نقل قولی از خسرو روزبه<br>کلیک کنید

محرومیت های شخصی و مشاهده مشقات توده های مردم ضرباتی در دوران زندگی به روح حساس و تاثیر پذیر من وارد آورد که فکر و روح مرا به کنکاش درباره وضع زندگی طبقات محروم واداشت.

من دیگر آن خسرو روزبه ای نبودم که می خواست از طریق تالیف و ترجمه و اکتشاف به جامعه خدمت کند، بلکه یکباره منقلب شدم. توفان عظیمی اعصاب و روحم را تحت استیلای خود گرفت. فکر محدود خدمت های جزئی را کنار گذاشتم و تصمیم گرفتم کار را از ریشه و اساس اصلاح نمایم تا به بدبختی میلیون ها نفر از هم میهنانم پایان بخشم.
... عباسی وظیفه داشت بمیرد و حرف نزند، من وظیفه دارم بمیرم و حرف بزنم و از مقدسات حزبم دفاع کنم.

من زمانی دستگیر شدم که دیگر هیچ راز مکتومی وجود نداشت. حتی مطالبی که فقط دو نفر از آن واقف بودند افشاء شده بود و اطلاعات دستگاه ده برابر اطلاعات من بود. در چنین شرایطی فقط یک وظیفه وجود داشت و آن هم دفاع از گذشته حزب و افتخارات آن بود. من اگر می خواستم مثل جلسات اول بازپرسی به همه چیز پاسخ "نه" بدهم، نه تنها از اطلاعات دستگاه تحقیق چیزی کم نمی شد، بلکه طرح مسائل و دفاع از آن ها برای کسی که از بیخ منکر همه چیز است نیز نه امکان داشت و نه معقول بود. بالنتیجه حزب بلادفاع می ماند و بدون تردید من برای این وظیفه، امروز مانند وارطان و کوچک شوشتری وجود خارجی نداشتم.

شاید این نخستین بار باشد که شما متهمی را با چنین روحیه و طرز تفکری محاکمه می کنید ولی نخستین بار در تاریخ نیست. تاکنون بسیاری از انسان های صاحب عقیده در چنین دادگاه هائی محاکمه شده اند، محکوم گردیده اند و به شرف شهادت رسیده اند ولی افکار عمومی آنان را تبرئه کرده است. من به عقایدم پای بندم، نظرات سیاسیم را مقدس می شمارم، به عهد و سوگند خود وفادارم.


از دفاعیات خسرو روزبه ــ مندرج در سایت راه توده

 


   برای خواندن نقل‌قول‌های دیگر، اینجا را کلیک کنید