شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

چهارشنبه ۲۵ مهر ۱۳۹۷ - ۱۷ اکتبر ۲۰۱۸



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

نظر کابران - نظرناصر فرزانه و پاسخ علي ناظر

علی ناظر

با درود به رفیق عزیز ناظر،

شما با متنی کوتاهی از تظاهرات 7 نوامبر، با تاکید بر اینکه این تظاهرات انگار فقط برای حذف نام سازمان مجاهدین خلق از لیست تروریستی از طرف مجاهدین اعلا شده، پشتیبانی کرده اید. البته با این مضمون که " کلیه نیروها و نهادهای مدافع حقوق بشر...بایستی خواهان حذف نام سازمان مجاهدین خلق از این لیست شوند". بنده هم صددر صد با حذف برچسب تروریستی مجاهدین خلق از لیست های کشورهای آمریکا و اروپا موافقم.

اما به چیزی که اشارهای به آن در متن شما نشده موضوع دیگر این تظاهرات است، مبنی بر اینکه مجاهدین هم همصداو هماهنگ با سیاست های آمریکا و اروپا در مورد مسئله پروژه های هسته ای ایران، خواهان "ارجاع پرونده اتمی رژیم به شورای امنیت" هستند. سئوالم از شما این است که آیا موافقید با موضوع ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت؟ اگر آری، پس چرا این مسئله را در متن تان حذف کرده اید؟

نظر بنده این است که حذف نام سازمان مجاهدین خلق از لیست به اصطلاح تروریستی امپریالیست ها آری، اما ارجاع پرونده هسته ای ایران به بهانه "ارجاع پرونده اتمی رژیم آخوندی به شورای امنیت" نه! چرا که مسئله هسته ای ایران هیچ ربطی به امپریالیست ها ندارد که با ارجاع آن به شورای امنیت، ضمینه تجاوز و تخریب به ایران و ایرانی را فراهم کنند- همچون جنایاتی که در کشور عراق مرتکب شده اند و می شوند. همچنین برخلاف ادعاهای رژیم ولایت فقیه آخوندی، هسته ای شدن ایران هیچ تاثیری در ماندگاری این رژیم جبار آخوندی ندارد، همانطور که امکانات هسته ای و اتمی شوروی سابق نتوانست از فروپاشی نظامات جبار استالینیستی جلوگیری کند. فروپاشی رژیم ولایت فقیه آخوندی فقط و فقط با اراده و مقاومت ملت ایران و فرزندان مبارز و آزادی ستان او حتمی است  که تضمین پیشرفت، آبادی و آزادی و استقلال در ایران زمین است. هر نوع راه حل دیگری از قبیل گسترش محاصره اقتصادی و یا تجاوز نظامی به ایران زمین به هر نوعش و به هر بهانه ای، ضدانقلابی و علیه منافع ملت ایران می باشد و نتیجه ای جزء تخریب و ویرانی و وابستگی بیش از پیش برای ملت ایران به ارمغان نخواهد آورد.

