شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۱ اوت ۲۰۱۷



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

هماهنگى سياست‌هاى «زحمتكشان» در راستاى احتمال تحريم اقتصادى و حمله نظامى آمريكا و متحدانش‏ به ايران!

بهرام رحماني

روز شنبه 21 ژانويه 2006، راديو همبستگى در استكهم، در رابطه با فعاليت‌هاى جمهورى اسلامى براى دست‌يابى به سلاح‌هاى كشتار جمعى اتمى و احتمال حمله نظامى آمريكا و متحدانش‏ به ايران، ميزگردى با آقايان شالگونى از سازمان راه كارگر، راسخ افشار، از سازمان شوراى سوسياليست‌هاى چپ و عبدالله مهتدى، دبيركل گروه «زحمتكشان»، برگزار کرده بود. در این میزگرد آقاى عبدالله مهتدى، نه تنها به طور شفافی لشكركشى آمريكا و متحدانش‏ به عراق و احتمالا به ايران را مورد تاييد قرار داده است، بلكه فراتر از اين نیز موضع ضدجنگ سازمان‌ها و احزاب چپ ايرانى در تظاهرات‌هاى ضدجنگ در سطح بين‌المللى را اشتباه بزرگی ­خواند و هشدار هم ­داد كه اگر آمريكا به ايران حمله كند، این بار نبايد خطاى گذشته چپ تكرار شود. به عقیده او، سازمان­های چپ، نباید جنبش ضدجنگ بر عليه جنگ و لشكركشى آمريكا به ايران، راه بیاندازند. او، این مواضع خود را چندین بار در طول این میزگرد تکرار کرد.

البته چنين سياستى از سوى گروه «زحمتکشان» تازگى ندارد. اين جريان چند سال پيش‏ از موضع كاملا راست از كومه‌له جدا شد و نام كومه‌له‌(سازمان زحمتكشان كردستان ايران) را بر خود نهاد تا بلكه، براى يك دوره هم شده با سوء‌استفاده از نام كومه‌له، جايگاهى در ميان مردم انقلابى كردستان براى خود دست و پا كند، اما طولى نكشيد كه سياست‌هاى راست و ناسیونالیست آن و نزدیکی سیاسی­اش به طيف توده‌اى‌_‌اكثريتى و به ويژه سياست‌هاى آمريكا در عراق، هم براى جامعه كردستان و هم سازمان‌هاى چپ ايرانى روشن شد. بنابراين مصاحبه اخير عبدالله مهتدى، بيش‏ از پيش‏ ماهيت اين گروه در كردستان را به نمايش‏ گذاشته است و حتا متوهم‌ترين انسان‌ها را نيز نسبت به سياست‌هاى آن به تفكر عميق وامى‌دارد.

در اين ميزگرد، از عبدالله مهتدى، موضع خود و تشکیلاتش در مورد احتمال حمله نظامى آمريكا و اسرائيل به ايران و محاصره اقتصادى اين كشور پرسيده شد كه در اين‌جا چكيده از جواب او را به اين سئوالات نقل قول مى‌كنيم، قطعا علاقمندان مى‌توانند به سايت راديو همبستگى مراجعه كنند و كل اين برنامه را مستقيما گوش‏ كنند.

عبدالله مهتدى، در اين مصاحبه صريحا گفت، ما با هرگونه اعتراض‏ و موضع ضدجنگ علیه حمله آمریکا به ایران مخالف هستيم و آن را آب ریختن به آسياب جمهورى اسلامى مى‌دانيم. او همچنين تحريم اقتصادى ايران را مورد تاييد قرار می­دهد، منتها با اين اما و اگر كه ضرر اين تحريم‌ها به مردم نرسد و متوجه رژيم جمهورى اسلامى باشد؟!

او، در جواب سئوال دیگری می­گوید، من اشتباه بزرگى مى‌دانم كه چپ ايران، عليه آمريكا جنبش‏ ضدجنگ راه بياندازد. اين، آب به آسياب جمهورى اسلامى ريختن است. به جمهورى اسلامى و آمريكا يكسان برخورد كردن غلط است. من اين موضع را موضع افلاطونى مى‌دانم.

