سخني از<br>زرين تاج<br> طاهره قره العين

مي توانيد بزودي، هر گاه كه اراده كرديد ، مرا به قتل برسانيد. اما جلوي پيشرفت و مبارزه ي زنان براي آزادي را كه روزگارش بزودي خواهد رسيد، نمي توانيد بگيريد
____

هان صبح هدي فرمود آغاز تنفس
روشن همه عالم شد ز آفاق و ز انفس
ديگر ننشيند شيخ بر مسند تزوير
ديگر نشود مسجد دكان تقدس
ببريده شود رشته تحت الحنك از دم
نه شيخ بجا ماند نه رزق و تدلس (رياكاري)
آزاد شود دهر ز اوهام و خرافات
آسوده شود خلق ز تخيل و توسوس (وسوسه)
محكوم شود ظلم ببازوي مساوات
معدوم شود جهل ز نيروي تفرس (هوش ، فراست)
گسترده شود در همه جا فرش عدالت
افشانده شود در همه جا تخم تونس (الفت)
مرفوع شود حكم خلاف از همه آفاق
تبديل شود اصل تباين (جدايي) به تجانس (همسويي)

___
نقل از:
زنان آزاديخواه ايران از طاهره قره العين تا پروين اعتصامي [نوشتهء نيلوفر بيضايي]
http://www.didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=3186
_____________
«... از حالت تنهايي به حال اجتماع بيرون بياييد و اين حجابي را كه ميان شما و زنان مانع از استفاده و استمتاع است پاره كنيد، آنان را در كارهاي خودتان شريك سازيد و كارها را در ميان خودتان و زنان، بعد از آن كه كام دل از آنها برداشتيد تقسيم كنيد، با آن‏ها آميزش داشته باشيد، آن‏ها را از خانه‏ها به انجمن‏ها ببريد؛ زنان گلهاي زندگي دنيا مي‏باشند، گل را بايد از شاخه بچينيد و ببوئيد، زيرا گل براي چيدن و بوئيدن آفريده شده و شايسته نيست كه آن را آماده بداريد و بدان نيك نظر نداريد، آن‏ها را با لذت تمام ببوئيد، گل و شكوفه را بايد چيد و براي دوستان به ارمغان فرستاد. اما تمركز سرمايه نزد بعضي و محروم بودن برخي ديگر از استفاده از آن، اصل و اساس هر فتنه و فسادي است... بلكه اموال حق مشاع تمام مردم است، و كسي آن را قسمت نكرده. مال براي آن است كه تمام مردم درآن اشتراك داشته باشند...ميان فقرا و اغنيا مساوات كنيد»
نقل از: زنان در تاريخ معاصر(2)؛ قرة العين - حامد منتظري مقدم

http://www.womenrc.com/howra/frame.asp?code=content&id=6&number=2
_________
تو و تخت و تاج سكندري
من و راه و رسم قلندري

اگر آن خوشست تو در خوري

و گر اين بدست مرا سزا

___
گر بتو افتدم نظر چهره به چهره رو به رو شرح دهم غم ترا نكته به نكته مو به مو
از پي ديدن رخت همچو صبا فتاده ام كوچه به كوچه ، در به در ، خانه به خانه ،كو به كو
دور دهان تنگ تو ، عارض عنبرين خطت غنچه به غنچه ، گل به گل ، لاله به لاله ، بو به بو
ميرود از فراق تو خون دل از دو ديده ام دجله به دجله،يم به يم، چشمه به چشمه، جو به جو

___
عشق يه هر لحظه ندا مي كند
هر كه هواي ره ما مي كند

بر همه موجود صدا مي كند
گر حذر از موج بلا مي كند

پا ننهد بر لب درياي من

____
درباره قره العين / مریم خراسانی
http://www.shabakeh.de/archives/individual/000191.html


   برای خواندن نقل‌قول‌های دیگر، اینجا را کلیک کنید