شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۷ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۷ مارس ۲۰۱۷



در پیوند با دیگر مطالب دیدگاه تعداد نظرهای رسیده:  [13629]


در رابطه با: اولین مطلبی که در دیدگاه منتشر شد کد مقاله: 26869
ارسال‌کننده: اکبر -  کد نظر: 13925   تاریخ ارسال: 10 Dec 2011

از نظر بنده تمامی اهدافی که در شروع سایت دیدگاه همانطور که در بالا هم آمده فقط در تئوری مانده است . به خوبی من واقف شده ام که شما فقط نظراتی را چاپ میکنید که به تعریف و تمجید سایت بپردازد والا بنده تا کنون در رابطه با بسیاری از مقالات نظرات خودم را بیان کرده ام و لی هیچکدام حتی یک بار هم چاپ نشده است و این برای من خیلی معنی دار است . میدانم که همین نظرم را هم چاپ نمی کنید و اگر هم چاپ کردید برای منظوری رساندن است . به هر هر حال فارغ از تمامی انتقاداتی که به شما یعنی جناب آقای ناظر دارم بطور خاص در رابطه با مقالات جهت داری که در مورد سازمان مجاهدین مینویسید ولی در مجموع امکان خوبی این سایت برای ایرانیان خارج کشور خواهد بود تا علی رغم اختلاف سلیقه های در شیوه مبارزه با جمهوری اسلامی ایران برای دقایقی در یک ظرف جای گیرند
با تشکر اکبر از آلمان
  
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: آمریکا، اشرف، طرح اروپا (حاشیه 2) کد مقاله: 26817
ارسال‌کننده: کریم رحیمی -  کد نظر: 13923   تاریخ ارسال: 30 Nov 2011

با سلام حضور محترم آقای ناظر
شرط لازم شرط کافی‌ ،شما را خواندم و کمی‌ شوکه شدم چون از شما انتظار بیشتری داشتم، البته حتما من هستم که در اشتباه است و شما همان آقای ناظری هستی‌ که همیشه بخاطر نوشته‌هایش قابل احترام همه ماست.
ولی‌ چند نکته را در این چند سطر می‌خواستم یادآور شوم
آزادیخواه کسیست که حتا اگر در گوشه‌ای از دنیا حق کسی‌ را پایمال می‌بیند فریاد بر میاورد و از حق آن فرد دفاع می‌کند و هرگز حمایتش را پس نمیگیرد.
شاید من کلمه آزادی‌خواهی را بد فهمیده‌ام ،چون این مهم نیست که از چه کسی‌ دفاع میکنی‌ مهم این است که از حق پایمال شده دفاع میکنید ،مثل کوچکی می‌آورم تا خودم را قانع کنم اگر در خیابان فردی متجاوز به کودکی دارد زور میگوید من هرگز سرم را نمیگردا نم به طرف دیگر ،حتا اگر دیگران مرا سر زنش کنند از حق آن کودک در این مورد مظلوم دفاع می‌کنم، در برابر آنکه دیگران میگویند نبایستی عکس عمل نشان داد اگر فکر می‌کنم آنچه می‌کنم دفاع از حق پایمال شده است.
فکر می‌کنم آزادیخواه کسیست که دوربین چشمانش در همه جای جهان نه فقط ستمدیدگان ایران را بلکه ستمدیدگان در دور افتاده‌ترین جای جهان را ببیند و از آن دفاع کند.اگر فردی یا افرادی را می‌بینید که به حقوق آنان تجاوز میشود و سکوت کنید شما هم در آن تجاوز با سکوت تان شرکت کرده‌اید،
آقای ناظر آزادیخواه کسیست که هرگز در برابر توهین و ناسزا گویی دیگران از آزادی‌خواهی استعفا نمیدهد ، و اگر داد به آن افتخار نمیکند.
با تشکر کریم رحیمی- رم -ایتالیا
  
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: آمریکا، اشرف، طرح اروپا (حاشیه 1) کد مقاله: 26784
ارسال‌کننده: ایرج -  کد نظر: 13922   تاریخ ارسال: 25 Nov 2011

با سلام آقای ناظر
در مورد مطلبی که در شرایط حاضر بر اشرف بلحاظ تاکتیکی حاکم است. چون الان وجه انسانی قضیه بیشتر از هر بحث دیگری ذهن را بخود مشغول می کندکه این هم حق است و همه نگران سرنوشت بچه های اشرف هستندکاملا درست است .ولی در یک دستگاه منسجم تاکتیکها همیشه در خدمت و پیشبرد خط و خطوط استراژیک در درازمدت بکار گرفته می شود.من به یک نکته اکتفا می کنم:"اگر ادامه سی خرداد 60 در ارتش ازادیبخش در اشرف - عراق متبلور شده پس هر اتفاقی برای اشرف که یک ظرف هست حتما محتوا را هم تحت الشعاع قرار خواهد داد"حال اگر نخواهیم صادقانه به کمی و کاستی های خوددر این راه اشاره کنیم *پس بهتر نیست که سیاست این ستون به آن ستون را برای حفظ اشرف بکار گرفت شاید فرجی حاصل شود!؟چون همیشه تحلیل سازمان از شرایط رژیم و سرنگونی کوتاه مدت بوده وهست و روی این همیشه هم سرمایه گذاری کرده.حتی سال به سال!این رژیم رفتنیست ولی نه با تحلیل و نشستن به امید اینکه عمو سام وارد شود.!من این حرفایی که می گویم اول اینکه خودم را به نقدمی کشم که من هم جزئی از این بدنه بوده ام.بر راستی تیر نظر کرد و پر خویش در اودید گفتا زکه نالیم که از ماست که برماست!
  
