شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶ - ۲۰ ژانویه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

سخنان احمدی نژاد در مقر سازمان ملل بوی عوامفریبی میدهد

گلمراد مرادي

 

من این رئیس جهمور منصوب را به چالش می طلبم!

 

هموطنان گرامی، این مقاله در همان روز پانزدهم سپتامبر 2005 نگاشته شد، اما متاسفانه به دلیل کار برای یک لقمه نان و دیگر گرفتاری های روزمره، قادر نشدم آن را زودتر تصحیح و قابل انتشار نمایم. اگر درج این مطلب، به روال ژور نالیستی، کمی به تأخیر افتاده و بقول معروف بیات شده، بدینوسیله از شما هموطنان علاقمند و خوانندگان گرامی پوزش می طلبم. در هرحال فکر میکنم به دلیل اهمیت و سندیت مطلب هنوز می تواند خواندنش با ارزش باشد.

 

به نوشته روزنامه ها عاقبت احمدی نژاد ویزای ورود به آمریکا را دریافت کرد و وارد نیویورک شد. ایشان در تریبون سازمان ملل در روز چهاردهم ماه سپتامبر 2005، خطاب به حدود 200 نفر از سران کشورهای جهان یک سخنرانی کوتاه ایراد نمودند و این سخنرانی نیز بلافاصله در رسانه ها پخش گردید. هر کسی متن آن را ملاحظه نموده و یا شنیده است و با سیاست اجرائی سران رژیم اسلامی در ایران آشنائی نداشته باشد، فکر خواهد کرد که برای مردم ایران چه رئیس جمهور دمکرات و مدافع حقوق بشری منصوب شده! پس مردم این سرزمین چه مرضی دارند که با این رئیس جمهور و حکومت اسلامی "عدالت پرور و صلح دوست" نمی سازند؟! خوبست اکنون باهم سری به محتوای این سخنرانی "مختصر و مفید" بزنیم و آن را با واقعیات واعمال و رفتار این حکومت اسلامی با مردم در ایران مقایسه نمائیم، تا ببینیم آیا واقعا زندگی مردم عادی همه ملیتها ودگراندیشان درایران بهمان شیوه که آقای احمدی نژاد به سازمان ملل توصیه نموده وخواسته اند که: "سازمان ملل نقطه اتكاء و اميد ومشاركت دولتها و ملتها و بستری جهت گفت‌وگو، تفاهم و همكاری درجهت تحقق صلح و آرامش جهانی باشد"، خود به آن درایران عمل میکند؟ و آیا حکومت اسلامی دراین مملکت نقطه اتکاء و امید خلقهای آن کشور زیر سلطه ایشان است؟ آیا ایشان و دیگر قدرتمندان شیعه در ایران بستری برای گفتگو و تفاهم وهمکاری با مردم، بوجود آورده اند و مملکت را با روال وعرف بین المللی اداره می کنند؟ نهایتا آیا مردم ما در ایران در صلح و آرامش در سایه جمهوری اسلامی به سر می برند؟ متأسفانه باید گفت، پاسخ به این پرسش ها کاملا منفی است. این آقای رئیس جمهور در ادامه می گویند: "اين رويكرد مستلزم آن است كه:
1. عدالت در سازمان حاكم و برمبنای منشور آن، همه اعضاء ازحقوق مساوی برخوردار باشند. قدرت ياثروت بيشتر حق بيشتری برای هيچ عضوی ايجادنكند.
2. اصول دموكراسی و اخلاق در همه سطوح و اركان سازمان حاكم و سازمان خود الگوی كاملی از حاكميت اين دو باشد.
3. سازمان‌ملل به وظيفه خود درقبال بسط وتعميق عدالت درسطح بين‌المللی عمل نمايد.
4. كشور ميزبان (منظورش آمریکا است) حق بيشتری نسبت به ساير اعضاء نداشته باشد و دسترسی به سازمان برای همه به آسانی صورت گيرد".

