شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ - ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

دولت احمدى‌نژاد و وظايف ما كارگران و كمونيست‌ها!

بهرام رحماني

 

bamdadpress@telia.com   

 

بدنبال "انتخابات" مجلس‏ هفتم و متعاقبا رياست جمهورى اگر چه يك‌دستى بيش‏ترى در حاكميت به نفع جناح محافظه كار حاصل شد ولى رژيم در مقابل چالش‏هاى جديدى قرار گرفت.

بحث‌ماهيت و عروج دولت احمدى‌نژاد نه به عنوان پديده‌اى متفاوت بلكه در كل سيستم جمهورى اسلامى و قانون اساسى و ديگر قوانين‌اش‏ قابل بررسى است، هر چند كه هر تغيير و تحولى كه در بالا، يعنى در حاكميت صورت گيرد خواه ناخواه تاثير خود را در جامعه مى‌گذارد، اما اين واقعيت غيرقابل انكار را نبايد ناديده گرفت كه انتخابات در جمهورى اسلامى نمايشى بيش‏ نيست و با معيارهاى انتخابات مرسوم و شناخته شده فرسخ‌ها فاصله دارد. هر دوره تئوريسين‌هاى جمهورى اسلامى، اهداف سيستم را تعيين مى‌كنند و براى پيش‏برد و اجراى آن نيز افرادى را به شوراى نگهبان و رهبر معرفى مى‌نمايند. به اين معنى تغيير پست رييس‏ جمهورى تاثير چندانى در سياست‌هاى كلان رژيم به وجود نمى‌آورد. به قول خاتمى، رييس‏ جمهور يك تداركاتچى بيش‏ نيست.

اما فاكتور بسيار مهم تعيين‌كننده در مقابل كليت رژيم و روندهاى تغييرش‏، فاكتور مبارزه طبقاتى و اجتماعى است كه تعميق يافته و رشد كرده است و همواره طرح‌ها و نقشه‌هاى رژيم را نقش‏ بر آب مى‌كند. سال‌هاست كه اكثريت جمعيت هفتاد ميليونى جامعه ايران، با گسترش‏ و عميق شدن شكاف‌هاى طبقاتى و مشكلات جدى اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى، با آسيب‌هاى شديد اجتماعى و معيشتى دست به گريبان شده است. اكثريتى كه خواهان تحولات وسيع و ساختارى در كليه عرصه‌هاى اقتصادى، سياسى، اجتماعى و فرهنگى است. اكثريتى كه در اشكال گوناگون و متنوعى اعتراضات خود را با اعتصاب، راهپيمايى و بستن جاده‌ها و اتوبان‌ها و غيره به نمايش‏ مى‌گذارند.

گفته مى‌شود محمود احمدى‌نژاد، جدا از تقلب در انتخابات، با تاكيد بر مشكلات اقتصادى مردم و وعده‌هايى كه به مردم محروم داد توانست آراى بخشى از كارگران و مردم محروم را به خود اختصاص‏ دهد. آيا واقعا احمدى‌نژاد به عنوان رئيس‏ جمهور، به فكر بهبود موقعيت اقتصادى و اجتماعى مردم است؟

گفته مى‌شود كه دولت و يا كابينه احمدى‌نژاد، بخش‏هايى از بورژوازى ايران را ناراضى‌تر خواهد كرد. بنابراين دولت احمدى‌نژاد، يك دولت «متعارف» و «باب طبع» همه جناح‌هاى بورژوازى نيست... پرسيدنى است كه در اين 27 سال كدام يك از دولت‌هاى جمهورى اسلامى، يك دولت «متعارف» بوده است كه اين آخرى هم باشد؟

همچنين گفته مى‌شود احتمالا دولت احمدى‌نژاد، شمشير را از رو ببندد و همانند سال‌هاى اوايل انقلاب در سطح گسترده و سراسرى به قلع و قمع جنبش‏هاى موجود اجتماعى و فعالين سياسى دست بزند، آيا در شرايط كنونى جامعه ايران و افكار عمومى بين‌المللى، اجراى چنين سياستى امكان‌پذير است؟ وظايف ما كارگران و كمونيست‌ها در شرايط كنونى چيست؟!