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: آمریکا، اشرف، طرح اروپا (بخش چهارم) کد مقاله: 26769
ارسال‌کننده: عبدالله -  کد نظر: 13921   تاریخ ارسال: 23 Nov 2011

من از بیگانگان (خمینی وال خمینی) هرگز نه نا لم که با من هر چه کرد ان اشنا (مدعیان ازادی خواهی وضد مجاهد) کرد.   
[تعداد نظرها:  17]

در رابطه با: جوانان، اپوزیسیون را دگرگون می کنند کد مقاله: 26765
ارسال‌کننده: ایران شاهمیرانی -  کد نظر: 13916   تاریخ ارسال: 22 Nov 2011

بغیر از مجاهدین،مابقی اپوزیسیون تابلو دار قدیمی،اکنون عمدتا بصورت محفل میباشند تاتشکیلات جدی.این طیف خارج از فضای اینترنتی ویا رسانه ای، حد اکثر فعالیتی که دارند در حد آکسیون اعتراضی میباشد.
طیف دیگر نیز از منفردینی مانند جناب عرفانی تشکیل شده است که نظر دهنده هستند تا عمل کننده.
طبعنا این مجموعه بعلل مختلفی مانند بی عملی ویا شناور نبودن در رودخانه جامعه و..،نه میتوانندبرمردم اثر بگذارند ویاتاثیربپذیرند و بالطبع فاقد ظرفیت لازم برای یار گیری از نیروی مردمی وبویژه جوانان میباشند.
به همین دلیل است که مه وخورشید وفلک پس از خیزش دوسال پیش مردم ایران،بطور جدی دست بدست هم داده اند تا تنها نیروی منسجم وتشکیلاتی وعمل گرای اپوزیسیون یعنی مجاهدین راسربه نیست کنند.

  
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: آمریکا، اشرف، و طرح اروپا (پخش سوم) کد مقاله: 26755
ارسال‌کننده: ایرج -  کد نظر: 13903   تاریخ ارسال: 18 Nov 2011

با سلام به آقای ناظر
بنظر می آید شما هنوز به سازمان بعنوان یک نیروی پیشتاز رهای مرد ایران نگاه می کنید باید بعرض برسانم آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت. تاریخ این سازمان دیگر تمام شده است. هنوز شما فکر می کنید سازمان محور همه مبارزات مردم ایران است و باید حول آن جمع شد؟؟
من نمی دانم که شما براساس چه منطقی این مطلب را می گویید ولی بدانید که در کوزه همان برون تراود که در اوست. مگر می شود سازمانی که به نیروهای خودش رحم نمی کند مظهر خیر و رحمت برای مردم باشد؟؟!!!!!
سازمان زمانی بین مردم جایگاه بزرگی داشت ولی تحلیل های غلط از شرایط و زیر بار اشتباهات نرفتن باعث شده که دیگر در ایران خبری از حمایت از سازمان نباشدنه تنها سازمان بلکه هیچ گروه سیاسی که در گذشته بودند .
  
[تعداد نظرها:  3]

در رابطه با: بدهکار کد مقاله: 26733
ارسال‌کننده: محمدپور -  کد نظر: 13900   تاریخ ارسال: 14 Nov 2011

با سلام
من نمی دانم این فردی که بنام سپهری مطلبی توهین آمیز و در رده ادبیات جمهوری اسلامی ایران با کلمات مخصوص لات بازی و لمپنیسم فرستاده است از بریده ها و توابین مجاهدین خلق است که اینک در دامن جمهوری اسلامی سیر و سیاحت می کند یا نه!
عزیز نابرادر!نقد منصفانه و با محتوی کن! از بی تربیتی و بی ادبی حذر کن!بهتر نیست یکبار دیگر مطلب خودت را بخوانید و اگر مرد و با معرفت هستی پوزش بخواهید!
با تشکر از آقای علی ناظر
مردم شناس
  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: درخواست «پذیرش فوری ساکنان اشرف توسط کشورهای اتحادیه اروپا» یک راه حل عملی و جدی کد مقاله: 26600
ارسال‌کننده: علیرضا بعقوبی -  کد نظر: 13896   تاریخ ارسال: 01 Nov 2011

با سلام مطلب خانم اقبال را بعد از مدتها غیبت ایشان خواندم. بعنوان یک دوست باید به عرض برسانم تمام توصیه های ایشان قبلا عملی شده و کسانی که شب و روز با مسائل اشرف درگیرند در این رابطه اقدامهای لازم را بعمل آورده اند. بنظر بنده حقیر درگیری عملی در راستای حل مشکل اشرف و همراهی و همگامی با هزاران نفری که در چهارگوشه عالم درگیر کارزاری سخت برای یافتن بهترین راه حل برای مشکل اشرف هستند از دهها و صدها اعلام راه حل مفیدتر می باشد و اینگونه همگی ما رسالت خود را بهتر به انجام خواهیم رساند. همین آکسیون ها و اعتصابها که خانم اقبال آنها را کافی نمی داند تا کنون پای کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد را به قضیه اشرف کشانده و آنها را به موضعگیری واداشته است و این خود از بزرگترین دستاورد اعتصاب یارانمان در ژنو است که به همگی آنها باید دست مریزاد گفت. خانم اقبال در جای دیگر به عبور مجاهدین از خطوط قرمز اشاره کرده و از آن استقبال کرده اند. اما چه کسی نمی داند در عالم سیاست همواره باید نهایت خواست را مطرح ساخت تا بتوان به بهترین راه حل دست یافت وگرنه کدام انقلابی در تاریخ است که وابسته به یک پایگاه و شهر و کمپ باشد هر چند که خود آن شهر و پایگاه را با میلیونها ساعت کار و هزینه ملی فراوان با خون و دل در دل یک بیابان بنا کرده باشند. آری ما هواداران مقاومت ایران هنوز هم اشرف را کانون استراتژیکی نبرد و الهام بخش آگاه ترین فرزندان ملت ایران در میل به آزادی و رهائی از چنگال رژیم فاشیسم دینی حاضر می دانیم حتی اگر این اشرف در پس هزاران هزار توطئه و جنایت تخلیه شده باشد. می گویند پرنده رفتنی پرواز را بخاطر بسپار.   
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند کد مقاله: 26601
ارسال‌کننده: بیژن -  کد نظر: 13894   تاریخ ارسال: 01 Nov 2011