سرنگون باد رژیم ولایت فقیه آخوندی

پیروز باد مقاومت انقلابی ملت ایران    


در پاسخ به کاربر محترم ناصر فرزانه که نظر خود در رابطه با «بلژيک-بروکسل- ميدان شومان» در ستون نظر کابران ثبت کرده اند.
با سلام
اين سوالي بس جدي و خيلي پيچيده اي است، و به همين خاطر در يک يا چند پاراگراف نمي توان به آن پرداخت. بايد آن را از جوانب مختلف باز کرد؛ بطور مثال:
آيا حفظ منافع ملي در داشتن قدرت هسته اي نهفته است؟
آيا براي تشنج زدايي و تنش زدايي بايستي به سلاح اتمي مجهز شد؟
آيا سرنگوني نظام اسلامي (ولايت فقيه) در رابطه مستقيم با خلع سلاح اتمي است؟
آيا زحمت کشان و مردم ستمديده کار، مسکن و نان را به داشتن سلاح اتمي ترجيح مي دهند؟
آيا مردم ايران آزادي و دموکراسي و حکومتي ملي را به سلاح هسته اي ترجيح مي هند؟
و...
پاسخ من به تمام سوالات فوق مثبت است. و اگر بخواهم خلاصه نويسي کنم، خواهم گفت که در عالم سياست، متاسفانه بايد در يک نقطه مسائل را اصلي و فرعي کرد. بالاخره بايد مشخص کرد که در يک مقطع از زمان تضاد اصلي چيست؟ امپرياليسم يا ارتجاع؟ عامل کشتار و خونريزي و ظلم (رژيم)، يا ريشه و دليل پايه اي تمام کشتار ها و خونريزي ها و ظلم ها (جهانخواران)؟ من معتقدم که بايد از خانه شروع کرد. بايد سرانگشتان و بازوان و يا به زباني ديگر عاملان امپرياليسم را نابود کرد.
به نظر من جنگ با امپرياليسم شکل و محتوايي تازه و مدرن پيدا کرده است. گلوباليزم، يکي از عوامل اصلي درانتخاب روش جديد مبارزه است. من اصلا شکي ندارم که تا زماني که جهانخواران هستند، تا زماني که ظالم هست، و تا زماني قدرت اقتصادي متمرکز و زير نظر و  کنترل چند نهاد معدود است، ظلم هست، کشتار هست، فقر و بيچارگي و اجحاف هست. اما به اين هم معتقدم که اگر فقط يک گلوله براي زدن داشته باشم، آن را به سويي نشانه مي گيرم که راهگشا باشد، و نه اينکه تاکتيکي براي پيشبرد يک استراتژي. روشن تر اينکه، براي مبارزه با «امپرياليسم» بايد منسجم بود (در سطح بين الملل)، بايد برنامه داشت، بايد شناخت از شرايط بين المللي و سوق الجيشي و ايدئولوژي هاي حاکم، و تنوع فرهنگ ها، و مهمتر از همه اينها، از توان خود داشت.
مي دانم که «امپرياليسم» با شعار حذف نمي شود، مي دانم که آمريکا و بوش و کلينتون و ... با تظاهرات خياباني باور هاي خود را بايگاني نمي کنند، مي دانم که مخالف جدي تروريسم هستم و از اعمال آي آر اي، القاعده، حماس، و بمباران هاي اسرائيل (در فلسطين) و آمريکا (در ويتنام و افغانستان و عراق)، که همه به نوعي تروريسم است، به شدت منزجرم.
اين ها داده هاي من هستند، حال با سوال شما روبرو هستم که کدام را بايد انتخاب کرد، داشتن سلاح اتمي يا به زير منگنه بردن رژيم براي تسليم آن؟ من دومي را انتخاب مي کنم، چون مي دانم که بايد اين رژيم سرنگون شود، چون مي دانم که رژيم بايد تضعيف شود، اگر بتوان کارت هاي بازي رژيم را محدود کرد (که روز به روز کمتر مي شوند)، بايد گزينه دوم را انتخاب کرد.
آيا اين همسويي با آمريکا نيست؟ چرا هست! آيا تن دادن به ذلت نيست؟ اگر اصول مان را فراموش نکنيم و باور نداشته باشيم که هدف وسيله را توجيه مي کند، نه، تن دادن به ذلت نيست. يادمان نرود که از رژيم  «ضد امپرياليست تر» نداريم. اما در عين حال مي بينيم که چگونه ثروت ملي را به تاراج داده اند. يادمان نرود که محمدرضا شاه صدبار مدره تر از اين آخوندها بود، اما چگونه نفت و منابع ملي را در اختيار غرب و شرق قرار داده بود، و يادمان نرود که به مصدق مارک «آمريکايي» مي زدند، و سرانجام او و ايران چه شد؟
من نمي خواهم بگويم که همبستري با آمريکا درست است، اصلا، چرا که فرزندان اين همبستري خيانت و وطن فروشي است. مي خواهم بگويم که نبايستي همبستري را با کار ديپلماتيک يکي دانست.
در اين هم شکي ندارم که مجاهدين مسلمان، با شناختي که از نگرش آنها به اسلام دارم، اگر بر مسند قدرت بنشينند، در راستاي مذهب زدايي گام که بر نمي دارند هيچ، به تفکر مذهبي هم کمک مي کنند – غير از اينهم نبايد از آنها انتظار داشت (براي آشنايي بيشتر به 40 سال تاريخ فعاليت آنها توجه شود). اما اين باعث نمي شود که از خواست آنها براي حذف نام سازمانشان از ليست تروريستي، در 7 نوامبر پشتيباني نکنم. اين ابدا بدين معنا نيست که آنها چک سفيد دارند. برعکس، بر اين باورم که اگر به راستي مخالف حکومتي مذهبي (جمهوري دموکراتيک اسلامي) پس از سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي هستيم، بايد در چند جبهه فعال شويم. ضد رژيم (اصلي)، تشکيل جبهه متحد از نيروهاي سکولار و چپ، فشار (معقول و رفيقانه) بر مجاهدين براي «به روز» شدن. اگر واقعا نمي خواهيم مجاهدين در آينده ايران حرف آخر را بزنند، بايد به همان اندازه آنها قدرتمند بشويم، منسجم بشويم، فعال بشويم، حرف و عمل مان يکي شود، و خلاصه اينکه در ابر ها زندگي نکنيم و از عرش اعلا به زمين آمده و زمينيان را آنطور که هستند بشناسيم، و نه آنطور که مي خواهيم باشند و در کتابهاي «شريعت» خود خوانده ايم.
از سوي ديگر اگر مجاهدين مي خواهند شک ها برطرف شود، آنها هم بايستي دور و بر خود را آنطور که هست ارزيابي کنند، و فرصت ها را نسوزانند.
اميد وارم که به نکاتي که در پيامتان آمده بود پاسخ (کوتاه) داده باشم.
علي ناظر – 8 آبان 1384 - ديدگاه

