شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

تلاش‏ براى لغو احكام دادگاه انقلاب اسلامى سقز و تشكل‌يابى كارگران!

بهرام رحماني

bamdadpress@telia.com در شرايطى كه فقر و فلاكت و اختناق سياسى زندگى را بر اكثريت مردم ايران، به ويژه كارگران تلخ و دشوار ساخته است، مسئله تشكل‌يابى و اتحاد و همبستگى طبقاتى كارگران و لغو احكام دادگاه سقز عليه پنج نفر از فعالين و چهره‌هاى سرشناس‏ جنبش‏ كارگرى، مهم‌ترين اولويت اين دوره جنبش‏ ماست! اما متاسفانه بحث‌هايى كه اين روزها در رابطه با مسايل كارگرى و مساله دستگيرشدگان سقز در سايت‌هاى اينترنتى در جريان است، بسيار نگران‌كننده است. اين بحث‌ها اگر در فضايى رفيقانه و بدون هوچيگرى و برچسب‌زدن‌هاى ناروا نباشد شايد گوش‏ شنوايى پيدا كنند، اما در چنين فضايى نه تنها بحث و جدل‌هاى اين چنينى تاثيرگذار نيستند، بلكه مضر هم هستند. بنابراين ادامه چنين بحث‌هايى زيانش‏ از سودش‏ بيش‏تر است و تاثيرات مخرب دارد. اصولا هر جريان و انسانى كه خود را در قبال جنبش‏ كارگرى كمونيستى مسئول مى‌داند و با خلوص‏ نيت هر آنچه كه در توان دارد براى برداشتن موانع پيش‏ پاى پيشروى اين طبقه به كار مى‌اندازد، قطعا نبايد وارد چنين فضاى آلوده‌اى شود. بحث اين نيست كه نبايد بحث و نقد كرد و يا درس‏ اخلاقى به كسى داد، برعكس‏ بحث‌هاى اثباتى و نقدهاى رفيقانه سازنده است و به رفع موانع جنبش‏ كارگرى نيز يارى مى‌رساند. اما برخى جريانات حاشيه‌اى به جاى پرداختن به بحث‌هاى اثباتى، صرفا براى مطرح كردن خود مواضعى را اتخاذ مى‌كنند كه جنجالى پست سر آن راه بيافتد!؟ چنين شيوه‌هايى اگر به درد جريانات سكتاريست و معلمان ايدئولوژيك مى‌خورد، قطعا به درد كارگر و بهبود وضعيت اقتصادى و اجتماعى او نمى‌خورد. هر انسان و جريان متهعد و مسئول با توجه به موقعيت اقتصادى و سياسى و اجتماعى ايران، هنگامى كه مى‌شنود تعدادى از فعالين كارگرى دست‌اندركار متشكل كردن كارگران هستند صرف‌نظر از اين كه اين فعالين به كدام گرايش‏ و سازمان و حزبى نزديكى سياسى دارند، واقعا خبر خوشحال‌كننده‌اى است. خوشحال شود. زيرا طبقه كارگر تا روزى كه متحد و متشكل نشود و هدفمند عليه سيستم سرمايه‌دارى مبارزه نكند، بحث از انقلاب اجتماعى و تغيير جهان موجود فقط در حد آرزو و اعلام موضع باقى خواهد ماند. اما متاسفانه هستند افراد و جرياناتى كه فكر مى‌كنند اگر طبقه كارگر و فعالين آن به ميدان بيايند ديگر بساط اين‌ها برچيده خواهد شد، بنابراين آگاهانه و ناآگاهانه لطمات زيادى به جنبش‏ كارگرى وارد مى‌سازند. علاوه بر اين، در جنبش‏ ما يك سنت نادرست ديگر هم وجود دارد و آن هم تحمل صداى مخالف است. به محض‏ اين كه ما اختلافى با كسى پيدا مى‌كنيم بلافاصله اين اختلاف را آن‌چنان به رودررويى مى‌كشانيم تا به جدايى و خصومت منجر شود. جنبش‏ كارگرى كمونيستى ايران و جهان، تجارب تلخى از اين جدايى‌ها و پراكندگى‌ها دارد. اساسا هر فرد و جريانى كه واقعا دلش‏ براى پيشروى طبقه