شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

دوشنبه ۲۹ مرداد ۱۳۹۷ - ۲۰ اوت ۲۰۱۸

سايت ديدگاه


همه چیز زیر ِ سر ِ خود ِشون ِ !!!
پويان انصاري


همه چیز زیر ِ سر ِ خود ِشون ِ !!!


 


اکبر: بَه ... سلام رفیق اصغر


اصغر: درود بر تو رفیق اکبر


اکبر: چه عجب یاد ما کردی؟


اصغر: آخه وقتی مبارزه حاد میشه و طبقات هم زیاد میشه، رفقا یاد هم می افتند !


اکبر: بالاخره دیدی هر چی ما رژیم را هُل بدیم او مجبور است که عقب تر بره ؟


اصغر: نفهمیدم مگر چه اتفاقی افتاده ؟


اکبر: رفیق کجای کاری! همین مبارزات، تظاهرات، فراخوان ها، اعتراض ها، امضا ها .... بلاخره تو هُل دادن عقب عقب رفتن رژیم،  تأثیر داره !


اصغر: برو رفیق، مارکس عوضت بده، این چیزهایی که می گویی کشک ِ ؟


اکبر: یعنی چه؟  بالاخره مبارزات ما در خارج از کشور بی تأثیر نیست !


اصغر: واقعأ عقل کمونیستی داشتن هم هُنر است که متاسفانه تو نداری، این حرف ها کدام است؟ رژیم با این چیزها که عقب نمی ره! اصلأ میدونی؟ همه چیز زیر سر خود ِ شون ِ !


اکبر: یعنی مبارزات ما زرشک ؟


اصغر: بله، اصلأ میدونی؟ همه چیز بازی! من مثل تو احساسی نمیشم و دلم را به این چیزها خوش نمی کنم .


اکبر: رفیق، یعنی اگر خواستند کسی را اعدام کنند و ما به مجامع بین المللی فشار بیاوریم و افشاگری کنیم و خلاصه از این نوع کارها،  همش بی خودیست و خودمون را سرگرم می کنیم ؟


اصغر: دقیقأ همین طور است !


اکبر: اگر فعالان حقوق بشر که در ایران مشغول فعالیت هستند و یا مبارزات دانشجویان یا مبارزات کارگران شرکت واحد و یا ....... همه وهمه، از خودشون ِ ؟  البته با این تفاصیل کارگران شرکت واحد باید به خودشان انتقاد کنند که مبارزاتشان صنفی بوده و دل شما را بدست نیاورده اند !


اصغر: من کاری به این کارها ندارم، میگم همه چیز زیر سر ِ خود ِ شون ِ !


اکبر: رفیق، باز هم یک مثال دیگر میزنم ، یعنی وقتی فعالین حقوق بشر خبر میدند که قرار است فلانی را اعدام کنند و یا زنی را در زندان ..... همه و همه،  بازی رژیم است ؟


اصغر: چرا نمی فهمی؟  چند بار بگم ......!!!


اکبر: رفیق من شما را به راحتی رها نمیکنم و باز تکرار میکنم، یعنی طبق فرمایشات انقلابی شما، چون رژیم کِرم دارد، وقتی میخواهد کاری کند به طور مثال به فعالان حقوق بشر تلفن می کند و میگوید: امروز ما میخواهیم فلان خانم یا آقا را شکنجه و یا اعدام کنیم ،  لطفأ هرچه زودتر این خبر را به فعالین سر ِ کاری خارج از کشور اطلاع دهید که آنها هم علیه ما افشاگری نمایند !


اصغر: نود و نُه درصد و نیم، همینطوره !


اکبر: رفیق جای شُکرش باقی است که بالاخره نیم درصد تخفیف دادی؟  خوب، چرا رژیم این کار را میکند ؟


اصغر: برای اینکه رژیم میخواهد با این کارها، ما ها را سر ِ کار بگذارد !


