شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲۷ مهر ۱۳۹۷ - ۱۹ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

آفرینش بشر از دید یک آیت الله مرجع تقلید در حدود نود سال پیش

گلمراد مرادي

 

قصد ازنوشتن این مطلب، فقط و فقط یک یادآوری تاریخی است، برای آن دسته از انسانها که قلب پاکی دارند و چشم بسته همه چیز را در زندگی اجتماعی، با اعتماد بدیگران، می پذیرند. لازم به یاد آوری است، آن هموطنانی که کم و بیش مطالعه تاریخی دارند و باجریان و عواقب انقلاب مشروطه در ایران سالهای 1905 تا 1912، آشنا هستند، نامهای معروف برخی از روحانیون شیعه وسنی، البته در جهت مخالف باانقلاب مشروطه، مانند: شیخ فضل الله نوری وشیخ محمد مردوخ کردستانی که آنها واژه مشروعه را در مقابل مشروطه علم کرده بودند، خوب به خاطر دارند. اینها کسانی بودند که استبداد محمد علی شاه قاجار را تأیید می کردند. ولی پای بند به اصول دین مبین اسلام بودند و درزمان خود امام جمعه و مرجع تقلید و دارای پیروان فراوان. برای مثال در آن زمان، یعنی حدودا 90 سال پیش تعدادی بیش از سیصد هزار نفر از مسلمانان سنی مذهب کرد، پیرو آیت الله محمد مردوخ کردستانی بودند. این مردمان پاک دل و معتقد، حتا بدون اجازه ایشان چه بسا، لب به آب هم نمی زدند. این موقعیت اجتماعی و روحانی آیت الله شیخ محمد مردوخ کردستانی بود. حالا ما از موضع سیاسی ایشان که بسیار ارتجاعی و استبداد خواه و از دوستان و هم پیمانان مهم شیخ فضل الله نوری معروف بود و فکر می کرد، "جامعه زمان او برای دمکراسی رشد نکرده است"(1)، چشم پوشی میکنیم. ولی به مقام علمی ایشان درآن زمان ارج می نهیم. زیرا ایشان واقعیتی را در دوره ای از خفقان و نیمه تاریک، مطرح و در کتاب معروف خود زیر نام "تاریخ کرد وکردستان و (توابع)"، بزبان ساده آورده اند که اگر نوشته هایش در آن دوره خواننده زیاد می داشت و ایشان در میان مردم ساده و معتقد و بی خبر از جهان پیرامون بیش از حد، محبوب نمی بودند، دیگر روحانیون و متعصبین مذهبی به احتمال قوی، فتوا به قتلش می دادند و همانند حسین بن منصور حلاج (قرن سوم و چهارم هجری قمری) زنده زنده پوستش را می کندند. و بدون شک اگر تا به امروز نیز زنده می بود، سرنوشتی بهتر ازحلاج و نسیمی نمی توانست، داشته باشد.

در اینجا میخواهم دقیق تعریفی که ایشان از پیدایش و آفرینش انسان به دست داده اند و بدون اغراق 180 درجه در تضاد با نوشته های کتب مقدس قرار دارد، از روی چاپ سوم همین کتاب ذکر شده از صفحات 6 تا 8، جلد اول، سال 1351 خورشیدی برای خوانندگان عزیز و علاقمندان پیاده نمایم. امیدوارم  این مطالب، معتقدین ساده پذیر را کمی عمیق تر به فکر کردن وا دارد.

 

"(بند دوم در آفرینش بشر)