كارگر مى‌طپد نه در حرف، بلكه بايد در عمل نشان دهد كه از متشكل شدن كارگران با هر گرايشى خوشحال است. قاعدتا در فضايى رفيقانه و به دور از هر گونه هوچيگرى و درست كردن فضاى آلوده و خصمانه اشكالات آن را مورد نقد قرار دهد. از اين رو، هيچ‌كس‏ و هيچ جريانى نبايد به خودش‏ اجازه دهد كه به طبقه كارگر و فعالين جنبش‏ كارگرى امر و نهى كند و يا در صورت احساس‏ مخالفت، به تخريب آن برخيزد. حق طبيعى و مسلم كارگران است كه تشكل دل‌خواه خودشان را به وجود بياورد. از سوى ديگر مسير مبارزه طبقاتى، يك جاده صاف و اسفالت‌شده نيست كه هر كسى آخرين مدل ماشين زير پايش‏ است و تا آخر بر پدال گاز فشار بياورد زودتر به مقصد خواهد رسيد. اين امر شايد براى مسابقه اتومبيل‌رانى مناسب باشد اما به در طبقه كارگر نمى‌خورد. مبارزه طبقاتى سخت، دشوار و پر از فراز و نشيب‌هاى پيچيده پراتيكى و نظرى است كه طبقه كارگر و فعالين آن با عبور از آن‌ها آب‌ديده مى‌شوند و از جان و زندگى خود مايع مى‌گذارند تا طبقه‌شان نقش‏ تاريخى خود را در برافكندن بورژوازى و برپايى جامعه نوين آزاد و برابر و انسانى ايفا كند. علاوه بر اين‌ها، متاسفانه برخى از افراد و جرياناتى كه بحث و مواضع خود را در روزهاى اخير در سايت‌هاى اينترنتى منتشر نموده‌اند، يك مسئله بسيار مهم را ناديده گرفته‌اند و آن هم موقعيت بسيار متفاوت فعالين جنبش‏ كارگرى كمونيستى در داخل و خارج كشور است. ما در خارج كشور از هر لحاظ دست‌مان باز است كه حرف آخرمان را اول هم بزنيم. ما در خارج كشور با آن‌چنان سانسور و خودسانسورى مواجه نيستيم، مستقيما با پليس‏ و زندان سياسى سر و كار نداريم، اما در داخل كشور مسئله كاملا برعكس‏ است. مشكلات اقتصادى از يك‌سو و سانسور و اخنتاق از سوى ديگر، فعالين جنبش‏ كارگرى و ديگر جنبش‏هاى اجتماعى و حق‌طلب را در معرض‏ خطرات گوناگون قرار داده است. هنوز هم در ايران آزادى تشكل، اعتصاب، تجمع، بيان و قلم «ممنوع و حرام» است. مشخصا شبح تهديد و زندان بر بالاى سر اين 5 فعال و رهبر سرشناس‏ جنبش‏ كارگرى ايران، به پرواز درآمده است. اكنون روزنه و فضايى كه در جنبش‏ كارگرى باز شده است، مديون توازن قوايى است كه خود طبقه و فعالين و پيشروان آن با فداكارى و جان‌فشانى‌هايشان بر سرمايه‌داران و رژيم حامى سرمايه تحميل كرده‌اند. با اين وجود باز هم نبايد اين امر مهم با يك اختلاف جزئى كه احيانا در نوشته اين و يا آن رفيق فعال جنبش‏ كارگرى داخل كشور وجود دارد، به يك سوژه تبلغى جريانات و فعالين جنبش‏ كارگرى كمونيستى در خارج كشور تبديل شود. چنين روش‏هايى خطرناك است و عواقب بدى به دنبال دارد كه به مبارزه و اتحاد و همبستگى طبقاتى لطمه مى‌زند. مى‌توان در فرصت‌هاى مناسب و در فضايى صميمانه و رفيقانه اختلافات سياسى را مورد بررسى و نقد قرار داد. نيروهاى چپ و كمونيست، مسئوليت آگاهانه و آزادانه سياسى و اجتماعى و انسانى سنگينى را به عهده دارند. وارد كردن هرگونه ضربه روحى و روانى و امنيتى بر فعالين