با سلام خدمت آقا ناظر عزیز سایت دیدگاه برای من همیشه سایتی بر گرفته از کنیه به دشمنان آزادی و زبان دوستداران دمکراسی و داشتن میهن آزاد بوده ولی جای تاسف است چطور می توان اجازه داد که اشخاصی در لوای ترحم و نگرانی در مورد اشرفیان این مطالب رو در دیدگاه درج کنند اشرفیانی که چهره مقاومت و شقاوت دشمنان آزادی رو به دنیا با خونشان با نسل فدا و ایثار نشان دادند.آقا ناظر در این مطلب به خواننده فقط و فقط یک چیز رو انتقال میده که اشرفیان اسیر دست رهبری مقاومت هستندو مقاومت ایران فقط قسط بهره برداری از کشتار اشرفیان در جهت نشان دادن اینکه مقاومت هنوز زنده است را دارد. آقا ناظر مجاهدین واشرفیان را شما بخوبی میشناسید که احتیاجی به ترحم و دلسوزی ندارند رمز شکست ناپذیر مقاومت در نسل فدا و ایثارگری آنهاست
با تشکر
  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: «مردم» و نامه «جواد» کد مقاله: 26503
ارسال‌کننده: فریدون کلن -  کد نظر: 13890   تاریخ ارسال: 16 Oct 2011

شما که مطلع هستید. احمد صالح اردنی هستند.!!؟؟
اما متاسفم که بایستی بر قسمتهایی از نوشته این دوستمان صحه بگدارم. اما شواهد و دلایلی که نقطه مقابل نمکدان شکستنها هم چه بسیارند. حسن در این است که تخم امید بکاریم و به یاس جوابی در خورش داده شود.

جواد خان بایستی اماری هم از افرادی که اصولا در ابتدا سیاسی هم نبودند. اما سیاسی شدند و جانشان را نیز در نبرد برای ازادی تقدیم کردند. لیست بلند بالایی از این عزیزان که یاد و خاطره اشان گرامی باد وجود دارد.
  
[تعداد نظرها:  10]

در رابطه با: حرمت قلم کد مقاله: 26523
ارسال‌کننده: Hadi Shahab -  کد نظر: 13889   تاریخ ارسال: 14 Oct 2011

با درود به همه سرنگون طلبان انقلابی،
دوستان براستی از این جماعت بی پرنسیپ چه انتظار دیگری میتوانیم داشته باشیم.
این جماعت به آخرین چیزی که احترام میگذراند حقوق دیگران و کپی رایت است و بس.
در آنروز که این جماعت به حداقل حقوق مرسوم بین المللی پایبند باشند تنها به همین دلیل میبایست
خود را به خاطر جنایتی که مرتکب شده اند به یک دادگاه بین المللی معرفی کنند.
از کوزه همان برون طراوت که دراوست.
از آدم جعل کار و جنایات کار آخر انتظار دیگری نیست.
لطف کنید و لینک سایتی را که این جماعت بی پرنسیپ مقاله آقای طاهری
به اسم خود درج کرده اند درج کنید تا این حقیر نیز به کار تبلیغی خود مشغول بشود
پیروز باشید
هادی شهاب
  
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: «دخالت نظامی»
«پیامی نوید بخش برای مردم ایران»
«با وجود انواع مطامِع و مَقاصِد قدرتهای بزرگ»؟
کد مقاله: 26378
ارسال‌کننده: علی ناظر -  کد نظر: 13879   تاریخ ارسال: 16 Sep 2011

دست شما درد نکند، با این پیامهای کوبنده و انقلابی تان. واقعا خسته نباشید.   
[تعداد نظرها:  7]

در رابطه با: «علی ناظر، مرز سرخ تو کجاست و چیست؟» کد مقاله: 26347
ارسال‌کننده: جواد پوینده -  کد نظر: 13872   تاریخ ارسال: 13 Sep 2011

با سلام، من واقعا نمی فهمم که این خط و خطوط قرمز یعنی چی؟ آندره مالرو زمانی گفته که سیاست عبارت است از عمل سیاسی. سرنگونی طلبی مثل طلب یار نیست که زیر درخت بید بنشینی و آواز بخوانی. طالب سرنگونی بودن بدون عمل فعال برای سرنگون کردن رژیم نه افتخار هست، نه امتیاز و نه هیچ چیز دیگر. این خطوط قرمز جناب ناظر نکاتی هستند که یک حکومت دمکراتیک باید داشته باشد. اما صرف این اعتقادات نه رژیم را سرنگون میکند نه دمکراسی بر پا میکند.
تاریخ ایران پر هست از آدمهایی که حرف زیاد میزدند وی برای توجه بی عملیشان خودشان را در موضع "منتقد" قرار می دادند.
معیار سرنگونی طلبی نمی تواند انتقاد کردن یا انتقاد نکردن از مجاهدین باشد. معیار سرنگونی طلبی عمل فعال برای سرنگونی رژیم هست نه صرف داشتن نقاط و خطوط قرمز
  
[تعداد نظرها:  5]

در رابطه با: با خودمان جدی باشیم کد مقاله: 26336
ارسال‌کننده: عصمت -  کد نظر: 13867   تاریخ ارسال: 12 Sep 2011

شایان یادآوری اینکه، مجاهدین، و شورای ملی مقاومت از روزی که طرح جبهه همبستگی ملی را پیشنهاد کرده اند، تا به همین امروز هنوز گام مثبتی در عملی کردن این طرح برنداشته اند. حتی سایت همبستگی ملی هم تمام آراء و برداشت ها را منتشر نمی کند. آیا زمان آن نرسیده که «طرحی نو» در اندازیم و مثلا «جبهه (وسیع) خلق» را تعریف کرده و از آقای رجوی و دیگران که دست در آتش دارند بخواهیم کمی با این مقوله «جدی» برخورد کنند؟
این سئوال تعداد بیشماری از هموطنان میباشد درود
  
[تعداد نظرها:  5]

در رابطه با: چند خبر و چند نکته کد مقاله: 26313
ارسال‌کننده: علیرضا بعقوبی -  کد نظر: 13866   تاریخ ارسال: 12 Sep 2011