خوب اینها نکات بسیار مهمی هستند که مورد تأیید همه دمکراتهای جهان است و باید نه فقط در سطح بین المللی، بلکه در سطح کشوری و ملی نیز به آنها توجه و عمل شود و هر کسی این نکات را مطرح نماید، نخست باید خود به آنها اعتقاد داشته و در وحله اول در سرزمین خویش پیاده کرده باشد. بطوری که واضح و روشن است، در ایران اسلامی ابدا خبری از چنین عدالت، تفاهم، گفت وگوی صلح آمیز و برابری و غیره نیست و هرکسی نه فقط انتقاد بلکه حتا گله ای از شیوه ی عمل سر دمداران و حکومتگران رژیم در رابطه با بر خورد با دگراندیشان بنماید، طبق آیات قرآن همانند کافران با او رفتار خواهد شد، اگر در حقیقت آن انتقاد یا گله کننده، مسلمان ناب هم باشد.

ایرنا، خبر رسانی مهم جمهوری اسلامی، بیانات احمدی نژاد را با این جمله آغاز نموده، مبنی بر اینکه "رييس جمهوری اسلامی ايران، نيمه شب چهار شنبه در نخستين سخنرانی خود را (در اینجا حرف را اضافی است و آرزو می کنم فقط اشتباه چاپی باشد!) در مجمع عمومی سازمان ملل متحد خواستار بر قراری عدالت و حاكم شدن اصول دموكراسی و اخلاق در اين سازمان شد". این رسانه آنگونه وانمود می کند، "که همه چیز در ایران رو به راه است و مردم هیچ درد و غمی ندارند و همه در آزادی و برابری مطلق و عدالت و دمکراسی و رعایت اخلاق کامل" زندگی می کنند و رئیس جمهور  منصوب این حکومت اسلامی بسیار "آزاد"، فقط آمده است این محسنات نیک را در سازمان ملل متحد مطرح و توصیه نماید.

 

آقای احمدی نژاد سخنرانی را با خواندن آیه ای از قرآن مجید آغاز نمود. یکی از آیاتی که حداقل در دو قرن گذشته، کلاه بسیار گشادی را بر سر محققان و اسلام شناسان دنیا گذاشته و اکثر این محققان، دین اسلام را با آیاتی این چنینی شناخته و می شناسند و فکر می کنند که خدای مسلمانان در واقع دین مروت، رأفت، عشق، آرامش، صلح وبرابری به انسانهای روی زمین ارزانی داشته است و هیچ ترس و حشت و تهدیدی هم از طرف این خداوند بخشنده و مهربان برای پذیرش پیامش وجود ندارد! ولی در حقیقت این طور اندیشیدن، ساده نگریست. زیرا اسلامیون معتقد، بغیراز خودیهای وفادار و صددرصد مؤمن هیچ کسی واز جمله دگراندیشان را تحمل نمی کنند. برای نمونه به آیه 29 از سوره توبه در قرآن توجه کنید: "(ای اهل ایمان) با هرکه از اهل کتاب (یهود و نصارا) ایمان بخدا و روز قیامت نیاورده و آنچه را خدا و رسولش حرام کرده حرام نمیدانند و بدین حق (و آئین اسلام) نمیگروند قتال و کار زار کنید تا آنگاه که با ذلت و تواضع باسلام جزیه دهند". تازه این شیوه رفتار و برخورد با پیروان دیگر ادیان مانند یهودی و مسیحی که مورد تإیید قرآن اند، بود. (سوره البقره آیه87)

وای بر حال آن ادیان و گروههای دیگری که در قرآن، نامی از آنها برده نشده.