ترازوی من، عبارت از اين است كه مبارزات مردم ايران در 26 سال گذشته برچيدن بساط جمهورى اسلامى بوده است، ايران زندان همه مردم است. بنابراين من چرا بايد جنبش‏ ضدجنگ عليه آمريكا راه بياندازم و فشار را از روى جمهورى اسلامى كم كنم. مبادا چپ ايران اين بار همان اشتباهى را بكند كه در حمله آمريكا به عراق كرد و در كنار جنبش‏ ضدجنگ ايستاد و آب به آسياب رژيم عراق ريخت، اين اشتباه نبايد تكرار شود.

آقاى عبدالله مهتدى، در اين مصاحبه، جنبش میلیون­ها انسان‏ ضدجنگ در جهان را اشتباه بزرگ ناميد و آن را آب به آسياب دولت عراق ريختن تعبیر نمود و تاكيد كرد كه اگر چپ ايران در حمله احتمالى آمريكا به ايران، عكس‏العمل اعتراضى از خود نشان دهد اشتباه بزرگى مرتكب مى‌شود و آب به آسياب جمهورى اسلامى مى‌ريزد.

مهتدى، در اين مصاحبه راديويى، مبارزه عليه امپرياليسم آمريكا را به حزب توده و اكثريت محدود كرد كه گويا این واژه را اين طيف در ادبيات چپ ايران وارد كرده است. در اين‌جا بايد از آقاى مهتدى پرسيد، مگر همين سال گذشته‏ نبود كه دو نفر از اعضاى كميته مركزى شما، به طور رسمى در كنگره اكثريت شركت كردند و پيام تبريك تشکیلاتتان را به اين كنگره دادند.

آیا طیف توده­-­اکثریتی نبودند که تا طرد شدنشان توسط جمهوری اسلامی، در کنار آن، سرکوب مردم کردستان و مناطق دیگر و انحلال سازمان­ها و تشکل­های کارگری را تایید کردند و خواهان مسلح شدن سپاه پاسدارن به سلاح سنگین شدند. آیا همین طیف نبودند که در سال­های اوایل انقلاب 57، به سازمان­های مخالف جمهوری اسلامی، به ویژه کومه­له را که از همان ماه­های نخست انقلاب، در مقابل یورش وحشیانه اسلامی، قهرمانانه ایستاد و جنبش مقاومت انقلابی را سازمان داد، «آمریکایی» نامیدند. در انتخابات، به نفع خلخالی و خامنه­ای و دیگر سردمداران جنایت­کار رژیم، تبلیغ نمودند و به آن­ها رای ­دادند. در این سال­ها نیز که جمهوری اسلامی طردشان کرد، همواره در کنار یکی از جناح­های آن قرار گرفتند و هرگز علیه کلیت جمهوری اسلامی موضع نگرفتند و هنوز هم نمی­گیرند. البته ناگفته نمایند که خود مهتدی، دورانی که در صفوف کومه­له و حزب کمونیست ایران بود، مطالب و سخنرانی­های رادیکالی را بر علیه این طیف نوشته و بیان کرده است.

مهتدی، در پايان مصاحبه براى چندمين بار تاكيد كرد كه هرگونه مبارزه نيروهاى چپ عليه محاصره احتمالى اقتصادى و حمله نظامى آمريكا و متحدانش‏ به ايران، خطا و آب ریختن به آسياب جمهورى اسلامى است.

لازم به تاكيد است كه دو سخنران ديگر اين ميزد گرد، به ویژه آقای شالگونی، موضع مهتدى را مورد نقد قرار دادند و به موضع مستقل چپ بر عليه جمهورى اسلامى و آمريكا تاكيد كردند.

