شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰ - ۲۰ ژانویه ۲۰۲۲



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

عسلویه جولانگاه استثمار وحشیانه کارگران
یادداشت روز زینت میرهاشمی

زينت ميرهاشمي

عسلویه بعد از پروژه های نفتی مشترک شرکتهای نفتی جهانی و نیز واسطه ها و دلالان وابسته به رژیم، تبدیل به منطقه ای سودرسان شده است.

به نوشته سایت ویکی‌پدیا، «عَسَلویه شهری از توابع شهرستان کنگان و یک منطقه عظیم صنعتی از توابع استان بوشهر در جنوب ایران است. این روستا در دوازه کیلومتری شرقی روستای نخل تقی و در هفت کیلومتری روستای بیدخون و در کرانه خلیج فارس واقع شده‌است.»

عسلویه در یک منطقه سرشار از ثروت و منابع طبیعی و حدود 100 كيلومتر با حوزه گاز پارس جنوبي كه درميان خليج فارس واقع شده (دنباله حوزه گنبد شمالي قطر) فاصله دارد. پيش از سال 75 كه پروژه پارس جنوبي شروع شد، در مجموع 24هزار نفر در اين منطقه ساكن بودند كه روستاي نخل تقي و سپس عسلويه بيشترين جمعیت را داشتند که از طريق دريا، تجارت و دامداري به اشتغال مي‌پرداختند.

درآمد ساكنان منطقه از طريق دامداري و كشاورزي و كارهاي تجاري انجام می گرفت. به گفته منابع آمار دولتی در حال حاضر 60 هزار نفر در این منطفه زندگی می کنند.

در حال حاضر اكثر زمينهاي كشاورزي نابود شده و دامداري بومی به طور كامل نابود شده است. شرکتهای نفتی فعال جوانان عسلویه را به بهانه نداشتن مهارت استخدام نمي‌کنند.

بر اساس آمار دولتی حوزه پارس جنوبي که در نزدیکی این منطقه واقع شده داراي 450 تريليون فوت مكعب گاز معادل حدود 8/6 % كل منابع گازي جهان است كه منطقه ويژه اقتصادي انرژي پارس در مرحله اول، احداث 12 فاز فرآوري گاز به علاوه 15 مجتمع پتروشيمي و نيز طيفي وسيع از صنايع پائين دست پتروشيمي، صنايع مختاط و صنايع نيمه سنگين به علاوه حجم معتنابهي از كاربري هاي خدماتي را در برنامه خود دارد.

روز سه شنبه 30 آبان 1385 دکتر «بهمن آرمان» اقتصاددان در باره عسلویه در گفت ‌و  گو با خبرنگار سیاسی آفتاب گفت:«بندر عسلویه که تمدن بزرگ صنعتی ایران در آن‌ جا در حال شکل‌گیری بود، به گورستانی تبدیل شده و هیچ طرح پتروشیمی جدیدی در آنجا به مرحله اجرا گذاشته نشده است.»

با وجود منابع عظیمی که در این منطفه وجود دارد،  فقر رهاورد ثروت طبیعی و چاههای گاز این منطقه برای مردم است. عسولیه در سالهای اخیر مورد توجه انحصارات نفتی قرار گرفته و پروژه های مهم گازی در آن بنا شده است. در این پروژه ها شرکتهای بزرگ نفتی اروپایی و نیز کره ای همچون «توتال» و «هیوندا» شرکت دارند. در مجموع بیش از 100 شرکت پیمانکار کارگران ایرانی، افغانی و پاکستانی را به بردگی کار کشیده اند.

شرکتهای پیمانکار کارگران را در وحشیانه ترین شکل استثمار می کنند. شرایط کاری عقب مانده، ساعتهای کاری غیر استاندارد و دستمزدهای پایین کارگرانی را که به امید کار از مناطق دیگر زندگی را رها کرده و به این منطقه آمده اند دچار آسیبهای جدی کرده است.

روز ۱۸ بهمن ۱۳۸۵ عبدالله حاجياني مشاور عالي مدير عامل منطقه آزاد عسلويه به خبرنگار ایسنا می گوید:«اعتياد مهمترين معضل و چالش اساسي منطقه است.»

وی اضافه کرد:«هم اكنون در منطقه سالانه تعدادي از كارگران جان خود را بر اثر مصرف مواد مخدر داراي ناخالصي از دست مي‌دهند و جسد آنها در كنار تلمبه‌خانه‌ها پيدا مي‌شود.» در پایان این مصاحبه حاجياني می گوید:«تفاهمنامه‌اي ميان وزارت رفاه و تامين اجتماعي و وزارت نفت براي كنترل آسيبهاي اجتماعي در منطقه عسلويه در گذشته امضاء شده بود و اين در حاليست كه اين تفاهمنامه هيچ گاه عملياتي نشد و بودجه لازم در اختيار سازمان بهزيستي قرار نگرفت.»