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
علی ناظر:



[تاریخ ارسال: 30 Oct 2005]  [ارسال‌کننده: گل کو]  [ http://golku.blogspot.com ]  
یک مثالی هست که میگوید اگر همیشه همان کاری را کنیم که میکردیم سرنوشتمان همانی خواهد بود که قبلا بوده است. این یک واقعیت است که اکثر ما میخواهیم کنار گود بنشینیم و منتظر شویم یکی دیگر( مثلا مجاهدین) کشته شوند و مبارزه کنند تا "ما" به قدرت برسیم و از آن ببعد است که دنیا خواهد دید ما چه قدرتی داریم!!!
این حرف کاملا درستی است که اگر می خواهیم تغییری ایجاد شود باید خودمان هم برای آن فعالیت کنیم. با کنار گود نشستن و به مجاهدین متلک پراندن و ایراد الکی گرفتن و آنها را نفهم و دست نشانده امریکا القا کردن چیزی حل نمیشود. هنوز مردم ایران گرسنه اند. در فقر و فحشا و اعتیاد و آلودگی هوا در دنیا اول شده ایم. خیال میکنید پول نفت و درآمد ایران الآن خرج مردم میشود که مثلا اگر تحریم شد ازشان چیزی کم شود؟ همین حالا هم با میلیاردها دلار سود نفتی حقوق کارگران و معلمان و پرستاران را سر وقت نمیدهند. اگر رهبری مجاهدین توانسته نیروهایش را از همه این پیج و خم ها که میتوانست خیلی از نیروها را نابود کند بیرون آورد و هنوز منسجم ترین و قوی ترین نیروی اپوزیسیون بماند و دولت ایران هنوز آنها را جدی ترین دشمن خود میداند بهتر است یک کم چشممان را باز کنیم و مجاهدین را فرای روسری و اعتقادات مذهبی شان ببینیم. اگر اینهمه کار را یک نیروی غیر مذهبی میکرد واکنش ما چه بود؟ در اینکه مردم را به مذهبی و غیر مذهبی تقسیم میکنیم چه تفاوتی با خمینی داریم؟
در این مدت همه نیروهایی که نه اسمشان در لیست تروریستی بود و نه پول و امکاناتشان ضبط شده بود نتوانستند یک هزارم مجاهدین کاری کنند. چه مذهبی باشیم و چه نباشیم باید واقعیت ها را درست ببینیم.حکومت جمهوری دمکراتیک اسلامی و ریاست جمهوری مریم رجوی برای شش ماه اول است تا انتخابات مجلس موسسان و تدوین قانون اساسی.این را هر که بتواند سایت شورای ملی مقاومت را ببیند میتواند بخواند. شعور مردم را دست کم گرفتن هم حدی دارد. قلب واقعیت نشانه ضعف است. به جای نق زدن الکی بهتر است نیروها تضاد اصلی را مشخص کنند و با مجاهدین برای تشکیل یک جبهه واحد وارد مذاکره شوند . اگر جایی اشکال پیش می آید به مردم گزارش کنند. حکومت آینده ایران باید پارلمانی و نماینده همه مردم باشد . اما این با حرف تنها ممکن نمیشود. کمی هم باید جرات عمل داشت.
  

