شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah    

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲ آبان ۱۳۹۹ - ۲۳ اکتبر ۲۰۲۰



سايت ديدگاه


کد مطلب: 783
تاریخ ارسال: 29 Jul 2007

ارسال‌کننده: فرزين خوشچين
  

رابطهء دين و مواد مخدر

 

گفتهء مشهور مارکس در پيشگفتارش بر " نقد فلسفهء حقوق هگل" را يادآور ميشويم: " دين ترياک توده هاست."

همه به ياد دارند، که در سالهای آغازين انقلاب بهمن 1357 ملايان تازه به حکومت رسيده، سوار شدن خودشان بر امواج انقلاب را شاهدی بر نادرست بودن اين گفته معرفی ميکردند. اما نه تنها در چند قرن گذشته، بلکه در طول تاريخ بشريت، هميشه رهبران مذهبی، کشیشها و ملاها از احساسات مذهبی برای برپا کردن جنگ و غارت مردم سوء استفاده می کردند. جنگهای صليبی راه مينداختند و اموال سربازهای کشته شده در جنگ را برای خودشان برمی داشتند. هم کشيش ها و هم ملاها و روحانيان دين های ديگر، همه همين کارها را کرده اند. برای نمونه، در جريان جنگ ايران و عراق، حاج آقاهای کميته و سپاه و ملاها هرچه بيشتر چاق و چله تر شدند. حساب های بانکی در سوئيس و ژاپن و جاهای ديگر باز کردند.

انسانی که به مذهب اعتقاد دارد و واقعا فکر می کند بهشت و جهنمی در کارست، فکر می کند، که گفته های روحانی ها مطابق با دستورهای خداست. و اصلا امکان ندارد کسی، که روحانی است و به آن دنيا باور دارد، دست به سوء استفاده از مال و ناموس مردم بزند. خوب اين از نظر منطقی، کاملا هم درست است، ولی در عمل می بينيم که قضيه برعکس است. به همين خاطر می گوييم ، که دين نبايد در حکومت نقش داشته باشد. دين امری شخصی است. هيچکس را نمی توان به خاطر باور داشتن و يا نداشتن به دينی مجازات کرد و يا اورا بر ديگران برتری داد. و اما، اگر بهشت و جهنمی وجود دارد، پس چرا خود اين ملاها نمی ترسند و همواره در فکر جيب خودشان و نگران حسابهای بانکی خودشانند؟

 

خويشتن سيم و زر اندوزند             مردمان را رياضت آموزند

 

اما امروزه ديگر برای بسياری از ما روشن شده، که استثمار هميشه از راه استحمار وارد ميشود. يعنی اينکه برای غارت دسترنج مردم و سوء استفاده از ثروت های ملی، ملايان حاکم از مذهب سوء استفاده می کنند و کسانی مثل واعظ طبسی و رفسنجانی ثروتمندترين افراد در دنيا شناخته شده اند. اينها اين ثروتها را از کجا آورده اند؟ جز از غارت ثروتهای ملی ما؟

اينها دين را برای سرگرم کردن مردم به کار گرفته اند. وگرنه خودشان هم می دانند، که اصلا خدا و بهشت و جهنمی وجود ندارد و اگر هم خدايی وجود داشته باشد، عرب نمی تواند باشد. اگر خدايی وجود می داشت، خود ملاها اول در فکر ويلا در آن دنيا می بودند.

اين حکومت دينی حتی به زلزله زده ها رحم نکرد. به سيلزدگان توفان جنوب هم گوشهء چشمی نشان نداده اند. رفسنجانی با پولهايی که دزديده است می تواند پنج يا شش بار بم را از نو بسازد. بله، پول يعنی دين و همه چيز اين نامردم ها.

و برای همين هم، مردم را مشغول تر و گرفتارتر به هزار بدبختی مثل اعتياد به مواد مخدر کرده اند، تا کسی نه وقت پرداختن به ريشهء بدبختی های جامعه را داشته باشد و نه حالش را داشته باشد، که از منافع خودش و خانواده اش دفاع کند.

برای همين هم هست، که پس از نزديک سی سال حکومت دينی بر کشورمان، ديگر دين ترياک توده ها نيست، بلکه اين ترياک است، که دين توده ها شده است :

انسانی، که همه چيز خودش را می دهد، تا ماده ای مخدر را به بدن خودش وارد کند، در واقع برده و بندهء آن مادهء مخدره است. مادهء مخدر ديگر دينش و اساسی ترين چيز زندگیش شده است. اين است نتيجهء حکومت دينی، حکومت افيون توده ها.