 

رژيم جمهورى اسلامى و انقلاب 57

رژيم سرمايه‌دارى جمهورى اسلامى، صرف‌نظر از توهمات پوپوليستى، ناسيوناليستى و ضدآمريكايى، از همان روزهاى نخست به قدرت رسيدنش‏ امر سركوب انقلاب و جلوگيرى از تعميق آن را در راس‏ اولويت‌هاى سياسى خود قرار داد كه در واقع اين اولويت خواست و آرزوى كليه نيروهاى بورژوازى داخلى و جهانى نيز بود.

متاسفانه نيروهاى اصلى چپ آن دوره، از تحليل طبقاتى، موقعيت انقلابى و نقد و افشاى ماهيت نيروهاى ارتجاعى مذهبى ناتوان بودند. در آن دوره سرمايه‌دارى ناميدن جمهورى اسلامى، «چپ‌روى» محسوب مى‌شد و با تئورى‌هاى من درآوردى به دنبال كشف سياست‌هاى «ضدامپرياليستى» امام خمينى مى‌گشتند. مرورى بر بحث‌هاى اكثريت سازمان‌هاى چپ در آن دوره، به آسانى درمى‌يابيم كه چقدر موضع‌گيرى‌هاى سياسى‌شان سطحى و غيرطبقاتى بوده است.  بى‌جهت نبود كه سردمداران جمهورى اسلامى با هر مانور سياسى چپ را چپ‌تر مى‌كردند و بيش‏ از پيش‏ به سركوب و كشتار مخالفين حريص‏تر مى‌شدند. در آن دوره، در ميان سازمان‌هاى سياسى چپ، رگه‌هاى بسيار ضعيفى به چشم مى‌خورد كه مشغله‌شان مستقيما امر سازمان‌دهى طبقه كارگر و دخالت هدف‌مند اين طبقه در امر انقلاب و آلترناتيو طبقاتى باشد.

رژيمى كه مانع رشد و اعتلاى جنبش‏ كارگرى كمونيستى است؛ آزادى‌هاى فردى و اجتماعى را سلب مى‌كند؛ احزاب و سازمان‌هايى كه حرف از طبقه كارگر و كمونيست مى‌زنند، سركوب مى‌نمايد؛ آپارتايد جنسى بر پا مى‌دارد؛ به تبليغ و ترويج خرافات مذهبى مى‌پردازد؛ به تجمع و راهپيمايى كارگران، به يورش‏ مسلحانه متوسل مى‌شود؛ در جامعه و در ميان كارگران شكاف‌هاى جنسى، ملى و غيره ايجاد مى‌كند، چگونه مى‌تواند يك رژيم «انقلابى»، «ضدامپرياليست» و «انسان‌دوست» باشد؟!

رژيم جمهورى اسلامى، از همان آغاز حاكميتش‏، به مثابه يك رژيم بورژوايى، سركوب خونين انقلاب را آغاز كرد و با سركوب آن، منافع كل بورژوازى ايران و جهان امپرياليستى را برآورد كرد. در واقع «دولت مطلوب» بورژوازى در آن دوره دولتى بود كه بتواند انقلاب را سركوب كند، خطر طبقه كارگر و كليه نيروهاى چپ بر عليه بورژوازى را رفع كند. جمهورى اسلامى، به بهترين وجهى اين وظيفه را تاكنون انجام داده است.