کار کردن روی تضاد بین کارگران بومی و غیر بومی از جمله شگردهای شرکتهای پیمانکار این منطقه در برابر دستیابی کارگران به حقوق کار است. طی دو سال اخیر مرتب شاهد اعتصاب و اعتراض کارگران در این منطقه بوده ایم. بیش از 1500 نفر کارگران شرکت رامشیر در خرداد ماه گذشته دست به اعتصاب طولانی زدند. کارگران رامشیر به عدم پرداخت 7 ماه حقوقشان اعتراض داشتند. عدم پرداخت دستمزد از جمله مشکلات کارگران در این منطقه است.

جوانمیر مردادی، عضو هیأت موسس اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار ایران، در رابطه با تهدید کارگران به بیکاری در صورت اعتراض گفت:«تنها یک روز پس از پرداخت یک ماه از دستمزدهای معوقه کارگران، مدیریت این شرکت تهدید خود مبنی بر اخراج کارگرانی که در اعتصاب نقش عمده تری داشتند، عملی کرد و تاکنون حدود 40 نفر از آنان از کار اخراج شده اند.» (مصاحبه با رادیو فردا 5 مردد)

روز  سه شنبه 26 تیر ماه، بیش از 600 نر از کارگران شرکت گاما، زیر مجموعه شرکت «اویک» در پالایشگاه فاز نه و ده پروژه پارس جنوبی صورت گرفت. این اعتراض همچون اعتراضهای قبلی به خاطر عدم پرداخت ماهها دستمزد صورت گرفت. کارگران شرکت «پارس حساس» در این منطقه روز سوم مرداد دست به اعتصاب زدند.

مرادی در رابطه با شرایط استثمار کارگران در این منطقه می گوید:«بسیاری از کارگران حق مرخصی ندارند و در صورتی که به مرخصی بروند، که این حق آنها است، از سوی کارفرمایان اخراج می شوند.»

سرمایه داری انگلی با وارد شدن در مدار سرمایه داری جهانی، استانداردهای اولیه حقوق کارگری را رعایت نمی کند. منطقه ثروتمند عسلویه که بر چاههای سرشار از گاز بنا شده است، عرصه ای از پروژه های سرمایه های انحصارات نفتی در کنف حمایت سرمایه انگلی و مفتخوار ایرانی شده است. رژیم در خوش خدمتی به نئولیبرالیسم و سرمایه داری جهانی، بیشترین آسیب را به مردم فقیر این منطقه تا کنون زده است.

در شرایطی که تعداد زیادی از کارگران به جرم دفاع از حقوق خود، دفاع از سندیکا و تشکل یابی در سیاهچالهای رژیم استثمار گر و سرکوبگر در بند هستند، مدیران و کارفرماها که بدون شک از خودیها و در مدار وابستگان حکومتی هستند، با دست باز دست به اخراج کارگران می زنند. همچنین کارگران را در برابر دو راهی قرار می دهند یا اعتراض و فعالیت برای بهبود شرایط که نتیجه آن بیکاری و اخراج است و یا تن دادن به شرایط دهشتناک چپاولگران. میزان مقابله کارگران با رهیافتهای استمارگرانه از طرف سرمایه داران که مشغله اصلی آنان دستیابی به سودهای بادآورده است، به درجه سازمانیابی و آگاهی و فعالیت طبقه کارگر بستگی دارد. تشکل یابی در برابر چپاول جهان گستر سرمایه داری حق کارگران است. بی شک پیوستگی و سازماندهی راهی برای رسیدن به حقوق کارگران و  سدی در برابر تهدید به اخراج از کار خواهد بود.

 

منبع: سايت ديدگاه

@ كپي رايت: اين مطلب ويژه سايت ديدگاه تهيه شده است. بازتكثير آن تنها با قيد منبع مجاز است.




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
زينت ميرهاشمي:



[تاریخ ارسال: 30 Jul 2007]  [ارسال‌کننده: چپ]  [  ]  
این انتقاد دوم و آخرین انتقاد من به خانم میر هاشمی است. امیدوارم مفید واقع شود:

مجاهدین با دولتهای استعماری "به نفع انقلاب" ائتلاف می کنند! سازمان شما هم "به نفع انقلاب" با مجاهدین ائتلاف می کند (در شورا)! پس این سندیکاها و تشکلات کارگری ای که شما از آن دفاع می کنید، باید در واقع "به نفع انقلاب" با دول استعماری ائتلاف کنند! جنبش دانشجوئی و زنان و معلمان هم قاعدتا به همین صورت.

در جائی خانم میر هاشمی می گوید:
"كارگران ايران از تشكلهاي مستقل كارگري كه ابزاري جهت سازمانيابي براي مبارزه شان است، محروم هستند. اما در كشورهاي سرمايه داري پيشرفته كارگران داراي ابزارهاي فوق هستند."

پس لطف سرمایه داری انحصاری جهانی فقط شامل حال بخشی از اپوزیسیون جمهوری اسلامی نیست بلکه کارگران آن کشورها را هم شامل می شود.

آیا فکر نمی کنید که با این عقاید و افکار شما در واقع اپوزیسیون جمهوری اسلامی را بدنام می کنید و کار تشکلات کارگری را مشکل می کنید؟
  

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.