بدين ترتيب، عبدالله مهتدى، يك‌بار ديگر موضع صريح خود را در اين مصاحبه به اين شكل بيان كرد كه نه تنها هيچ اعتراضى و انتقادی به اشغال عراق و احتمال محاصره اقتصادى و حمله نظامى آمريكا و اسراييل به ايران را ندارد، بلکه چنين موضع سياسى او، نشان‌دهنده اين واقعيت غيرقابل انكار است كه اين گروه خود را آماده كرده است در تحولات جارى منطقه و ایران، سياست‌هایش را با سياست‌هاى امپرياليستى و غيرانسانى آمريكا و متحدانش‏ منطبق سازد. در حالى كه واقعيت‌هاى عراق، در مقابل ما قرار دارد. در سال‌هاى محاصره اقتصادى عراق، بيش‏ترين قربانيان اين محاصره كارگران، مردم محروم و تحت ستم بودند و بنا به آمارهاى رسمى نهادهاى بين‌المللى هر سال صد‌ها هزار كودك در اثر اين محاصره اقتصادى جان خود را از دست دادند. از زمانى كه آمريكا عراق را اشغال كرده است، مردم اين كشور، جز كشتار و ترور و رعب و وحشت و تجاوز و سرانجام احتمال برپايى يك جمهورى اسلامى ديگر در اين كشور چيز ديگرى نصيب‌شان نشده است. هم‌اكنون كليه تحليل‌ها بر اين مسئله تاكيد دارد كه تحولات عراق، به نفع جمهورى اسلامى و نيروهاى شيعه تمام شده است.

عبدالله مهتدى، از نزديك شاهد همه اين وقايع است، اما سياست‌هاى كنونى‌اش‏ ايجاب مى‌كند كه چشم خود را بر اين واقعيت‌ها ببندد و سیاست­های خود و تشکیلاتش‏ را نه با سياست‌هاى كارگران و مردم محروم و تحت ستم كردستان و سراسر ايران، در جهت سرنگونى جمهورى اسلامى و برپايى يك جامعه آزاد و برابر و انسانى، بلكه در راستاى سياست‌هاى آمريكا در منطقه و در محاصره اقتصادى و حمله نظامى آمريكا و متحدانش‏ به ايران هماهنگ سازد. چنين سياستى اگر به نفع مهتدى و تشکیلاتش‏ است، قطعا به ضرر مردم محروم و زحمتكش‏ در كردستان و سراسر ايران است.

 

براى روشن شدن تفاوت سياست‌ها و مواضع كومه‌له با گروه كومه‌له‌(سازمان زحمتكشان كردستان)، به دو نمونه اشاره مى‌كنيم تا متوهم‌ترين جريانات و افراد نيز هر چه بيش‏تر به تفاوت اين سياست‌ها پى برده باشند و ماهيت سياسى اين جريان را بهتر بشناسند.

1­- اعتصاب سراسری در کردستان: كميته مركزى كومه‌له، 16 مرداد ماه سال جارى را اعتصاب عمومى و سراسرى در كردستان اعلام كرد و از مردم كردستان دعوت به عمل آورد كه در اين روز دست به اعتصاب عمومى بزنند. حتا ابعاد این اعتصاب با شکوه در كردستان، تا حومه اروميه نيز کشیده شد. مردم انقلابى كردستان، يك‌پارچه و متحد به استقبال فراخوان كومه‌له رفت و تمام شهرها و قصبه‌هاى كردستان به حالت تعطيل درآمد. پس‏ از اين اعتصاب، نيروهاى سركوبگر رژيم از نيروهاى سپاه پاسداران و ارتش‏ و پليس‏ و اطلاعات گرفته تا رهبرى و كابينه و مجلس‏ و غيره يكى پس‏ ديگرى به حال آماده‌باش‏ درآمدند و جلسات مخفى و علنى برگزار كردند؛ نيروهاى ويژه ضدشورش زیادی به كردستان گسيل شد و هيئت‌هايى را نيز براى مذاكره و بررسى واقعه روانه كردستان كردند. اين اعتصاب يك آزمايش‏ بزرگ براى كومه‌له و كليه نيروهاى سوسياليست و انقلابى در كردستان و سراسر ايران بود. كليه نيروى‌هاى چپ و سوسياليست از اين اعتصاب حمايت كردند. در حالى كه «زحمتكشان» و دیگر ناسيوناليست‌هاى كردستان تلاش‏ كردند مانع پیروزی اعتصاب شوند، اما تلاش‏هاى آن‌ها خنثى و با شكست مواجه شد. اعتصابى كه از سال‌هاى اوايل انقلاب 57 تاكنون بى‌سابقه بود. بدين ترتيب اين روز به عنوان يك روز تاريخى در تاريخ مبارزات مردم انقلابى كردستان و كومه‌له ثبت گردید.