قاعدتا از منظر جنبش‏ كارگرى كمونيستى، نبايد بحث بر سر دولت «مطلوب» و «نمايندگى كل بورژوازى»، زياد حائز اهميت واقع شود. چرا كه اولا، همه بلوك‌بندى‌ها و جناح‌هاى بورژوازى براى دست‌يابى به حاكميت همواره با هم در حال رقابت هستند و ثانيا به علاوه هدف طبقه كارگر برانداختن سرمايه‌دارى و رژيم حامى سرمايه است نه نشان دادن «مطلوبيت» يا «نامطلوب» بودن دولت‌هاى بورژوايى. منتها اگر در كشورهاى صنعتى غرب، اين رقابت‌ها از طريق انتخابات پارلمانى در جريان است در كشورهاى عقب نگاه داشته شده و در حال توسعه با توطئه و كودتا و سركوب و كشتار همراه است و در اين كشورها، در هر دوره بخشى از بورژوازى به ناچار از حاكميت دور مى‌شود.

در انقلاب 57 ايران، بخشى از بورژوازى مجبور شد، سرمايه خود را از ايران خارج كند و در كشورهاى ديگر سرمايه‌گذارى كند. يا بخشى از بورژوازى ايران، در «اپوزيسيون» جمهورى اسلامى قرار گيرد. اما يك اصل اساسى براى همه جناح‌هاى بورژوازى از حاكميت تا اپوزيسيون با انقلاب اجتماعى و حكومت كارگرى دشمنى مى‌ورزند. تلاش‏ آن‌ها اين است كه تغييرات در جمهورى اسلامى، بدون دخالت توده‌ها در امور سياسى از بالا و يا با دخالت خارجى صورت بگيرد. چه بسا در يك برآمد توده‌اى همه اين جناح‌ها در يك صف قرار بگيرند و بر عليه طبقه كارگر متشكل و انقلابى به «قهر» نيز متوسل شوند.

 

ماهيت طبقاتى دولت

مفهوم دولت در نظريه سياسى، يكى از مفاهيم كشدار و مورد مناقشه است. نظريه‌پردازان طبقات مختلف هر كدام تعريف خود را از دولت ارائه مى‌دهند.

از نقطه نظر طبقاتى كمونيست‌ها، دولت را در واقع ابزار حاكميت و سيادت طبقه‌اى مى‌دانند كه از نظر اقتصادى حاكم است. دولت ابزار در اسارت نگاه داشتن طبقه تحت ستم و استثمار و تضمين بقاى روابط و مناسبات مالكيت خصوصى و توليد سرمايه‌دارى است. جدا از ادعاى دولت كه سعى بر «فراطبقاتى» بودن خود دارد، نماينده و مدافع منافع طبقه حاكم است. ظهور دولت با استثمار و تقسيم جامعه به طبقات و تضاد و كشمكش‏ مبارزه طبقاتى همراه بوده است.

دولت در قالب روابط قدرت در يك جامعه با همه مسائل اقتصادى، سياسى، اجتماعى، فرهنگى و ديپلماتيك و غيره به طور مداوم سر و كار دارد. يكى از ويژ‌گى‌هاى دايمى دولت اين است كه با تثبيت حاكميت خود، به طور كلى روابط طبقه حاكم را تثبيت كند. اما تغيير توازن قواى نيروهاى اجتماعى روى دولت و نحوه برخورد آن با جامعه تاثير مى‌گذارد و ساختارهاى قدرت را دچار دگرگونى مى‌سازد. بنابراين، هرگونه تعريفى از دولت، در خارج از روابط و مناسبات سرمايه‌دارى در درون جامعه نمى‌تواند تعريف همه جانبه‌اى از دولت به دست بدهد. بر همين اساس‏ جدا كردن دولت از جامعه و طبقات اجتماعى، نهايت امر به ضرر طبقات تحت ستم منجر مى‌شود. مفاهيمى كه تئوريسين‌هاى بورژوازى، آگاهانه در فرهنگ سياسى وارد مى‌كنند تا با نشان دادن دولت به عنوان يك سازمان فراطبقاتى و نماينده همه اقشار و طبقات، به هر گونه ستم استثمار بورژوازى مشروعيت دهند و يا آن‌ها را پرده‌پوشى نمايند.