آقای ناظر عزیز سلام مطلب شما درباره انتخاب مسئول اول سازمان مجاهدین خلق ایران را خواندم. بحث شما بر این بوده که این سوال را مطرح سازید حال که ارتش آزادیبخش ملی ایران توسط نیروهای آمریکائی خلع سلاح شده است سازمان مجاهدین در ساز و کارهای تشکیلاتی خود تغییری ایجاد کرده اند و از یک سازمان نظامی به یک حزب سیاسی تبدیل شده اند؟ باید بعرض برسانم تا آنجائیکه با مجاهدین و تشکیلات آن آشنائی دارم همواره تلاش مجاهدین بر این بوده با آموزشات سیاسی و ایدئولوژیک مستمر در جهت ارتقا و رشد بدنه تشکیلاتی خود حتی در رده هواداری بکوشند. باید این را در تحلیل های خود لحاظ کنیم که ما از چه جامعه ای می آئیم و میزان آگاهی های سیاسی و به طبع آن میزان "صلاحیت" هر کدام از ما در برخورد با مقولات سیاسی چه میزان می باشد. ایدئولوژی چسب اصلی تشکیلات مجاهدین بوده و اشراف و آگاهی به مرزهای استوار این ایدئولوژی با قرائت های رایج و تسلط کامل به آن همواره از دغدغه های اصلی رهبری این سازمان از مقطع بنیانگزاری و بالاخص از ضربه اپورتونیستهای چپ نما از سال 54 به این سو بوده است. به موازات کسب "صلاحیت های لازم" زمینه برای دخالت هر چه بیشتر بدنه تشکیلات در تصمیم گیری های سازمانی ارتقا یافته است. این "انتخاب" در برخورد اول نشانه بلوغ کامل سیاسی و تشکیلاتی و ایدئولوژیکی تک تک مجاهدین است که بسا جای شعف و خوشحالی و تبریک به سازمان و مسئولین آن و خلق قهرمان ایران در داشتن چنین تشکیلاتی با چنین اعضائی و کادرهای ورزیده ای است . این احساس مسئولیت نسبت به سازمان و نیروهای وابسته به آن تا امروز صحت خود را به نمایش گذاشته است . همخوانی تمام عیار مواضع سازمان و وحدت تمام عیار تشکیلاتی در دل سختترین بحران هایی که هر کدام برای تجزیه و نابودی یک نشکیلات انقلابی کافی بود صحت نظر رهبری مجاهدین را در عمل به اثبات رسانده است. بلوغ تمام عیار سیاسی و تشکیلاتی مجاهدین را می توان در همین انتخاب مسئول اول سازمان توسط اعضای سازمان به نظاره نشست. وقتی خانم اخیانی با 48 سال سن به مسئول اولی سازمان انتخاب می شوند بیانگر بالندگی و رشد یافتگی و بلوغ سیاسی و ایدئولوژیک تشکیلاتی است که در طول سی و اندی سال گذشته از طوفانهای عظیم سیاسی به سلامت گذر کرده و تمامی تلاش ها و باغبانیهای رهبری این سازمان به بار نشسته و بر و میوه آن را در این انتخاب تمام عیار می توان نظاره گر بود. بعنوان یک هوادار کوچک این جریان باید به معلم این نسل تبریک و تهنیت بگویم. آقای ناظر لحظه ای به این بیندیشیم کسانی این انتخاب اصلح را انجام داده اند که مسلما باید از چنان بلوغ و آگاهی ها ی سترگ سیاسی و تشکیلاتی برخوردار باشند که آگاهانه در برابر سیل هجوم های روانی و نظامی دشمن ایستاده و قهرمانانه در تمامی جبهه ها دشمن را پس زده اند. باید به کیفیت نیروهای مستقر در اشرف توجه داشت. اینها بدون هیچ زیاده گوئی عصاره مبارزاتی ملت ما از مشروطه به اینسو هستند . تمامی انرژی ها و ظرفیت های بروز کرده و متبلور شده از آنها ناشی از آگاهی تمام عیار می باشد. چه میزان تحصیلات آکادمیک آنها و چه در پراتیکی که طی سی سال گذشته طی کرده اند از آنها "فولادهای آبدیده" ای ساخته که به کسب تمامی صلاحیت های لازم برای چنین انتخاب اصلجی نائل آمده اند. اما اینکه بخواهیم مجاهدین را با احزاب کلاسیک اروپائی مقایسه کنیم و از این منظر سوال خود را از آنها مطرح سازیم و انتظار پاسخگوئی از مجاهدین را داشته باشیم امری است برخاسته از توهمات من و شما و برخاسته از خارجه نشینی طولانی و "عدم آگاهی" از الزامات پیش روی یک تشکیلات انقلابی در شرایط سرکوب مطلق می باشد. از همین دیدگاه وقتی از خانم رجوی بخواهیم که بعلت التزام شورای ملی مقاومت به حکومتی سکولار چرا با آیه ای از قرآن گفتگوی خود را با مجاهدین اشرفی و دیگر خواهران و برادران خود شروع می کند. الزام به نظامی سکولار نافی عقیده شخصی خانم رجوی نبوده و نیست و ثانیا خانم رجوی از تمامی مسئولیت های سازمانی خود بعلت قبول مسئولیت در شورای ملی مقاومت استعفا داده اند اما این امر نمی تواند نافی ارتباط ایدئولوژیک ایشان با تشکیلاتی باشد که خود متولد شده از آن و در واقع از عصاره های آن می باشند. این سوال زمانی می توانست محلی از اعراب داشته باشد که خانم رجوی در انجام وظائف شورائی خود اعتقادات ایدئولوژیک خود را لحاظ می نمودند.

علی ناظر: با سپاس از پاسخ مبسوط شما. اجازه می خواهم که بر یک نکته تأکید داشته باشم که در نوشتار خود به «ارتش آزادیبخش» و یا «خلع سلاح» شدن پرسنل آن اشاره نکرده ام. پرسش من، کاملا روشن و در ارتباط با دو واژه «مسئول اول» و «دبیر کل» بود. به هر روی از شما متشکرم.
  