 

2­- در پلنوم اخير مشترك كميته مركزى حزب كمونيست و كميته مركزى كومه‌له، كه در نيمه اول دى ماه سال جارى با شركت اعضای هر دو كميته برگزار گرديد، بخشى از اجلاس‏ آن به بحث و بررسى و تبادل نظر درباره اوضاع ايران و كردستان و عراق و سياست‌هاى آمريكا و متحدانش‏ اختصاص‏ داشت. در بخشى از اطلاعيه پايانى اين پلنوم، كه در تاريخ دى ماه 1384‌_‌ژانويه 2006، منتشر شده است، درباره تبليغات و احتمال حمله نظامى آمريكا و متحداتش‏ به ايران و اوضاع كردستان، موضع حزب كمونيست و كومه‌له را روشن کرده است: «در مورد اوضاع سياسى جارى در ايران پلنوم نظرش‏ بر اين بود كه ديپلماسى پر سر‌و‌صداى خارجى جمهورى اسلامى در اين دوره به ويژه در ارتباط با مسائل اتمى تماما بر عليه مصالح مردم به پيش‏ مى‌رود و تنش‏هاى ايجاد شده چه به سود جمهورى اسلامى خاتمه يابد و چه به سود آمريكا و اسرائيل و ديگر متحدين او تمام شود، اين دعواى درونى جبهه سرمايه‌دارى است كه در هر جاى جهان بر پا شده است حاصلى جز ويرانى و كشتار و تحميل سيه‌روزى بيش‏تر بر اكثريت مردم به بار نياورده است. كارگران و مردم محروم در ايران براى نجات از جهنمى كه رژيم جمهورى اسلامى در اين كشور بر آن‌ها تحميل كرده است و براى اجتناب از عواقب احتمالى تهديدات آمريكا و اسرائيل و اروپا، راهى جز تشديد مبارزه خود بر عليه رژيم اسلامى در همه عرصه‌ها در ايران و قرار گرفتن در جبهه جهانى بر عليه جنگ‌طلبى و تهديدات نئوليبرال‌هاى حاكم بر جهان ندارند. شرايط عينى براى پيروزى جبهه عدالت و آزادى و صلح در اين نبرد محلى و جهانى فراهم است و تحقق آن به نيروى آگاهى، تشكل و مبارزه كارگران و ستم‌ديدگان و محرومان امكان‌پذير است.»

در بخش‏ ديگرى از اين اطلاعيه، موضع جرياناتى مورد نقد قرار گرفته است كه به تحولات آمريكا دل بسته‌اند: «... آن بخش‏ از اپوزيسيون جمهورى اسلامى كه اميد خود را براى رسيدن به قدرت به دخالت آمريكا در ايران گره زده است با طولانى شدن مسئله به حالت انتظار در جامعه دامن خواهد زد و با ايجاد اميدهاى واهى خواهد كوشيد تا جنبش‏هاى راديكال جامعه، جنبش‏ كارگرى، جنبش‏ زنان، جنبش‏ دانشجوئى، جنبش‏ كردستان را به انتظار پيروزى «آسان» از طريق دخالت خارجى به تدريج به ركود بكشاند. خنثى كردن چنين توهمات زيان‌بارى يكى از وظايف مبرم ما در اين دوره خواهد بود.»

در آخرين بخش‏ مباحثات این پلنوم، استراتژى‌ها گوناگون در كردستان ايران را مورد بررسى قرار داد و تاكيد كرد: «پلنوم در آخرين بخش‏ مباحث خود در اين زمينه وجود استراتژى سوسياليستى را تاكيد نمود كه ريشه‌هاى اجتماعى نيرومندى در كردستان يافته است. اين استراتژى براساس‏ يك افق سراسرى، با اتكاء به نيروى مبارزه مستقيم مردم زحمتكش‏ و ستم‌ديده و دوش‏به‌دوش‏ كارگران و مبارزين انقلابى و سوسياليست در سراسر ايران براى رفع ستم ملى از مردم كرد، شكل گرفته و برنامه سياسى آن در جامعه كردستان مقبوليت اجتماعى وسيعى يافته است. پاسخ قاطعانه مردم كردستان به فراخوان كومه‌له براى اعتصاب عمومى شانزدهم مرداد ميدان آزمونى بود كه وجود قدرتمند اين استراتژى را به همه دوستان جنبش‏ كردستان كه نگران تفوق استراتژى‌هاى بورژوايى در كردستان بودند و همه آن‌هايى كه مى‌خواهند جنبش‏ عادلانه اين مردم را به زائده منافع امپرياليست و بورژوايى ايران تبديل كنند، يادآورى نمود.»