 

هنگامی که ما واقعیت 1400 سال گذشته را ملاحظه می کنیم و قرآن مجید، کلام همین خدای رئوف و مهربان را ورق میزنیم، این نوع آیات را میخوانیم و به چیزی خلاف آنچه که آقای احمدی نژاد درآغاز سخنانش آورده اند، بر میخوریم. حالا در 26 سال گذشته زیر پرچم همین اسلام چه بدبختی بر سر خلقهای ایران آورده اند، جای خود دارد و موضوع جداگانه ایست. اکنون ببینیم در کتاب مقدس و آسمانی که پایه و اساس حکومت اسلامی در ایران است، در کنار این آغاز سخن آقای احمدی نژاد که می گوید: "به نام خداوندی كه عدالت را مبنای آفرينش آسمانها وزمين وموجب قوام و صلاح امور انسانها قرار داد وآنان را به همكاری در جهت خوبيها و اجتناب از بد انديشي، بد خواهی و دشمنی فرا خواند، خداوندی كه پيامبران بزرگ خود، همچون موسي، عيسی و محمد بن عبدالله (كه درود خداوند بر آنان باد) و همه مصلحان خدا جو و خير انديش جهان را به قيام در راه بر پايی عدالت و تعالی انسانها رهنمون ساخت"، چه چیزهای دیگری در رابطه با انسانهای دگر اندیش و یا باصطلاح آنها، کافران در خود دارد؟ قبل از هر چیز باید تأکید شود که آیت الله خمينی نیز باور داشت: "اسلام دين رحمت است" و جانشین ایشان آیت الله خامنه ای هم براین باور که: "اسلام، دين محبت و کرامت انسانی است". گویا بنا براین اعتقاد و طبق دستور صریح آیه 14 از سوره توبه که می گوید: "شما (ای اهل ایمان) با آن کافران به قتال و کار زار بر حیزید تا خدا آنان را بدست شما عذاب کند و خوار گرداند و شما را بر آنها منصور و غالب نماید و دلهای اهل ایمان را (بفتح و ظفر بر کافران) شفا بخشد". گویا با تکیه بر این آیه بوده که آیت الله خمینی، علی رغم اعتراض مؤدبانه نایبش، دستور قتل زندانیان دگر اندیش را در سال 1367 صادر کرد و جانشینش بعد از او به ترور شخصیتهای سرشناس اپوزیسیون و از جمله رهبران حزب دمکرات کردستان ایران همت گماشت و قتلهای زنجیره ای را سازماندهی نمود. بنا بر این سر دمداران جمهوری اسلامی و از جمله آقای احمدی نژاد، با این شیوه میکوشند به همان قرآن مجید اتکاء نموده و اساس حکومت شان نیز این کتاب آسمانی است که بنا بشواهد عینی، آقای احمدی نژاد با اراده راسخ و به دستور ولی فقیه میخواهد مو به مو آیات آن را با سخت گیری های بیشتری اجرا نماید. آنچه که واقعیت تلخ به ما می گوید، اعمال و رفتار گردانندگان جمهوری اسلامی، پیش از منصوب شدن همین رئیس جمهور نیز به مراتب بد تر از دستورات منعکسه در همین قرآن بوده است. نمونه های بارز آن رفتار با مسلمانان خودی (دگراندیش) مانند گنجی و آغاجاری و سروش و بنی صدر و امثالهم می باشد. بدون شک، اگر آقای احمدی نژاد بد تر از آنها عمل نکند، به احتمال قوی نرمشی نسبت به دگر اندیشان و غیر شیعییان نیز نشان نخواهد داد. حالا ما همه این رفتار نا هنجار و به قول خودی های جدا از خودشان، غیر اسلامی و غیر قرآنی را به خود آنها می بخشیم و مجددا باهم سری به محتوای کلام خدا میزنیم تا ببینیم این خداوند بخشنده و مربان چه دستورات دگری برای رهنمون مردم غیر ازآنچه که ذکر گردید، داده اند. در اینجا می خواهیم واقعیتی را به هموطنان معتقد و پاک دل نشان دهیم که امکان دارد به دلیل گرفتاری های روزمره کمتر به آن توجه کرده باشند. یعنی آنچه که شفاها از بخشندگی و مهربانی تبلیغ میشود و آنچه که این خداوند بخشنده و مهربان به پیامبرش نازل فرموده و مخلوقات "نافرمان" خودرا باآن تهدید به آتش دوزخ می کند، آتش دوزخی که مانند لباس بر تن انسانها است و پوست آنان را می سوزاند و این خداوند از نو آن پوست را ترمیم میکند و بدون وقفه، امر به سوزاندن مجددش می نماید. باوصف آنکه خود دراین قرآن سوره انعام آیه 107 آورده است که قبول دین اجباری نیست ("و اگرخدا می خواست آنهارا ازشرک باز می داشت و ما تو را نگهبان ایشان نکردیم و تو وکیل آنها نخواهی بود"). ولی در همان سوره توبه بخشی از آیه 29 امر می کند، اگر کافران به اسلام نمی گروند آنهارا بقتل برسانید. در همین قرآن مجید، سوره انفال آیه 12 در رابطه با قتل کافران و عذاب آتش دوزخ آمده است: "و یاد آور ای رسول آنگاه که پروردگار تو به فرشتگان وحی کرد که من با شمایم مؤمنان را ثابت قدم بدارید که همانا من ترس در دل کافران میافکنم تا گردنهایشان بزنید و همه انگشتشان قطع کنید. و در آیه 14 می گوید: این عذاب مختصر قتل و اسارت را دردنیا بچشید و (بدانید) که برای کافران در قیامت عذاب آتش دوزخ مهیاست". درسورهء حج، آيه 19 می خوانیم: "این دو گروه (مؤمن وکافر) که دردین خدا با هم به جدال بر خاستند مخالف و دشمن یکدیگرند و کافران را لباسی از آتش دوزخ به قامت بریده اند و بر سر آنان آب سوزان حمیم جهنم ریزند". و یا در آیه 123، سوره توبه آمده است: "ای اهل ایمان با کافران از هر که با شما نزديکتر است، شروع به جهاد کنید، و بايد کفار در شما درشتی و نیرومندی و قوت و پای داری حس کنند (تا از سپاه اسلام بیمناک شوند) ..." و یا در سوره محمد آيه 4، آمده است "شما مؤمنان چون باکافران روبرو شويد باید آنها را گردن زنید تا آنگاه که از خونریزی بسیار دشمن را از پای در آورید پس از آن اسيران جنگ را محکم ببند کشيد. آنگاه يا به منت آزاد کنيد یا به فدیه. تا آنگاه که جنگ به پايان آيد. و اين است حکم خدا. و اگر خدا ميخواست از آنان انتقام مي گرفت، ولی خواست تا شمارا به یکدیگر بیازماید. و آنان که در راه خدا کشته شده اند اعمال شان را باطل نمي کند". در سوره احزاب آیه 61 می خوانیم: "این مردم پلید بدکار رانده درگاه حقند (اینان لعنت شدگانند.) هر جا یافت شوند آنان را گرفته و جدا بقتل رسانید". در سوره سبا آیه 33 آورده شده که: "باز آنان که ضعیف و تابع بودند به رؤسای متکبر جواب دهند که مکر و فریب روزگار ما را بر آن داشت که به خدای یکتا کافر شویم و بر او شریک قرار دهیم و چون عذاب قیامت را به چشم مشاهده کنند سخت اظهار پشیمانی کنند و ما زنجیرهای عقاب بگردن فرماندهان وفرمانبران اهل کفر نهاده وگوئیم آیا این رنج وشکنجه جز کیفر کردار زشت شماست؟" و در سوره مائده آیه 33 آمده است: "همانا کیفر آنان كه باخدا و رسول او به جنگ برخیزند و در زمين به فساد ‏كوشند جز اين نباشد كه آنهارا به قتل رسانده و یابر دار آويخته گردند يا دست و پايشان درخلاف جهت‏ يكديگر بریده شوند يا ازآن سرزمين تبعيدگردند اين ذلت وخواری عذاب دنيوی آنها است و در آخرت باز عذابى بزرگ خواهند داشت".