[تعداد نظرها:  6]



در پیوند با مطالب دیدگاه کاربران تعداد نظرهای رسیده:  [455]


در رابطه با: پدیدهء اصلاحطلبی در ایران کد مقاله: 803
ارسال‌کننده: فرزين -  کد نظر: 466   تاریخ ارسال: 09 Aug 2007

نکتهء مهم ديگری را، که بايد دوباره در موضعگيری ويژهء خودم توضيح بدهم اين است، که
از آنجاييکه جامعهء ايران جامعه ای کلاسيک نبوده است-هرچند هر جامعه ای از روند عام جامعه شناسی علمی پيروی می کند- روند توليد لمپن پرولتاريا نيز در جامعهء ايران از روندی خود-ويژه برخوردار شده است:
اگر در جامعهء کلاسيک بورژوايی، لمپن پرولتاريا پيش از هر چيز محصول مستقيم کارکرد ساختار اقتصادی-اجتماعی توليد سرمايه داری بوده است، در ايران توليد اين قشر اجتماعی در درجهء نخست، محصول تاثيرگذاری عوامل بازدارندهء خارجی بوده است- بويژه در نتيجهءانقلاب سفيد بود، که روستائيان را از زمين کنده و به حاشيهء شهرها پرتاب کردند.
در جامعهء کلاسيک، روستائيان آزادشده از قيد روابط سرواژ بسرعت بيشتری جذب صنايع نوپای شهرها شدند. سپس همين صنايع نوپا-همانگونه که می دانيم- به توليد لمپن پرولتاريا نيز پرداختند و اين روند ساختاری اين جوامع بوده است. ليکن روستائيان ما پس از انقلاب سفيد نتوانستند در صنايع جذب شوند، زيرا روابط سرمايه داری کمپرادور نمی توانست آنها را جذب کند.
سرمايه داری مانوفاکتور و سپس کارخانه و کارگاههای بزرگتر در روندی طولانی در جوامع اروپا پا گرفتند. ولی روند رشد صنايع داخلی ما قطع و خنثی شد. و درست هنگامی صنايع پرقدرت کمپرادور وارد کشورمان شدند، که روستائيان نزديک يک قرن از فرهنگ سرمايه داری عقب افتاده بودند.
و نکتهء جالبی، که در نتيجهء اين بحث بايد عرض کنم، اين استکه امپرياليستها در محاصبات خودشان همين لمپن پرولتاريای ايران را در نقشه ای ماهرانه دو بار به کار گرفته و هر بار هم موفق شده اند: بار نخست در کودتای 28 امرداد 1332 و بار دوم در انقلاب بهمن 1357.
هر دو بار لمپن پولتاريا در نقش سپاهيان امپرياليسم ظاهر شد(فکر می کنم لازم نباشد که در بارهء اين نقش در سال 57 و بويژه در سرکوبی دمکراسی بوسيلهء رژيم توضيحی بدهم-وقايع خرداد 42 "جنرال رپيتيشن" يا همان آخرين تمرين پيش از شب نمايش بود).
در بارهء توليد و بازتوليد لمپن پرولتاريا در زمان کنونی نيز توضيح داده ام.
و اما، من هرگز نگفته ام، که لمپن پرولتاريا به جای کارگران و ديگر نيروهای انقلابی بايد رهبری را بدست بگيرد و يا چيزی شبيه اين. بلکه خواسته ام توجه همگان را به اين گوشهء معادله نيز جلب کنم، که چه برنامه ای در جريان است، تا بتوانيم آن نقشه را خنثی کنيم. امپرياليستها نشسته اند و دقيقا دارند جامعهء ما را مطالعه می کنند و روی نيروهای جامعه حساب باز می کنند. ما نبايد از نقش مخرب لمپن پرولتاريا غافل بشويم. بايد بتوانيم از موقعيت بوجود آمده برای تبليغ در بين کارگران و زحمتکشانی، که به حاشيه رانده می شوند سود ببريم- موقعيت ايجاد شده اين است، که آنها دروغ بودن اسلام و ايدئولوژی حاکم را می بينند. ما بايد دشمن را به آنها نشان بدهيم و نبايد بترسيم، که ما را به ضديت با دين متهم کنند. ما بايد لبهء تيز حملات ايدئولوژيک خود را روی خرافه پرستی و فساد اسلاميان حاکم بگذاريم و اجازه ندهيم، تا برای بار سوم لمپن پرولتاريا در صف ضدانقلاب قرار بگيرد. هنر انقلاب اين است، که بتوانيم اردوی دشمن را پراکنده کنيم. ولی ضد انقلاب از ما بهتر کار می کند: کارگران و کشاورزان را به حاشيهء شهرها می رانند و زيرساخت اقتصادی-اجتماعی-فرهنگی جامعهء ما را به نابودی می کشانند. اگر روند حوادث همينگونه پيش برود، بزودی سرتاسر ايران شيره کش خانه و روسپی خانه خواهد شد. شوخی نيست. اين خواستهء برنامهء "يک ميليارد زرين" است. همهء منابع جهان را فقط بايد موبورهای چشم آبی مصرف کنند و مردم کشورهای ديگر بايد نابود شوند. اين فاشيسم نوين است، که در برنامهء "يک ميليارد زرين" تدوين شده و از 1975 به اينسو در دستور روز قرار دارد.
  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: زور رژيم را با زور بايد پاسخ داد! کد مقاله: 807
ارسال‌کننده: اشرف هاشمی -  کد نظر: 464   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

مقاله ای منطقی هست.وسران ضدبشر این رژیم خون آشام . به هر وسیله ای باید . از قدرت خلع شوند.و چه بهتر که مثل خودشان دربرابر شان قد علم شود.و اگر بخواهیم میشود. بشرطی که مثل رهبران فدائیان و مجاهدین و دیگر رزمندگان راه آزادی . خودمان آغاز گر این عمل انقلابی و درست باشیم. و از دیگران نخواهیم که پا پیش بگذارند و به خواسته حق مان جامه عمل بپوشانند.   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: مارکسیستها را چه می شود؟ کد مقاله: 792
ارسال‌کننده: فرزين -  کد نظر: 463   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

من می توانم از زبان انگليسی نيز بآسانی استفاده کنم، ولی بيشتر منابع من به زبان روسی هستند. فکر می کنم اثر جالب پلخانف "مارکسيسم و آنارشيسم" به زبان فارسی ترجمه نشده باشد. من اين را ترجمه کرده ام و اگر فرصتی باشد، دستنوشته ام را به کامپيوتر منتقل خواهم کرد.
مطالب بسياری در بارهء باکونين، کروپاتکين، اوگاريوف، گرتسن،محافل آنها و چگونگی شکل گيری عقايدشان و نامه های باکونين و ... و نچايف (در بارهء همين سرگی نچايف و رابطه اش با باکونين را می توانيد در نوشتار من در همين سايت بخوانيد)، را هم مطالعه کرده و هم برخی از آنها را ترجمه کرده ام. پس آنگونه هم که شما می پنداريد، بی اطلاع نيستم، حتی سايت آنارشيستهای روسی نيز وجود دارد.
  