 

این دو فاکت به این دلیل بیان شد تا اگر کسی به دلیل تشابه اسمی در مواضع کومه­له با «زحمتکشان» در اشتباه است، کمک فکری شود.  

با روشن شدن موضع صریح مهتدی و تشکیلاتش، دیگر نباید هیچ توهمی به سیاست­ها و مواضع راست این گروه باقی بماند. مگر این که کسانی و محافلی خودشان را در مواضع مهتدی سهیم بدانند. سياست‌ها و مواضعی که سعی دارد خودش را با مواضع و سياست‌هاى آمريكا در ايران، هماهنگ کند و مردم را تا ورود سربازان «رهايى‌بخش‏؟!» آمریکا، آن هم با ریختن‏ توپ و خمپاره و موشك و بمب‌هاى كشتار جمعى بر روی بيمارستان‌ها، مدارس‏، كارخانه‌ها، اماكن مسكونى، جاده‌ها، پل‌ها و شهرها و روستاها، هزارات هزار انسان را قتل­عام کنند تا از این طریق جمهورى اسلامى را بردارند و طرفداران خود اعم از سلطنت‌طلبان تا زحمتكشان و ديگر جريانات ناسيوناليست كرد و غيركرد را به گرده مردم رنج كشيده ايران سوار كنند؛ آیا آب در آسیاب آمریکا و جمهوری اسلامی، که هر دو دشمن کارگران و کمونیست­ها و مردم آزاده هستند، نیست!؟ چنین موقعیتی، اگر به نفع جريانات طرفدار سياست‌هاى آمريكا باشد، قطعا به ضرر جامعه انسانى به ويژه طبقه كارگر و همه انسان‌هاى آزادى‌خواه در منطقه و سراسر ايران خواهد بود. آن هم در حالی که مردم ايران، موقعيت كشت و كشتار و جهنم عراق را كه آمريكا و متحدانش‏ از يك‌سو و جريانات ناسيوناليست و فاشيست مذهبى از سوى ديگر به وجود آورده­اند و در اين ميان بيش‏ترين قربانيان خود را از زنان، كودكان، كارگران و مردم عادى می­گیرد را به طور روزانه از طریق رسانه­های گروهی مى‌شوند و یا در صفحات تلویزیون مى‌بينند. با اين وصف آقاى مهتدى، آگاهانه و عامدانه به همه اين وضعيت غيرانسانى در عراق و عواقب تكرار چنين سياستى در ايران، چشم مى‌بندد و به خود اجازه مى‌دهد به اكثريت مردم آزادى‌خواه به ويژه طبقه كارگر و حاميان جهانى آن‌ها كه بی­وقفه براى سرنگونى جمهورى اسلامى با يك انقلاب اجتماعى و برپايى حكومت انسانى و شورايى كارگرى مبارزه مى‌كنند و از اين منظر نيز با تحريم اقتصادى و حمله آمريكا و اسرائیل و غیره را افشا و محكوم مى‌كنند. اما مهتدی، از مردم و سازمان­های سیاسی می­خواهد که نسبت به این جنایات حتا زبان اعتراض‏ نيز نگشايند. چنين سياستى اگر برای مهتدی و تشکیلاتش برای جلب توجه سرهنگ‌هاى آمريكايى در عراق مهم باشد، برعكس‏ از سوى مردم زحمتكش‏ و ستم‌ديده محكوم است. با اين وجود معلوم نيست آیا باز هم سرهنگ‌هاى آمريكايى گوشه چشمى به عبدالله مهتدى نشان خواهند داد یا نه؟! بنابراين طبيعى است كه هر انسان آزادى‌خواه و ضدجنگ و سرنگونى‌طلب و چپ و كمونيست، صريحا اين موضع سياسی عبدالله مهتدى و گروهش‏ را محكوم كند و نگذارد هيچ جريانى با چنين سياست‌هاى پرو آمريكايى، خاك در چشم مردم انقلابى كردستان و جامعه ايران بپاشد.