كارگرى، به ويژه توسط فعالين جنبش‏ كارگرى كمونيستى كه در حال حاضر اجبارا در خارج كشور به سر مى‌برند، هم به لحاظ سياسى و هم به لحاظ انسانى غلط و نادرست است. هدف در اين‌جا وارد شدن به جزئيات اين نوع مباحثى كه در سايت‌هاى اينترنتى در جريان است، نيست. بار ديگر تاكيد به مسايل مهمى است كه امروز در پيش‏ پاى ما فعالين و جريانات جنبش‏ كارگرى كمونيستى متعهد و مسئول در خارج كشور قرار دارد. شعبه اول دادگاه انقلاب اسلامى سقز، حكم دستگيرشدگان اول ماه مه 83 سقز را در تاريخ 21/8/1384 به وكلاى مدافع آنان‌(آقاى محمد شريف، و خانم‌ها مهشيد محدود و منيژه محمدى) ابلاغ كرد. براساس‏ اين حكم، هادى تنومند و اسماعيل خودكام تبرئه و محكوميت ساير دستگيرشدگان اول ماه 1383 سقز عبارت است از: 1- محمود صالحى، به «اتهام تجمع غيرقانونى» و تدوين جدول براى هزينه خانواده پنج نفره، به 5 سال زندان و 3 سال تبعيد به شهرستان قروه، محكوم شده است. اتهام ديگر محمود صالحى، تشويش‏ اذعان عمومى است كه به دادگاه عمومى ارجاع شده است. صالحى، از اتهام هوادارى از كومه‌له كه قبلا در پرونده‌اش‏ ذكر شده بود، تبرئه شده است؛ 2- سيدجلال حسينى، به «اتهام تجمع غيرقانونى» به 3 سال زندان محكوم شده است. حسينى نيز از اتهام هوادارى از كومه‌له تبرئه شده است؛ 3- محسن حكيمى، 2 سال زندان؛ 4- محمد عبدى‌پور، 2 سال زندان؛ 5- برهان ديوارگر، 2 سال زندان. بدين ترتيب احكام فوق نه تنها براى خاموش‏ كردن صداى حق‌طلبى و اعتراض‏ و فعاليت خود اين فعالان شناخته شده جنبش‏ كارگرى ايران است، بلكه براى مرعوب كردن كل جنبش‏ كارگرى ايران و به ويژه حركت‌هاى راديكال كارگران كردستان كه براى گرفتن حق و حقوق اقتصادى، اجتماعى و سياسى خود عليه سيستم سرمايه‌دارى و رژيم حامى سرمايه به مبارزه آگاهانه و هدفمند دست مى‌زنند. براى مثال كارگران نساجى كردستان، با اتكا به مجامع عمومى منظم، 57 روز اعتصاب كردند كه هر لحظه با ترفندها و توطئه‌هاى كارفرما و مسئولين دولت در اين استان رو‌به‌رو بودند، اما با اتحاد و همبستگى و پيگيرى اعتصاب خود را به پيروزى رساندند و مطالبات خود را به كارفرما و دولت تحميل كردند. همچنين امروز خواست‌هايى نظير لغو شكنجه و اعدام و آزادى همه زندانيان سياسى، آزادى تشكل، اعتصاب و تجمع، به خواست‌هاى اجتماعى در جامعه ايران تبديل شده است و اين خواست‌ها هر روز رساتر از روز قبل در جامعه، كارخانه‌ها، كارگاه‌ها، دانشگاه‌ها، محلات، نشريات، سخن‌رانى‌هاى راديويى و پالتاكى، سايت‌ها، وبلاگ‌ها و غيره در سطح ميليونى ابراز مى‌شود. مسلم است كه قبل از هركس‏ ما كارگران و كمونيست‌ها وظيفه انسانى، اجتماعى و سياسى خود مى‌دانيم كه از همه امكانات و روابط موجودمان براى لغو احكام صادره عليه اين پنج فعال كارگرى، بدون هيچ‌گونه چشم‌داشتى و بدون در نظر گرفتن منافع شخصى و تشكيلاتى و با خلوص‏ نيت بكوشيم. در جامعه ايران و خارج كشور، پتاسيل بالاى مبارزاتى بر عليه هرگونه سركوب و ستم و استثمار