شبکه‌ی دیدگاه: نیروهای سرنگونی‌طلب متحد شوید didgah      

صفحه‌ی نخست‌

حقوق بشر

يادداشت هفته

 پيوندها 

جمعه ۲ مهر ۱۴۰۰ - ۲۴ سپتامبر ۲۰۲۱



سايت ديدگاه


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
فیس بوک Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

ايران، تعادل بين مدارا و مروت [یادداشت روز]

مردمسالاری



نويسنده : دکترامير مدني


سرزمين ايران از سپيده دمان تاريخ، مکان رفت و آمد اقوام، فرهنگ ها و مدنيت ها و محل ملاقات و منازعه  و ستيز آنها بوده است.  ايران اگرچه زير فشار و هجوم اقوام آلتا يي از شرق و اقوام سامي از غرب بوده است اما توانسته است چون پلي روشن فرهنگ هاي بزرگ شرقي هند و چين  را به فرهنگ هاي بزرگ مديترانه اي يوناني- رومي  پيوند بزند و با همه اين فرهنگ ها در تاثيرپذيري متقابل باشد. ايران با آنکه همواره مکان مهاجرت و ستيزهاي اغلب سهمگين بوده است توانسته است موجوديت مدنيت مستقل و استمرار مدني خو يش را حفظ کند. نخستين ستيز در ميان آرياييان از راه رسيده و بوميان است که با يورش ها  و جنگ و گريزي ها با اقوام يوناني- رومي و مغول ها در درازاي هزاره ها ادامه مي يابد. ايرانيان در عهد باستان از بهر همزيستي انسان ها با  پي ريزي قوانين   مدنيت آفريني مي کنند و در عهد يورش هاي خانمان سوز صحرا نشينان آلتايي با انديشه عرفاني مدل همزيستي ضد خشونت را ارايه مي دهند.   از سده شانزدهم ميلادي که نطفه هاي دولت مدرن ايران بسته مي شود،  منازعه ايرانيان با قدرت هاي رو به رشد اروپايي آغاز مي شود. شکل گيري استعمار اروپايي همزمان با زوال قدرت و توقف رشد جامعه ايراني است. نقش رو به تزايد استعمار روس و انگليس در صحنه سياسي ايران به فرسودگي نيروهاي توليدگر انجاميده و دليلي بر عقب ماندگي  بيشتر جامعه ايراني مي گردد. جنبش عظيم دموکراسي طلبانه مشروطيت از جمله به دليل فشار از بيرون به سلطه استبداد مي انجامد و جنبش بزرگ حقوقي ملي کردن نفت  با دخالت نظامي قدرت هاي خارجي (انگليس- آمريکا) در هم شکسته مي شود. ايرانيان که تما م راه هاي اعتدالي را براي دست يابي به دموکراسي و حقوق خويش آزموده اند ناخواسته به سوي راه هاي راديکال کشانده مي شوند. انقلاب بهمن 57 محصول مشارکت همگاني است که تحت تاثير انديشه هاي نوين اسلامي و ديگر تفکرات صورت مي گيرد.

  تاريخ ايران به تناوب يا به مهر يا به قهر از ادوار  گذشته  بر سنت هاي دروني خويش (هخامنشيان- ساسانيان نگاهبانان سنت هاي آريايي- پارسي ) و گشوده شدن بر فرهنگ هاي بيروني (پارتيان فيلوهلن)  استوار بوده است. براي چند صد سال ايران داراي دولت مرکزي مقتدر نيست تا سده شانزدهم . که تمرکزي بدليل تنوعات قومي در ايران امري ضروري تشخيص داده مي شود. جامعه ايراني در عهد  صفويه عليرغم رابطه وسيع با بيرون درعين سنت شکني، آفريننده سنتي نوين و بسيار سنت گراست. جامعه ايراني  با  قاجارها به تدريج  و با پهلوي يکسره به سوي  بيرون کشيده مي شود. انقلاب بهمن 57 نيز چيرگي صورتي از سنت هاي بومي يا بومي شده است. در جامعه بر آمده از تحولات 57 دو گرايش عمده با  استدلالات و استنادات و روش ها و منش هاي ويژه خويش در کنار يکديگر  زيسته اند. اين هم زيستي امروزه همچنان وجود دارد. بي آنکه نيت هندسي سازي پديده هاي اجتماعي در ميان باشد دو صف داراي تمايزات آشکار هستند.

صف نخست که ريشه در صورتي از سنت ها دارد خوا ستار گسترش وزن خود  در صحنه منطقه اي و جهاني از طريق تکيه بر اقتدار و "رشد جهشي" اراده گرايانه مبتني بر هيجانات است. اين صف در محيط هاي دفاعي داراي پشتوانه جدي است و در حوزه دين , باورمند به ريشه آسماني قدرت است  و خواستار تلاش براي ايجاد يک باور غالب.  اين گرايش  راي شهروندان را نه منبع حقا نيت و مشروعيت که تنها منبع مقبوليت مي داند و خواستار جامعه تکليفي مبتني بر احکام ديني و اطاعت  سياسي براي رسيدن به" رستگاري" است. اين گرايش  زمينه هاي  اجتماعي خود را در ميان دنباله هاي بوروکراتيک بخش هايي از نيروهاي صنعتي- نظامي- ما لي و حاشيه نشينان شهري و اقشار روستايي و بهره وران از اقتصاد دولتي دارد. اين بينش اقتدار گرا در حوزه سياست جهاني خواستار نزديکي به "سازمان همکاري هاي شانگهاي" و   به روسيه و چين است  و اجراي سياست هاي باز در زمينه اقتصاد و بسته در زمينه حقوقي فردي و اجتماعي است.  

