سالگرد اعدام<br>خسرو گلسرخي

خسرو گلسرخي در 28 بهمن 1352 اعدام شد
 
معلم پای تخته داد ميزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زير پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسيها
لواشک بين خود تقسيم می کردند
وآن يکی در گوشه‌ای ديگر «جوانان» را ورق می زد.
برای اينکه بيخود های‌و هو می کرد و با آن شور بی‌پايان
تساويهای جبری را نشان می‌داد
با خطی ناخوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاريک
 غمگين بود
تساوی را چنين بنوشت : يک با يک برابر است
از ميان جمع شاگردان يکی‌برخاست
هميشه يک نفر بايد بپاخيزد...
به آرامی سخن سر داد :
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
نگاه بچه‌ها ناگه به يک سو خيره گشت و
 معلم مات بر جا ماند
و او پرسيد : اگر يک فرد انسان ، واحد يک بود
آيا يک با يک برابر بود؟
سکوت مدهشی بود و سوالی سخت
معلم خشمگين فرياد زد آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت:
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه
قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پايين بود؟
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
آنکه صورت نقره گون ، چون قرص مه می‌داشت بالا بود
وآن سيه چرده که می ناليد پايين بود؟
اگر يک فرد انسان واحد يک بود
اين تساوی زير و رو می شد
حال می‌پرسم يک اگر با يک برابر بود
نان و مال مفتخواران از کجا آماده می‌گرديد؟
يا چه‌کس  ديوار چين‌ها را بنا می‌کرد؟
يک اگر با يک برابر بود
پس که پشتش زير بار فقر خم می‌گشت؟
يا که زير ضربه شلاق له می‌گشت؟
يک اگر با يک برابر بود

پس چه‌کس آزادگان را در قفس می‌کرد؟

معلم ناله‌آسا گفت :

بچه‌ها در جزوه‌های خويش بنويسيد:
يک با يک برابر نيست.......

«سروده: خسرو گلسرخي»
_______
«... هیچ كس از زندگی در كنار زن و فرزند گریزان نیست من مثل هر انسانی زندگی را دوست دارم و دوست دارم مثل هر پدری رنگ چشمان فرزندم را ببینم اما راهی را كه انتخاب كرده ایم باید به پایان ببریم مرگ ما حیات ابدی است ما می رویم تا راه و رسم مبارزه بماند اگر من ندامت نامه بنویسم كمر مبارزان را خرد نكرده ام ؟...»
برگفته از وبلاگ گلسرخي

______
گلسرخی  در دادگاه نظامي خود و دوست هم رزمش "دانشیان" اينگونه دفاع مي كند:
«... به نام نامی مردم
من در دادگاهی كه نه قانونی بودن و نه صلاحیت آن را قبول ندارم ، از خود دفاع نمی كنم . هر چه شما بر من بیشتر بتازید من بیشتر بر خود می بالم، چرا كه هر چه از شما دورتر باشم به مردم نزدیك ترم و هر چه كینه شما به من و عقایدم شدیدتر باشد لطف و حمایت توده مردم از من قوی تر است ، حتی اگر مرا به گور بسپارید كه خواهید سپرد مردم از جسدم پرچم و سرود می سازند.
زندگی امام حسین  نمودار زندگی كنونی ماست كه جان بر كف برای خلق های محروم میهن خود در این دادگاه محاكمه می شویم . او در اقلیت بود و یزید بارگاه و قشون و حكومت و قدرت داشت او ایستاد و شهید شد. هر چند كه یزید گوشه ای از تار یخ را اشغال كرد، ولی آن چه كه در تداوم تاریخ تكرار شد راه حسین و پایداری او بود نه حكومت یزید. آن چه را كه خلق ها تكرار كردند و می كنند راه حسین است.
..»
برگرفته از خسرو گلسرخي شهيدي از قبيله شعر و خبر – سايت آتي بان
«...
جامعه ايران بايد بداند كه من در اينجا صرفا بخاطر داشتن افكار ماركسيستي محاكمه و محكوم به مرگ مي شوم. جرم من نه توطئه و سوءقصد، بلكه عقايد من است. من در اين محكمه كه آقايان روزنامه نويس خارجي هم در آن حضور دارند، عليه اين دادگاه، عليه سازندگان اين پرونده و عليه صادر كنندگان بي مسئوليت رأي دادگاه عادي اعلام جرم مي كنم. من تمام مراجع و كميته ها و سازمانهاي حقوقي و قضائي جهان را به بذل توجه به اين صحنه سازي ها، به اين جنايت دولتي كه در شرف وقوع است دعوت مي كنم. اين مسأله اي است كه در واقع بايد به آن توجه شود. دادگاه نظامي حتي اين زحمت را به خود نداده كه پرونده مرا بخواند. من كه يك ماركسيست -- لننيست  هستم، به شريعت اسلام ارج مي گذارم و عقيده ام را كه براي آن مي ميرم با صداي بلند فرياد مي زنم كه:

در هيچ كجاي دنيا، در كشورهاي وابسته و تحت سلطه استثمار چون كشور ما، حكومت واقعا ملي نمي تواند وجود داشته باشد، مگر آنكه نخست يك زيربناي ماركسيستي در جامعه بوجود آيد...»

دفاعيات خسرو گلسرخي – مندرج در  گلسرخی، 28 بهمن 1352 اعدام شد، آن گل سرخ، در سکوت خانه شکفت! رحمان هاتفی – سايت راه توده   


   برای خواندن نقل‌قول‌های دیگر، اینجا را کلیک کنید