شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

سه شنبه ۳ مرداد ۱۳۹۶ - ۲۵ ژوئیه ۲۰۱۷

ارسال‌کننده: نادر   کد نظر: 413   nadewr_nl_1@yahoo.com   تاریخ ارسال: 01 Aug 2007

کاربر گرامی آقای شهاب عزیز ، از لطف شما خیلی ممنون هستم و خوشحالم که دیدگاههای شما و دیگر دوستان را میخوانم. لازم به گفتن نیست که شخصیتها را مردم می سازند و آقای حکمت محصول شرایط و دوره معینی از جامعه ایران بود. سازمانها و افراد را نمی توان بر اساس آنچه که آنها درباره خود می گویند شناخت. منصور حکمت و پیروانش نیز محصول جامعه ای هستند که بتهایی مثل شاه و خمینی را پرورش داده است. هواداران منصور حکمت براستی آنقدر مغرور بودند که فکر می کردند یک قشر بر گزیده هستند که تمام رازهای کائنات در نزد آنهاست. شاید بدانی که من برای یکی از سایتهای حزب حکک مطلب تهیه می کنم و بعد از انشعاب اخیر توسط علی جوادی و دوستانش، من از این همه انشعابات و دشمنی ها دلزده شدم و از روی دلسوزی یک نامه برای تشکیلات حکک فرستادم و پیشنهاد کردم که خوب است که به منظور تبادل نظر در مورد بحران موجود در چپ و مارکسیسم، امکان داده شود تا در یکی از سایتهای این تشکیلات موافق و مخالف بطور علنی با هم بحث کنند اما با کمال تعجب، تشکیلاتی که دیگران را سکتاریست می نامد به من جواب داد که من تبلیغات رسانه های بورژوازی را تکرار می کنم !! به نظر من مطرح شدن حکمت ناشی از ضعف جریانات سابقه دار چپ بود و وحدت کومله با سهند یک تسلیم همه جانبه کومله به سهند و ناشی از ناتوانی کامل کومله پراگماتیست بود. بر اساس شناخت من، بدنه و هواداران کومله با هواداران حزب دمکرات تفاوتی ندارند. به نظر من تشکیلاتهای چپ تا زمانی که هدف آنها کسب قدرت سیاسی است بسیار محافظه کار و کاسبکارانه رفتار می کنند و مبلغ فرهنگ سکتاریستی و بت پرستی هستند و همه تشکیلات ها برای خود، بت و بتخانه ای بپا کرده اند و برخلاف اشک تمساحی که می ریزند، انتقاد پذیر نیستند و واقعأ دل آنها نه برای مردم بلکه فقط برای خودشان می سوزد در غیر اینصورت شرایط اینطور نبود که الآن است. ما باید بر اساس نقاط اشتراک با هم همکاری کنیم و از تفرقه بپرهیزیم. روابط فردی و جمعی در سازمانهای چپ نه تنها رفیقانه، بلکه حتی عادی هم نیست و مثل ادارت دولتی هر کس تلاش می کند تا به مقام بالاتر برسد !!   