بشر از کجا پیدا شده - ؟ بهیچوجه تردید نیست در اینکه عموم جانداران زمین از خود زمین بوجود آمده اند. واز جای دیگری یا کره ی دیگر باینجا نیامده اند. سابقا که زمین گرمتر بوده، و قوه ی نامیه ی آن بیشتر و سریعتر بوده است، حیوانات درشت وگنده را تولید کرده است. ازقبیل ماموت، فیل، شتر، اسپ، گاو، کرگدن، الاغ – و از پرندگان شترمرغ، میش مرغ، کرکس، عقاب، باز و امثال آن ... بعد که زمین کمی سرد تر شده، حیوانات کوچکتر را تولید نموده است. از قبیل شیر، پلنگ، خرس، میمون، انسان، گوسفند، بز – و از پرندگان کبک، تیهو، مرغ، کبوتر، شاهین و امثال آن ..... حالا که مقداری درجه ی سردی زمین بالا رفته: یعنی حرارت آن کم شده است، می بینیم که حیوانات کوچکتر تولید میکند – از قبیل مار، موش، مامولک، بزمجه، قورباغه – (وزع) لاک پشت، عقرب، ملخ، مگس، عنکبوت، پشه و امثال آن. راجع بانسان، تورات وقرآن مصرح اند باینکه اولین اصل این نسل که (آدم) میگویند، از زمین تولید شده. خواه این تولید یکمرتبه و دریک محل بوده باشد. (چنانکه اهل ادیان بآن قایل اند). یامکرر و درنقاط مختلفه (چنان که علمای علم تکوین و نژادشناسی براین عقیده اند) – درهرحال بالاتفاق بشر از زمین متکون شده و از جای دیگر باینجا نیامده است. عقیده پارسیان قدیم و پیشینیان کرد که میگویند تعیین آدم اول محال است، مبنی بر تسلسل و بی آغاز بودن نسل و نژاد است، که میگویند همیشه تخم از مرغ و مرغ از تخم – هسته از درخت و درخت از هسته درست میشود – ولی ما میگوئیم که درست شدن مرغ از تخم و درخت از هسته جای انکار نیست. اما این را هم نمیتوان انکار کرد – که تخم تمام حیوانات و نباتات در زمین موجود و نهفته اند. و نیز میدانیم که تمام تخمها (چه نباتی و چه حیوانی) همه مرکب اند و از عناصر مختلفه ترکیب یافته اند. ترکیب هم جای انکار نیست که دلیل برحدوث است چه ترکیب باقدمت و بی آغاز بودن منافات دارد –  زیرا بساط مقدم بر ترکیب است – پس نتیجه میگیریم که تمام حیوانات ونباتات وموالید موجود همه حادث اند، و از زمین سربر آورده اند، و همه آغاز دارند. یعنی برای وجود تخم و هسته، وجود مرغ و درخت شرط نیست و کره ی خاک کافی است. برای اینکه بدانیم که حیوان، نباتات، چگونه از زمین درست میشوند، یک قطعه زمین بائر خشک و خالی از هر گونه جانور و نبات را شخم و شیار مینمائیم. سپس آبیاری میکنیم، پس از مدتی می بینیم که انواع علفها و گلها، اقسام جانورهای ساخت امروزه از قبیل لاک پشت، مار، موش، کارتنک و امثال آن .. چه نره چه ماده در آن قطعه زمین بائر پیدا می شود. در صورتیکه نه تخم علفی را در آن زمین کاشته بودیم و نه نطفه حیوانی را درآنجا گذاشته بودیم. فقط زمین راسست و متخلخل نمودیم که روشنائی و گرمی آفتاب و هوا و آب بتوانند سهل و آسان در ذرات آن نفوذ نمایند، و عمل شیمیاوی را بجریان بیندازند که در اینجا هسته ها (مواد حیه) که دست طبیعت در آن تیکه زمین ودیعه نهاده، به جنبش و حرکت در آمده کم کم نشو و نما می نمایند و مراتب ارتقائی خودرا طی میکنند. و یا اینکه کهریزی را میکنیم (حفر می کنیم) و در جلو آن استخر کم عمقی را قرار میدهیم. پس از مدتی که (نور) و (حرارت) آفتاب بر آن بتابد، میبینیم که هر گونه جانداران آبی (نر و ماده) از قبیل قورباقه، لاک پشت، خرچنگ، ماهی و امثال آن ... پیدا و پدیدار میشوند. و اقسام علفها هم در آن نمودار میگردند. در صورتیکه تخم هیچ یک از آن جانداران، یا علفها را در آن کهریز یا در آن استخر نریخته بودیم. و بر این قیاس ... . ازاینگونه امثله و شواهد را بسیار درنظر داریم، برای اینکه مقدار کتاب ازاندازه ای که در نظر داریم تجاوز نکند، بهمین دو مثال اکتفاء مینمائیم. از دو مثال مذکور روشن و مکشوف میشود که کره ی (زمین) کره ی (جان) و (تخم) است".(قابل ذکر است که همه نقطه چینهای فوق از خود آیت الله مردوخ است).

