سايت ديدگاه

کارت ميهن پرستي - ديدگاه شووينيستي
علی ناظر


رژيم جمهوري اسلامي از همان روز اول، رژيمي بحران زا و بحران زي بود. جنگ را موهبتي الهي ارزيابي مي کرد تا بتواند کمبودها را بپوشاند، و براي ادامهء حيات خود زمان بخرد.
جنگ ايران-عراق، جنگ افغانستان و بعد جنگ عراق، و حال پس لرزه هاي اين دو جنگ، ثابت کرده که جنگ نه تنها رژيم را به زانو در نمي آورد، بلکه خوني تازه به رگهاي پوسيده اش هم مي دواند. بي دليل نيست که رژيم با گشاده روئي از راه حل نظامي غرب و اسرائيل براي خاتمه دادن به بحران هسته اي، استقبال کرده، و با استفاده از خصلت ميهن پرستي ايرانيان، بازي را به نفع خود ادامه مي دهد.
عِرق ميهن پرستي و باور هاي اسلامي، شورشي در عراق گستراند که پس لرزه هاي آن منجر به روي کار آمدن شيعيان راديکال و حاشيه نشيني کُردها و سني ها شد. جنگ طلبي اسرائيل حماس را به مسند قدرت نشاند، و مي رود که ماهيت حق طلبانهء انتفاضه به جنگ مذهبي تبديل شده، و ادامهء حيات راستِ سنتي در منطقه را ضمانت کند. جنگ در ايران، عاقبت بهتري نخواهد داشت.
شايد خامنه اي برود، همانطور که صدام رفت، اما آزادي نخواهد آمد همانطور که به عراق نيامد. عِرق ميهن پرستي، نه در يک جنگ خانمان سوز بين المللي، بلکه در مشارکت براي سرنگوني نظام حاکم خودنمايي مي کند. آزادي نه با گلولهء سرباز آمريکايي، که با همدلي و هم پيماني، در يک پلاتفورم مشترک سياسي ميسر است. اگر گلوله اي هم بايستي شليک شود، مبارز مسلح سرنگوني طلب بسيار است که ماشه بچکاند.
بي شک فشار طاقت فرسائي که مردم در عرض 27 سال اخير تحمل کرده اند، دليل خوبي براي دعوت از هر کسي که بتواند رژيم را سرنگون کند، است. اما امر سرنگوني، با چنين پيش پرداختي، به تنهايي حل کنندهء مشکل نخواهد بود. شايد سدي را از سر راه بر دارد، ولي چه بسا که سدي بزرگتر بر سر راه بگذارد.
اگر حملهء اعراب به ايران و سرنگوني ساسانيان، و يا حملهء مغول و کوتاه شدن دست اعراب از خاک وطن، راه گشا بودند، حملهء آمريکا و سرنگوني اينچنيني جمهوري اسلامي هم راه گشا خواهد بود. هر تغييري بدون مشارکت کامل و فعال مردم، عليه منافع ملي و به نفع جهانخواران است.
علي ناظر – 8 بهمن 1384



منبع: سايت ديدگاه



[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.