ارسال‌کننده: Hadi Shahab   کد نظر: 410      تاریخ ارسال: 01 Aug 2007

كاربر محترم نادر گرامى، با تشكر از شركت شما در اين بحث. من هم مثل شما سعى در ایجاد وجوه اشتراک هستم. منتها از اينكه كسى بيايد و سعى كند منصور حكمت را در انقلابيگرى هم سطح محمد تقى شهرام كند از هيچ گونه واقع گرايى برخوردار نيست.
اينكه تمام تبليغ و ترويج ماركسيستى را ايشان از طرف جريانات انقلابى منكر شده مدعى آمدن حكمت به ايران شده براى اينكه در آنموقع چپ ها شعار مى دادند سلام بر مجاهد و درود بر فدايى و ايشان تنها كسى بودند كه مبلغ كمونيسم و ماركسيسم بودند. اين هم ناهمگونى و دروغ ديگرى است
هواداوران حكمت بدور از هر گونه انصاف و عدالت نه تنها با رفقاى حزبى خود برخورد ميكنند بلكه با وارونه جلوه دادن و درست كردن جعلى يك شناسنامه انقلابى براى حكمت به اين بى انصافى ادامه داده.
اينها كه غير از ضربه زدن به كومله هيچ نقشى در جنبش هاى انقلابى و كارگرى ايران نداشته اند امروز با بيان عشق آزاد، آزادى سقط جنين و مسايلى از اين قبيل كه براى مردمان كشورهاى غربى چيز جديدى نيست. مدعى نو آورى و مبارزه هستند و خود را بدينسان چپ مدرن و مادر ناب كمونيسم معرفى ميكنند.
بيچاره چپ سنتى كه هيچ گونه پاسخى به اين سوالات ندارد. (راستى خندهتان نميگيرد)
خب ديگران همه غير از حكمت و هوادارانش از ديد ايشان چپ سنتى و عقب افتاده هستند.
تزههاى سياسى حكمت كه ترجمه هايى بيش نبوده و او از ذكر ماخذ خوددارى كرده از هر گونه تعهد انتشاراتى تهى ميباشد..
ولايت فقيه تنها مشخصه حكومت اسلامى نيست. بخشى از اين باصطلاح روشنفكران چپ نما ديدشان به رهبرى يك تشگيلات (كوچك يا بزرگ ) همان امامت و كيش شخصيت است چشم پوشى از هر گونه واقع گرايى و محارب شمردن كسى كه مطيع آنهانباشد وجه مشترك زمامداران حكومت اسلامى و كارگذاران چپ باصطلاح مترقيست. برخورد با رفقاى سابقشان در اينباب استدلال ادعاى من است.
من باز بدنبال وجوه مشترك خواهم گشت.

با احترام فراوان
  

ارسال‌کننده: نادر   کد نظر: 409      تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

با سلام به همه دوستانی که در این بحث شرکت کرده اند. بدون شک سازمان پیکار متأسفانه بر اثر فقدان وحدت درونی و عدم انسجام ایدئولژیک از هم پاشید و گرنه می توانست مجددأ خود را بازسازی کند. به نظر من نفوذ کمونیسم در کومله بطور سطحی فقط به کادر رهبری این تشکیلات محدود میشد و به همین دلیل تمام ارگانهای تشکیلاتی کومله در اختیار افراد سهند قرار گرفت. وحدت کومله و سهند بر اساس ملاحظات سیاسی و نه ضروریات ایدئولژیک شکل گرفت و حتی گروه سهند بر محوریت و مرکزیت منصور حکمت شکل گرفته بود و این پیوند نامتجانس بین کومله و سهند سرنوشتی جز شکست نداشت. در واقع اگر هواداران پیکار و تشکیلات کومله به سهند پیوستند ناشی از معجزه و توان تئوریک سهند و منصور حکمت نبود بلکه از یک طرف ناشی از ضعف خود آنها بود و از طرف دیگر در شرایط فقدان آلترناتیو دیگر سهند تنها انتخابی بود که می شد انجام داد و گرنه موضع سهند در مورد جنگ ایران و عراق راست بود. ضروری است که ما بجای دعوا بر سر گذشته برای حال و آینده فکری بکنیم. اگر رفیقی حتی بطور غیر واقعی تلاش می کند تا وجوه اشتراک ایجاد کند بهتر است تا ما این را با دید مثبت نگاه کنیم و به همدیگر نزدیک شویم زیرا شرایط اسفبار کنونی ایجاب می کند تا ما از تفرفقه بپرهیزیم و بجای تکیه بر اختلافات، وجوه اشتراک را تقویت کنیم. درست است که ما باید از عملکردهای گذشته خود درس بگیریم اما این کار نباید منجر به تخریب رابطه کنونی ما بشود. منصور حکمت به تمام سازمانهای قدیمی، لقب چپ سنتی داده بود اما متأسفانه تشکیلاتی که خودش نیز ایجاد کرد بر اساس پیش بینی خودش( و بخصوص حکمتیستها ) به سکتی بت پرست در کنار دیگر سکتها تبدیل شده است. دشمن اصلی ما در مبارزه با رژیم، تعصب و سکتاریسم کور است.