امروزه این حضرات حتا صبر نمی کنند که خود خدا این کافران یا دگر اندیشان را به غل و زنجیر بکشد و با آتش دوزخ عذاب دهد(!)، بلکه آنها در همین دنیا می خواهند نه فقط مخالفان خود، بلکه آنهائی که دارای افکار و ادیان دگرند با غل و زنجیر و گرزگران و شکنجه خوفناک عذاب دهند، همان گونه که امروزه در سایه حکومت اسلام در ایران هزاران زندانی سیاسی تجربه می کنند و صدها هزار از پیروان دگر ادیان وجهانبینی های دگر از حداقل حقوق انسانی برخوردار نیستند. آنگاه نماینده این آقایان عمامه بندها و نعلین پوشها، در پشت تریبون سازمان ملل و در حضور رهبران کشورهای جهان، نسخه می پیچد و توصیه می کند که سازمان ملل "باید نقطه اتكاء و اميد و مشاركت دولتها و ملتها و بستری جهت گفت‌وگو، تفاهم وهمكاری درجهت تحقق صلح و آرامش جهانی باشد. اصول دموكراسی و اخلاق در همه سطوح و اركان سازمان حاكم و سازمان خود الگوی كاملی از حاكميت اين دو باشد. سازمان‌ملل به وظيفه خود در قبال بسط و تعميق عدالت در سطح بين ‌المللی عمل نمايد". هیچ انسان آزاده ای منکر چنین توصیه هائی نیست، ولی خود این آقایان در عوض، حتا خشن تر از آیات قرآن و اوامر تهدید آمیز خدا با مردم رفتار می کنند. هر انسانی که بوئی از روابط عادلانه بین انسانها برده باشد، از این آقایان خواهد پرسد: آیا شما "مدرسین اخلاق و صلح و آرامش" خود الفبای اخلاق را در سر زمین خویش اجرا می کنید؟ اگر پاسخ مثبت باشد، باید گفت: شرمتان باد، پس این همه جنایت و این همه فساد در مملکت که حتا درسیاه ترین دوران دیکتاتوری درطول تاریخ کم سابقه بوده، از کجا است؟ این همه دختران ما چرا دست به خود فروشی می زنند، این همه نوجوانان ما چرا به اعتیاد روی می آورند و یامعتاد شده اند؟ چرا این همه تجاوز به جان و مال دیگران می شود؟ در یک کلام چرا در سایه اخلاق اسلامیتان رشوه خواری و فساد اخلاقی بیداد می کند؟ چرا در جامعه اسلامی و اخلاقی شما هیچ زنی جرأت نمی کند بعد از ساعت هشت شب به تنهائی در خیابانی ظاهر شود و یا قدم بزند؟! آنست مفهوم آرامش و آزادی که از آن حرف میزنید؟!

