شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

شنبه ۴ تير ۱۴۰۱ - ۲۵ ژوئن ۲۰۲۲



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

مبارزه شورشگرانه زنان
بازخواني مقاله زينت ميرهاشمي در ويژه نامه خرداد ديدگاه

زينت ميرهاشمي

تبعیض جنسی بین زن و مرد دیرینه ترین تیعیضی است که وجود دارد و بنابرین ابتدایی ترین پیامی که مبارزه زنان برای آزادی و برابری جنسی دارد اینست که ما زنان برای پیروزی مبارزه می کنیم. برای پیروز شدن باید دستاوردهای این جنبش را حفاظت کنیم. زیرا که اولین سنگری که مورد یورش نیروهای عقب افتاده و ارتجاعی قرار می گیرد همانا دستاوردهای جنبش زنان است. پس مبارزه زنان دو وجه دارد: حفظ دستاوردها و ارتقا آن به مراحل بالاتر.

بدون شک تا روزی که ستم جنسی وجود دارد مبارزه برای رفع این ستم وجود خواهد داشت. به ویژه در شرایطی که شعار «ساختن جهانی دیگر»، «جهانی عادلانه تر، همراه با صلح، دموکراسی و عدالت اجتماعی» در دست زنانی است که روز 8 مارس تحت حکومت استبدادی حاکم بر ایران برای ساختن جهان دیگر عزمشان را جزم کردند.

ساختن جهانی دیگر غیر ممکن نیست. جهانی شدن مبارزه در برابر جهانی سازی سرمایه خوشبختانه این امید را دوباره زنده کرده که می توان به «ناممکنها» دست یافت و در برابر یکه تازی صاحبان قدرت و سرمایه ایستاد.  این جهان اگر چه دور باشد و به زودی قابل دستیابی نباشد اما افق دیدی که نسبت به آن در پویندگان راه آزادی وجود دارد چشم انداز امکان دستیابی به چنین جهانی را در پیش روی ما قرار می دهد.

این مبارزه به سرنوشت جنین دختر در شکم مادر تا زنی در لحظه های پایان زندگی ارتباط دارد. جنینی که به دلیل دختر بودن قبل از تولد می میرد تا مایه غمگینی پدر و مادر نشود. ستمی که در هیچ مرحله  بازنشستگی نداشته و دست از سر زنان بر نمی دارد و بنابرین مبارزه برای رفع ستم جنسی هم عقب نشینی  ندارد. زیرا هر عقب نشینی در این عرصه، راه را برای بنیادگرایان و مرتجعان در جهت  بازپس گیری دستاوردهای جنبش زنان باز می شود. مبارزه  زنان برای برابری کامل، جدالی بین سنت و مدرنیته، بین ارتجاع و ترقی، بین ساختارهای کهن سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با ساختارهای نوین است. در این جدال، چالشگران و کنشگران این صحنه، هیچ گاه و در هیچ گامی نمی توانند با آن چه که به زنجیرهای زنان برای بردگی کمک می کند همسو شوند. مبارزه زنان باید با گسستی عصیانگرانه و شورشگرانه از سنتها و علیه نظم موجود و الگوهای ساخته شده بر پایه نظام کهن پیش رود تا بتواند گامهایی به سمت بهبود شرایط بردارد. نمی توان از آزادی سخن گفت اما آزادی زن بر جسم و اندیشه اش را قبول نکرد. نمی توان از آزادی سخن گفت اما حق تولید مثل و انتخاب شیوه زندگی را از زن سلب کرد.

چه مواردی این تبعیض جنسی را تداوم، یاری و نهادینه می کند؟

پایه ای ترین و دیرینه ترین نهادی که از نابرابری جنسی پاسداری می کند نهاد «خانواده» است.

قوانین حاکم بر جامعه یا از تبعیض در این نهاد پاسداری و آن را نهادینه می کند و یا امکان مقابله با تبعیض و دفاع از خود را به ستم دیدگان می دهد.

کارکرد خشن در خانواده، به ویژه خانواده مذهبی و سنتی را حتا در کشورهای صنعتی پیشرفته می توان دید. از نگاه مردسالارانه خانواده امری «مقدس» و حریم خصوصی است که به اندرون آن نباید راه یافت. در کشورهایی که سنت و فرهنگ رشد نکرده خانواده از قدرت بیشتری برخوردار است.