اکبر: ما را سر کار بگذارد که چی بشود؟


اصغر: که به فکرطبقه کارگر نیافتیم، در حقیقت رژیم با این کارش انرژی ما را میگیرد و ما دیگر وقت ِ انقلاب پُرلتری را نداریم !


اکبر: تو رفیق با این هوش و ذکاوتت، چرا نرفتی لنین بشی؟


اصغر: رفیق من با تو جدی بحث میکنم !


اکبر: رفیق انتقاد وارد است، ببخشید، اگر درست فهمیده باشم، یعنی ما در خارج از کشور نباید گول این چیزها را بخوریم و باید طبقه کارگر را بوجود آوریم! خوب حالا چطور؟


اصغر: حالا چطورش را بگذار کنار! مُهم این است که تمام فکر و ذکر ما باید طبقه کارگر باشد و بس !


اکبر: یعنی هیچ کاری هم نکنیم !  فقط  در وصف این طبقه بنویسیم و شبها هم با فکر آن به خوابیم، کارها درست میشه!؟


اصغر: بله، حداقل دِینِمون را ادا کردیم !


اکبر: ببخشید رفیق منظورت را نفهمیدم! هنوز بعداز 28 سال که از عُمر این رژیم میگذرد نباید این تئوری های شما جایی در پراتیک اجتماعی باز کرده باشد؟


اصغر: رفیق چیزی که تو نمیفهمی همین است! ما درگیر یک مبارزه سخت و طولانی هستیم


اکبر: رفیق میتونی یکمی از آن فهمیدگی ها و سختی هایی که تو در این خارج از کشور انجام دادی که ما انجام ندادیم برایمون بگی؟


اصغر: تفاوت من با تو در همین جاست، که تو نمی تونی این مسائل را تجزیه و تحلیل کنی و به فهمی، که همه چیز سر کاری ِ !


اکبر: خوب حالا فرض را بر این بگداریم که شما رفیق دانشمند درست میفرمائید! لطف کنید یکی از آن کارهایی که شما در برون مرز میکنید که سرکاری نیست بازگو کنید ؟


اصغر: همین که دارم به تو آگاهی میدم !


اکبر: این دیگه بزرگواری شما را میرساند! ولی خودمونیم، این آگاهی دادن  شما هم ، سرکاری نیست؟ خوب، حالا فکر کُن نه فقط من، بلکه همه فعالین در خارج از کشورمثل تو فکر کنند! چه تأثیری در رشد مبارزات مردم ما خواهد داشت؟


اصغر: دیگه رژیم نمی تواند به ما ترفند بزند! و ما را سر کار بگذارد !


اکبر: پس طبق سخنان پُرلتاریایی شما رفیق عزیز، اگر رژیم خواست کسی را اعدام کند، و یا تظاهراتی برگذار شد و یا .....  بهترین راه حل این است که ما سکوت کنیم و محل نگذاریم و با این حرکت خود به رژیم بگوئیم خر خودتی؟ یا اصلأ بهتر نیست در مقابل هر حرکتی هیچ واکنشی نکنیم، فقط اعلامیه بدهیم که خودتی....!؟


اصغر: تو هرچه میخواهی بگو، ما کارهای بزرگتری را در پیش رو داریم که باید به پیش ببریم و گول این مبارزات دمکراتیک و غیره را نخوریم !


اکبر: بله درسته رفیق، همین طور که تو این 28 سال جلو بردید! بگذریم، رفیق شفیق، ولی گویا خدا نکرده میگویند، کمونیست های انقلابی به جز سازمان دهی کارگران، وظایفی دیگر هم دارند! و باید به آن هم بپردازند! به خصوص ما که در خارج از کشور هستیم و دور از مبارزات مردم مان، البته رفیق  ببخشید، این جمله آخری را با خودم بودم !


اصغر: رفیق ببین، اصلأ من و تو نمیتونیم کنار بیائیم ! این مال آن زمانی است که ما کمونیست های انقلابی در حین ایجاد طبقه کارگر، وظایف دموکراتیک هم را در نظر داشته باشیم، ولی فعلأ ما تو تهیه اولیش گیر کردیم  و از اینرو به بقیه کارها نمی رسیم ! در ثانی چیزی که تو و امثال شما ها نمی فهمند اینه که مسئله ما از این چیزهای کوچک گذشته !