آقای احمدی نژاد در ادامه بیاناتشان می گویند: "اگر اصول فوق به رسميت شناخته شود، آنگاه: مهمترين چالش عصر ما، فرسايش روحی انسانها به دليل دوری نظامها از حيات معنوی و يكتاپرستی است. یعنی چون این آقایان در جامعه ایران یکتاپرستی و اصول اعتقاد به اسلام شیعه را پیاده کرده اند، پس جامعه ایران را به همه چیز رسانده و توصیه می کنند که سازمان ملل نیز "بايد دولتهارا به گسترش معنويت وعشق به انسانيت (به زعم این آقایان همان یکتا پرستی و اصول اعتقادی بسبک جمهوری اسلامی)، رهنمون سازد". آقای رئیس جمهور در پایان سخنان خود میگوید: "به نظرما تمام ملاحظات فوق آنگاه محقق خواهد شد كه گفتمان حاكم بر مناسبات برخی ازقدرتها ازگفتمان خشونت، تبعيض و سلطه به گفتمان صلح و آرامش جهانی بر مبنای عدالت و معنويت و از طريق گفت وگو، مهر ورزی و احترام به انسانها تغيير يابد. پيامبر عظيم الشان اسلام مي‌فرمايند: بالاترين مرتبه خردمندي، پس از ايمان به خدا، جلب دوستی مردم و نيكی كردن در حق همگان است. اين نگرش حكيمانه بما مي‌آموزد كه جهان يك پيكره واحد است كه بيماری و جراحت هر عضو آن، آسايش ساير اعضاء را مختل مي‌كند و به قول شاعر بزرگ ايرانی (منظور ایشان سعدی است): بنی آدم اعضای يكديگرند     كه در آفرينش زيك گوهرند      چو عضوی به درد آورد روزگار     دگر عضوها را نماند قرار".

