شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱ دسامبر ۲۰۱۷

ارسال‌کننده: نادر   کد نظر: 399   nader_nl_1@yahoo.com   تاریخ ارسال: 31 Jul 2007

با تشکر از رفیق ارژنگ سپاسی که با این تحلیل خوب خود ما را به یاد سال 1360 و تحولات آن انداخت. برای تکمیل این مقاله من تلاش میکنم تا خیلی خیلی مختصر انعکاس وقایع جامعه را در درون زندان توضیح دهم: قبل از 30 خرداد سال 1360 ما زندانیان در زندان اوین، روزانه چند ساعتی هواخوری داشتیم و در حیاط کوچک زندان قدم می زدیم تا مریض نشویم و کمابیش اعضای خانواده زندانیان به ملاقات آنها می آمدند تا ضمن دیدار برای آنها پول و دیگر لوازم ضروری بیاورند. شکنجه جسمی بطور نسبی زیاد نبود و چون تعداد زندانیان زیاد نبود مثلأ در یک اطاق 30 متری حدود 30 نفر جای داده شده بود و دسترسی به دکتر و درمانگاه وجود داشت و هر چند وقت یکبار دکتر مفیدی که یک زندانی بهایی بود با کیسه ای از دارو به بند ما می آمد و در صورت نیاز افراد را معاینه می کرد. کتاب های خنثی و روزنامه هم داشتیم. با شروع 30 خرداد همه چیز در زندان دگرگون شد و تمام امکانات گفته شده در بالا قطع گردید و فشار بر روی زندانیان تشدید گردید. به زندانیان گفته شد که باید توبه کنند و در غیر اینصورت اعدام خواهند شد بنابراین از بیرون به مجاهدین درون زندان گفته شده بود که بطور تاکتیکی توبه کنند و چپها نیز خود را با مجاهدین همراه کردند. به گفته لاجوردی، رژیم در روز 30 خرداد بیش از 1000 نفر دستگیر شده را فقط وارد زندان اوین کرده بود و ازآن تاریخ به بعد بود که ماشین شکنجه و اعدام رژیم چنان فعال شده بود که افراد را اشتباهی اعدام می کردند و کسانی که قبل از 30 خرداد حتی بدون دادگاه رفتن در حال آزاد شدن بودند مجددآ دادگاهی شدند و چند سال زندان گرفتند. پشت بندهای زندان اوین تپه ای قرار داشت که محل اعدام بود و چون جلادان با هم تیر تفنگ را شلیک می کردند در نزد زندانیان این صدا به صدای تیر آهن خالی کردن معروف شده بود و ما با شمردن تک تیرهای خلاص که به جسد نیمه جان شهدا شلیک می شد تعداد افراد شهید را می شمردیم و ما می توانستیم خاکی را که بر اثر عبور گلوله از بدن شهدا و اصابت به تپه خاکی برمی خواست در جلو نور نورافکن زندان ببینیم. هر روز از بلنگوی بند اسامی افراد زیادی را می خواند و از آنها می خواست تا با کلیه وسائل از اطاقی که در آن بودند بیرون بیایند و این بدین معنی بود که این افراد اعدامی هستند و در شب ما صدای گلوله های اعدام را می شنیدیم. خلاصه اینکه رژیم اسلامی در زندان با زندانیانی که از هیچ حمایتی بر خوردار نبودند هر کاری که خواست کرد و تمام عقده های خود را بر سر آنان خالی کرد و زخمی بر تنه جامعه ایران ایجاد کرد که هیچگاه التیام نخواهد یافت. هر روز و به تعداد زیاد یاران ناشناخته چون اختران سوخته بر خاک فرو میافتادند سرد.   

 Untitled Document

بازگشت به صفحه‌ی نظرها
برای دستیابی به تمامی نوشته‌های هر یک از کاربران، نام کاربر مورد نظر را در کادر زیر به فارسی تایپ کرده و سپس روی "پيدا کن" کلیک کنید.


يادداشت مسئول ستون کاربران

بدون توضيح، و بدون متعهد بودن به پاسخگويي


با توجه به پيامهای تعداد کثيري از کاربران که در اين ستون نظر ثبت نمي کنند اما به ادامهء حيات اين ستون علاقه دارند
نظرهایی که بیرون از موازین دیدگاه باشند
در ستون نظر کاربران ثبت نخواهند شد

نظري که در آن تندگويي شده باشد، از لحني که شايستهء کاربر ديدگاه نيست استفاده شده باشد، در آن به کاربري توهين شده باشد، به سازماني که در جبههء خلق است به جاي انتقاد و برخوردي سازنده و آموزنده، سخن ناروا [خائن، تروريست، جاني، ...] گفته شده باشد، نظري که بيش از حد طولاني باشد، تکرار مکررات باشد [چندين بار در بارهء همين موضوع در زير همين مطلب، همين کاربر نظر داده باشد]، با احترام به فرد نظردهنده که امکان دارد فقط در همين يک مورد خارج از موازين، اينچنين نظر ثبت کرده باشد و يا اصلا با ديدگاه موافق نباشد که آن نظر توهين آميز و خارج از موازين است، اما براي جلوگيري از اتلاف وقت، اين نظر، به علت کمبود وقت و انرژي، بدون توضيح و بدون متعهد بودن به پاسخگويي حذف مي شود.
با پوزش و تنها به دليل کمبود وقت و انرژي، نظرهايي هم که متعاقبا در مورد عدم ثبت آن نظر ارسال شوند ثبت نشده و يا به اي ميل هايي که در این مورد ارسال شوند پاسخ داده نخواهد شد.
ديدگاه - 3 تير 1386



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.