اکبر: نفهمیدم! از کدام چیزها گدشته ؟


اصغر: رفیق، برای همین است که میگم، تو سر ِ کاری هستی و چیزی نمی فهمی!


مسئله ما از جمهوری اسلامی گذشته، ما فکر رهایی بشریت از زیر یوغ امپریالیستها هستیم وگرنه سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران برای ما کاری ندارد ! ولی همینطوریکه گفتم مسئله ما جنبش جهانی است و ما باید در این راه نیرو بگذاریم، از اینرو، مبارزه ما بسیار طولانی خواهد بود که تو این را نمیفهمی !


اکبر: اتفاقأ بر عکس، خوب هم میفهم و خوب هم میتونیم کنار بیائیم، فقط باید دموکراسی را رعایت کنیم!


اصغر: چطور؟


اکبر: شما مانند این 28 سال، در فکر رهایی بشریت باشید! ما هم، سرکاری ها را انجام میدهیم ! بالاخره هر کس به اندازه توانایی خودش مبارزه می کند، موافقی ؟


اصغر: ببین رفیق، حرف مرد یکی ست ! اگر28 سال دیگر هم طول بکشد ما با فکر ایجاد این طبقه برای رهایی بشریت، همینطوری میریم جلو و مثل شما هم سر کار گذاشته نمی شویم که با هر حرکتی دست و پای خودمون را گُم کنیم و یکسری کارهای به اصطلاح دموکراتیک انجام بدهیم و این را فراموش نکن که هر رژیم دیکتاتوری هم، مانند انسان عُمری دارد!  بالاخره یکروز عُمر این رژیم هم تموم میشه و سرنگون میشه !


اکبر: واقعأ درود بر تو رفیق کبیر، الحق که پیشگوی قهاری هم هستی!!!!


اصغر: هرچه هستم سر ِ کاری نیستم .همه چیز زیر ِ سر ِ خود ِشون ِ !!!


 


اکبر: بَه ... سلام رفیق اصغر


اصغر: درود بر تو رفیق اکبر


اکبر: چه عجب یاد ما کردی؟


اصغر: آخه وقتی مبارزه حاد میشه و طبقات هم زیاد میشه، رفقا یاد هم می افتند !


اکبر: بالاخره دیدی هر چی ما رژیم را هُل بدیم او مجبور است که عقب تر بره ؟


اصغر: نفهمیدم مگر چه اتفاقی افتاده ؟


اکبر: رفیق کجای کاری! همین مبارزات، تظاهرات، فراخوان ها، اعتراض ها، امضا ها .... بلاخره تو هُل دادن عقب عقب رفتن رژیم،  تأثیر داره !


اصغر: برو رفیق، مارکس عوضت بده، این چیزهایی که می گویی کشک ِ ؟


اکبر: یعنی چه؟  بالاخره مبارزات ما در خارج از کشور بی تأثیر نیست !


اصغر: واقعأ عقل کمونیستی داشتن هم هُنر است که متاسفانه تو نداری، این حرف ها کدام است؟ رژیم با این چیزها که عقب نمی ره! اصلأ میدونی؟ همه چیز زیر سر خود ِ شون ِ !


اکبر: یعنی مبارزات ما زرشک ؟


اصغر: بله، اصلأ میدونی؟ همه چیز بازی! من مثل تو احساسی نمیشم و دلم را به این چیزها خوش نمی کنم .


اکبر: رفیق، یعنی اگر خواستند کسی را اعدام کنند و ما به مجامع بین المللی فشار بیاوریم و افشاگری کنیم و خلاصه از این نوع کارها،  همش بی خودیست و خودمون را سرگرم می کنیم ؟


اصغر: دقیقأ همین طور است !


