شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۲ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۴ اوت ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

اكبر گنجى قهرمان و رهبريا عنصر جمهورى اسلامى؟!

بهرام رحماني

bamdadpress@telia.com معصومه شفيعى، همسر اكبر گنجى تاييد كرد كه گنجى به اعتصاب غذاى خود پايان داده است. وى در مصاحبه با راديو فردا گفت: «ما تا ديشب آقاى گنجى را نديده بوديم، در محل بيمارستان ملاقاتى داشتيم به اتفاق خانواده. وضعيت ايشان را به آخرين بارى كه ديديم تقريبا بهتر بود و ايشان گفتند كه مدت سه هفته در آى‌سى‌يو بودند و در اين مدت برخى مسئولان با آقاى گنجى گفتگوهايى كردند و توافق‌هايى بين او و آن‌ها صورت گرفته در نهايت آقاى گنجى قبول كردند كه از رژيم غذايى كه پزشكان تجويز مى‌كنند استفاده كنند... در هر صورت ايشان هم‌اكنون تحت درمان پزشكان‌اند و آنچه كه مى‌گفتند برخى مسئولان كه با ايشان مذاكراتى داشتند، قول‌هايى به ايشان دادند كه ايشان اطمينانش‏ جلب شده كه تا چند روز آينده انشاالله مساله‌اش‏ حل مى‌شود.»(سه‌شنبه 1 شهريور 84( گنجى براى انتقال به بيمارستان و درخواست مرخصى، دست به اعتصاب غذا زده بود، اكنون كه او به اعتصاب غذاى خود پايان داده و از مرگ احتمالى نجات يافته، جاى خوشحالى است. كاش‏ امكاناتى كه گنجى در زندان در اختيارش‏ بوده است، همه زندانيان سياسى در سراسر ايران نيز از آن امكانات برخوردار بودند. در مدتى كه گنجى، دست به اعتصاب غذا زده بوده، از جناح دوم خرداد رژيم، طيف توده‌اى‌_‌اكثريتى و جمهورى‌خواهان در خارج كشور تا جرج بوش‏ رييس‏ جمهور آمريكا و راديو فردا، تبليغات سيستماتيك خود را حول اعتصاب غذاى گنجى گذاشتند، انگارى مهم‌ترين معضل جامعه ايران گنجى است. در اين ميان هم آقاى گنجى با نوشتن نامه‌هايى به به ياران قبلى خود مانند سروش‏، منتظرى، حجاريان و غيره با مهارت و زرنگى سياسى تلاش‏ كرد، وحشى‌گرى‌ها و سركوب و كشتار و به فلاكت نشاندن اكثريت جامعه توسط يك رژيم مخوف را در شخص‏ خامنه‌اى خلاصه كند، بدون اين كه حتا كلمه‌اى از عملكردهاى وحشيانه و غيرانسانى كل حاكميت در دوران رهبرى خمينى اشاه‌اى داشته باشد. البته اگر گنجى و يا همكارانش‏ عملكردهاى رژيم جمهورى اسلامى را از آغاز تاكنون مورد نقد قرار دهند، پاى خودشان نيز به ميان كشيده مى‌شود. گنجى، آشكارا تاريخ را تحريف مى‌كند تا تاريخ دل‌خواه خود را به جامعه معرفى كند. بنابراين از نظر گنجى، اين فقط خامنه‌اى است كه جامعه ايران را به اين روز انداخته بايد برود، نه كليه رژيم جمهورى اسلامى. در حالى كه چنين مسئله‌اى واقعيت نداشته و خامنه‌اى هم به عنوان يكى از سردمداران جمهورى اسلامى، در همه جنايات اين رژيم سهيم است، از اين‌رو از نكته نظر اكثريت جامعه ايران، بايد كليت رژيم جمهورى اسلامى برود. گنجى، كه در اوايل انقلاب محافظ شخصى خمينى بود و در تشكيل سپاه پاسداران نيز شركت فعال داشت، در جناح‌بندى‌هاى درون رژيم در جناح دوم خرداد قرار گرفت. او، نه به عنوان مخالف رژيم جمهورى اسلامى، بلكه در كشمكش‏ و رقابت جناح‌هاى دورن رژيم دستگير و زندانى شده است. در اين كه چرا برخى جريانات فقط خواهان آزادى گنجى هستند، انتقادى نيست، بلكه انتقاد به اين جريانات از اين زاويه است كه چرا براى آزادى زندانيان ديگر چنين تلاشى به خرج نمى‌دهند؟ چرا از گنجى، يك قهرمان و رهبر مى‌سازند؟ مسلما بخش‏ آگاه جامعه ايران، به هيچ فرد و جريانى اجازه نخواهد داد كه افراد و جرياناتى كه در تاسيس‏ ارگان‌هاى سركوب رژيم مانند سپاه پاسداران و بسيج و اطلاعات و غيره نقش‏ داشتند، در سركوب و كشتار كارگران، زنان، دانش‏جويان، انحلال سازمان‌هاى سياسى و تعقيب و اعدام اعضا و هواداران آن‌ها، بستن دانشگاه‌ها و پاكسازى دانش‏جويان و استادان چپ و سكولار، كشتار مردم خوزستان، تركمن‌صحرا، كردستان، كشتارهاى زندانيان سياسى در سال‌هاى 60 تا 63 و تابستان 67 و غيره نقش‏ سازمانده و هدايتگر داشتند، تبرئه كند. براى دفاع از حرمت و موجوديت انسان و آزادى‌هايش‏ بايد روزى چنين افرادى در دادگاه‌هاى عادلانه محاكمه شوند. كارى كه در دادگاه نورنبرگ با فاشيست‌هاى آلمان شد و يا اين كه در شيلى با پينوشه و غيره. گنجى نيز به دليل محافظ خمينى و يكى از بنيان‌گذاران سپاه پاسداران مخوف دست‌كم در سركوب‌ها و جنايات سال‌هاى اوايل انقلاب نقش‏ فعالى داشت. بنابراين زندانى شدن امروز گنجى نمى‌تواند توجيه‌گر اعمال ديروز او باشد. على كشتگر چهره شناخته شده طيف توده‌اى‌_‌اكثريتى، در مقاله‌اى تحت عنوان «قتل قهرمان در بيمارستان ميلاد»، نوشت: «... از اين‌رو گنجى امروز به يك سرمايه ملى بى‌همتا و ضرورى براى وحدت و هماهنگى جنبش‏ ملى آزادى‌خواهان ايران تبديل شده است. ترديد نكنيد كه جنبش‏ آزادى‌خوهانه ايران بيش‏ از هر زمان به اكبر گنجى زنده، انديشمند و شجاع نياز دارد و خودكامگان بيش‏ از هر زمان آرزوى خاموشى گنجى را به سر دارند... خامنه‌اى مى‌خواهد با خاموش‏ كردن گنجى وجدان جامعه را خاموش‏ كند. خامنه‌اى مى‌خواهد با قتل گنجى رسم آزادگى را از ايران زمين براندازد...» خواننده آگاه به وضعيت سياسى و اجتماعى ايران، اين سئوال را از كشتگر مى‌كند: آيا وجدان جامعه ايران، گنجى‌ها، حجاريان‌ها، خاتمى‌ها و غيره هستند كه در اين 27 سال، نه تنها اين آقايان هيچ‌گونه نقشى در جنايات جمهورى اسلامى عليه بشريت نداشتند، بلكه در صف مقدم مبارزه آزادى‌خواهى بودند؟ حسن باقرزاده، كه نقش‏ رابطه بين جمهورى‌خواهان و سلطنت‌طلبان را ايفا مى‌كند، در مطلبى تحت عنوان «گنجى به عنوان نماد رهبرى جنبش‏ دمكراتيك ايران»، با شور و شوق نوشت: «... براى اولين بار يك زندانى سياسى ايران مورد توجه بالاترين نهادهاى سياسى جهان و از جمله كاخ سفيد و سازمان ملل قرار گرفت. اكنون گنجى در حد يك ساخاروف ايران شناخته شده است و پس‏ از شيرين عبادى دومين ايرانى است كه در محافل سياسى و حقوق بشرى ايرانيان شناخته شده، گنجى نيز اكنون به عنوان نماد مبارزات سياسى دمكراتيك ايران مطرح شده است... ماراتون مرگ او و طرح شعار «خامنه‌اى بايد برود» از سوى او درست در هنگامى مطرح شد كه شكست جنبش‏ اصلاح‌طلبى و يك‌پارچه شدن حكومت تحت سلطه خامنه‌اى مى‌رفت تا خاكستر مرگ بر فضاى سياسى ايران بپاشاند. اين حركت و شعار زمانى مطرح مى‌شود كه خاتمى از صحنه سياسى محو شده است، نظريه‌هاى سعيد حجاريان بر باد رفته است و حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى به »گروهك« تبديل شده‌اند، اكنون، ما، همه نگاه‌ها به سوى گنجى متوجه شده است.» مى‌بينيم كه براى امثال باقرزاده‌ها، ابدا مطرح نيست كه روزانه كارگران دست به