[تعداد نظرها:  31]

در رابطه با: رابطهء دين و مواد مخدر کد مقاله: 783
ارسال‌کننده: پا یا احمری -  کد نظر: 459   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

مگر پزشکان نمیدانند که سیگار و الکل و بی خوابی و تجاوز به ناموس مردم زیان جسمی و قانونی و شخصیتی به همراه دارد!؟ آیا پزشکان . بویژه در غرب . رعایت این موازین را دردستور کار عملی شان دارند !؟اگر ندارند - اغلب شان - شما نظرتان این میشود که دنیای پزشکی یعنی کشک!؟ همین دیروز یک مرد 61 ساله غربی . به علت همخوابی با یک دختر معصوم 6 ساله دستگیر و زندانی شد - در کشور خودش - و یا یک غربی دیگر به دخترش سالها تجاوز میکرد . و سرانجام دختر معصوم . پدرش را با چاقو از پا در آورد. و یا هیتلر و بوش و امثال این آدمکشان غربی هستند. و پل پت هم کمونیست بود. شما نظرتان چیست !؟ غرب یک سره قابل نفی است و پدر و مرد بودن و کمونیزم!؟ چرا دین را با مدعیان دینداری مخلوط میکنید !؟شرم هم یک احساس انسانی هست آقایان ضد دین !!...   
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: ترکیه اسلامی ، لائیک یا دمکراتیک ؟ کد مقاله: 805
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 458   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

نتایج انتخابات اخیر در ترکیه نشان داد که این کشور یک جامعه لائیک نیست و اصولأ ترکیه آن طرف سکه جمهوری اسلامی است با این تفاوت که ژنرالها در ترکیه با زور سرنیزه و با هدف سیاسی و برای تثبیت اتوریته خود خواستهای به اصطلاح لائیک خود را به مردم تحمیل می کنند و در ایران آخوندها خواستهای مذهبی خود را به مردم تحمیل می کنند. تحول فکری و جهت گیری مذهبی و یا لائیک مردم را دستورات حکومتی نمی تواند تعیین کند و حتی پافشاری حکومت ها در این زمینه می تواند نتایج معکوس ببار آورد. ترویج و تشویق و یا مبارزه با دین وقتی که سیاسی میشود بسیار مخرب است و احزاب به اصطلاح لائیک اگر نه بیشتر حداقل مثل احزاب مذهبی در ترویج دین مقصر هستند زیرا احزاب به اصطلاح لائیک خود به مردم آگاهی علمی و فلسفی نمی دهند بلکه فقط از نظر سیاسی برای جلب اراء مردم و تقویت قدرت خود شلوغ و تلاش میکنند.   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: به همنشين بهار کد مقاله: 757
ارسال‌کننده: مینا سهامی -  کد نظر: 457   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

آقای فراهانی شما در این یاداشت نوشسته اید: {ميتوانم از اعتراف علنی يکی از سردمداران رژيم نام ببرم که دقيقا در همانروزها بطور علنی اعلام کرد که :"اين مجاهدين بودند که زهر آتش بس را به امام خوراندند"}

لطفا بطور دقیق یعنی مستند، بفرمائید کدام مسئول رژیم، چه زمانی و در کجا ، جمله فوق را گفته یا نوشته است.
با تشکر و احترام

  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: سرنوشت محتوم اکس-مسلم در هلند کد مقاله: 797
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 455   تاریخ ارسال: 08 Aug 2007

آقای ایرج.ع خوش به حالت که اینقدر با هوش هستی!! شما و همفکرانتان همه از کلیه رازهای کائنات با خبر هستید !! آیا شما با نوشتن این جمله: « معلوم شد كه همين يك پاراگرافي را هم كه به زباني ساده برايت نوشتم نگرفتي » چه چیز را می خواهی ثابت کنی؟ از نظر من دین یک روبنا است و من مثل شما از این روبنا دستمایه سیاسی- تبلیغی برای خودم درست نمی کنم و مثل شما با دین از طریق مطبوعات بورژوایی و فحش دادن مبارزه نمی کنم !! کسانی مثل شما و خانم هیرشی علی نه تنها با دین مبارزه نمیکنید بلکه با فحش دادن به اسلام در مطبوعات هلند و دیگر کشورها موجب تحریک مسلمانان و تقویت اسلام و دین می شوید. من مثل شما و برای خوشایند مسیحی های مرتجع؛ ادیان را دسته بندی و به خوب و بد تقسیم نمیکنم. بر اساس گفته شما اسلام چون سنگسار و اعدام می کند بد است و مسیحیت چون این کارها را نمی کند خوب است و حداقل باید مثل شما در مورد آن سکوت کرد. اما دوست دانشمند من !!؛ بد نیست که بدانید در ایرلند شمالی صدها نفر در درگیریهای بین کاتولیک ها و پرتستانها با بمبهای آنها به قتل رسیده اند !! و هنوز کاتولیکها و پرتستانها از هم متنفر هستند و مناطق مسکونی کاتولیک و پرتستان نشین از هم جدا هستند. تو از کجا می دانی که من طرفدار انقلاب جهانی و مخالف انقلاب در یک کشور هستم که این جمله را : « در سياست هم آنهايي را كه به جاي انقلاب در يك كشور ، انقلاب جهاني را پيش ميكشند تا از زير بار مسوليت مبارزه با يك رژيم مشخص شانه خالي كنند را نميتوان جدي گرفت » نوشته ای؟
من به شما اطمینان می دهم که اگر حتی در یک محله و یا یک شهر در ایران و یا در اروپا انقلاب بشود من اولین کسی خواهم بود که از آن حمایت خواهم کرد. صداقت شرط اولیه یک دیالوگ سازنده است !!
  