  

ارسال‌کننده: فرزين   کد نظر: 408      تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

من بازهم تلاش کردم، ولی متاسفانه نتوانستم مقالهء شما را باز کنم.
اما اگر اجازه بدهيد در دو مورد چيزی بگويم:
1- در گرماگرم زد و خورد دانشکده به دانشکده در جريان انقلاب فرهنگی، يک شب چند تا از بچه های علوم ارتباطات، که دانشکدهء خودشان را از دست داده بودند، نزد ما به خيابان توانير آمدند و يکی از آنها(ما اصلا نام کسی را نمی پرسيديم، مگر اينکه خودش می گفت) در تاريکی و روی پله نشسته بوديم و می گفت، که در سازمان پيکار چيزهايی برای اتحاد و ... دارد اتفاق می افتد. جزئيات را برای اين می نويسم، که حتما کسانی هستند از آن شب، که اينرا بخوانند. بچه های "رهايی" هم زمزمه هايی می کردند، ولی در آنموقع چيز زيادی نمی گفتند.
2- در مورد بزرگ کردن منصور حکمت و چسباندن «ايسم» به او، بد نيست اشاره کنم، که از فردريش انگلس پرسيدند، که تو چه اندازه نقش در ساختن اين مکتب داشتی. و او فروتنانه پاسخ داده بود، که "من نقش ويلون درجهء دوم را بازی می کردم. و اين مکتب به حق بايد به نام مارکس ناميده شود."(اين نقل قول را دقيقا به ياد دارم).
حالا اگر به تعبير من، ساختمان مارکسيسم را و آجرهای روی هم گذاشته را در نگر بگيريم، بخشی را مارکس به تنهايی(ايدئولوژی آلمانی و ..)، بخشی را مارکس و انگلس باهم(مانيفست و ...)، بخشی را انگلس به تنهايی(منشاء خانواده و ...)، بخشی را هم انگلس پس از مرگ مارکس و بر اساس دستنوشته ها و يادداشتهای مارکس(ادامهء کاپيتال و ...) روی هم گذاشتند.
حال اگر آجرهای انگلس را از اين ساختمان بيرون بکشيم، اين ساختمان فرو خواهد ريخت. و از سوی ديگر، ما اصلا نمی توانيم به اين بخش بندی فرضی من باور داشته باشيم، زيرا همهء کارهای مارکس و انگلس با همکاری و مشورت و پشتيبانی مشترک آنها بود، بگونه ای، که اصلا هيچ آجری بطور کامل مال مارکس و يا انگلس نبود.
ولی برای تاکيد دوباره بر نقش انگلس، بايد اشاره کنم، که اگر انگلس نبود و زحمت ترجمه، فراهم آوردن فاکت، مرتب کردن نوشته های مارکس و مشاوره و بحث و کار کردن به کنار، اگر او کمک مالی نمی کرد، مارکس نمی توانست بنشيند و کاپيتال بنويسد، حتی هزينهء چاپ و... و ترجمهء مقاله های مارکس به انگليسی را بايد به شمار آورد.
با اين تفاصيل، آيا انگلس بيشتر حق داشت که اين مکتب «مارکسيسم-انگلسيسم» ناميده شود، يا منصور حکمت حق داشت خودش را به «مارکسيسم» پسوند بدهد؟
خوب، هر ايسمی را بايد در حوزه های گوناگونی بررسی کرد و آنگاه آنرا «ايسم» دانست.
و تازه، مساله اين است، که آيا مارکسيسم ناقص است و منصور حکمت آنرا تکميل کرده است؟
انگلس حق دارد، يا منصور حکمت؟
  