***

هر ملتی دارای مواد مخدری است، که در طبيعت پيرامونش وجود دارد؛ سرخپوست ها قارچ های سمی، تنباکو و ماری جوانا مصرف می کرده اند و اعراب به خمر (شراب) روی می آوردند- زيرا طبيعت پيرامونشان دارای رستنی های مخدر نبود. و در ناحيه ای، که آنرا ايران باستان می ناميم شاهدانه، يا بنگ گياهی بومی بود، که شيره اش را بصورت شراب هوم درآورده و می نوشيدند و همينطور آن را روی آتش ريخته و دور آتش به پايکوبی می پرداختند. و حتی ايزدی بنام ايزد هوم وجود داشت. ولی ترياک گياه بومی ايران کنونی نبود، بلکه فقط در نواحی هندوستان و افغانستان می روييد.

در سده های هژدهم و نوزدهم، ترياک توسط انگليسی ها از هندوستان به هنگ کنگ برده شد و سپس در جنگ 42-1839 بين انگلستان و چين، و در جنگ 60 -1856 بين انگلستان و فرانسه بر عليه چين، که به "جنگ ترياک" معروف شد، چين را وادار کردند اين مادهء مخدر را به عنوان صادرات دمکراتيک از سوی دولت فخيمهء بريتانيای کبير و فرانسهء مهد دمکراسی بپذيرد. يعنی همين کشورهايی که ادعای تمدن و دمکراسی دارند، همهء قدرت و عظمت خود را روی پوست و خون و استخوان مردم کشورهای آسيا و آفريقا بنا کرده اند. و اين ساده لوحی است، که فکر کنيم اين کشورها ديگر هيچ برنامه ای برای غارت کشور هايی مثل کشور ما ندارند. نه، اين کشورها برای سد- سد و پنجاه سال آينده هم برنامه ريزی دارند.

در همين دوران "جنگ ترياک"، سياست انگليس در ايران بر اساس بازخريد سوختهء ترياک، به بهايی بسيار بيشتر از بهای ترياک قرار داشت، تا اينکه مردم ايران را معتاد کرده و سپس به چپاول کشورمان بپردازند.

همين گروه طالبان، از سوی سازمان "سيا" تشکيل شد و بيشتر هزينه های اين به اصطلاح انقلابيون مسلمان از راه فروش ترياک و هروئين تامين می شد و می شود. هنوز هم بيشترين مقدار ترياک و حشيش را از پاکستان و افغانستان به کشور ما، آنهم باز بدست همين گروه های به اصطلاح اسلامی صادر می کنند.  آن سوی مرز هم- در ايران- مسلمانان دوآتشهء ديگری مواد مخدر را بطور رسمی وارد و پخش می کنند.

پس از انقلاب بهمن 57 نوشابه های الکلی ممنوع و با حد شرعی مواجه شدند. از نظر قرآن نوشيدن شراب حرام است. ولی همچنانکه گفتيم، چون ترياک و بنگ گياه های بومی عربستان نبودند، مردم اين ناحيه با آنها آشنايی نداشتند و از همين روی، حرام بودن اين دو مادهء مخدر نيز نمی توانست در دستور روز قرار بگيرد. اين استکه با روی کارآمدن حکومت اسلامی، مصرف مواد مخدر شتاب سرسام آوری گرفت و به ناهنجاری های اجتماعی ايرانيان افزوده شد.
و اما فرهنگ ايرانی، که از زمان زرتشت تا بحال در کشور ما از سوی بسياری از مردم، خودآگاهانه و يا ناخودآگاهانه پذيرفته و دنباله روی شده، و حتی تاثير خودش را روی اسلام هم گذاشته است-هر انسانی دارای دو جنبه است: خدايی و اهريمنی . در انسان معتاد جنبهء اهريمنی بر جنبهء اهورايی می چربد. مبارزهء نيکی و بدی همه جا و در همه حال جاریست. و اين انسان است، که انتخاب می کند در سپاه خدا باشد يا در لشگر شيطان. انسان معتاد هر روز سرگرم وارد کردن شيطان به بدن خودش می باشد، تا جاييکه جسم و جانش دربست در اختيار شيطان قرار ميگيرد و برای بدست آوردن مادهء مخدر از همه چيز خودش می گذرد.

