شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶ - ۲۴ فوریه ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

بذر هاي ماندگار
پاورقي جديد ديدگاه

اشرف دهقاني

ديدگاه:يکبار ديگر ديدگاه مورد لطف قرار گرفت و کاربران محترم مي توانند کتاب «بذر هاي ماندگار» نوشته چريک فدايي اشرف دهقاني را، که به صورت پاورقي در سايت ديدگاه درج خواهد شد، مطالعه کنند. با توجه به اين امر که هدف ديدگاه معرفي اين کتاب است، فعلا يک فصل از دو فصل کتاب تقديم ميشود.
علاقمندان براي تهيه کتاب مي توانند مستقيما با آدرس زير تماس بگيرند:
E-mail: ipfg@hotmail.com
ناشر: چريکهای فدايي خلق ايران
قيمت: 10 euro
از مبارز خلق اشرف دهقاني و چريکهاي فدايي خلق سپاسگزارم. علي ناظر - 20 مهر 1384 - ديدگاه
بذر هاي ماندگار
« جائی که در ايران برای حفظ سيستم سرمايه‌داری به اعمال وحشيانه ترين و ضدانسانی ترين رفتارها در حق مردم دست می‌يازند، جائی که خانواده های کارگران و زحمتکشان، در اثر فقر و فاقه وحشتناک، مدام از هم می پاشند و بسیاری از دربدرشدگان از شدت بینوائی و گرسنگی و پی آمدهای ناشی از آن به فحشاء و اعتیاد و غیره کشیده می شوند، در چنين شرايطی، ستمديدگان تنها با شوريدن برعليه سيستم ظالمانه ی حاکم و با کوشش جهت نابودی نظم اقتصادی - اجتماعی موجود است که می‌توانند از شرافت و انسانيت خود دفاع نمايند. اما به اين مهم، تنها کسانی قادرند عمل کنند که با توجه به شناخت خود از ايجادکنندگان، حافظين و مدافعين وضع ظالمانه ی موجود، دل هاشان از کينه و خشم و نفرت نسبت به دشمنان شان فشرده و به درد آمده باشد. آن "ايثار"گران، آن جوانانی که "صداقت انقلابی" معرف وجود شان بود، مبارزين آگاه دهه ی ۵۰ ، از زمره چنين افرادی بودند. ... خشم و کینه و نفرت، جزئی از احساسات یک انسان است و اتفاقاً در جامعه ی طبقاتی غیرانسانی کنونی، بدون داشتن چنین احساساتی نسبت به دشمنان مردم، نمی توان شرافتمندانه زندگی نمود و، به معنی واقعی کلمه، انسان باقی ماند! دوست داشتن و عشق ورزیدن همانقدر برخوردی انسانی است که مملو از نفرت و خشم بودن و کینه ورزیدن.»

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
اشرف دهقاني:



[تاریخ ارسال: 12 Oct 2005]  [ارسال‌کننده: علي سالاري]  [  ]  

ديدگاه: از کاربران خواهش مي کنم که اگر نظري دارند که نمي شود به صورت اختصار ارائه داد، آن را براي ستون مقالات (يادداشتهاي کوتاه) ارسال کنند. ممنون مي شوم. علي ناظر - 20 مهر 1384 - ديدگاه