اعتصاب و اعتراض‏ مى‌زنند. مردم كردستان، در يك خيزش‏ جديد جان تازه‌اى را در رگ‌هاى همه آزادى‌خواهان، مبارزان و مخالفان سرسخت كليت رژيم جمهورى اسلامى دميد و با يك اعتصاب عمومى تاريخى تاريخى از خامنه‌اى تا محمود احمدى‌نژاد و كل سيستم جنايت‌كار جمهورى اسلامى را در شوك و نگرانى فرو برد. در اين مبارزات بيش‏ از 25 نفر از مردم انقلابى كردستان، توسط نيروهاى سركوبگر جمهورى اسلامى جان باختند و صدها نفر زخمى گرديدند. بيش‏ از 1000 نفر نيز دستگير و در سياه‌چال‌هاى جمهورى اسلامى قرار داده شدند، چرا اين آقايان هيچ عكس‏العملى از خود نشان ندادند؟ چرا اين‌ها خواهان آزادى دستگيرشدگان اخير كردستان نشدند؟ در چنين وضعيتى چرا امثال باقرزاده‌ها و كشتگرها، خاك به چشم جامعه مى‌پاشند و سعى در چرخاندن افكار عمومى جامعه به سوى گنجى را دارند و او را به طور غيرواقعى به عنوان «رهبر چنبش‏ دمكراتيك» و يا «سرمايه ملى» و... معرفى مى‌كنند؟! كشتگرها و باقرزاده‌ها و طيف «توده‌اى‌_‌اكثريتى»، «ملى‌_‌مذهبى»، «انواع و اقسام جمهورى‌خواهان»، «سلطنت‌طلبان» و غيره كه همواره چشم اميدشان را به جناحى از حاكميت دوخته و يا به دخالت خارجى دل بسته‌اند، همواره به دنبال شاه و شيخ و قهرمان‌هاى دست‌ساز هستند، اما از شانس‏ بد اين‌ها در اين دوره از تاريخ ايران، سطح رشد و آگاهى اكثريت سازندگان و توليدگنندگان جامعه ايران، يعنى كارگران، زنان، جوانان و دانش‏جويان و مردم محروم و تحت ستم، به آن درجه ارتقا يافته است كه تمام طرح‌ها و نقشه‌هاى غيرانسانى كليت رژيم جمهورى اسلامى و كل بورژوازى ايران از حاكميت تا اپوزيسون را نقش‏ بر آب كنند و با سرنگونى رژيم سرمايه‌دارى جمهورى اسلامى، سرنوشت خودشان را مستقيما به دست خويش‏ رقم بزنند. همچنين به هيچ فرد و جريانى اجازه ندهند با سرنوشت آن‌ها و جامعه‌شان بازى كنند. بنابراين به لحاظ سياسى، اين طيف و شخصيت‌هايش‏ آن‌قدر ورشكسته هستند كه همواره به دنبال رهبران ساختگى مى‌گردند و يا چشم خود را به دست جناحى از رژيم مى‌دوزند. فراموش‏ نكنيم كه زندان‌هاى بى‌شمار رژيم جمهورى اسلامى، پر از مبارزان و آزادى‌خواهانى است كه براى آزادى همه آن‌ها نه تنها بايد تلاش‏ بى‌وقفه كرد، بلكه براى لغو هر گونه شكنجه روحى و جسمى و اعدام نيز بى‌وقفه مبارزه كرد. از اين‌رو چهره درست كردن از يك عنصر شناخته شده جمهورى اسلامى، بسيار سئوال‌برانگيز است. ما كارگران، كمونيست‌ها، آزادى‌خواهان و برابرى‌طلبان، يك‌بار ديگر با صداى بلند اعلام مى‌كنيم: همه زندانيان سياسى و از جمله افرادى مانند گنجى‌ها هر چه سريع‌تر آزاد شوند. شكنجه و اعدام لغو گردد. همه اقشار معترض‏ جامعه آزادى تشكل، بيان و قلم و اعتصاب و تجمع داشته باشد. نهايتا رژيم سرمايه‌دارى جمهورى اسلامى، با يك انقلاب اجتماعى سرنگون گردد تا همه استثمار‌شوندگان و ستم‌ديدگان و محرومان جامعه ايران بتوانند بر سرنوشت خويش‏ حاكم گردند و از طريق شوراها و ديگر تشكل‌هايشان جامعه نوينى بسازند كه در آن نه تنها كسى استثمار نشود، بلكه همه شهروندان بدون در نظر گرفتن مليت، جنسيت و باورهايشان از حقوق يكسان و برابرى برخوردار باشند؛ به فقر و جهل و جنايت و شكنجه و اعدام خاتمه داده شود؛ به طور كلى زندان‌هاى سياسى برچيده شوند و هيچ انسانى نيز به خاطر باورها و بيان عقايدش‏ و فعاليت‌هاى سياسى و اجتماعى‌اش‏ زندانى نشود. 30 اوت 2005