[تعداد نظرها:  5]

در رابطه با: همصدایی و بیصدایی در کلن (آلمان) کد مقاله: 800
ارسال‌کننده: r.rahimi -  کد نظر: 448   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

از انجا که بخاطر سرکوب وحشيانه رژيم در داخل کارگران و زحمتکشان و زنان قادر به برپائی تظاهرات و اعتصابات بزرگ برای بدست اوردن حقوق انسانی خود و سرنگونی رژيم نمی باشند پس اين وظيفه ايرانيان اگاه و با وجدان خارج از کشور ميباشد که با بر پائی تظاهرات چند ده هزار نفره درشهرهای بزرگ اروپا و امريکا بطور مداوم باعث شورو حال در داخل کشور شوند و در پايان بساط اين رژيم ادمکش و فاشيستی را به ذباله دان تاريخ بريزند. با درود به تمام انهائيکه در تظاهرات کلن شرکت کردند   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: تشديد اعدام‏ها در ايران! کد مقاله: 793
ارسال‌کننده: ناظر بی طرف -  کد نظر: 443   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

از نويسنده اين مطلب سوالی داشتم و آن سوال اين است که اگر مردم ايران برای رهائی به " قهر سازمان يافته " نيازمند اند وظيفه مخالفين جمهوری اسلامی و طرفداران اين "قهر سازمان يافته" در خارج از کشور چيست؟ و چرا آنها را در همين مبارزات غير قهر آميز خارج از کشور نمی توان ديد!!   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: یک خواهش ساده کد مقاله: 798
ارسال‌کننده: جمال فراهانی -  کد نظر: 442   تاریخ ارسال: 06 Aug 2007

من کاملا با نظر آقای ناظر موافق هستم، چرا که به نظر من رعايت کردن يک سری" اصول اوليه و پرنسيبها "در افشاگری عناصر رژيم بسيار مهم و حياتی ميباشد و از سوء استفاده های احتمالی و تصويه حساب های شخصی و خصوصی جلوگيری خواهد کرد.منظور من در اينجا انگشت گذاشتن روی يک اصل کلی ميباشد و به هيچ وجه به فرد و يا شخص بخصوصی مربوط نميشود.
  
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: ادامه کار بزرگمان را به چه کسی بسپاریم کد مقاله: 795
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 436   تاریخ ارسال: 05 Aug 2007

شخصیت رفیق استالین بعنوان یک کمونیست انقلابی بر هیچکس پوشیده نیست. تا جاییکه حتی یک فرد بورژوا- دمکرات مترقی به اسم دکتر محمد مصدق در باره او چنین می‌نویسد:«تا استالین فوت نکرده بود دول استعماری از او ملاحظه می‌کردند و ملت می‌توانست تا حدی اظهار حیات کند و روی همین احساسات بود که من ظرف دو روز قانون ملی شدن صنعت نفت را از تصویب دو مجلس گذرانیدم و باز روی همین احساسات بود که از شرکت نفت که قسمتی از خاک ایران را تحت سلطه‌ و نفوذ خود داده بود خلع ید شد. و بعد از استالین چون قائم‌مقام او شصیتی نداشت ملاحظات دول استعماری از آن دولت از بین رفت و ایدن وزیر خارجه‌ی انگلیس مسافرتی به آمریکا نمود و در مذاکراتش با آیزنهاور به این نتیجه رسید که رئیس جمهوری تصویب کند آزادی یک ملتی را با ۴۰درصد سهام کنسرسیوم مبادله کنند شرکتهای نفت آمریکا به مقصودی که داشتند رسیدند.(از کتاب رشد روابط سرمایه‌داری در ایران، نوشته‌ی محمدرضا سوداگر، صفحه‌ی ۶۵۶ به نقل از خاطرات م.مصدق). امیدوارم دشمنان ی.استالین دکتر مصدق را به استالینیست و مستبد! بودن متهم نکنند. در اینجا بر خلاف شایعات و تحریفاتی که بازماندگان جبهه‌ی ملی و دیگر دشمنان قسم‌خورده‌ی شوروی سوسیالیستی عصر استالین در باره‌ی عدم حمایت آن دولت از مصدق براه انداخته‌اند، م.مصدق به صراحت می‌گوید که وجود شخیصتی چون استالین ملی کردن صنعت نفت خیلی مشکل بود. واقعا درود بر هر چه آدم دمکرات و مترقی و منصفه!   
[تعداد نظرها:  2]

در رابطه با: سخنرانی در مراسم بزرگداشت دکتر علی راسخ افشار کد مقاله: 791
ارسال‌کننده: سیامک دهقانی -  کد نظر: 414   تاریخ ارسال: 02 Aug 2007

من تا بحال اسمی از این مبارز پیر هشتاد ساله نشینیده بودم و اینک خوشحالم که چنین شخصیت بزرگ و استثنایی در میان آزادیخواهان و ملی‌گرایان وجود دارد که با بدوش انداختن چند ساک و سیاه و سفید و از برای آزادی و خشبختی ملت شجاع ایران، عرقریزان با هواپیما بین قاره‌ی آمریکا و اروپا در رفت و آمد است، تا بالاخره مرکب مسن‌سال آزادی را به وطن عزیزش ایران برساند. امیدوارم که هشتاد سال دیگر عمر کند تا تجربه‌ی نسل کنونی را به نسل آینده منتقل کند، همانگونه که تجربیات نسل گذشته را به نسل کنونی منتقل نموده است. البته من وقتی شروع به خواندن مطلب آقای قاسمی نمودم، فکر کردم که اتفاقی برای اقای علی راسخ افشار افتاده است، اما وقتی به آنجای مقاله رسیدم که به بیماری قلبی او اشاره کرده فهمیدم که خوشبختانه راسخ عزیز هنوز در قید حیات است و مثل شیر برای پیاده کردن اندیشه‌های بزرگ دکتر محمد مصدق پیکار می‌کند. واقعا زنده باشند!   
[تعداد نظرها:  1]

در رابطه با: به بهانه سالگرد تیرباران تقی شهرام کد مقاله: 784
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 413   تاریخ ارسال: 01 Aug 2007