ارسال‌کننده: Hadi Shahab   کد نظر: 407      تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

كاربر محترم آقاى فرزين شما سوال كرده ايد:
"ولی گروه سهند چه ربطی به تقی شهرام و سازمان پيکار دارد؟"
نويسنده مقاله آقاى ارژنگ سپاسى بمناسبت سالروز اعدام محمد تقی شهرام يك مقاله نوشته كه از اواسط آن شروع كرده با همطراز نمودن منصور حكمت با تقی شهرام به منصور حكمت نقاب مبارز و كارل ماركس زده و... اين باعث نوشته هاى من در پايين بود.
پيروز باشيد
  

ارسال‌کننده: Hadi Shahab   کد نظر: 405      تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

جالبى جريان اينست كه سازمان پيكار قبلا" شديدترين ضربه ها را از رژيم ميخورد ولى فراکسیون پیکار کمونیست در کنگره تشکیل حزب کمونیست در کردستان شرکت داشته است.
بيچاره حسين روحانى ،عليرضا سپاسى آشتيانى ، قاسم عابدينى و .. كه در اين فراکسیون شركت نكردند.

اينكه عده اى از هواداران و بازماندگان سازمان پيكار به همبستگى بااتحاد مبارزان كمونيست روى آوردند را در اخبار راديوى شما در آنزمان شنيدم و اين كنگره بعد از زربات رژيم به تشگيلات پيكار بود.

بازماندگان رهبرى پيكار مثل تراب حق شناس و زنده ياد پوران بازرگان (از پيشكسوتان جنبش كمونيستى ) يك فرق با شما و منصور حكمت داشتند: آنها با صداقت به وجود تشتت ايدولوژيك در رهبرى پيكار اذعان داشته ولى شما تا به امروز سعى در كتمان در ميان خود داريد. اين را همه ميدانند و فقط شما به روى مبارك نمياوريد.
  

ارسال‌کننده: Hadi Shahab   کد نظر: 403      تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

بهتر است سياست اكثريت كثيف را به فدایی ، پیکار و مجاهد نچسبانيد. لطف كنيد و نام ببريد كدام سازمان چپ خواهان اخراج کارگر افغانی بوده و هستند. دوست عزيز مانيفيست كارل ماركس بوسيله جريان فدايى و پيكار و ..قبل از انقلاب در بين مخالفين شاه پخش ميشد و نه توسط گروه سهند. اينكه شما تمام تبليغات ديگران از جمله كار توى كارخانه ها را كه جريانات چپ و خط ٣ انجام ميدادند به حساب منصور حكمت مينويسيد نشاندهنده خيالبافى شماست. كارگر آگاه چپ دنباله رو اكثريت نبود و با يك جريان كوچك روشنفكرى و بى عمل مثل سهند كارى نداشت.
اين امامزاده شما منصور حكمت و رفقايش بزرگترين ضربه را به كومله بمثابه يك جريان انقلابى زدند. بجاى اين همه به به و چه چه كردن به حكمت و نوع كمونيسمش با دوستان و رفقاى تشگيلاتى ديروز خود رفتارى انسانى و سياسى پيشه كنيد. باور كنيد ديگران از يك حداقل شعور انسانى برخوردارند و از اين كيش شخصيتى كه در مورد حكمت انجام ميدهيد و نوع برخورد هواداران حكمت روگردانند.
اگر حكمت خط اصولى ميداشت ميتوانست حداقل هوادارانش را دور يك محور متشكل كند و بعد از درگذشتش اينه انشعاب بوجود نميامد. او رهبر فردى يا تشگيلاتى شما در قيد حياتش بود با آتوريته خاص خودش اما نه رهبر ايدولوژيك و سياسى.
از كوزه همان برون تراود كه در اوست.
با احترام فراوان
  