کسی که اینگونه در تریبون سازمان ملل موعظه می کند، می خواهد در ایران آیات قرآن مجیدرا موبه مو اجرا نماید. آیا اینها درتضاد کامل باهم نیستند؟ برای آن دسته از خوانندگان که دسترسی به ترجمه این کتاب آسمانی ندارند و یا احتمالا حوصله و فرصت خواندن دقیق آن را بدست نمی آورند، چند آیه دیگر از سوره های مختلف، درمورد برخورد با همان انسانها که آقای احمدی نژاد برای شان جلب دوستی مردم و نیکی درحق همگان (بدون استثنا) میخواهد، می آوریم. در سوره النساء آیه 89 می خوانیم: "(منافقان و کافران از رشک) آرزو کنند که شما مسلمین هم بمانند آنها کافر شوید تا همه برابر و مساوی در کفر باشید پس آنانرا تا در راه خدا هجرت نکنند دوست نگیرید و اگر مخالفت کردند آنها را هرکجا یافتید گرفته و بقتل رسانید و از آنها یارو دوستی نباید اختیار کنید". در سایه جمهوری اسلامی، همه دگر اندیشان چه مذهبی و چه غیر مذهبی در ردیف این "منافقان و کافران" بحساب می آیند. در جای دیگر همین قرآن در سوره توبه آیه 5 میخوانیم: "پس از آنکه ماههای حرام (ذیقعده ذیحجه محرم ورجب که مدت زمان است) در گذشت آنگاه مشرکانرا هر جا یابید بقتل برسانید و آنها را دستگیر و محاصره کنید و هر سو در کمین آنها باشید چنانچه از شرک توبه کرده و نماز اسلام بپا داشتند و زکات دادند پس از آنها دست بدارید .....". در سوره نحل آیه 93 میخوانیم: "و اگر خدا میخواست بمشیت ازلی همه بشر را یک امت قرار میداد و لیکن هرکه را بخواهد گمراه گذارد و هرکه را بخواهد هدایت می کند و البته آنچه از نیک و بد کرده اید از همه سئوال خواهید شد".

من نمی فهمم، اگر خدا به این صراحت خودش گفته است که من هر که را بخواهم هدایت میکنم، پس چرا این آقایان با نهی از منکر و امر به معروفشان زندگی را بر دگراندیشان حرام کرده و می کنند؟ چرا نمی گذارند که این دگر اندیشان و یا مشرکان در آن دنیا در آتش دوزخ خداوند بسوزند؟ در جای دیگر از قرآن، در سوره بقره آیه 7 میخوانیم که: "قهرخدا مهر بر دلها و پرده برگوشها و چشمهای ایشان نهاد که فهم حقایق و معارف الهی را نمیکنند و ایشانراست عذابی سخت". اگر اینطور است و این حضرات از دگر اندیشان، که خدا بر چشمهای آنان پرده کشیده، وحشت ندارند، پس چرا در این دنیا عذابشان می دهند و مجبورشان می کنند که دستورات الهی آنها را اجرا نمایند؟ چرا مثلا یک زن دگر اندیش حق ندارد بدون روسری در خیابان راه برود؟ همانگونه که در پیش ذکر شد، گویا بنا به همین آیات قرآنی است که این به اصطلاح روحانیون دستور قتل عام زندانیان دگر اندیش را داده و یا در زیر شکنجه های قرون وسطائی از آنان تواب ساخته و حتا مجبورشان نموده اند که تیر خلاص به رفقای اعدامی خود بزنند؟ اکنون آن توابین را نیز نمی توانند تحمل کنند! یکی از عوامل اصلی انتخاب (انتصاب) آقای احمدی نژاد نیز پیش برد همین سیاست است که برسرقبر آیت الله خمینی قول می دهد، رهنمونهایش را مو بمو اجرا نماید.