كارگران و مردم محروم و زحمتكش‏ وجود دارد كه اگر هماهنگ و با برنامه و هدفمند سازمان‌دهى شود، قطعا دادگاه انقلاب اسلامى سقز را به عقب‌نشينى وادار خواهد كرد و احكام صادره بر عليه اين 5 فعال و رهبر جنبش‏ كارگرى لغو خواهد شد. در خارج كشور در حال حاضر بايد از برگزارى آكسيون، آن هم آكسيون‌هاى ضعيف و يا اعلام كمپين‌هاى سراسرى از طريق جلسات پالتاكى خوددارى كرد. تجربه تاكنونى نشان داده است كه روابط و تماس‏هاى مستقيم و مستمر فعالين محلى با اتحاديه‌ها و فدراسيون‌هاى كارگرى، به ويژه لوكال‌هاى محلى اتحاديه‌ها كه نسبت به رهبرى فدراسيون‌ها راديكال و پيشرو هستند، نهادهاى بين‌المللى مدافع حقوق بشر مانند كميسيون حقوق بشر اتحاديه اروپا و امنستى، سازمان و احزاب چپ و سوسياليست پارلمانى و غيرپارلمانى كشورهاى غرب با خواست محكوم كردن قوانين ضدكارگرى و لغو احكام صادره عليه 5 فعال جنبش‏ كارگرى اقدامات لازم را پيش‏ ببرند، موثرتر است. استفاده از همه اين امكانات، مواضع طبقاتى و كمونيستى ما را تضعيف و يا منحرف نمى‌كند. بنابراين ما بايد از همه امكانات موجود، حتا از خود قوانين جهان‌شمول بورژوازى نيز براى لغو اين احكام و مطالبات كارگران استفاده كنيم، دچار هيچ خطاى سياسى مرتكب نشده‌ايم. بدين ترتيب، نه تنها بايد كمپين سياسى‌_‌تبليغى براى لغو فورى و بدون قيد و شرط اين احكام دادگاه انقلاب اسلامى سقز را در سطح وسيعى سازمان‌دهى كنيم، بلكه اساسا براى آزادى برگزارى مراسم‌هاى مستقل روز جهانى كارگر، آزادى تشكل، تجمع، اعتصاب و بيان نيز افكار عمومى بين‌المللى آگاه و بسيج كنيم. استفاده از رسانه‌هاى سازمان‌ها و احزاب و ديگر رسانه‌هاى سازمان‌هاى چپ و كمونيست غرب و رسانه‌هاى راديكال براى افكارسازى بسيار مهم و حائز اهميت است. بدين ترتيب، در حال حاضر مسئله مهم و اساسى ما فعالين و جريانات جنبش‏ كارگرى كمونيستى در دو عرصه مشخص‏، يعنى تلاش‏ براى لغو احكام دادگاه انقلاب اسلامى سقز در مورد 5 فعال جنبش‏ كارگرى و تلاش‏ براى سازمان‌يابى مستقل كارگران ايران عليه سرمايه‌داران و رژيم حامى سرمايه در راس‏ اولويت‌هايمان قرار دارد. يعنى مبارزه و تلاش‏هاى ما جدا از فعاليت‌ها و مشغله‌هاى روزمره و روتين، ضرورى است كه پيرامون اين دو عرصه مشخص‏ متمركز گردد. اگر جنبش‏ كارگرى كمونيستى ما بتواند در اين دو عرصه ياد شده موفقيت‌هايى را كسب نمايد، بى‌شك قادر خواهد بود گام‌هاى محكم و بلندى را در جهت تحقق اهداف عاليه مبارزه طبقاتى بردارد. مى‌دانيم كه دور كردن فعالين عملى و رهبران جنبش‏ كارگرى از توده كارگران، لطمات زيادى به جنبش‏ كارگرى وارد مى‌سازد و روحيه عمومى كارگران را تضغيف مى‌كند. حداقل براى يك دوره ديگر تشكل‌يابى مستقل كارگران، به ويژه گرايش‏ راديكال و ضدسرمايه‌دارى را به تعويق مى‌اندازد. از اين‌رو لغو احكام صادره عليه فعالين جنبش‏ كارگرى ايران، تاثير به سزايى در تشكل‌يابى كارگران دارد. در جمع‌بندى اين مطلب لازم به تاكيد است كه آزادى بى‌قيد و شرط تشكيل اتحاديه‌ها، شوراها، انجمن‌ها، كميته‌هاى كارگرى و...