ارسال‌کننده: فرزين   کد نظر: 402      تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

پ.د.اف. کار نمی کند.
ولی گروه سهند چه ربطی به تقی شهرام و سازمان پيکار دارد؟
  

ارسال‌کننده: ارژنگ سپاسی   کد نظر: 401      تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

در پاسخ به هادی: برای اطلاع شما، حول نظرات منصور حکمت در مهمترین سازمانهای چپ مخالف رژیم فراکسیونهای طرفدار اتحاد مبارزان بوجود آمد. ازجمله انها در سازمان پیکار بود که فراکسیون پیکار کمونیست شکل گرفت که این فراکسیون در قبل از ضربات به سازمان بوجود آمده بود و در کنگره تشکیل حزب کمونیست در کردستان شرکت داشت.بعضی از اعضای این فراکسیون هنوز در حزب کمونیست و حزب کمونیست کارگری فعالند.اتوریته سیاسی منصورحکمت با نظرات وی شکل گرفت. کومله باآشنایی با نظرات اتحاد مبارزان به آن نزدیک شدو تقاضای جلسه کردنه برعکس. اتوریته تقی شهرام دریک سازمان مسلح از طریق اتوریته تشکیلاتی بود. چنانکه که انتقادات در بخش منشعب پس از آن شکل گرفت که وی درسال 1356 به خارج رفت. امیدوارم بتوانی با استدلال نظرات خود را مطرح کنی نه با احساسات. پیروز باشی.   

ارسال‌کننده: ارژنگ سپاسی   کد نظر: 400      تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

درمورد اینکه فدایی ، پیکار، مجاهد به رژیم در اوایل توهم داشتندو حتی بخش اعظم فداییان بنام اکثریت به همکاری بارژیم پرداختند،میتوانی به نشریات این گروههارجوع کنی. تا قبل از انتشار "اسطوره بورژوازی ملی ومترقی" صحبت از مترقی بودن بورژوازی ملی و ارتجاعی بودن بورژوازی وابسته(رجوع کن به پیکارهای منشره تا اردیبهشت 58)، مترقی بودن بورژوازی و خرده بورژوازی ضدامپریالیست و ضددیکتاتوری(رجوع کن به کار تا مرحله انشعاب)، نظریه کاست روحانیت(رجوع کن به نظرات راه کارگر)که از ارتجاعی خواندن بورژوازی اجتناب میکرد. این نظرات پس از انتشار "اسطوره ..."به مرور عوض شد.
امادرمورد پراتیک کارگری نداشتن:جالب است که بزرگترین سازمان چپ که هزاران کارگر عضو داشت به نام اکثریت فدایی به همکاری و جاسوسی علیه نیروهای انقلابی رسید.آیا منظور شما، سازمان دادن نیروهای پراکنده کمونیست تحت یک حزب پس از ضربات 60، نقشی در سازمان دادن طبقه کارگر نداشت. آیا اگر اتحادمبارزان نبود، فکرمیکنی امروزبا سازمانهایی "چپی" که خواهان اخراج کارگر افغانی بودند،می شد به دستاوردهای کنونی رسید.دفاع از حقوق کودکان، زنان،مبارزه علیه اعدام و شکنجه،علنیت و شفافیت سیاسی در بیان نظرات سیاسی و فعالیت اجتماعی،سازمان دادن پناهندگان در کشورهای مختلف ،دفاع از حقوق کارگران جنسی وهمجنس گرایان و ... آیا اینهاربطی به طبقه کارگر نداشت.این دستاوردهابخشی از جنبش چپ بود که در حزب کمونیست متشکل شد. پیروزو مستدل باشی
  