در خانواده که از پدر، مادر و فرزندان تشکیل شده است، مثل جامعه کوچک، قانون مشخصی برقرار است. وظیفه هدایت این کانون در دست مردان است. میزان کاربست تبعیض در این کانون به سنتها، عادات، قراردادهای اجتماعی و قوانین حاکم بر جامعه بستگی دارد. زمانی که خانواده به مثابه سلول اصلی جامعه شناخته شود، طبیعی است که افراد شرکت کننده در آن در برابر جامعه و قانون به مثابه یک فرد رسمیت پیدا نمی کنند. منافع افراد خانواده به منافع رئیس خانواده بستگی دارد. در قوانین حکومتهای دینی  با قوانین شرعی رئیس خانواده مسئول حفظ «آبرو و حیثیت» این نهاد است. پدر و برادر می توانند همسر، مادر و یا خواهر را به دلیل عبور کردن از خط های قرمز به قتل برسانند و در مقابل از پیگرد قانونی مصون باشند.

زن حق طلاق ندارد. حق حظانت اطفال با مردان است. زن بدون اجازه مرد حق آموزش و سفر، حق تصمیم گیری بر تولید مثل و کورتاژ را ندارد. حتا جانش از جان جنینی که به دنیا نیامده کمتر ارزش دارد. زن در برابر نان آور خانواده باید تمکین کند. اگر تمکین نکند حق تغذیه ندارد. زن باید خانه را محیطی امن و با آرامش برای مرد درست کند. زن «مقدس» و «تاج سر مردان»  است به همین دلیل باید مردان از آنان حفاظت کنند.

در جامعه ی مردسالار، رئیس خانواده بیشترین خدمت را به حفظ نظام مردسالارانه می کند و به همین دلیل از طرف حکومت مورد ارج قرار می گیرد. حکومت استبدادی ولایت فقیه در تمام قوانین و رفتارش زنان را به پاسداری از  خانواده مکلف کرده و رشد زنان را با بر باد رفتن بنیان خانواده یکی می داند.

مکمل خانواده ،فرهنگ مسلط بر جامعه است. در جامعه سنتی کانون خانواده رمز و رازی دارد که باید در برابر آن سکوت کرد و در آن نباید به سود حق زن دخالت کرد. در چنین فرهنگی زنان اولین سانسور کننده خودشان هستند، اتوریته مرد را بر اتوریته همجنس خودشان ترجیح می دهند. زنان از این  که نظام مردسلاری شکاف بردارد و آنها مورد بی مهری قرار گیرند می ترسند. نگاهی به عملکرد زنان در مجلس رژیم مشخص می کند که آنان چه خدمتی به حفظ این نظام مردسالار می کنند.

هنگامی که قوانین حاکم بر پایه تبعیض بنا شده باشد و مرد را موجودی برتر و ذیصلاح در امر حفظ «حکمت»، «جامعه»، «اخلاق» و «خانواده» بداند پس نه تنها ابزار و امکانی به زنان برای مقابله با تبعیضی که از آن رنج می برند نمی دهد بلکه این تبعیض را نهادیه تر و قدرت مرد را به عنوان رئس خانواده محکم تر می کند. هر گاه به این قدرت خدشه ای وارد شود به بنیان نظام مردسالار خدشه وارد خواهد شد.

برای رهایی زنان و رسیدن به برابری جنسی تعییرات بنیادین و دموکراتیک لازم است. از دریچه نگاه سنتی و با انگاره های متعلق به قرون وسطی نمی توان از رهایی زنان صحبت کرد.

از اینرو نگاه به خانواده به عنوان یک قرارداد باید تغییر کند. این قرارداد نباید جنبه «مقدس و الهی» داشته باشد، بلکه مثل قراردادهای اجتماعی دیگر باید بر پایه انتخاب آزادانه، اگاهانه افراد تشکیل دهنده آن و هر فرد در مقابل جامعه از حقوقی مساوی برخوردار باشد و هر فرد در برابر قانون و جامعه یک فرد مستقل محسوب می شود. در چنین جامعه ای هیچ زنی به اعتبار همسر، پدر و یا برادر خود هویت پیدا نمی کند. هویت هر فرد بر اساس ارزشهایی که تولید می کند تعریف می شود.