چرا در جمهوری اسلامی هر روز به شمار معتادان به مواد مخدر افزوده ميشود؟ اين حکومت خدايی است يا حکومت شيطانی در سرزمين اهورايی ما؟

اينجاست، که می گوييم در جمهوری اسلامی ديگر دين ترياک توده ها نيست، بلکه اين ترياک است، که دين توده های معتاد شده است.

***

برای اينکه از فرهنگ باستانی و بسيار انسانی ايران هم يادی کرده باشيم، بسيار بجاست، که فرازهايی از بند يکم" گلهء روان جهان" از گات های زرتشت را در اين پيوند نقل کنيم، تا همميهنان عزيزی، که دسترسی به سروده های زرتشت ندارند در جريان انديشهء پاک پدران ما ايرانيان و اشو زرتشت در برابر مواد مخدر، قرار بگيرند:

...

هر شامگاه

به هنگام فروشدن خورشيد

بدسرشتان نادان

از خانه های خويش بيرون ميشوند

و به گرد آتشی که افروخته اند گرد می آيند

ماده های دودزا را به آتش ميريزند

و چون دود به بالا شد، از اينکه پيام خود را به خدايان رسانده اند

شادمانه می خندند و آوا برمی کشند

و آنگاه

شيرهء گياهی مستی آور را می نوشند

و سرمستانه و بيخود

با سنگدلی و تندی

جانداری را می کشند و از خونش می نوشند

و تا ديری از شب به گرد آتش می چرخند و پای می کوبند

و سپس به خانه های خود باز ميگردند

و در راه بازگشت

بينوايان خفته در رهگذرها را بيدار می کنند

آنها را می آزارند و می زنند و از شنيدن فريادها و ناله ها

و از ديدن اشک ديدگانشان شادمانه می خندند

همه جا خشم و کينه می توفد

...

همه جا تباهی گسترده است

همه جا بوی گنديدگی و پوسيدگی ميدهد

سخن ها همه پوچ و ياوه و سرد

و کردارها همه سرسری و نابخردانه و ديوآساست

فروغ انديشه و خرد مرده است

هيچ چراغ خردی نمی سوزد تا راه را به روی مردمان بگشايد

...

می بينيم، که هيچ پيامبری به اين روشنی در برابر مواد مخدر به مبارزه برنخاست -آنهم در بيش از 3500 سال پيش.

و اما مولانا جلال الدين محمد بلخی به درستی اشاره می کند، که مواد مخدر روان انسان را دگرگون کرده و نيکی ها را در چشم او پستی، و زشتی ها را خوبی جلوه می دهد.

مولانا جلال الدين جادو و ديو را فراهم آورندهء زمينهء حماقت می داند:

سحر کاهی را به صنعت که کند               باز کوهی را چو کاهی می تند

زشتها را نغز گرداند به فن                      نغزها را زشت گرداند به ظن

کار سحر اين است کاو دم می زند              هر نفس قلب حقايق می کند

آدمی را خر نمايد ساعتی                         آدمی سازد خری را و آيتی

اندر آن عالم که هست اين سحرها               ساحران هستند جادويی گشا

 

و درست پس از فراهم آمدن اين زمينه- همانگونه، که در جمهوری اسلامی شاهدش هستيم- اعتياد به مواد مخدر پا به عرصهء وجود ميگذارد:

 

اندر آن صحرا که رست اين زهر تر              نيز روييده ست ترياق ای پسر

و سپس مشکلات روانی برخاسته از اعتياد پيش می آيند و انسان سرکوب شده، که برای فرار از مشکلات زندگی، به افيون پناه برده، هرچه بيشتر در چنبرهء ديو افيون فرو ميرود و کسی هم نيست که دستش را بگيرد، مگر اينکه به خودش بيايد و بفهمد، که همهء شيطانها و جادوها دست بدست همديگر داده اند تا کشور ما را نابود کنند. بنا بر اين پناه بردن به افيون چارهء دردها نيست. اينجاست، که مولانا به اين عزيزان يادآوری می کند:

رنج را صد تو و افزون می کنيد                     عقل را دارو به افيون می کنيد

زيرا:

گويدت ترياق از من جو سپر                          که ز زهرم من به تو نزديکتر

گفت او سحر است و ويرانی تو                       گفت من سحر است و ويرانی او

ولی بدبختانه، هنگامی هم، که عاشقان ميهن بدرستی انگشت روی ناهنجاری های اجتماعی میگذارند، نصيبی جز شلاق و شکنجه ندارند:

گر بياغازيد نصحی آشکار                             ما کنيم آن دم شما را سنگسار

 