امروز در ایران طبق این آیات قرآنی و حتا سخت تر و خشن تر با دگر اندیشان عمل می شود و بسیاری از وابستگان به دیگر مذاهب "غیر رسمی" بعنوان نمونه مانند یارسانیان، که تعداد آنها فقط در ایران حدود دو و نیم میلیون است، اکثرا به اجبار و بظاهر نماز می خوانند، به اجبار قوانین و اصول دین اسلام را رعایت می کنند که از کار بیکار نگردند، زندان نروند و کشته نشوند. در سایه چنین دین حاکمی در یک کشور که برای مثال به پدر و مادر و برادر دگر اندیش رحم نشود، چه انتظاری است که به پیروان دیگر آئینها ترحم کنند؟ در سوره توبه آیه 23، در رابطه با پدر و برادر آمده است: "ای اهل ایمان شما پدران و برادران خودرا نباید دوست بدارید اگر آنها کفر را بر ایمان بگزینند و هر کس از شما آنان را دوست بدارد بی شک ستمکار است".  

بهمین دلایل فوق دین اسلام دین رأفت و مهربانی نمی تواند باشد و من آقای رئیس جمهور منتصب ایران که در نظر دارد این قوانین دینی را موبه مو اجرا کند به چالش میطلبم و پیش از آن میخواهم در برابر خلقهای ایران پاسخ گوید که: چگونه میخواهد این تناقض فاحش بین آیات قرآنی و حکومت مداری به شیوه دمکراتیک یعنی برقراری صلح و آرامش و گفتگوی سالم در جامعه ایران چند ملیتی و چندین مذهبی و دارای دگراندیشان فراوان حل و فصل نماید؟! قابل ذکر است که تمام آیات قرآنی دضیض از ترجمه الهی قمشه ای آورده شده.

 

هایدلبرگ آلمان فدرال،  22 سپتامبر 2005           

Dr.GolmoradMoradi@t-online.de

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
گلمراد مرادي:



[تاریخ ارسال: 23 Sep 2005]  [ارسال‌کننده: هموطن]  [  ]  
اول از همه جناب پژوهشگر ، حضرت استادی آقای کلمراد مرادی که فرموده اند «... احمدی نژاد سخنرانی را با خواندن آیه ای از قرآن مجید آغاز نمود. یکی از آیاتی که حداقل در دو قرن گذشته، کلاه بسیار گشادی را بر سر محققان و اسلام شناسان دنیا گذاشته ...» ، خوب است بدانند آنچه اخمدی نژاد در آغاز سخنان عوام فریبانه اش قرائت کرد ، نه مربوط به قرآن ، بلکه فرازی از یک نیایش بود [و در قران هم هزار بار بگردید ، پیدا نمی کنید] پژوهشگر محترم می بایست ابتدا یک شناخت سطحی از قرآن می داشتند بعد این اظهار فضل ها را می کردند . دوم اینکه برای اهل خرد ، حنای کسانی که به جای روشنگری به هیستری ضد مذهبی دامن می زنند رنگی ندارد . دوست عزیز نود درصد از کسانی که با قتل عام سال ۶۷ به دار کشیده شدند ، مسلمان بودند و هرگز هم تقاسیر آبکی و غیر علمی شما را از آیات قرانی نداشتند و بهترین دوستانشان هم از جمله به قول شما دگراندیشان بودند .اشتباه نشود، امثال احمدی نژاد که از عواطف مذهبی مردم ستمدیده ایران سوء استفاده می کنند به راستی فریب کارند اما این دلیل نمی شود که با تحلیل های آبکی و آبگوشتی ، روشنگری را با هیستری ضد مذهبی آلوده کنیم .   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.