 صف ديگر بر آمده از سنت هايي است که  به طريقي با فرهنگ و اقتصاد جهاني از طريق تکنولوژي هاي مدرن داراي پيوستگي شده است و خوا ستار تعامل با جامعه جهاني  براي تامين " رشد متوازن" واقع گرايانه  با ملاحظه نسبت ها و اندازه ها با تکيه بر "تامل غير هيجاني"  ا ست. اين صف با آنکه در حوزه و دين و محافل دفاع داراي طرفداران  مصمم خود است، عمده طرفداران خود را در جامعه مدني، جهان  فرهنگ و کار،  حوزه آموزش و حقوق بگيران شهري و روستايي و در ميان اقليت هاي قومي، ديني، جنسي،... دارد. اين گرايش خواستار همزيستي باورها است و  راي شهروندان  را منبع هر نوع  حقانيت و مشروعيت و  مقبوليت مي داند و با رعايت  جنبه هاي الهي خواستار رعايت حقوق فردي و اجتماعي زمينيان مي شود و خواستار قوانين قادر به تحول با زمان و ضرورت هاي جديد است. اين بينش خواستار توزيع عادلانه تر امکانات و منابع، پشتيباني از توليد ملي است. اين گرايش عملا در محيط هاي فرهنگ و آموزش و در ميان اقشار متوسط حقوق بگير شهري و  روشن ضمير روستايي گرايش غالب است و سرمايه روشن بين مستقل را نيز  با خود دارد. اين بينش تعامل گرا خواستار ساخت يک دموکراسي  مدرن مستقل است که با چين و روسيه داراي روابط خوبي است اما با ساير دولت و دموکراسي ها رابطه خواهد داشت.

ايرانيان در تمامي تحولات با  نگاه به تجربيات همگان،احکام هستي و تدبير امور را از درون تاريخ و فرهنگ خود استخراج مي کنند. هر دولتي اساسا نگاه به منافع ملي خود دارد و در پي تحکيم و گسترش  آنها از طريق تکيه به   امکانات خود و چشم داشت به منابع ديگران است. آگاه ترين و ميهن دوست ترين ايرانيان مي دانند که  هيچ دولتي ديگر در فکر گسترش  حقوق و توسعه  براي ملتي ديگر نيست از اينرو تفکر و عمل در چارچوب منافع و امنيت ملي از حفظ منابع از براي توسعه و رفاه امري حياتي است. از آنجا که فشارها و چشمداشت  از بيرون هميشه بسيار بوده اند قدرت هاي شکل گرفته بسوي اقتدار هر چه بيشتر از براي حفظ خود گرايش پيدا کرده اند.  در اين آمد و شدها و تلاقي ها و منازعات باشندگان ايرانشهر دچار بيشتر سختي ها شده اند و عليرغم اين سختي هاي سهمگين همواره دغدغه آرمان هاي مردم را داشته اند.

ايرانيان در درازاي هزاره ها اساسا داراي بينشي ثبات جو و مدنيت آفرين و قانون گرا بوده اند. از همين رو صورت غالب مدنيت ايراني  جستجوي موزوني  و تلاش براي آفرينش هماهنگي بين تفاوت ها در يگانگي جوهر هستي در چارچوب "مروت و مدارا " بوده است. آيا در همين راستا تفکرات جامعه ايراني خواهند توانست يکديگر را به رسميت بشناسند؟ ايرانيان در سايه انديشه بزرگان و فرزانگان خود خواهند توانست با ميانه گزيني از بهر درنيفتادن  به سياه چاله خشونت در راستاي سنن مدني خويش گام برداشته و آفريننده موزوني هاي  تازه در راستاي تعميق حقوق دموکراتيک ملت و شهروندان شوند.    بيرون از مرز هاي ايران نيز بايد به اين حقيقت پي برده شود که تنها ايراني نيرومند،آزاد و آباد از پايه هاي امنيت و از پشتيبانان صلح جهاني خواهد بود که همواره پايدار خواهد ماند.

منبع: مردمسالاری، 23 اسفند 1388




نسخه‌ی چاپی  
ارسال اين مطلب به دوستان

در آرشيو سايت ديدگاه:
مطالب ديگر از
مردمسالاری:



در پیوند با این مطلب نظری ثبت نشده است.

  


[www.didgah.net] [email: irancrises@gmail.com] [© Didgah 1996]
بازچاپ مطالب سایت دیدگاه با ذکر منبع آزاد است.