اکبر: اگر فعالان حقوق بشر که در ایران مشغول فعالیت هستند و یا مبارزات دانشجویان یا مبارزات کارگران شرکت واحد و یا ....... همه وهمه، از خودشون ِ ؟  البته با این تفاصیل کارگران شرکت واحد باید به خودشان انتقاد کنند که مبارزاتشان صنفی بوده و دل شما را بدست نیاورده اند !


اصغر: من کاری به این کارها ندارم، میگم همه چیز زیر سر ِ خود ِ شون ِ !


اکبر: رفیق، باز هم یک مثال دیگر میزنم ، یعنی وقتی فعالین حقوق بشر خبر میدند که قرار است فلانی را اعدام کنند و یا زنی را در زندان ..... همه و همه،  بازی رژیم است ؟


اصغر: چرا نمی فهمی؟  چند بار بگم ......!!!


اکبر: رفیق من شما را به راحتی رها نمیکنم و باز تکرار میکنم، یعنی طبق فرمایشات انقلابی شما، چون رژیم کِرم دارد، وقتی میخواهد کاری کند به طور مثال به فعالان حقوق بشر تلفن می کند و میگوید: امروز ما میخواهیم فلان خانم یا آقا را شکنجه و یا اعدام کنیم ،  لطفأ هرچه زودتر این خبر را به فعالین سر ِ کاری خارج از کشور اطلاع دهید که آنها هم علیه ما افشاگری نمایند !


اصغر: نود و نُه درصد و نیم، همینطوره !


اکبر: رفیق جای شُکرش باقی است که بالاخره نیم درصد تخفیف دادی؟  خوب، چرا رژیم این کار را میکند ؟


اصغر: برای اینکه رژیم میخواهد با این کارها، ما ها را سر ِ کار بگذارد !


اکبر: ما را سر کار بگذارد که چی بشود؟


اصغر: که به فکرطبقه کارگر نیافتیم، در حقیقت رژیم با این کارش انرژی ما را میگیرد و ما دیگر وقت ِ انقلاب پُرلتری را نداریم !


اکبر: تو رفیق با این هوش و ذکاوتت، چرا نرفتی لنین بشی؟


اصغر: رفیق من با تو جدی بحث میکنم !


اکبر: رفیق انتقاد وارد است، ببخشید، اگر درست فهمیده باشم، یعنی ما در خارج از کشور نباید گول این چیزها را بخوریم و باید طبقه کارگر را بوجود آوریم! خوب حالا چطور؟


اصغر: حالا چطورش را بگذار کنار! مُهم این است که تمام فکر و ذکر ما باید طبقه کارگر باشد و بس !


اکبر: یعنی هیچ کاری هم نکنیم !  فقط  در وصف این طبقه بنویسیم و شبها هم با فکر آن به خوابیم، کارها درست میشه!؟


اصغر: بله، حداقل دِینِمون را ادا کردیم !


اکبر: ببخشید رفیق منظورت را نفهمیدم! هنوز بعداز 28 سال که از عُمر این رژیم میگذرد نباید این تئوری های شما جایی در پراتیک اجتماعی باز کرده باشد؟


اصغر: رفیق چیزی که تو نمیفهمی همین است! ما درگیر یک مبارزه سخت و طولانی هستیم


اکبر: رفیق میتونی یکمی از آن فهمیدگی ها و سختی هایی که تو در این خارج از کشور انجام دادی که ما انجام ندادیم برایمون بگی؟


اصغر: تفاوت من با تو در همین جاست، که تو نمی تونی این مسائل را تجزیه و تحلیل کنی و به فهمی، که همه چیز سر کاری ِ !


اکبر: خوب حالا فرض را بر این بگداریم که شما رفیق دانشمند درست میفرمائید! لطف کنید یکی از آن کارهایی که شما در برون مرز میکنید که سرکاری نیست بازگو کنید ؟


اصغر: همین که دارم به تو آگاهی میدم !


