شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷ - ۱۵ دسامبر ۲۰۱۸

سايت ديدگاه


پاسخ به 5 سوال از همکاران ماهنامه دیدگاه سوم
گلمراد مرادي

ماهنامه دیدگاه سوم: پیش از شروع ممنون می شوم که خود را معرفی کنید


گلمراد مرادی: نويسنده، مترجم و محقق،  متولد ۲۰   اسفند ۱۳۱۹ خورشيدي در دهكده تپه كچل ذهاب، كردستان ايران. ده سال خياط بوده، هشت سال در لباس نظام گذرانده و دوره ابتدائي و دبيرستان را در اكابر و مدرسه شبانه به پايان برده است. او در دانشگاه هايدلبرگ آلمان رشته هاي علوم اقتصادي و جامعه شناسي تا فوق ليسانس و دوره دكترا را درعلوم سياسي طي نموده و تز دوره پروفسوري (كه فقط در آلمان مرسوم است) در زمينه جنبشهاي اجتماعي- مذهبي در ايران را نگاشته است. از سال ۱۹۸۸ تا سال ۱۹۹۳ در دانشگاههاي هايدلبرگ، هامبورگ و برمن، سابقه تدريس و اكنون دفتر مشاور خانواده دارد. از 9  ژوئن 2013 تا دو سال دیگر یکی از دبیران بین المللی انجمن قلم ایران در تبعید هستم.


 


آثار منتشر شده:


•  تاریخ جنبشهای کرد از هزاره گذشته تا جمهوری کردستان در مهاباد به زبان آلمانی
•  تاریخچه و روایات نوروز به زبانهای آلمانی و فارسی
•  محاکمه گالیله ستاره شناس ایتالیائی ترجمه از آلمانی به فارسی
•  نگاهی گذرا به تاریخ و فلسفه یارسان (اهل حق) به زبان فارسی با پیگفتاری آلمانی و انگلیسی •  سندی تاریخی در رابطه با کودتای 28 مرداد 1332 ترجمه از آلمانی به فارسی
•  تجربه جمهوری کردستان در مهاباد ایران به فارسی
•  هزاره های زردشت یک مقاله فلسفی در خصوص پیدایش دین کهن ایرانیان به آلمانی
•  سردبیری گاهنامه یارسان (مجله فرهنگی ادبی دو زبانه کردی و فارسی) و تعداد بیشماری مقاله به زبانهای فارسی و آلمانی و کردی که یک بخش از آنها که در آرشیو سایت یارسان موجود هستند.



آثار منتشر نشده:


•  ترانه هاي اصيل خيام چاپ چهارم   گرد آوري و ويراستاري اين چاپ از دکتر گلمراد مرادی
•  ملک جمشیر و شورنگ داستانی بر اساس حکایات کهن در کردستان ایران باستان  به فارسی و کوردی
ترجمه جلد اول (مطالبی آموزشی، هفت جلد) برای نوجوانان ازآلمانی به فارسی زیر نام: "بابای چارلی گفت"


خانواده ترکی در اناتولی شرقی رمان مانن.


 


ماهنامه دیدگاه سوم: ورود دوباره نیروهای ائتلاف به عراق و حملات هوایی به عراق و سوریه را چگونه ارزیابی می کنید؟


گلمراد مرادی: این پرسشی است که اگر درباره آن بطورکامل صحبت شود، خودش کلی وقت و جا می خواهد، به همین دلیل مختصر می کنم و نکات برجسته رابه عرض خوانندگان محترم دیدگاه سوم می رسانم. منطقه خاورمیانه بطورکلی، برای کشورهای سرمایه داری، منطقه ای حیاتی است وباید این منطقه را کاملا زیر نفوذ خود داشته باشند. یعنی شاه رگهای اقتصادی سیستمهای صنعتی از اینجا می گذرد. بنا براین حالا که کاملا همه کشورهارا درکنترل ندارند، بایدوضعی رابوجود آورند که منطقه دایم ناآرام ووابسته به این سیستم باشد. این دلیل اصلی برای حضور احتمالی نیروهای ائتلافی آمریکائی و اروپائی و کنترل آنها و بمب باران هوائی.