به نظر نگارنده این سطور، مطالب فوق نیاز به هیج تفسیری ندارد. شک و تردید هم در آن نیست که مؤلف "حضرت آیت الله شیخ محمد مردوخ کردستانی" (نام و لقب عینا از کتاب برگرفته شده) یک شخصیت عالم دینی و اسلام شناس و  آگاه در امور دینی بوده و با محتوای قرآن مجید نیز کاملا آشنائی داشته است. ایشان بخوبی می دانسته اند که داستان پیدایش جهان و انسان در تورات که مورد قبول اسلام نیز هست، کاملا با این شرح تقریبا علمی فوق در تضاد می باشد. اما با این وصف ایشان با صراحت می گویند: "که پیشینیان (ما) میگویند: همیشه تخم از مرغ و مرغ از تخم – هسته از درخت و درخت از هسته درست میشود – ولی ما میگوئیم که درست شدن مرغ از تخم و درخت از هسته جای انکار نیست. اما این را هم نمیتوان انکار کرد – که تخم تمام حیوانات و نباتات در زمین موجود و نهفته اند".

و در پایان گفته اند: که "کره ی (زمین) کره ی (جان) و (تخم) است". یعنی بنا به این گفته فوق، داستان آفرینش در تورات و قرآن که اول خدا در شش شبانه روز زمین و آسمانها را درست کرد و بعد انسان را از گل درست نمود و در او روح دمید و سپس از دنده چپ انسان هوا (زن) را درست کرد و برای رفع احتیاجات همین آدم و هوا حیوانات مفید را خلق نمود، چیزی شبیه افسانه است!

فراموش نکنیم این مطالب در زمانی نوشته می شده که مذاهب درجامعه قدرت مطلق را داشته اند و هیچ باکی هم نبوده اگر این نوع مطالب به دست چندین روشنفکر هم می رسیده. چه بسا برای نویسندگان و گویندگان معمم و روحانی آن ارزش و احترام والائی از دید دگر، قایل می شده اند. پس بنابراین نویسندگان و گویندگان آن اطمینان محض داشته اند که ایراد و انتقاد از چنین مطالبی خنثی کردن نیاز به هیچ کوشش خارق العاده ای را نداشته اند. اگر صدها مانند این مقالات کنونی در آن زمان در تفسیر این جملات فوق نوشته می شد، چه بسا کمترین توجهی به آن می کردند و هیچ اثری هم درجامعه نمی توانست داشته باشد. زیرا متأسفانه مردم در نا آگاهی مطلق به سر می برده اند. بهمان دلیل هم آیت الله مردوخها با صراحت و بدون ترس گفته اند: "ملت ایران عدم لیاقت خودرا بتمام دنیا ثابت و اعلان نمودند که برازنده مشروطیت نیستند. مملکت ایران هم بیش از این تاب عربده و نادان بازی ملت جاهل را ندارد"(!!!)

برای من این پرسش مطرح است: این "مملکت ایران" کی ها بودند که تاب ملت جاهل را نداشتند؟!  آیا با خواندن این مطالب، لازم و ضروری نیست، ما کمی بیشتر در باره آنچه که تحمیلمان نموده اند، فکر کنیم و آن کسانی را مثلا، نظیر آقای دکتر بنی صدر، اولین رئیس جمهور اسلامی ایران، آقای سروش تئوریسین سابق جمهوری اسلامی و آقای مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق که مخالفان سرسخت رژیم اسلامی کنون نیزهست وغیره که هنوز باشدت زیرچنین پرچمی فعالیت می کنند، مورد پرسش قرار دهیم و هر چه به ما می گویند، کور کورانه نپذیریم؟!

در آینده در این باره بیشتر خواهیم نوشت، منتها نیاز به همکاری و انتقاد شدید شما خوانندگان و علاقمندان به واقعیت، داریم.

با آرزو و امید روشنگری هرچه بیشتر    12 سپتامبر 2005 

 

Dr.GolmoradMoradi@t-online.de

 

 *********************************************************

(1) شیخ محمد مردوخ در سخنرایش میگوید: "ما سه نفر که دیروز غروبی از طرف سه صد هزار نفر جمعیت کردستان بطهران آمده ایم فقط برای همین آمده ایم که بزمامداران دولت و ملت عرض نمائیم – ملت ایران عدم لیاقت خودرا بتمام دنیا ثابت و اعلان نمودند که برازنده مشروطیت نیستند. مملکت ایران هم بیش از این تاب عربده و نادان بازی ملت جاهل را ندارد". ایشان سخنان نابشان را با این بیت از شاعری (؟) به پایان میبرد: "اگر سلطان نفرماید سیاست    زند هر ناکسی لاف ریاست

                                                                  بلا برهم زند روی زمین را    نه دنیا را بقا ماند نه دین را".

رجوع کنید به  صفحه 250 کتاب تاریخ  کرد و کردستان، جلد دوم.

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
گلمراد مرادي:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.