مصلحت مملکت و ملّت<br>حسين فاطمي

«... دربار دشمن همهء آزاد مردان، وطن‌پرستان و خصم مبارزین راه استقلال و آزادیست.

اگر این‌طور نیست از او بپرسید من که در راه جهاد ملّت ایران هنوز درد و رنج و درد گلولۀ اجنبی را برجان و تن خود دارم و هنوز از بیمارستان خارج نشده در مذاکره با اجنبی دیگر صرف قوه و انرژی می‌کنم چه جرمی مرتکب شدم که نیمه شب باید اسیر تجاوزات افرادی غارتگر و قطاع‌الطّریق بشوم؟

من از محمدرضاشاه پهلوی هرگز انتظار آن را ندارم که این شجاعت و شهامت خودش را در برابر بیگانگان بکار ببرد، من حتّی به قدر سلطان مراکش و بیک تونس هم از او حمایت از حقوق ملّت را نمی‌خواهم ولی اعتراف می‌کنم که تا این درجه او را حقیر و کوچک فکر و ضعیف‌العقل نمی‌شمردم که شبیخون بر مبارزات و جهاد ملّت خود بزند و تمام محصول فداکاریها و جانفشانیهای مردم محروم و بینوای کشور را قربانی هوسبازی و لاس زدن با اجانب کند.

یکی نیست از او بپرسد دیگر شما و فامیل شما از این یک مشت پابرهنه و لختی که بیست سال پدرت آنها را به نفت جنوب زیرنظر مستقیم خویش فروخت و برای چهل سال بعد از خود نیز قرارداد 1933 را باقی گذاشته چه می‌خواهید؟

ثروت یک مملکت را به غارت بردید، املاک و اموال و نوامیس مردم از دست این خانواده سی سال است در امان نبوده و حالا هم مثل دزدها و بدکارها از تاریکی شب برای کودتا استفاده می‌کنید و برای استراحت به کلاردشت تشریف می‌برید؟...»

برگرفته از باختر امروز، شماره 1172، یکشنبه 25 مرداد 1332 گردآمده در دفتر هاي «آزادي» - «دکترحسین فاطمی - نوشته‌های مخفیگاه و زندان» - بازتکثير در ديدگاه
اخلاص و صداقت این آزاده را در نامه‌هایی که تا چند روز پیش از قتل فاجعه بارش برای آیت‌الله حاج سیّدرضا زنجانی، مجتهد روشنفکر و وطن‌دوست زمان، که با کوشش خستگی‌ناپذیر برای نجات او تلاش می‌کرد، فرستاده، می‌توان یافت. به‌عنوان مثال در یکی از این نامه‌ها که دربارۀ ضرورتِ داشتن مشی مشترک دفاع در دادگاه نظامی با سایر متهمین پرونده است چنین می‌نویسد:
«... منافع شخصی ما را در نظر نگیرند که بنده مریضم، چاقو خورده‌ام، زن و بچه و خواهر و برادرم چه می‌گویند، بلکه آن چیزی را در نظر بگیرند که ما به خاطر حفظ و حمایت آن جهاد کرده و به این روز افتاده‌ایم. مصلحت مملکت و ملّت را که می‌خواهد حیات نهضت خود را نجات دهد آرمان و آرزوی هزارها و صدها هزار، هموطن خود را بیشتر رعایت کنند... درست است که من رنج فراوان در این مدّت مرض و قبل از آن کشیده‌ام ولی آرزو دارم که نَفَس‌های آخر زندگی‌ام نیز در راه نهضت و سعادت هموطنانم صرف شود. به‌هرحال در دادگاه ما می‌توانیم بسیاری حقایق را فاش کنیم و داغ باطله بر کنسرسیوم و حامیان او برزنیم ... راه دیگری هم این است که معتدل و ملایم حرف بزنیم و بگذریم، یا مثل (ریاحی) طلب عفو و بخشش کنیم و چند سال زندان برای ما، حسب‌الامر تعیین کنند. زیر بار شِقّ آخری بنده هرگز نخواهم رفت...»
برگرفته از پیشگفتارهدايت متين دفتري: - دفتر هاي «آزادي» - «دکترحسین فاطمی - نوشته‌های مخفیگاه و زندان» -
بازتکثير در ديدگاه


   برای خواندن نقل‌قول‌های دیگر، اینجا را کلیک کنید