، جزئى از حق مسلم كارگران براى ايجاد هر نوع تشكل صنفى و سياسى است و همواره كارگران كمونيست در صف مقدم مبارزه طبقاتى قرار مى‌گيرند. گرايش‏ راديكال و كمونيستى طبقه كارگر، همواره منافع كل طبقه را در مدنظر دارند و براى جلوگيرى از تفرقه و پراكندگى به طور مداوم به فكر چاره‌جويى و راه‌حل مى‌افتد. همچنين از تلاش‏هاى كارگران براى ايجاد تشكل‌هاى مستقل حمايت و استقبال مى‌كند و از هر طريق ممكن به آن يارى مى‌رساند. براى نزديك شدن هر چه بيش‏تر تشكل‌هاى كارگرى براى برپايى يك تشكل سراسرى و جلوگيرى از سياست‌هاى بوروكراتيك، مجامع عمومى را كه به دمكراسى مستقيم و اراده مستقيم كارگران اتكا دارد، توصيه و تشويق مى‌كند. اعتصاب طولانى 57 روزه كارگران نساجى كردستان يك بار ديگر اين واقعيت را در مقابل جنبش‏ كارگرى ايران قرار داد كه اگر كارگران با برگزارى مجامع عمومى منظم خود با نمايندگان منتخب خود در مشورت و تبادل نظر مداوم قرار گيرند، ترفندها و توطئه‌هاى كارفرمايان، نيروهاى امنيتى و ديگر ارگان‌هاى دولتى نمى‌توانند تاثيرى در عزم و اراده و پيشبرد مبارزه و پيروزى آن‌ها داشته باشند. بنابراين كارگران هر نوع تشكلى به وجود مى‌آورند و هر نوع اسمى به تشكل خود اختصاص‏ مى‌دهند اگر به مجامع عمومى اتكا كنند، از يك‌سو به طور متحد و قدرت‌مند در مقابل سرمايه‌داران ظاهر مى‌شوند و از سوى ديگر از غلتيدن تشكل‌شان به سياست‌هاى رفرميستى و بوروكراتيك جلوگيرى مى‌كنند. در رابطه با لغو احكام دستگيرشدگان اول ماه مه 83 سقز نيز فعاليت در عرصه بين‌المللى، برقرارى تماس‏ با اتحاديه‌ها و سنديكاهاى كارگرى، تشكل‌هاى بين‌المللى مدافع حقوق بشر، رسانه‌هاى گروهى، سازمان‌هاى مختلفى كه تحت نام چپ، سوسياليست و كمونيست فعاليت دارند از يك‌سو و افكارسازى حول اين مسئله و ديگر مطالبات كارگران از سوى ديگر را بايد هر چه بيش‏تر تعميق و گسترش‏ دهيم. در عين حال ما بايد در فضايى دوستانه و رفيقانه انتقادات خود را به سياست‌هايى كه نسبت به آن‌ها نظر داريم در موقع مناسب و در جاى خود مطرح كنيم. با اميد اين كه همه نيروهاى جنبش‏ كارگرى كمونيستى شرايط حساس‏ اين دوره را در نظر بگيرند و از قطبى كردن بى‌مورد بحث‌ها و به تقابل كشاندن غيرضرورى آن‌ها، به اين دو اولويتى كه در بالا اشاره كرديم توجه بيش‏ترى را مبذول دارند و انرژى‌ها را بى‌خود به هرز نبرند. ادامه بحث‌هاى كشدار و اعلام مواضع عجولانه و فكر نشده به كشمكش‏هاى غيراصولى دامن مى‌زند و به مبارزه متحد طبقاتى لطمه وارد مى‌سازد كه باعث شادى سرمايه‌داران و رژيم حامى سرمايه مى‌گردد. سرانجام در هر شرايطى، دفاع از منافع مستقل طبقه كارگر، آرمان سوسياليسم و رهايى از بى‌عدالتى، ستم، اختناق، استثمار و استبداد سرمايه‌دارى وظيفه دايمى كليه نيروهاى جنبش‏ كارگرى كمونيستى در ايران و جهان است! 9 دسامبر 2005

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.