اکبر: این دیگه بزرگواری شما را میرساند! ولی خودمونیم، این آگاهی دادن  شما هم ، سرکاری نیست؟ خوب، حالا فکر کُن نه فقط من، بلکه همه فعالین در خارج از کشورمثل تو فکر کنند! چه تأثیری در رشد مبارزات مردم ما خواهد داشت؟


اصغر: دیگه رژیم نمی تواند به ما ترفند بزند! و ما را سر کار بگذارد !


اکبر: پس طبق سخنان پُرلتاریایی شما رفیق عزیز، اگر رژیم خواست کسی را اعدام کند، و یا تظاهراتی برگذار شد و یا .....  بهترین راه حل این است که ما سکوت کنیم و محل نگذاریم و با این حرکت خود به رژیم بگوئیم خر خودتی؟ یا اصلأ بهتر نیست در مقابل هر حرکتی هیچ واکنشی نکنیم، فقط اعلامیه بدهیم که خودتی....!؟


اصغر: تو هرچه میخواهی بگو، ما کارهای بزرگتری را در پیش رو داریم که باید به پیش ببریم و گول این مبارزات دمکراتیک و غیره را نخوریم !


اکبر: بله درسته رفیق، همین طور که تو این 28 سال جلو بردید! بگذریم، رفیق شفیق، ولی گویا خدا نکرده میگویند، کمونیست های انقلابی به جز سازمان دهی کارگران، وظایفی دیگر هم دارند! و باید به آن هم بپردازند! به خصوص ما که در خارج از کشور هستیم و دور از مبارزات مردم مان، البته رفیق  ببخشید، این جمله آخری را با خودم بودم !


اصغر: رفیق ببین، اصلأ من و تو نمیتونیم کنار بیائیم ! این مال آن زمانی است که ما کمونیست های انقلابی در حین ایجاد طبقه کارگر، وظایف دموکراتیک هم را در نظر داشته باشیم، ولی فعلأ ما تو تهیه اولیش گیر کردیم  و از اینرو به بقیه کارها نمی رسیم ! در ثانی چیزی که تو و امثال شما ها نمی فهمند اینه که مسئله ما از این چیزهای کوچک گذشته !


اکبر: نفهمیدم! از کدام چیزها گدشته ؟


اصغر: رفیق، برای همین است که میگم، تو سر ِ کاری هستی و چیزی نمی فهمی!


مسئله ما از جمهوری اسلامی گذشته، ما فکر رهایی بشریت از زیر یوغ امپریالیستها هستیم وگرنه سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی ایران برای ما کاری ندارد ! ولی همینطوریکه گفتم مسئله ما جنبش جهانی است و ما باید در این راه نیرو بگذاریم، از اینرو، مبارزه ما بسیار طولانی خواهد بود که تو این را نمیفهمی !


اکبر: اتفاقأ بر عکس، خوب هم میفهم و خوب هم میتونیم کنار بیائیم، فقط باید دموکراسی را رعایت کنیم!


اصغر: چطور؟


اکبر: شما مانند این 28 سال، در فکر رهایی بشریت باشید! ما هم، سرکاری ها را انجام میدهیم ! بالاخره هر کس به اندازه توانایی خودش مبارزه می کند، موافقی ؟


اصغر: ببین رفیق، حرف مرد یکی ست ! اگر28 سال دیگر هم طول بکشد ما با فکر ایجاد این طبقه برای رهایی بشریت، همینطوری میریم جلو و مثل شما هم سر کار گذاشته نمی شویم که با هر حرکتی دست و پای خودمون را گُم کنیم و یکسری کارهای به اصطلاح دموکراتیک انجام بدهیم و این را فراموش نکن که هر رژیم دیکتاتوری هم، مانند انسان عُمری دارد!  بالاخره یکروز عُمر این رژیم هم تموم میشه و سرنگون میشه !


اکبر: واقعأ درود بر تو رفیق کبیر، الحق که پیشگوی قهاری هم هستی!!!!


اصغر: هرچه هستم سر ِ کاری نیستم .


 



منبع: سايت ديدگاه





در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.




طنز

ادامه فهرست ...

   


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.