌تواند مهر تاييدى بر اعمال دولتى، غيردولتى، اسلامى و غيراسلامى تروريستى بگذارد. اين عمليات تروريستى و كشتار مردم بى‌دفاع و بيگناه از سوى هر جريانى صورت گرفته باشد كارى غيرانسانى و وحشيانه است و بايد سريعا محكوم گردد. بر اين اساس‏، افكار عمومى بين‌المللى اين سئوال را از رسانه‌هاى گروهى و دولت‌هاى به اصطلاح دمكراتيك و مدافع حقوق بشر، دارد كه چرا در رابطه با كشتارهاى روزانه در عراق و افغانستان و نابودى مردم اين كشورها عكس‏العملل مناسب از خود نشان نمى‌دهند؟! اين جهان وارونه و سركوب و كشتار و رعب و وحشت و ترور دولتى و غيردولتى شايسته هيچ جامعه‌اى نيست. بنابراين جامعه جهانى، همه نيروهاى برابرى‌طلب و آزادى‌خواه و كمونيست در پيشاپيش‏ همه طبقه كارگر آگاه و متشكل مى‌تواند جلو اين همه وحشيگرى بورژوازى را بگيرد و جهان ديگرى بسازد كه درخور و شايسته انسان باشد. جهانى كه در آن همه انسان‌ها بدون در نظر گرفتن مليت، جنيست، مذهب و عقايد سياسى آزاد و برابر باشند و هيچ انسانى بر انسان ديگر برتر شمرده نشود. جهانى كه در آن استثمار انسان از انسان از بين برود. جهانى كه عميقا با جنگ و خشونت و ديكتاتورى، زندان و زندانى سياسى، شكنجه و اعدام و ترور مخالف است. بنابراين براى ساختن چنين جامعه‌اى بايد هر كس‏ و هر جريانى نسبت به توان و ظرفيت و جايگاهى كه دارد گام‌هاى نظرى و عملى موثر و هدف‌مندى بردارد. يكم اوت 2005

منبع: جهان امروز شماره 154




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.