نظريه ليبرالى، تلقى مافوق طبقاتى از دولت به عنوان يك ساختار قدرت مستقل دارد. دولت به عنوان ابزارى كه وحدت و همبستگى طبقات مسلط بر جامعه، دخالت در اقتصاد براى جلوگيرى از بحران سرمايه‌دارى و كاهش‏ نرخ سود، تعيين اقلام مصرف اجتماعى، تعيين سياست‌هايى براى مشروعيت دادن به حاكميت بورژوازى و مهم‌تر از همه كنترل طبقه كارگر و جلوگيرى از تلاطمات اقتصادى، سياسى و اجتماعى و رفع خطر از سيستم سرمايه‌دارى و غيره است. بنابراين دولت، بازوى اجرايى سرمايه‌داران و سوخت و ساز روابط و مناسبات سرمايه‌دارى را بازتوليد مى‌كند.

اصلاحات زيادى از سوى نظريه‌پردازان ليبراليسم درباره دولت و كارگزاران آن در فرهنگ سياسى رواج يافته كه همگى اين مفاهيم قدرت فوق‌العاده دولت و كارگزاران آن را كاهش‏ مى‌دهد و گاه نقش‏ آن مستقل از طبقه سرمايه‌دار و كارگر مورد تبيين قرار مى‌گيرد. البته در مواقعى نويسندگان و نيروهاى چپ، سهوا و در اثر عدم بى‌دقتى و يا صرفا به قصد تبليغى عاميانه از اين مقولات در نوشتارها و گفتارهاى خود درباره جمهورى اسلامى استفاده مى‌كنند. دولت‌هاى تاكنونى جمهورى اسلامى، با هر تفاوت و تضادى كه با همديگر داشتند، همگى دولت‌هاى سرمايه‌دارى بوده و در استثمار و سركوب طبقه كارگر و همه مزدبگيران وجه اشتراك دارند. بنابراين دولت احمدى‌نژاد نيز مستقل از اين كه چند سردار و سالار و پاسدار و اطلاعاتى و دكتر و مهندس‏ و غيره در كابينه‌اش‏ وجود دارد و يا در ميان نمايندگان مجلس‏ شوراى اسلامى، از اين امر مستثنى نيست و اصولا به لحاظ نظريه طبقاتى دولت نيز نبايد مستثنى باشد.

دولت‌هايى نظير جمهورى اسلامى، كه به كشمكش‏ها و تحولات درون جامعه چندان توجهى ندارند و فقط از طريق سركوب مى‌خواهند حاكميت خود را بر جامعه تحميل كنند، به مرور زمان حتى طرفداران خود را نيز از دست مى‌دهند. تجربه انقلابات پيشين در كشورهايى نظير دولت سلطنتى در فرانسه، تزار روسيه، الجزاير، ويتنام، هندوستان، چين، كوبا، نيكاراگوئه، موزامبيك، ايران، و غيره دولت‌هايى بوده‌اند كه توجه چندانى به ساختارهاى جديد و تحولات اجتماعى و مبارزه طبقاتى در جامعه نداشتند. آن‌ها در ادامه حاكميت خود، آن‌چنان به روش‏هاى غيرانسانى متوسل شدند كه بين آن‌ها ‌و جامعه شكاف‌هاى عميقى به وجود آمد كه پر كردن آن چندان ساده و يا امكان‌پذير نبود، به همين دليل اين دولت‌ها كارآيى خود را از دست دادند و محكوم به فنا شدند. بر اين اساس‏ جمهورى اسلامى، به عنوان يك رژيم سرمايه‌دارى به طور كلى دولتى زائد و مضر براى جامعه است، از اين‌رو دير يا زود تغيير خواهد كرد. اما اين تغييرات براى كارگران و كمونيست‌ها از زاويه كار و سرمايه و منافع و مصالح طبقه كارگر و از اين طريق منافع كل جامعه مطرح و قابل توضيح است.