با احترام خدمت چريک فدايي رفيق اشرف دهقاني، مطالعهً مقدمهً کتاب "بذرهاي ماندگار" ايشان مرا برآن داشت که مطلب کوتاهي در اين باره بنويسم. نگارنده عميقا معتقد است که مبارزين اسبق که در واقع "شهداي زنده" و گنجينهً تجارب مبارزاتي دوره اي خاص از تاريخ ملت ما مي باشند، لازم است که بيش از همه و اتفاقا با و دقت نظرهر چه بيشتر مورد نقد و مطالعه قرار گيرند. تا کمبودهاي تئوريک و تجربي گذشته را بيشتر دريابيم و نسل امروز با فراگيري از آن تجارب مجبور نباشند که بهاي آن کمبود ها را با پرداخت بهاي خون و خانمان بيشتر پر کنند. شکي نيست که مبارزين سالهاي پنجاه و بنيان گذاران مبارزهً قهرآميز در زمان شاه بواقع طلسم اختناق راشکستند، از ويژگي هاي والاي انقلابي و انساني برخوردار بودند و در راه آرمانهاي خدايي و يا خلقي خود از هيچ چيز فروگذار نکردند. ولي در عين حال نبايد فراموش کنيم که آنان آغازگران راهي بودند که هر کدام از ما، بنوعي، ادامه دهندگان آنيم. اي کاش بعد از بيش از سه دهه از آن آغاز، مسئولين و رهبران آن جنبش نوپا حاضر مي شدند خود را در معرض قضاوت و داوري عموم قراردهند، شايد به اين حقيقت تلخ و انکار ناپذير اذعان دارند کمبودهاي آن آغاز راه بود که که در واقع راه را بر حاکميت و استمرار رژيم قرون وسطايي خميني هموار کرد. فکر مي کنم تاوقتي بازماندگان آن جنبش که امروز اغلب در موا ضع کليدي هدايت گروه و سازمان مربوطه قراردارند، آنها که نسل انقلاب را به قربانگاه برده و ار طرف نسل سوم مورد بي مهري و بي اعتنايي قرار گرفته اند، تازماني که حاضر نشوند خودشان را در معرض نقد خودي و غير خودي قراردهند، نه تنها کاري از پيش نمي برند، بلکه اساساً قابل اعتماد نيز نيستند. براي درس گرفتن از تجارب آن آعاز نافرجام بايستي با درک و فهم امروز و در شرايط متفاوت امروز آنرا مورد داوري قرار داهيم. در آنصورت در خواهيم يافت که ادامهً راه آن آغازگران مجاهد و فدايي، در شرايط کيفا متفاوت امروزي، درک و شناخت و رويکرد کاملاً متفاوتي را مي طلبد. اگر آنروز در شرايط جنگ سرد، کشورهاي درحال توسعه اي مثل ايران، بستررويارويي ايدئولوژيک بين دوقطب بود و اين امر طرفداران دو قطب سوسياليسم و سرمايه داري را لاجرم به رويارويي مسلحانه کشانده بود؛ امروزاز جنگ سرد و آن قطب بندي هاي ايدئولوژيک حد اقل بآن صورت خبري نيست، رژيم حاکم بر ايران ديگر نه دست نشانده مستقيم است و نه رسماً نمايندهً دولتها وشرکتهاي سرمايه داري اين و آن. بنابراين تکرار آن تئوري ها، پي گيري آن روش ها و توسل جستن به آن ايدئولوژي ها نه تنها گره گشا نيستند بلکه دستاوردهاي گذشته را نيز بر باد مي دهند. اگر در گذشته سوسياليزم و ليبراليزم ضد خوني هم بودند، امروزه اين دو نيرو در يک جامعهً دموکراتيک رقيب همند و شکست و پيروزي هر کدام نه با زبان گلوله که در پاي صندوق رأي توسط صاحبان اصلي قدرت يعني مردم رقم مي خورد. اگر در آن دوران جامعه نياز به عنصر پيشتاز داشت امروز جامعه نياز به ابقا و حراست از حقوق شهروندي و مقاومت مدني دارد تا اقشار و طبقات وطيفهاي مختلف جامعه را وارد رقابت بر سر حق و حقوق خود نمايد. اگر آنروز جامعه به "مبارز حرفه اي" نياز داشت، امروز بايد مبارزه را به ميان حرفه ها برد تا نمايندگان حرفه اي مردم در هر کجا و در هر گروه اجتماعي به ايفاي حق و حقوق خود برخيزند و جلوي دست اندازي حريفان را بگيرند. اگر آنروز جامعه به چريک فداکاري نياز داشت که حد اکثر عمرش بقول عرفات شش ماه بود، امروز جامعه به رهبران ورزيده اي نيازدارد که ازدل تحولات جامعه برآيند، در بستر تشکيلات اجتماعي و سياسي دموکراتيک پرورده شوند و خود را در معرض قضاوت تمام جامعه قرار دهند، نه اينکه خود را محصور و محدود به گروه و دسته و حزبي خاص مذهبي و يا ايدئولوژيک کنند. اگر هدف مبارزان آنروز تحقق ايدئولوژي خاص و جامعهً آرماني مذهبي و يا سکولارشان بود که در عمل به حاکميت تندروهاي مذهبي انجاميد. هدف اصلي در مبارزهً امروز بايد تحقق دموکراسي باشه. در اين مبارزه معيار پاکبازي و گذشت و فداکاري چريک و مجاهد و هر فعال و روشنفکر سياسي، به اعتقاد نگارنده، تنها و فقط تنها در ميزان تحمل عقيده و حقوق مخالف و منتقد خلاصه مي شود. نسل امروز و فرداي مملکت رهبران امرور و فرداي خود را با چنين ترازويي محک خواهند زد. حال جا دارد از چريک هاي ديروز و مسئولين و رهبران گروههاي سياسي امروز، که به همان روياها و ديدگاههاي رمانتيک ايدئولوژيک سابق چسبيده اند و بر تحقق همان آرمانها اصرار مي وررند، پرسيد آيا براستي در ميدان تحمل و احترام به حقوق مخالف و منتقد خود چه کارنامه اي ارائه داده اند؟ متأسفانه در اين زمينه کارنامهً نيروهاي سياسي ايراني چندان درخشان نيست، فارق از اينکه، جز اين هرچه هست تلف کردن انرژي ها، خونها و سرمايه ها بوده و خواهد بود.
ناگفته نماند مخاطب اين قلم تنها چريک فدايي اشرف دهقاني نيست، بلکه همهً آنهاکه خود را نمايندگان و ادامه دهندگان راه مبارزين سالهاي پيش از انقلاب مي دانند.
با احترام علي سالاري
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.