در توسعه پایدار و در تحولات دموکراتیک و اجتماعی امر برابری زنان نقش محوری دارد. در هر طرح توسعه پایدار نحوه نگرش نسبت به خانواده، تغییر قوانین تبعیض آمیز، تحول در فرهنگ جامعه امری حیاتی است که رسالت پیشبرد آن بر دوش کنشگران جدی مبارزه برای رهایی است. هیچ تحول اجتماعی و دمکراتیک بدون مشارکت فعال زنان در عالی ترین نهادهای سیاسی، قانونگذاری، قضایی امکان پذیر نخواهد بود. زنان باید الگوهای موجود که به زن به مثابه «برده، کالای دست دوم اما ظریف و ...»  نگاه می کند را به چالش بگیرند. در بلندای چنین اندیشه ای است که زنان جای خود را به عنوان انسانی برابر در جامعه باز می یابند.

افق دیدمان چگونه باشد تا موثر افتد.

اگر چه در برابر شرایط روز باید برای حقوق روزمره مبارزه کرد اما هر ستمی با تکیه بر ستمهای دیگر است که قدرت عمل پیدا می کند. پس اگر به طور واقعی می خواهیم ستم جنسی نابود شود، باید ستم طبقاتی که به این ستم جان می دهد را نابود کرد. بی عدالتی، فقر، نابرابری در ثروت و مالکیت، عدم استفاده برابر از امکانات آموزشی، بهداشتی، اشتغال و ... به ستم جنسی امکان عمل بیشتر می دهد. یک نمونه ساده. زمانی که کار، بهداشت و امنیت برای همه به یک میزان وجود ندارد. در چنین وضعینی زنان بسته به جایگاه طبقاتی خود از امکانات استفاده می کنند و یا از آن محروم هستند. پس ستمها ارتباط ارگانیکی با هم دارند که در بسیاری مراحل راه حلهایی مشترک را طلب می کنند.

زنان بازندگان اول توسعه امپریالیستی و جهانی شدن سرمایه داری هستند. افزایش فقر، فحشا، بیکاری، بی خانمانی و ... زنان را در مرحله اول مورد هجوم قرار می دهد.

کنوت اوستبی هماهنگ کننده سازمان ملل متحد می گوید:« دو سوم از 960 میلیون بزرگسال که در دنیا بی سواد هستند را زنان تشکیل می دهند. سه پنج زنان و دختران دنیا فقیر هستند و همچنین 70 در صد از 130 میلیون نفری که به مدرسه نمی روند را دختران تشکیل می دهند.» (ایلنا 17 اسفند 1384)

جنبش زنان بستگی به ساختار قدرت در هر کشور و تغییر و تحولات آن به درجات مختلف به آزادی دست یافته اند اما تبعیض مضاعف دردی مشترک بین همه زنان است که حتا در کشورهای پیشرفته صنعتی که حق برابر در قانون به رسمیت شناخته شده، وجود دارد. اگر زنان در کشورهای اسکاندیناوی به درجه ای بسیار بالا  از برابری رسیده اند نمی توانند چشمانشان را بر زنان کشورهای جنوب ببندد. زیرا پایمال شدن حقوق زنان در گوشه ای دیگر از جهان آنها را هم تحت تاثیر قرار خواهد داد. در سالهای اخیر رشد بنیادگرایی در کشورهای اروپایی دستاوردهای جنبش زنان در این کشورها را مورد تهدید جدی قرار داده است. اگر زنان کشورهای اروپایی نوجه جدی به پایمال شدن حقوق زنان توسط بنیادگرایان اسلامی نکنند، دستاوردهای خودشان هم به طور جدی مورد تهدید قرار می گیرد.

نابودی کلیه قوانین تبعیض آمیز در مورد زنان و تحقق حکومتهای دمکراتیک و سکولار چشم اندازهایی به سوی رهایی زنان باز می کند. اما رهایی کامل هنگامی تحقق می پذیرد که جامعه رها شود و این امر با لغو کار مزدوری میسر است.

زینت میرهاشمی

Zinat_mirhashemi@yahoo.fr

منبع: سايت ديدگاه




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
زينت ميرهاشمي:



[تاریخ ارسال: 23 May 2006]  [ارسال‌کننده: مهناز]  [ mahnaz_998@yahoo.com ]  
سلام
خانم زینت میرهاشمی ممنون از مطلب بسیار جالبی که نوشتید..قلم شما همیشه برنده و موثر است. موفق باشید
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.