همچنين تجربه انقلابات تاكنونى از جمله انقلاب 57 ايران، نشانه داده است كه دولت قادر مطلق نيست، بلكه اغلب قدرت آن مورد مجادله است. ميزان قدرت دولت و ويژگى‌هاى آن تا حدودى توسط طبقه كارگر و به طور كلى با مبارزه طبقاتى جارى در جامعه تعيين مى‌شود. اين مبارزات و توازن قوا تعيين مى‌كند كه دولت تا چه حد قدرت مطلق و توان سركوب را دارد. واقعيت‌هاى 27 سال گذشته جامعه ايران و مبارزه طبقاتى امروز نشان‌دهنده اين واقعيت است كه دولت احمدى‌نژاد، صرف‌نظر از سابقه شخص‏ ايشان و كابينه‌اش‏ قادر نيست جامعه ايران را به دوران سال‌هاى 60 و 70 برگرداند. چرا كه جنبش‏ كارگرى، جنبش‏ زنان، جنبش‏ جوانان و دانش‏جويان و جنبش‏هاى حق‌طلب مردم محروم و ستم ديده، از دل اين سركوب‌ها گذر كرده و در ميان جهل و جنايت و سركوب به آن درجه از مبارزه و آگاهى طبقاتى دست يافته است كه به احمدى‌نژاد و دولت وى و كل حاكميت جمهورى اسلامى اجازه ندهد بار ديگر با سركوب عريان و آفريدن رعب و وحشت جلو پيشروى مبارزه طبقاتى را بگيرد. البته اين‌ها مى‌توانند تا حدودى آهنگ مبارزه طبقاتى را كند نمايد، اما نمى‌توانند مانع رشد و اعتلا و گسترش‏ آن بشوند. تحولات اخير كردستان و اعتصاب عمومى 16 مرداد 84 در كردستان به فراخوان كومه‌له، مبارزه و اعتصاب كارگران از سنندج تا تهران، احمدى‌نژاد و ديگر سردمداران جمهورى اسلامى را در شوك و نگرانى فزاينده فرو برده است.

آنچه كه امروز بيش‏ از همه معادلات جمهورى اسلامى را بر هم زده است، نه كشمكش‏ بين ايران و آمريكا، نه كشمكش‏ بر سر توليد سلاح‌هاى كشتار جمعى و نه دعواى جناح‌هاى دورن رژيم، بلكه اساسا رشدمبارزه طبقاتى و حضور روزمره كارگران در امر اين مبارزه و جنبش‏هاى اجتماعى ديگر است. بورژوازى مخالف جمهورى اسلامى، آگاهانه و عامدانه اين معادله مبارزه طبقاتى را سانسور مى‌كند و طبيعى هم است كه سانسور كند. ما تاكنون يك بحث و ميزگرد كارگرى و حتى انعكاس‏ اخبار مبارزات كارگرى را از راديو و تلويزيون‌هاى بورژوازى «اپوزيسيون» جمهورى اسلامى نديده و نشنيده‌ايم، در حالى كه آن‌ها اخبار و تحولات جناح‌هاى رژيم را به سرعت و با آب و تاب انعكاس‏ مى‌دهند. همان‌طور كه در بالا هم اشاره كرديم، منافع طبقاتى بورژوازى از حاكميت تا اپوزيسيون در اين است كه در مقابل طبقه كارگر و انقلاب اجتماعى بايستند.

 

دولت احمدى‌نژاد و وظايف ما كارگران و كمونيست‌ها

جمهورى اسلامى در 27 سال گذشته، از يك‌سو به مثابه يك دولت تلاش‏ كرده خودش‏ را تحميل كند و از سوى ديگر با استثمار وحشيانه نيروى كار، منافع اقتصادى و سياسى سرمايه‌دارى و همچنين خود را به عنوان كارفرماى بزرگ تامين نمايد.

جمهورى اسلامى، با سياست‌هاى اقتصادى و اجتماعى خود اكثريت جامعه ايران را در معرض‏ فقر و فلاكت و گرسنگى و انواع و اقسام آسيب‌هاى اجتماعى نظير اعتياد، تن‌فروشى، خودكشى، بهره‌كشى وحشيانه از كودكان كار و خيابانى و غيره قرار داده است.

