سخني از<br>فريدون فرخزاد

بازخواني رسالهء روح الله خميني – 1983 - لندن
ترانهء شب بود بيابان بود
ديگر عشقي عيان نمي بينم
عاشقي در جهان نمي بينم
در سرپردهء قساوت ابر
دره اي آسمان نمي بينم
http://www.didgah.net/pfiles/sarmajale_farokhzad.pdf
«اينجا شهر نيست، جنگل است، شوره زار است، کوير است، مرداب است، بوي تعفن آن جهان را پر کرده است، خجالت مي کشم که چاپ اول کتابم در لوس آنجلس منتشر مي شود...»
نقل از : کتاب در نهايت، جمله آغاز است عشق
http://www.didgah.net/pfiles/sarmajale_farokhzad.pdf

سينما در ديدگاه شماره – 9


   برای خواندن نقل‌قول‌های دیگر، اینجا را کلیک کنید