[تاریخ ارسال: 30 Oct 2005]  [ارسال‌کننده:  خواننده ديد گاه]  [  ]  
نگراني آن كار بر محترم از ارجاع پرونده اتمي به شوراي امنيت به جاست. اينجا سوال و نكاتي مطرح مي شود يكي اين كه دستگاه رهبري مجاهدين از اين همه تاكيد و درخواست ارجاع پرونده اتمي به سازمان ملل چه انتظاري دارد؟ مثلا فرض كينم كه پرونده به شوراي امنيت رفت. ايا در شوراي امنيت تصميم به حمله به مراكز اتمي گرفته
خواهد شد، يا تحريم اقتصادي يا آنظور كه در بعضي از احتمالات آمده بود تحريمها و مجازات سياسي مثل عدم اجازه سفر مسئولان رژيم به كشورهاي ديگر من گمان نمي كنم رهبري مجاهدين چندان جدي به مساله فكر كرده باشند وبعد به اين سوال مي رسيم كه از مجازاتهاي فرضي چه چيز گير مجاهدين مي مي آيد. طبعا رژيم در شرايط فشار به جاي خودكشي به فكر نجات خودش خواهد بود، همچنان كه در گروگانگير، و در جنگ با عراق عمل كرد. رهبي مجاهدين به آنطرف قضيه كه واكنش مردم نسبت به اين پستان به تنورچسباند ها به براي ارجاع مساله به شوراي امنيت نمي كند. فردا روزي اگر احتمالا آمريكا به ايران موشك پراني كرد يا تحريمهايي تصويب شد كه مردم به زحمت افتادند مجاهدين به برگزاي جشن و يايكوبي چطور مي شود انتظار داشت كه يخشي از خشم مردم از شرايط متوجه آنان نشود. ار هول هليم در ديگ افتادان هم يعني همين. رهبري مجاهدين چنان غرق در رويا عوالم خويش در «آلترناتيو» مطلوب براي كشورهاي غربي به ويژه آمريكا شدن است كه درك اين مساله ساده كه«بزرگان» براي فرستادن پرونده اتمي رژيم به شوراي امنيت سازمان ملل نيازي به رهنمود آنان ندارد، عاجزند. و توجه ندارند كه چند تظاهرات با شركت نيم مليون نفر يا بيشتر در رم و لندن و رشته تظاهرات ديگر و حتي مخالفت چند كشور اروپايي به حمله به عراق، سبب جلوگيري از حمله آمريكا به آن كشور نشد و سالها تلاش ديپلماتيك مجاهدين و علاقمندي وافرشان به جلب نظر مساعد آمريكا هم مانع بمباران پايگاهيشان در عراق نشد. مجاهدين بايد خيلي پيش از اينها فيتله تبليغات در مورد مساله اتمي را پايين مي كشيدند و روي مساله نقض حقوق بشر متمركز مي شدند. اماجناب علي نظر هم بي جهت به خود زحمت نصحيت به مجاهدين را مي دهد، متاسفانه تجربه 20 سال كذشته نشان مي دهد كه دستگاه رهبري مجاهدين همه را ابزار و سياه لشگري براي اهداف خود مي خواهد و اين از شعارهايشان پيداست، از اين بابت هر نوع نصحيت يا توصيه يي عرض خود بردن و زحمت آنان داشتن است. اگر ده تا سونامي سياسي هم مثل جنگ كويت و جنگ اخير راه بيفتد، و دنيا را آب ببرد، دستگاه رهبري مجاهدين دست روياهاي جاه طلبانه خود كه جشنهاي سالگردانتخاب خانم رجوي به عنوان رئيس جمهور آينده كه نزديك ده سال است برگزار مي شود گواه آن است، بر نخواهد داشت.
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.