در اين 27 سال حاكميت جمهورى اسلامى، ده‌ها هزار زندانى به جوخه‌هاى مرگ سپرده شده‌اند و زندان‌ها نيز مملو از زندانيان سياسى است.

رژيم جمهورى اسلامى، در اين 27 سال، با سياست‌هاى تبعيض‏آميز و برقرارى آپارتايد جنسى نصف جامعه ايران، يعنى زنان را منزوى و از فعل و انفعالات سياسى و اجتماعى دور كرده است. ميليون‌ها زن خانه‌دار در ايران، در زير اين سيستم آپارتايد جنسى و خرافات مذهبى و مردسالارى برده‌وار زندگى سخت و دشوارى را مى‌گذرانند.

مردم تحت ستم و به ويژه مردم انقلابى كردستان، بيش‏ از هر جاى ايران تحت فشارهاى اقتصادى. سياسى، اجتماعى و ميليتاريستى قرار دارند.

اما با وجود همه اين وحشى‌گرى‌هاى جمهورى اسلامى، اكنون اكثريت جامعه ايران ناراضى هستند و آشكارا نيز اين نارضايتى خود را با اعتراض‏ و اعتصاب و شورش‏ نشان مى‌دهند.

در چنين شرايطى وظيفه اصلى ما كارگران و كمونيست‌ها اين است كه خودمان را در تشكل‌هاى توده‌اى مستقل كارخانه، ديگر مراكز كار، تحصيل، محلات و غيره متشكل كنيم؛ جنبش‏هاى تحت ستم مانند جنبش‏ انقلابى كردستان، جنبش‏ زنان، جنبش‏ جوانان و دانش‏جويان را با جنبش‏ كارگرى پيوند بزنيم تا در يك صف متحد، متشكل و قدرت‌مند طبقاتى، با تحميل گام‌به‌گام مطالبات اقتصادى، اجتماعى و سياسى خود به كارفرمايان و رژيم حامى سرمايه، هم‌طبقه‌اى‌هايمان را براى انقلاب اجتماعى آماده سازيم.

جدا از اين كه جمهورى اسلامى، به يك رژيم متعارف بورژوازى تبديل شده است يا نه، همواره در اين راستا تلاش‏ مى‌كند تا با اتحاد جناح‌هاى بورژوايى، حاكميت خود را از خطر انقلاب اجتماعى برهاند. اين رژيم، چنين تلاشى را از همان روزهاى اوايل انقلاب 57 آغاز كرده است و هنوز هم به سرانجام نرسانده است. بنابراين سركوب و اخنتاق از ويژه‌گى‌هاى دايمى اين رژيم و همه جناح‌هاى درونى آن است. تنها طبقه كارگر قدرت‌مند مى‌تواند جلو وحشى‌گرى رژيم و دست‌درازى آن به حقوق و آزادى‌هاى فردى و اجتماعى را بگيرد و آن را روانه گورستان تاريح سازد.

 

20 سپتامبر 2005

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



[تاریخ ارسال: 24 Sep 2005]  [ارسال‌کننده: امین]  [ تهران ]  
دست از این مسخره بازی ها بردارید کمونیست یعنی کشک نسخه ای که تاریخ مصرف آن مدتها تمام شده است . واقعاً مروجان این مکاتب کذایی قابل ترحم اند همین و بس .حیف از نام کارگران که همیشه در کنار کمونیست بوده است حیف.کمونیستی که توسط سرمایه داری به خاک مذلت نشسته است استحقاق و لیاقت نجات ملت ها را ندارد. هر چند که از اسلام آخوندی هم خیری ندیدیم.ولی به نظر میرسد شما خیلی احمق تر از آخوند ها هستید که شرایط اجتماعی - اعتقادی و تاریخی ملت ایران به اندازه آنها درک نمیکنید. وگرنه این اراجیف را منتشر نمیکردید. در عجبم از این سایت دیدگاه.زنده باد ایران به امید روزهایی بهتر برای ملت مظلوم ما .   

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.