 


اگر بخواهیم از نظر سیاسی بررسی کنیم، آمریکا و کشورهای اروپائی محافظه کار قلبا موافق دمکراسی و  آزادی در خاورمیانه نیستند. زیرا باور دارند که مردمان ملتهای این کشورها برای آزادی و دمکراسی هنوز میوه نرسیده اند و باید براین کشورها دیکتاتوری تابع آنها حاکم باشد که خوب بتوانند سر زمین و منابع طبیعی آنها را غارت کنند. به نظر من و همه انسانهای آزادیخواه و دمکرات، استقلال و دمکراسی و آزادی دراین منطقه به طور کلی ازافعانستان و پاکستان گرفته ازنظر استراتژی نظامی مهم تا ایران و خلیج فارس و کشورهای عربی از نظر اقتصادی مهم و ترکیه و مناطق کرد نشین، باز هم از نظر نظامی مهم، نبایستی مستقل باشند وباید همیشه وابسته بمانند. نمونه بارز آن ادعای آزادی بخشی از کردستان است. همینکه رژیم آقای المالکی صد در صد وابسته به ایران به دستور آخوندهای ایرانی ناسیونالیست در اجرای ماده 140 قانون اساسی عراق که رفراندم در باره شهرهای کرکوک و خانقین و غیره است، مبنی بر این که آیا مردم می خواهند بخشی از حکومت فدرال کردستان باشند یا حکومت مرکزی بغداد، کارشکنی کرد و حتا بنا به این قانون اساسی بودجه ماهانه منطقه فدرال را به مدت بیش از شش ماه قطع کرده بود. لذا رهبر منطقه کردستان فدرال اجبارا در مصاحبه ها با اکثر رسانه ها مبنی بر استقلال کردستان ازعراق پاسخ مثبت دادند و گفتند: اگر رژیم بغداد به این شیوه ادامه دهد، راهی برای ما جز استقلال نمی ماند. ما کوشش خود را برای سیستم فدرالی در عراق کرده ایم، اما دولت مرکزی مدام کار شکنی می کند. خوب، زمزمه استقلال یک بخش از کردستان، نه این که خون ناسیونالیستهای کورترکیه وایران را بجوش آورد و به تهدید واداشت ودندان تیز کردند واصلا موافق این قضیه نبودند، بلکه دولت ورئیس جمهور آمریکا متوجه شدکه، مسعود بارزانی مسئله راجدی گرفته است. زود وزیر امور خارجه، جان که یری، و معاون رئیس جمهور را برای ملاقات مسعود بارزانی به اربیل فرستاد. آنها که نا امید برگشتند، مسئله تهدید غیر مستقیم مطرح شد وحتا همکاری  غیرمستقیم بادشمن به میان آمد. اگر ما واقع بین باشیم و درست قضاوت کنیم، خواهیم دید که داعش را آمریکا برای نابودی بشار اسد درست کرد همانطور که القاعده را برای بیرون کردن سربازان شوروی از افغانستان درست کرد. اینها را می توان یک تبانی غیر مستقیم بین ایران و ترکیه و آمریکا علیه منطقه فدرال کردستان دانست. به دستور ایران و سکوت آمریکا و اروپای متمدن بود که آقای مالکی بی سر و صدا نیروهایش را از دومین شهر عراق یعنی موصل تروت مند با زرادخانه قوی را برای داعش رها کرد. زیرا موصل نزدیک به اربیل پای تخت کردستان فدرال است. اینها همه حساب شده عمل کردند. فقط برای جلو گیری از اعلام استقلال کردستان. حالا اگر آمریکا بظاهر از زنان و دختران کوبانی دفاع می کند، اولا پشیمان شده و نمی خواهد بلای القاعده سرش بیاید و دوما تحت فشار افکار عمومی جهان قرارگرفته است. آرزو می کنم سیاست مداران آمریکائی عاقبت بفهمند وماررا نظیرداعش در آستین نپرورانند.


 


ماهنامه دیدگاه سوم: آیا جمهوری اسلامی "حق مسلم" را فدای بقا خواهد کرد؟


گلمراد مرادی: پاسخ به این پرسش، بله غلیظ است. چرا؟ زیرا اینها در جهان کاری کرده اند که آبروی هر دیکتاتوری را خریده اند. من و امثال، خودمان را نمی بخشیم، زیرا می گفتیم شاه دیکتاتور برود هر که بیاید بدتر از او نخواهد شد! ما تجربه تلخی کردیم و شاه را بیرون کردیم اما جای گزینش، جنایتکار ترین و در تاریخ ایران سیاه ترین سیستم شیعه اسلامی حاکم شد. اینها دیگر هیچ آبروئی برای اسلام هم نگذاشتند. اگر اینها از ایران بروند، بدون شک اسلام بمرور زمان و در چند نسل از ایران خواهد رفت. بنا بر این ملاهای حاکم نه فقط حق را بلکه همه چیز را فدای بقاء خود می کنند. اکنون خبر می رسد که دستگاه و ماشین امر به معروف و نهی از منکر را نخست در اصفهان راه انداخته اند و تا کنون چندین زن و دختر را با اسید کور کرده اند و در میان دختران دراثر چنین جنایت اسید پاشیدنی جان داده است. به گمانم اگر این اعمال قرون وسطائی ادامه داشته باشد، اینها با دست خود گور خودرا می کنند و دیگر بقائی نخواهند داشت.