اكنون در جامعه ايران، يك مبارزه رودرروى طبقاتى در جريان است كه در يك طرف طبقه كارگر و كمونيست‌ها و كليه نيروهاى آزادى‌خواه و برابرى‌طلب صف كشيده‌اند و در طرف ديگر طبقه سرمايه‌دار و رژيم حامى سرمايه. همچنين آمريكا و متحدانش‏ نيز كه در سال‌هاى اخير شمشير خود را از رو بسته‌اند و به جاى كودتاها و غيره مستقيما به كشورهايى كه مى­خواهند و مى‌توانند لشكركشى مى‌كنند و به اشغال خود درمى‌آورند. چنين سياستى نه تنها به نفع هيچ انسانى نيست، بلكه اساسا در خدمت اهداف اقتصادى، سياسى و نظامى سرمايه‌دارى جهانى به سركردگى آمريكا قرار دارد. دعوای جمهورى اسلامى و آمريكا نيز دعواى درونى سيستم سرمايه‌دارى جهانى است و ربطى به دعواى كارگر و سرمايه‌دار و حقوق و آزادى‌هاى فردى و اجتماعى ندارد. تاريخا هم سیاست­ها نيروهاى نظامى و طرح‌هاى اقتصادى، سياسى و نظامى آمريكا، در هر نقطه‌اى از جهان پياده شده‌اند، جز تخريب و ويرانى و سركوب و كشتار و به انقياد كشيدن حقوق و آزادى‌هاى مردم عدالت­خواه و برابرى‌طلب ارمغان ديگر نصيب اين جوامع نکرده است.

اما طبقه كارگر و كليه نيروهاى كمونيست و آزادى‌خواه 26 سال است كه برای برچيدن كل بساط جمهورى اسلامى، و برقرارى عدالت اجتماعى، آزادى و برابرى و رفاه و شادى مبارزه مى كنند، نه تنها هيچ نيازى به تحريم اقتصادى و حمله نظامى آمريكا و متحدانش‏ به ايران را ندارند، بلكه هرگونه تحريم و حمله نظامی را نیز شدیدا محکوم می­کنند. سرنگونى هر چه سريع‌تر جمهورى اسلامى و برپايى حكومت آزاد، انسانى و برابرى كارگرى با اتكا به روابط و مناسبات شورايى آرزوى اكثريت جامعه ايران است. بنابراين هرگونه حمله نظامى به ايران و يا محاصره اقتصادى اين كشور، قبل از هر چيز فقر و فلاكت اجتماعى را سبب خواهد شد و به سركوب و سانسور هر چه شديدتر رژيم دامن خواهد زد. از سوى دیگر در چنین موقعیتی طبقه كارگر و كمونيست‌ها مجبور خواهند شد، در دو جبهه مبارزاتى، يعنى هم عليه جمهورى اسلامى و هم عليه اشغالگران آمريكايى به مبارزه مرگ و زندگى برخيزند. چرا كه آمريكا، نه تنها طرفدار آزادى و دمكراسى در هيچ نقطه­اى از جهان نيست، بلكه همواره به فكر لشكركشى، كشتار و كودتا و اختناق در راستاى منافع اقتصادى، سياسى و نظامى خودش‏ است و بس‏! اين واقعيتى است كه در مقابل جامعه ما و به ويژه طبقه كارگر قرار دارد تا سرنوشت و تاريخ جامعه را مستقیما به دست خویش رقم بزنند و هر چه زودتر شر این رژیم را از سر مردم ایران و منطقه کم کنند تا به جنگ و کشتار و ویرانی و خونریزی و ستم و استثمار بیش­تر از این خاتمه داده شود.

 

25 ژانويه 2006

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
بهرام رحماني:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.