کاربر گرامی آقای شهاب عزیز ، از لطف شما خیلی ممنون هستم و خوشحالم که دیدگاههای شما و دیگر دوستان را میخوانم. لازم به گفتن نیست که شخصیتها را مردم می سازند و آقای حکمت محصول شرایط و دوره معینی از جامعه ایران بود. سازمانها و افراد را نمی توان بر اساس آنچه که آنها درباره خود می گویند شناخت. منصور حکمت و پیروانش نیز محصول جامعه ای هستند که بتهایی مثل شاه و خمینی را پرورش داده است. هواداران منصور حکمت براستی آنقدر مغرور بودند که فکر می کردند یک قشر بر گزیده هستند که تمام رازهای کائنات در نزد آنهاست. شاید بدانی که من برای یکی از سایتهای حزب حکک مطلب تهیه می کنم و بعد از انشعاب اخیر توسط علی جوادی و دوستانش، من از این همه انشعابات و دشمنی ها دلزده شدم و از روی دلسوزی یک نامه برای تشکیلات حکک فرستادم و پیشنهاد کردم که خوب است که به منظور تبادل نظر در مورد بحران موجود در چپ و مارکسیسم، امکان داده شود تا در یکی از سایتهای این تشکیلات موافق و مخالف بطور علنی با هم بحث کنند اما با کمال تعجب، تشکیلاتی که دیگران را سکتاریست می نامد به من جواب داد که من تبلیغات رسانه های بورژوازی را تکرار می کنم !! به نظر من مطرح شدن حکمت ناشی از ضعف جریانات سابقه دار چپ بود و وحدت کومله با سهند یک تسلیم همه جانبه کومله به سهند و ناشی از ناتوانی کامل کومله پراگماتیست بود. بر اساس شناخت من، بدنه و هواداران کومله با هواداران حزب دمکرات تفاوتی ندارند. به نظر من تشکیلاتهای چپ تا زمانی که هدف آنها کسب قدرت سیاسی است بسیار محافظه کار و کاسبکارانه رفتار می کنند و مبلغ فرهنگ سکتاریستی و بت پرستی هستند و همه تشکیلات ها برای خود، بت و بتخانه ای بپا کرده اند و برخلاف اشک تمساحی که می ریزند، انتقاد پذیر نیستند و واقعأ دل آنها نه برای مردم بلکه فقط برای خودشان می سوزد در غیر اینصورت شرایط اینطور نبود که الآن است. ما باید بر اساس نقاط اشتراک با هم همکاری کنیم و از تفرقه بپرهیزیم. روابط فردی و جمعی در سازمانهای چپ نه تنها رفیقانه، بلکه حتی عادی هم نیست و مثل ادارت دولتی هر کس تلاش می کند تا به مقام بالاتر برسد !!   
[تعداد نظرها:  11]

در رابطه با: مشکینی به درک واصل شد! کد مقاله: 786
ارسال‌کننده: شیخ جعفر قندی شهدیقی -  کد نظر: 412   تاریخ ارسال: 01 Aug 2007

الحمدلله رب العالمین.جانور وحشتناکی بود ولی همت باید کرد تا بیوت این حشرات الارض مجموعا نابود شود انشالله.   
[تعداد نظرها:  4]

در رابطه با: 30 خرداد 1360 آغاز سرکوب نهایی قیام 1357 کد مقاله: 785
ارسال‌کننده: نادر -  کد نظر: 399   تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

با تشکر از رفیق ارژنگ سپاسی که با این تحلیل خوب خود ما را به یاد سال 1360 و تحولات آن انداخت. برای تکمیل این مقاله من تلاش میکنم تا خیلی خیلی مختصر انعکاس وقایع جامعه را در درون زندان توضیح دهم: قبل از 30 خرداد سال 1360 ما زندانیان در زندان اوین، روزانه چند ساعتی هواخوری داشتیم و در حیاط کوچک زندان قدم می زدیم تا مریض نشویم و کمابیش اعضای خانواده زندانیان به ملاقات آنها می آمدند تا ضمن دیدار برای آنها پول و دیگر لوازم ضروری بیاورند. شکنجه جسمی بطور نسبی زیاد نبود و چون تعداد زندانیان زیاد نبود مثلأ در یک اطاق 30 متری حدود 30 نفر جای داده شده بود و دسترسی به دکتر و درمانگاه وجود داشت و هر چند وقت یکبار دکتر مفیدی که یک زندانی بهایی بود با کیسه ای از دارو به بند ما می آمد و در صورت نیاز افراد را معاینه می کرد. کتاب های خنثی و روزنامه هم داشتیم. با شروع 30 خرداد همه چیز در زندان دگرگون شد و تمام امکانات گفته شده در بالا قطع گردید و فشار بر روی زندانیان تشدید گردید. به زندانیان گفته شد که باید توبه کنند و در غیر اینصورت اعدام خواهند شد بنابراین از بیرون به مجاهدین درون زندان گفته شده بود که بطور تاکتیکی توبه کنند و چپها نیز خود را با مجاهدین همراه کردند. به گفته لاجوردی، رژیم در روز 30 خرداد بیش از 1000 نفر دستگیر شده را فقط وارد زندان اوین کرده بود و ازآن تاریخ به بعد بود که ماشین شکنجه و اعدام رژیم چنان فعال شده بود که افراد را اشتباهی اعدام می کردند و کسانی که قبل از 30 خرداد حتی بدون دادگاه رفتن در حال آزاد شدن بودند مجددآ دادگاهی شدند و چند سال زندان گرفتند. پشت بندهای زندان اوین تپه ای قرار داشت که محل اعدام بود و چون جلادان با هم تیر تفنگ را شلیک می کردند در نزد زندانیان این صدا به صدای تیر آهن خالی کردن معروف شده بود و ما با شمردن تک تیرهای خلاص که به جسد نیمه جان شهدا شلیک می شد تعداد افراد شهید را می شمردیم و ما می توانستیم خاکی را که بر اثر عبور گلوله از بدن شهدا و اصابت به تپه خاکی برمی خواست در جلو نور نورافکن زندان ببینیم. هر روز از بلنگوی بند اسامی افراد زیادی را می خواند و از آنها می خواست تا با کلیه وسائل از اطاقی که در آن بودند بیرون بیایند و این بدین معنی بود که این افراد اعدامی هستند و در شب ما صدای گلوله های اعدام را می شنیدیم. خلاصه اینکه رژیم اسلامی در زندان با زندانیانی که از هیچ حمایتی بر خوردار نبودند هر کاری که خواست کرد و تمام عقده های خود را بر سر آنان خالی کرد و زخمی بر تنه جامعه ایران ایجاد کرد که هیچگاه التیام نخواهد یافت. هر روز و به تعداد زیاد یاران ناشناخته چون اختران سوخته بر خاک فرو میافتادند سرد.   
[تعداد نظرها:  1]



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.