 


ماهنامه دیدگاه سوم: آیا حسن روحانی و شرکاء قادر به تغییر اساسی در روند اقتصادی و سیاسی ایران خواهند بود؟


گلمراد مرادی: می گویند سگ زرد برادر شغال است. آقای حسن روحانی مانند سید محمد خاتمی و امثال از ناجیان اسلام اند. اینهامهره هائی هستند که فقط برای نجات اسلام شیعه درایران، روی کارآورده می شوند. حالا احتمالا بعد از اتمام دوره روحانی محددا کسی را بدتر ازاحمدی نژاد روی کار خواهند آورد که دوباره خراب کند آنچه را که این آقا احتمالا خوب کرده باشد، مانند دوره خاتمی یک تار موی زنان از زیر روسری بیرون آید! به طوری که اسید پاشی بر روی زنان را می بینیم این هم نیست. اینها که از نظر اداره اقتصادی مملکت کم ترین اطلاعی دارند و آنچه که می دانند یک ملغمه ای از اقتصاد سنتی و اقتصاد شاخه هار سرمایه داری بی حد و حصر است. نمونه کلاسیک آن یک شبه ثروتمند شدن و چند ساله میلیاردر دلاری شدن، چند نفر باند باز و شارلاتان مانند صادق مصلحی، شهرام جزایری عرب و بابک زنجانی و امثال اند. من به زبان ساده بگویم در دنیای امروز تا زمانی که این استخاره کن ها درحکومت هستند، وضع اقتصاد مردم رو به خرابی و خراب تر خواهد شد. در واقع با ادامه این راه آن بلائی را به سر خود می آورند که از گور کندن برای خویش بد تر و بدتر می شود. منتهارفتن آنهابه زباله دان تاریخ بستگی به اتحاد هرچه زودتر نیروهای اپوزیسیون دارد. یعنی تفرقه و انشعاب نیروهای سیاسی، بسود این جنایتکاران است و بس.


 


ماهنامه دیدگاه سوم: آیا اپوزیسیون در روند مسائل در ایران و خاورمیانه نقش مداخله گری دارد؟


گلمراد مرادی: متأسفانه، نه! چرا؟ زیرا، اپوزیسیون تازمانی که اتحاد ندارند هیچ تأثیری  و نقشی نمی توانند در باره ایران داشته باشند. دلیلش خیلی ساده است. حدود 35 سال است این جنایتکاران بر جامعه ایران حاکم هستند ورعایت ابتدائی ترین حقوق انسانی را نمی کنند و تازمانیکه نیروهای اپوزیسیون نکته مشترکی برای مبارزه باهم علیه این قرون وسطائیان نیابند و حداقل برای آن نکته مشترک مثلا شعاردمکراسی و شناسائی حق و حقوق دیگران، سر ندهند، ما با این درد مزمن ضعف، دست بگریبانیم. نقشی که اپوزیسیون در سر نوشت مملکت دارد بسیار ناچیز است ودلیل آن نیز همان انشعابها و تفرقه است برسر مسایل بسیار نا چیز.


اگرهمه ما به آن چیزیکه شعارش را می دهیم باورداشته باشیم، بدون شک نیمی ازمشکل حل خواهد شد.


 


ماهنامه دیدگاه سوم: موقعیت کنونی ایران را چگونه ارزیابی می کنید؟


گلمراد مرادی: موقعیت کنونی ایران بستگی دارد ما تا چه اندازه از امکانات موجود به سود دمکراتیزه کردن کشور و منطقه استفاده کنیم. خوشبختانه با پیشرفت علم ارتباطات دجیتالی، دریافت خبرها بسیار ساده شده است و انسان می تواند خیلی سریع از اوضاع مطلع شود. من به نسل جوان در آینده بسیار امیدوارم که این رژیم و سیستم قرون وسطائی را خیلی آرام به عقب برانند. بعلاوه اینها، وضع کشور را ازنظر اقتصادی ویران کرده اند و نمی توانند با این روش که در پیش گرفته اند زیاد دوام بیاورند. ما بخوبی ملاحظه می کنیم میدان دادن به اسید پاشان یکی از نکات ضعف این سیستم است و می خواهند افکار عمومی را از وضع نا بسامان اقتصادی به وضع اسفبار اجتماعی منحرف کنند. منتها ما باید (منظور گروهها و احزاب متفاوت در اپوزیسیون است) هوشیار باشیم و این نکات را ببینیم و برنامه ریزی درست اقتصادی برای آینده مملکت ارائه دهیم. انتقاد پذیر باشیم و انتقاد را دشمنی ندانیم و یاد بگیریم هرآنچه که برای خود می خواهیم به دیگری نیز روا بداریم. آن زمان است که بدون شک پیروزی از آن دمکراتهای واقعی خواهد بود.


 


 


 



منبع: سايت ديدگاه



نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از گلمراد مرادي:







[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.