ارسال‌کننده: Hadi Shahab   کد نظر: 398      تاریخ ارسال: 30 Jul 2007

بله يك روزى منصور حكمت براى بحق جلوه دادن خود و گروهش با كومله كه يك سازمان انقلابى كرد (از نظر حكمت و رفقايش ناسيوناليست ) بود به تشگيل حزب كمونيست دست زد.
اگر چه كومله هيچكدام از مشخصات حزب كارگرى را از ديد حكمت و رفقايش حتى در آنزمان نميتوانست داشته باشد. البته براى جا زدن خود در بين انقلابيون روشى بود كه بكار بسته شد.
ديديم عاقبت اين حزب كمونيست چه شد. جدا كردن كومله از عمليات نظاميش عليه رژيم با افتخار ناميدنش تحت عنوان كميته حزب كمونيست انجام شد. لحظه مناسب براى تشگيل حزب آنزمانى صورت گرفت كه ستون فقراط سازمانهاى خط ٣ مثل سازمان پيكار بوسيله رژيم اسلامى خرد شده بود. به خيال و هوس اينكه عده اى بواسطه نداشتن تشگيلات اعلاميه ها و رهنمودهاى اين امامزاده را تكثير و پخش كنند.
همطراز نشاندادن منصور حكمت با محمد تقى شهرام چيزى جز بزرگ جلوه دادن منصور حكمت نيست. نداشتن پراكتيك در مبارزه سياسى كارگرى و .. بخش مهم زندگى حكمت و گروه سهندش بود. وانمود كردن اينكه نيروهاى چپ و انقلابى (مثل پيكار ، مجاهدين خلق ، فدايى و .. ) هوادار كميته چى ها بودند دروغى بيش نيست. اينكه ادبيات و اشاعه ماركسيسم در انحصار حكمت بود توهمى بيش نيست كه هنوز ادامه دارد. سهند يك جريان كوچك و بى عمل خط ٣ بود. هيچ شمردن ديگر گروهها و بزرگ نمايى ميراث سهند براى هواداران حكمت بوده وهست.
از چسباندن نام منصور حكمت به محمد تقى شهرام خوددارى كنيد.

ياد انقلابى بزرگ محمد تقى شهرام زنده باد
  

 Untitled Document

بازگشت به صفحه‌ی نظرها
برای دستیابی به تمامی نوشته‌های هر یک از کاربران، نام کاربر مورد نظر را در کادر زیر به فارسی تایپ کرده و سپس روی "پيدا کن" کلیک کنید.


يادداشت مسئول ستون کاربران

بدون توضيح، و بدون متعهد بودن به پاسخگويي


با توجه به پيامهای تعداد کثيري از کاربران که در اين ستون نظر ثبت نمي کنند اما به ادامهء حيات اين ستون علاقه دارند
نظرهایی که بیرون از موازین دیدگاه باشند
در ستون نظر کاربران ثبت نخواهند شد

نظري که در آن تندگويي شده باشد، از لحني که شايستهء کاربر ديدگاه نيست استفاده شده باشد، در آن به کاربري توهين شده باشد، به سازماني که در جبههء خلق است به جاي انتقاد و برخوردي سازنده و آموزنده، سخن ناروا [خائن، تروريست، جاني، ...] گفته شده باشد، نظري که بيش از حد طولاني باشد، تکرار مکررات باشد [چندين بار در بارهء همين موضوع در زير همين مطلب، همين کاربر نظر داده باشد]، با احترام به فرد نظردهنده که امکان دارد فقط در همين يک مورد خارج از موازين، اينچنين نظر ثبت کرده باشد و يا اصلا با ديدگاه موافق نباشد که آن نظر توهين آميز و خارج از موازين است، اما براي جلوگيري از اتلاف وقت، اين نظر، به علت کمبود وقت و انرژي، بدون توضيح و بدون متعهد بودن به پاسخگويي حذف مي شود.
با پوزش و تنها به دليل کمبود وقت و انرژي، نظرهايي هم که متعاقبا در مورد عدم ثبت آن نظر ارسال شوند ثبت نشده و يا به اي ميل هايي که در این مورد ارسال شوند پاسخ داده نخواهد شد.
ديدگاه - 3 تير 1386



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.