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



[تاریخ ارسال: 03 Sep 2005]  [ارسال‌کننده:  فرشاد]  [  ]  
رطب خورده منع رطب چون كند،
آقاي بهرام رحماني در مطلب خود تاكيد دارد كه:
«گنجى، آشكارا تاريخ را تحريف مى‌كند تا تاريخ دل‌خواه خود را به جامعه معرفى كند. بنابراين از نظر گنجى، اين فقط خامنه‌اى است كه جامعه ايران را به اين روز انداخته بايد برود، نه كليه رژيم جمهورى اسلامى». در حالي كه اولا گنجي خواهان تغيير رژيم از طريق مسالمت آميز است و اين تغيير راهم تنها خارج از اين قانون اساسي ممكن مي داند و اين را بار ها تاكيد كرده است از جمله در نامه به سروش. ديگر اين كه در رژيم ولايت فقيه خامنه اي بايد برود، مثل «شاه بايد برود»، به معني رفتن كل رژيم است، هم چنان كه در زمان شاه بود و نه بمعني انتخاب و جايگزين شده ولي فقيه ديگر. از اين گذشته آقاي رحماني آشكار دست به تحريف ديگري زده و آن اين كه همه كساني را كه از ديد حقوق بشري و كوبيدن رژيم از گنجي حمايت كردند، با علي كشتگر و اقاي باقرزاده در يك گروه قرار داده اند. در حالي كه چنين نيست، ديگر اين كه اهميت گنجي به خاطر موقعيت اجتماعي - سياسي او به عنوان يكي از كار گزاران سابق رژيم كه به افشاگري مسائل پشت پرده قتلهاي زنجيره يي پرداخت بوده است. روزانه هزاران نفر در كشورهاي مختلف دنيا به مرگ طبيعي يا در حوادث ميميرند، اما اگر چه ارزش جان همه انسانها، برابر است، در راديو و تلويزيون و مطبوعات همه جاي دنيا تنها در مورد درگذشت افرادي كه داراي نقش اجتماعي، فرهنگي علمي يا سياسي بوده اند، مطالبي در زندگينامه يا بزرگ داشت آنها نوشته مي شود. بنابراين اهميت مساله گنجي هم در همين زمينه بود. دفاع از حقوق شهروندي پايمال شده گنجي به معني فراموش كردن ديگران نبود، بلكه براي نشان دادن گستردگي دامنه نقض حقوق شهروندان توسط رژيم بود. ديگر اين كه نقد گذشته گنجي كه را در حال حاضر جز سركوب شدگان رژيم است، اصل قرار دادن، به بيراهه رفتن است. گنجي به خاطر مواضعي كه در قتلهاي زنجيره يي گرفت شايسته برخورداري از تخفيت و بخشش در مورد هر دادگاهي است كه با رعايت اصول حقوق بشر و براي يك دادرسي عادلانه تشكيل شود. آدمها در زندگي تغيير مي كنند اين تغيير هم مي تواند جهت صعودي و انساني داشته باشد هم جهت قهقرايي. نمونه ها كم نيستند.
  

[تاریخ ارسال: 03 Sep 2005]  [ارسال‌کننده: ناهید رکسان]  [  ]  
اکبر گنجی مامور اطلاعاتی حاکمیت مزدور ایران است. هیاهویی که مزدوران داخلی و حامیان استعمار گر حاکمیت ایران برای زندانی شدن اکبر گنجی به راه انداختند تا از او قهرمان جدیدی برای ملت ایران بسازند،‌ برای پنهان داشتن جنایاتی بود که زندانیان سیاسی ایران متحمل می شوند. زندانیان سیاسی ایران قربانی هیاهوی گنجی شدند. از برکت این جنجال «به جهانیان ثابت شد که زندانی سیاسی در ایران گنجی است و حفظ حقوق او نشانگر حفظ حقوق زندانی سیاسی در ایران است». در این مهم موفقیت هم با حاکمیت بود، امروز همه از گنجی به عنوان «زندانی سیاسی» نام می برند. فراموش نکنیم هر که به زندان میرود، زندانی سیاسی نیست. گنجی عامل تبلیغات حاکمیت منفور ایران است. گنجی زندانی سیاسی نیست.   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.