بله در همهء دوره ها، همين حرفها جرم بود. ولی ما عاشق مردم و ميهن خودمان هستيم و باز هم اعلام می کنيم: دين ترياک توده هاست. حکومت دينی عامل پخش ترياک و هروئين در کشور ماست. وگرنه چرا اينقدر تعداد معتادها در کشور ما زياد شده است؟ آيا هيچ از خودمان پرسيده ايم که چرا؟

***

و اما پندار نيک نخستين گامی است، که زرتشت برای مبارزه با ديو پيشنهاد می کند. اين يعنی پناه بردن به خدای درون خود. و بی مناسبت نيست، که سخن خود را با شعر جالبی، که در بيشتر چاپ ها از ديوان کبير مولانا حذف شده، به پايان ببريم:

 

من آن روز بودم که اسما نبود                     نشان از وجود و مسما نبود

ز ما شد مسما و اسما پديد                          در آن روز کانجا من و ما نبود

نشان گشت مظهر سر زلف يار                   هنوز آن سر زلف رعنا نبود

چليپا و نصرانيان سر به سر                        بپيمودم، اندر چليپا نبود

به بتخانه رفتم، به دير کهن                           درو هيچ رنگی هويدا نبود

به کوه حرا رفتم و قندهار                           که نزديک او زير و بالا نبود

ز زير و ز بالا فزون ديدمش                        بديدم در آن زير و بالا نبود

به عمدا شدم بر سر کوه قاف                        در آن جای، جز جای عنقا نبود

به کعبه کشيدم عنان طلب                              درو مقصد پير و برنا نبود

بپرسيدم از ابن سيناش حال                           به اندازهء ابن سينا نبود

سوی منظر قاب قوسين شدم                          در آن بارگاه معلی نبود

نگه کردم اندر دل خويشتن                            در آنجاش ديدم، دگرجا نبود

 

و در دل فرزندان رنج، فرزندان کار و انديشه، ميهن و آيندهء تابناکش موج می زند.

 

 

 

 

 


   
نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از فرزين خوشچين:





[تاریخ ارسال: 08 Aug 2007]  [ارسال‌کننده: پا یا احمری]  [  ]  
مگر پزشکان نمیدانند که سیگار و الکل و بی خوابی و تجاوز به ناموس مردم زیان جسمی و قانونی و شخصیتی به همراه دارد!؟ آیا پزشکان . بویژه در غرب . رعایت این موازین را دردستور کار عملی شان دارند !؟اگر ندارند - اغلب شان - شما نظرتان این میشود که دنیای پزشکی یعنی کشک!؟ همین دیروز یک مرد 61 ساله غربی . به علت همخوابی با یک دختر معصوم 6 ساله دستگیر و زندانی شد - در کشور خودش - و یا یک غربی دیگر به دخترش سالها تجاوز میکرد . و سرانجام دختر معصوم . پدرش را با چاقو از پا در آورد. و یا هیتلر و بوش و امثال این آدمکشان غربی هستند. و پل پت هم کمونیست بود. شما نظرتان چیست !؟ غرب یک سره قابل نفی است و پدر و مرد بودن و کمونیزم!؟ چرا دین را با مدعیان دینداری مخلوط میکنید !؟شرم هم یک احساس انسانی هست آقایان ضد دین !!...   

[تاریخ ارسال: 29 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: kianoush Lahijiکیانوش]  [ kianoush79@hotmail.com ]  
سلام
فکر جالبی است که در خواب ۳۰ حکومت طاعونی در ايران ما بررسی بشود که در کجای مردم را بايد انگشت کرد تا بيدار بشوند روضه اخوند و کشتار ۲۵ ساله مردم را با اعتياد به بی تفاوتی سوق داده است
در کشورهای پيش افتاده عتياد را فرار انسان از حل مشکلات روزانه اش می دانند و از طرق مشاوره شخصی و همچين کمک روانپزشک به درمان معتاد می رسند
ايا يک کشور و جامعه ۷۰ ميليونی ميشود درمان کرد .پرسشی است که ترک دين کرده می بايست چاره کند
  



ورود به بخش دیدگاه کاربران

نام ورودی:  
کد ورودی:       

آرشیو مطالب دیدگاه کاربران

لیست عنوان‌ مطالب دیدگاه کاربران

برای دستیابی به تمامی نوشته‌های هر یک از نظردهنده‌گان(منظور کسانی است که پیرامون مقاله‌ها نظر داده‌اند)، نام کاربر مورد نظر را در کادر زیر به فارسی تایپ کرده و سپس روی "پيدا کن" کلیک کنید.




[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.